منابع مقاله درمورد استاندارد سازی، این همانی، ساختمان سازی، دوران اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

يكسان موثر بوده اند . ارتباطات و مسائل گسترده شدن وسائل ارتباط جمعي به خصوص وسايل ديداري يا تصويري اين وضعيت به تدريج تغيير مي كند و نوعي زيبا شناسي در محيط هاي بومي نفوذ مي كند كه بيش از پيش بر يك شكلي و همساني تاكيد دارد .
مکان، نا مکان
پس از تعریف مفهومی به نام مکان که می توان آن را زاییده ی فر آیند طراحی در جهان سنت نامید و این گونه تلقی کرد که ماهیتا شکل برنامه ریزی و طراحی در جهان سنت موجب ایجاد فضاهایی با کیفیت و نهایتا تبدیل این فضا ها به مکان و خاطره مند کردن فضا ها میشد این مهم از دو طریق اساسی قابل پیگیری در معماری بوده است یکی اینکه به تداوم حضور انسان در فضا و تکرار یک عولکرد خاص در یک فضا و ایجاد کیفیتی به نام خاطره مندی برای کاربر و تبدیل کردن آن به یک خاطره و کیفیت منحضر به فرد موجب تبدیل شدن آن فضا به مکان میشود و راه دوم ایجاد این همانی نیان فضاهای گوناگون با فضا های آشنا است برای مثال نوعا استفاده از رواق در معماری ایرانی امری مرسوم و عادی بوده است اما این رواق ها در بنایی مانند مسجد جلمع یزد دارای مشخصات و مختصاتی هستند حال انکه اگر با ویژگی های رواق مسجد جامع یزد جای دیگری در شهر یزد تکرار شود چنان که در احساس نزدیکی کاربر با اثر نقش ایفا مکند و کاربر ایجاد این همانی کند و در حقیقت از نوعی کد گذاری برای کاربر بهره جوید در ایجاد مکان نقشی موثر بازی میکند .این نوع بر خورد به کرات در معماری سنتی ما مورد استفاده قرار گرفته است پس از ظهور و بروز نهضت های پیشتازی مانند نهضت مدرن و ابراز جدایی از گذشته و دادن رای به جدایی از بستر (در دو لایه کالبدی اثر که نمود و مظهر آن میتواند پیلوتی باشد و چه در لایه های معنایی که اثر را از ریشه های معنایی سرزمین خود جدا میکرد چنان که سر دم دارانش شعار خانه ماشین است را با این کیفیت که یک ماشین در هرجا به یک شکل است و نیاز های انسان ها در همه جا یکسان است را میدادند .)و دیگر سو حرکت به سمت استاندارد سازی معماری و ماشینی کردن فضا ها و تقلیل کیفیت فضایی بنا ها به مرتفع کردن نیاز های پایه آدمی موجب گردید تا مفهومی به نام نا مکان در معماری معاصر جهان خلق شود .
اما در ایران مانند آنچه که تا پیش از این شرح داده شد جهان مدرن و مظاهر آن با سنجش و گزینشی ضعیف وارد شد و عقل انتخابگر حضوری فعال نداشت پسنتیجه ی آن ایجاد یک دوگانگی در بین معماران شد عده ای دست به طراحی نامکانهایی زدند که معرف فضا های مدرن بودند و مهمترین ویژگی آن عدم ایجاد حس تعلق در کاربر بود و یکنواختی فضا های معماری و شهری این اتفاق چنان در جامعه ایرانی ریشه دواند که شهر های ما هیچ ویژگی برای ایجاد حس تعلق برای شهروندان خود ندارند (شاید از این رو است که هنوز وقتی از کسی می پرسند بچه ی کدام محل هستی خود را به محل پدری خود معرفی میکند چرا که هم اصالت بیشتری را نشان میدهد و هم از دیگر سو وجوه اشتراکی ودلبستگی هایی دارد که باعث میشود مخاطب احساس یگانگی و هویت بخشی بکند این در حالی است که محل های جدید چیزی برای احساس تعلق در شهر وندان ایجاد نمیکنند .) اما نقطه مقابل ایننوع معماری و شهر سازی را میتوان محصول نگاه سنتی به معماری دانست ایجاد فضا هایی با کیفیت های متنوع که ایجاد حی تعلق میکنند و در بستر معماری ما نمونه های بسیاری دارند .
آنچه در این بین حائز اهمیت است این است که در دوره ی معاصرگاه جامعه معماری ما به سمت ایجاد مجموعه ای از مکانها پیش رفته است و گاه به ساخت نا مکان ها ندیشیده حال آنکه نه ایجاد یه مجموعه فضای نا مکان میتواند کار آمد باشد و نه یک مجموعه از مکان ها در حقیقت خوانش هر یک از این دو به واسطه دیگری ممکن میشود .به نظر میرسد برای ایجاد فضایی با هویت ترکیبی از این دو لازم باشد تا قرائتی درست از معماری ارائه شود تکرار فضا هایی پر جزییات که مدام حواس کار بر را برانگیخته و در گیر خود میکنند در طولانی مدت نمی تواند کار آمد باشد چرا که به مرور زمان از میزان توجه و انگیختگی کاربران میکاهد و دیگر درکی از آن فضا ها ندارند و از دیگر سو تکرار مجموعه ای از نا مکان ها هم در کاربر ایجاد یک نوع حسرت در عدم تجربه ی مکانهای گذشته را میکند .
برای اینکه حواس کاربر را مدام در حالت فعال نگه داریم و او را در ارتباط با فضای و در حال گرفتن اطلاعات از محیط حفظ کنیم به نظر می آید که نیاز به فضا هایی میانجی وبینا بینی داریم به صورتی که به صورت سینوسی در بین مکان و نا مکان در حال حرکت باشند چنین فضایی میتواند با نقب زدن به گذشته و ایجاد خاطره انگیزی مفهومی به نام نوستالژی را در انسان معاصر (آن هم در کشوری مانند ایران که اساسا گذشته دارای اهمیت خاصی است ) اغنا کند و از دیگر سو با توجه به تولید صنعتی و نیاز به استاندارد سازی نیاز های مرتبط با آن نیز مرتفع میگردد .
هندسه
هندسه . [ هََ دَ / هَِ دِس َ / س ِ ] (معرب ، اِ) و در عربی به فتح اول به معنی اندازه و شکل باشد. (برهان ). از اصول علوم ریاضی است و علمی است که در آن از احوال مقدارها و اندازه ها بحث شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). دانستن اندازه ها است و چندی یک از دیگر و خاصیت صورتها و شکلها که اندر جسم موجود است . (التفهیم ابوریحان بیرونی ص 3) هندسه آن رشته از ریاضیات است که مطالعه در فضا و اشکال و اجسام قابل تصور در این فضا می نماید : 
(هِ دِ س ) [ ع . هندسة ] (اِ.) معرُبِ اندازه . علمی که دربارة اشکال ، ابعاد و اندازه گیری ها بحث می کند (معین ، 1378)
)اسم) [معرب، مٲخوذ از پهلوی: handačak (= اندازه)] (ریاضی(
[hendese]علمی که دربارۀ اشکال و ابعاد و اندازه‌گیری بحث می‌کند. (عمید ،1363)
معماری ساماندهی فضاست و از روزگاران کهن معماران برای طراحی و ساماندهی فضا از علوم و فنون گوناگون و سیستم های ساماندهنده بهر گیری میکرده اند یکی از این دانش ها که از دیر باز برای ساماندهی به شکل و کالبد فضا به کار گرفته میشده است هندسه بوده است .هندسه دانشی است که به ویژگی هاو روابط میان شکل ها واندازه ها میپردازد توجه به ذیشه واژه هندسه که از هندازه و اندازه پارسی برگرفته شده است میرساند که دانش تناسبات را نیز باید بخشی از دانش هندسه به شمار آورد که در بخش تناسبات بدان میپردازیم .آنچه روشن است این است که در زمینه این دانش دو مفهوم اندازه و شکل به هم مرتبط هستند این دانش وابستگی تامی به ریاضیات دارد وگاه این دو یکی گرفته میشوند و تعبیر ریاضیات عدد و ریاضیات شکل برای آنها به کار میرود . ابوریحان هندسه را این گونه تعریف میکند «دانستن اندازه ها و خاصیت صورت ها و شکل ها که اندر جسم موجوداست »
و ابن خلدون آنرا اندیشیدن در مقادیر بر اطلاق با مقادیر منفصل از جهت معدود بودن آنها یا متصل وآن یا دارای یک بعد است که خط باشد ،یا دازای دو بعد باشد که سطح باشد و یا دارای سه بعد است .ُ
ابن خلدون از شاخه های علم هندسه را مخروطات میداند و آن را این گونه تعریف میکند که : درباره اشکال و قطوع مخروطی شکل در آن صحبت میشود (همان )و در باب فایده مندی آن این گونه سخن میگوید «درودگری و بنایی و چگونگی ساختن مجسمه ها وپیکر های شگفت آور و ساختمان های بلند نادر و اینکه چگونه و با چه تدبیری بارهای سنگین میکشند و ساختمان بلند را با هندام (ماشین ) و منجنیق و نظایر آن انتقال میدهند » ابن خلدون از فروع دیگر هندسه را مساحت میشمرد و مینویسد «آن فنی است که در مساحت زمین به آن نیاز میشود و دیگر از فروع این فن ،هندسه مناظر است و آن دانشی است که بدان اسباب خطا و غلط در ادراک بصری از راه شناختن چگونگی وقوع آن آشکار میشود و این امر مبتنی بر این است که ادراک بصری به وابسطه مخروطی شعاعی است که راس آن مخروط نقطه بیننده و قاعده اش شی مرئی است و چه بسا که غلط دیدن چیزی که نزدیک است بزرگ نشان داده میشود و چیزی که دور است ک.چک مینماید در این دانش موجبات و کیفیات خطاها ی بصری با براهین هندسی بیان شده است و در این فن گروهی از یونانیان به تالیف پرداخته اند و نامور ترین مولفان اسلامی در این دانش ابن الهیثم است »این بخش از نوشته های ابن خلدون حاکی از شناخت خوب او از پرسپکتیو است و حتی ابن الهیثم در باب آن کتاب نیز نوشته است.
اما سر آغاز هندسه در این سرزمین به سومریان باز میگردد سومریا که در روزگاران کهن از شمال ایران به میان رودان کوچ میکنند تمدن سومری را پا مینهند این تمدن به همراه تمدین عیلامی شوش کهن ترین تمدن بشری به شمار می آید. از آثاری که از سومریان بر جای مانده است بهرگیری آنان از هندسه مشهود است چنان که فضا هایی راست گوشه و گونیا میساختند . همچنین آثار به جا مانده از عیلامیان نیز سندی بر آگاهی آنها از علم هندسه است .
فرشاد در باره تمدن های باستانی ایران و توجه آنان به علوم اینگونه میگوید که در میان سومریان و تمدن های همسایه مراودات فرهنگی قوی برقرار بود و در شوش چون سومریان از علم تقسیم زمین ،شمارش آجر ها ،حسابداری میزان محصول و… از دیر باز استفاده میشده است
ابن خلدون نیز در باب توجه ایرانیان به علوم عقلی در فراز هایی اشاراتی به توجه آنان به هندسه و ریاضیات دارد و گواه این سخن و جود تناسبات در اثار به جا مانده از تمدن های سومری هندی عیلامی و… است که در این مرز بوم به جا مانده است. اما گمان میرود بهرهگیری از تناسبات به گونه هندسی در ایران پیش از پدیدار شدن مفهوم عدد و دانش اعداد رخ داده است و در دنیای باستان ریاضیات به معنای علم اعداد مفهوم نداشته است اما معماری گواه بر این مهم است که تناسبات شناخته شده بوده است و دارای اعتبار بوده است . این ویژگی در دوران هخامنشیان و پس ار آن یعنی ساسانیان هم قابل پیگیری است به این معنی که در صفه ای که تخت جمشید روی آن بنا شده است تناسباتی و جود دارد که در نما ها هم از آن تناسبات استفاده شده است اوتداد استفاده از این تناسبات را میتوان در بنا های ساسانی مانند طاق کسری دید
هندسه نیز چون سایر علوم پس از و رود اسلام مورد توجه قرار گرفت و افق های نویی را به خود دید چنان چه در باره نحوه استفاده آن در معماری کماکان وحدت نظر وجود ندارد اما نمی توان حضور قوی آن را در سازماندهی فضا ها و قدرتی که در ایجاد منطق فضایی دارد را نادیده گرفت .
در کشوری مانند ایران و بخصوص ایران هندسه بسیار خلاقانه مورد استفاده قرار میگیرد این در حالی است که در معماری غرب استفاده از هندسه بسیار قانونمند تر به کار گرفته میشده استبرای مثال آلبرتی نه شکل را برای طراحی کلیسا پیشنهاد میکرد که شش تای آنها از مشتقات دایره بودند و سه تای دیگر مشتق از مربع .
در معماری پس از اسلام بهره گیری از شکل و تندازه و ساماندهی فضایی رواج بیشتری میابد و هندسه دانان بی شماری در این دوره ظهور میکنند .چنان که میتوان دوران اسلامی را دوران شکوفایی هندسه نامید که در قرن چهارم و پنجم شاهد استفاده از هندسه در سطوح پیچیده تری هستیم این روند حتی پس از حمله مغولان ادامه دارد و در روزگار تیموری به اوج خود میرسد بنا هایی مانند گنبد قابوس مربوط به شیوه رازی و یا ساماندهی های پیچیده مانند رباط شرف از شیوه رازی ،شاهکار های بی بدیل در بکارگیری هندسه هستند .
در روزگار پس از تیموری و در شیوه ی آذری استفاده از تناسبات به اوج خود رسید و ساختمان سازی رونق میگیرد و برای سرعت بخشیدن به ساخت و بالا بردن کیفیت ساخت اندازه ها یکسان و استاندارد سازی شدند .میتوان در دوره تیموری نقش اساسی هندسه را در پلان نما و تزیینات به وضوح دید چنان که از تناسباتی خاص در بنا استفاده میشده است و این تناسبات در تمامی لایه های طراحی تکرار میشدند .
امتداد این رویه را تا شیوه اصفهان میتوان دنبال کرد اما رو به ضعف مینهد چنان که گاه نمی توان آن قوت را در منطق طراحی در آن دریافت مصداق این سخن ساخته هایی است که در دوران قاجار و پس از مراوده با اروپا اتفاق میافتد که ضعف در منطق و نگاه طراح را میتوان در آن جستجو کرد .
اما در تمام این ادوار همیشه اصولی از هندسه در طراحی

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد مكان، نامكاني، تك، هويت Next Entries منابع مقاله درمورد معماری بومی، معماری ایران، معماری ایرانی، میدان نقش جهان