منابع مقاله درمورد اسدی طوسی

دانلود پایان نامه ارشد

به شمشیر و تیر و کمان و کمند
به نیروی تو دست افراختم بسا سد که از تن بر انداختم
تو کردی مرا خود در این رهبری که بستم طلسم و ره کافری
(خسرو کیکاووس، 1386: 84)
گرشاسب که راهی برای ورود بر دخمه هفت جوش سیاوش نمی‌یابد، کلید شکستن این طلسم و راه یابی به آن را جز نیایش و تواضع در برابر پروردگار نمی‌داند.
گوان جامه رزم بنداختند نیایش کنان دست بفراختند
هم آن گه شد از باره مردی پدید کزو خوبترآدمی کس ندید
چنان بد که چشمش سه بد هر سه باز دو از زیر ابر و یکی از فراز
فسونی به آواز خواندن گرفت زدلها تف غم نشاندن گرفت
حصار از خروشش پر آواز شد ز دیوار هر سو دری باز شد
(اسدی طوسی، 1354: 178)
3-3- نهان‌خانه گنج
محل نگهداری هر چیز بیانگر ارزش و اعتبار آن است. انسانها برای نگهداری از اشیاء با ارزش خود آنها را در جایگاه‌های مخصوص می‌گذارند. شیئ هر چه ارزشمندتر باشد مراقبت از آن بیشتر و دقیقتر صورت می‌گیرد. گنج شاهان در محل مخصوصی به نام گنج‌خانه نگهداری می‌شد و شخصی به نام گنجورکه مورد اعتماد شاه بود، حساب و کتاب آن را نگه می‌داشت. در گنج خانه ها سکه‌ها، رشته‌های زر ناب، جواهراتی چون آتش فروزان، درّ خوشاب، تاج شاهی، گوشوار، دانه‌های گوهر شاهوار، انگشتری، کمرهای زرین، جامه شاهوار، دیبای زربفت، حیواناتی از طلای ناب با چشمانی آژده به گوهر، لعل و فیروزه، شمشیر زرین، جام مرصع، عقیق و زبرجد، کرسی‌هایی از عاج و … نگه داری می‌شد. علاوه بر اینها غلامان و کنیزان، اسیران جنگی، پرستندگان و نوازندگان، اسب و شتر و هر آن چه جز مایملک پادشاهان و در حوضه فرمانروایی آنان بود گنجی برای آنان محسوب می‌شد.
این‌ دارایی‌ها جزء سرمایه‌های ملی هر سرزمین محسوب می‌شدند که پادشاهان می‌بایست در امور خاص و برای بهبود اوضاع کشور از آن استفاده کنند. بنابراین پادشاهان گنج‌ها را در جایگاه مخصوص نگه‌داری می‌کردند تا از دست اغیار در امان باشد. گاه گنج‌ها را در خزانه‌ها می‌گذاشتند و بر آن نگاهبانانی می‌گماشتند و کسی جز پادشاهان اجازه و حق برداشت از آن را نداشت و کلید آن و طلسم باز کردن آنرا شاهان می‌دانستند. در بسیاری از اشعار محل پنهان کردن گنج‌ها در کوه ذکر شده است، تا هر کسی نتواند به آنها دسترسی داشته باشد و برای رسیدن به آنها باید زحمت و سختی‌های زیادی را متحمل می‌شدند تا به آنها دست یابند.
به کوه اندر آکنده چیزی که بود ز دینار وز گوهر نابسود
چو در کوه شد گنج‌ها ناپدید کسی چهره آکننده ندید
همه گنج با آنکه کردش نهان ندیدند زان پس کس اندر جهان
ز گنج نهان کرده بر کوه بیاورد با خویشتن یادگار
(فردوسی،1388 :7/32)
بکی جای دارند بر تیغ کوه بدو اندرون کرم و گنج و گروه
(همان: 7/149)
در فرامرزنامه نیز گنج‌ها در کوه نهان بودند و دیوان نگهبانان و آکنندگان آن.
سیه دیو، پویان و تازان برفت خرامان سوی کوه تازید و رفت
ز تاج و ز تخت و ز در و گهر غلام و فرستنده و سیم و زر
بیاورد چندان که هر کس که دید سر انگشت حیرت به دندان گزید
(خسرو کیکاووس،1386 :380)
بیارم نهم از بر کوهسار تو این کوه را خوار مایه مدار
که امروز اگر تا به صد سالیان ببینند این کوه کیشانیان
بیابند از این کوه، دینار و گنج شوند از کشیدن سراسر به رنج
(همان: 381)
در این کوه صد سال بودم نشست بسی رسته زر آوریدم به دست
همه زیر این میل کردم نهان برفتم سرانجام کار از جهان
(اسدی طوسی، 1354: 320)
شهر مداین نیز که از پایتخت‌های بزرگ ساسانیان بود دارای گنج‌های فراوان بود.
ز بس خواسته کان پراکنده شد ز زر و درم کشور آکنده شد
وزان شهر سوی مداین کشید که آنجا بدی گنج‌ها را کلید
(فردوسی،1388 :8/190)
به شاه جهاندار دادند گنج بچنگ آمدش گنج چون دید رنج
اسیران و آن گنج قیصر براه بسوی مداین فرستاد شاه
(همان: 8/90)
3-4- گنج و رنج
همیشه گنج‌ها موروثی نبودند و به این راحتی بدست نمی‌آمدند. پادشاهان گاه برای بدست آوردن گنج تلاش فراوانی می‌کردند و رنج بسیار می‌دیدند. برای رسیدن به دارایی و گنج همواره باید متحمل سختی شد و به قول سعدی شیرازی نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود. نگهداری از این گنج‌ها نیز هزینه‌ها و رنج فراوانی را به همراه دارد. در بسیاری از ابیات گنج با رنج همراه است.
تن آسان غم و رنج بار آورد چو رنج آوری گنج بار آورد
(فردوسی، 1388: 4/259)
چنین بود پاداش رنج مرا به آهن بیاراست گنج مرا
(همان: 6/149)
گر ایدون که گردیم پیروزگر ز رنج گذشته بیابیم بر
نگردد فرامش بدل رنجتان نماند تهی بی گمان گنجتان
(همان: 6/186)
رهانم تو را از غم و درد و رنج بیابی پس از رنج خوبی و گنج
(همان: 6/264)
به گنج و به رنج این روان باز خر مبر پیش دیبای چینی تبر
(همان: 6/275)
همان برده و برده‌های درم ز مشک و ز کافور وز بیش و کم
که رستم فراز آورید آن به‌رنج ز شاهان و گردنکشان یافت گنج
(همان: 347)
چو در جنگ تن را به رنج آورید از آن رنج شاهی و گنج آورید
(همان: 389)
از آن پس که بسیار بردیم رنج برنج اندرون گرد کردیم گنج
(همان: 7/186)
چو با لشکرم تن به رنج آوریم ز روم و ز چین نام و گنج آوریم
وزان جایگه شد سوی گنج خویش که گرد آورید از خوی و رنج خویش
(همان: 7/339)
تن آسان شود هر که رنج آورد ز رنج تنش باز کنج آورد
(همان: 8/163)
به شاه جهاندار دادند گنج بچنگ آمدش گنج چون دید رنج
(همان: 8/90)
مدارید کار جهان را به رنج که از رنج یابد سرافراز گنج
(همان: 9/255)
چنین است پاسخ که از رنج من فراز آمد این نامور گنج من
ز بیگانگان شهرها بستدم همه دشمنان را به هم بر زدم
(همان: 9/269)
تهی دست و ایمن از درد و رنج بسی بهتر از بیم با ناز و گنج
(اسدی طوسی، 1354: 35)
گرت گنج باید به تن رنج بر که در رنج تن، یابی از گنج بر
(همان: 70)
دریغ این همه گنج و رنج و نهاد که گنجم همه خاک شد رنج باد
(همان: 91)
وگر طمع داری به شاهی و گنج ز من یابی این هردو بی بیم و رنج
(همان: 95)
یکی جامه زان تا ببردی بگنج به کف نامدی جز به بسیار رنج
(همان: 310)
برو بر شمر هدیه چندان ز گنج کش آسان شو هرچه دیدست رنج
(همان: 345)
جمشید بیان می‌کند که در طی پنجاه سال و با رنج فراوان گنج‌ها را گرد آورده است.
بدین اندرون سال پنجاه رنج ببرد و از ین چند بنهاد گنج
(فردوسی، 1388: 1/39)
بوزرجمهر دانای روزگار خود متذکر است که هر کس رنج ببیند به نام و گنج می‌رسد و زحمات او به هدر نخواهد رفت.
پرستنده گر یابد از شاه رنج نگه کن که با رنج نام است و گنج
(همان: 8/144)
گشتاسپ به اسفندیار گوید در ازای نجات خواهرانش از دست ترکان گنج را با تخت شاهی به او تقدیم می‌کند.
بمردی شوی در دم اژدها کنی خواهران را ز ترکان رها
سپارم تو را تاج شاهنشهی همان گنج بی رنج و تخت مهی
(همان: 6/165)
گشتاسپ به عهد خود وفادار نمی‌ماند و اسفندیار را به جنگ با ارجاسب می‌فرستد. اسفندیار ارجاسب را می‌کشد و گنج او را که با رنج فراوان به دست آورده دوباره به پدرش گشتاسپ تقدیم می‌کند.
ز تن باز کردم سر ارجاسپ را برافراختم نام گشتاسپ را
زن و کودکانش بدین بارگاه بیاوردم آن گنج و تخت و کلاه
همه نیکویی‌ها بکردی به گنج مرا‎ مایه خون آمد و درد و رنج
(همان: 6/223)
پهلوانان ایران زمین برای سر افرازی و سر بلندی میهن خویش از هیچ کوششی فرو گذار نبودند اینان هر رنجی را به جان می‌خریدند تا ایرانی آباد و آزاد داشته باشند. آنان نه چشم داشتی به مقام و منصب داشتند و نه به دنبال مال اندوزی بودند. رنجی که رستم در یکپارچگی ایران کشید به وضوح بیشتر و فراتر از رنج اوست.
دگر آنکه گر بشمری رنج اوی همانا فزون آید از گنج اوی
(همان: 5/395)
اگر بر شمارد کسی رنج تو بگیتی فزون آید از گنج تو
(همان: 6/233)

فصل چهارم

گنج‌بخشی و گنج‌آکنی

قدرت پادشاهان و حاکمان فقط به شمشیر نیست. بلکه ثروت آنان نیز در قدرتمند بودن آنان مؤثر است. شاهان در همه حال بر ثروت خویش می‌افزایند و فقط در مواقع ضروری از آن برداشت می‌کنند. ثروت پشتوانه حکومت و قدرت آنان است.
شهان از پی آن فزایند گنج که از تن بدو باز دارند رنج
(اسدی طوسی، 1354: 237)
«در شاهنامه شاهان همیشه بی حد و حصر دولتمند هستند. به ندرت اشاره می‌شود که منبع قسمت عمده عایدات آنها خراج‌های اتباع آن‌ هاست، در صورتی که اغلب در ذکر این نکته که دولت آن‌ها محصول باج و ساو مغلوبین و غنائم جنگی آن‌هاست، افراط می‌ورزند. شاهان در بذل و بخشش به منتهی درجه تبذیر می‌کنند، به حد زیاد به افراد لشکر انعام می‌دهند، احتیاجات عمده فقیران و بی‌چیزان را رفع می‌کنند و در عین حال گاهی می‌توانند آن‌ها را از پرداخت مالیات‌های عمده معاف دارند.» (نولدکه، 1379: 169)
4-1- ارث و گنج
پادشاهان برای شناساندن خود به دیگران از وسایلی مانند تاج و تخت استفاده می‌کردند تا در جمع از دیگران متمایز باشند. آنان برای اداره و دوام حکومت خود جز این‌ها به سپاه و لشکر برای محافظت از مرزها و سرزمین‌های تحت فرمان خود نیازمند بودند. افسران و سربازان ارتش باید از نظر مالی تأمین باشند. آنان باید دغدغه‌ای جز جنگیدن با دشمنان و متجاوزان ندشته باشند تا پیروزی رهاوردشان از میدان جنگ باشد. گنج از دیگر بایسته‌های پادشاهی است که هر حکمرانی به آن نیازمند بود و بدون آن پایه‌های حکومت سست و متزلزل می‌شد. همانطور که پادشاهان تاج و تخت دارند برای اداره مملکت و ثبات حکومت خود نیازمند گنج نیز می‌باشند. هر پادشاهی صاحب گنجی است. پادشاهان از گنج برای مصارف مهم مملکتی استفاده می‌کردند به همین دلیل گنج‌ها برای آنها از جایگاه ویژه‌ای بر خوردار است. گنج‌ها از هر پادشاهی برای جهاندار دیگر به ارث می‌رسد‌ که معمولاً فرزند وارث گنج‌های پدر می‌باشد.
چو جمشید را بخت شد کند رو بتنگ اندر آمد جهاندار نو
برفت و بدو داد تخت و کلاه بزرگی و دیهیم و گنج و سپاه
(فردوسی، 1388: 1/49)
پس از مرگ مرداس گنج او به

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد متون حماسی، اسدی طوسی، آموزه‌های اسلامی، تاریخ ایران Next Entries منابع مقاله درمورد بهرام چوبین، اسدی طوسی