منابع مقاله درمورد ارزیابی آمادگی، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک

دانلود پایان نامه ارشد

) و آمادگی قانونی صورت می‌گیرد. [9]
2-2-3-مدل CSPP7
این مدل توسط پروژه سیاست‌گذاری شبکه‌های کامپیوتری (CSPP) تهیه شده است. شامل مدیران اجرایی شرکت‌های فناوری اطلاعات در آمریکا می‌باشد. این مدل آمادگی الکترونیکی را درجه و میزان مشارکت جامعه در جهان شبکه‌ای معرفی می‌کند. این مدل نیز آمادگی فناوری اطلاعات و ارتباطات را در مقیاس ملی و از منظر آمادگی افراد و جوامع برای شرکت در شبکه جهانی اطلاعات اندازه می‌گیرد. این مدل سطح گسترش ICT را در خانه، مدارس و کار و دولت سنجیده و به موازات آن متغیرهایی چون رقابت میان عرضه کنندگان خدمات ICT، سرعت دسترسی و سیاست‌های دولتی را به عنوان عوامل اثرگذار اندازه می‌گیرد. اندازه گیری‌های این مدل در پنج بعد زیرساخت (سرعت و در دسترس بودن، رقابت)، سطح دسترسی (کسب و کار، مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها، دولت، خانه‌ها)، کاربردها و خدمات (کسب کار دولت، آموزش، جامعه)، اقتصاد (نوآوری، نیروی کار، مصرف‌کننده) و توانمند سازها (سیاست، امنیت، سطح خصوصی بودن و …) انجام‌شده است. ابزار این سنجش پرسشنامه ای متشکل از 23 سؤال است که پاسخ دهندگان به زیر مؤلفه‌های پنج بعد گفته شده پاسخ داده و امتیاز کل برای آن جامعه، بر اساس میانگین امتیازات افراد، تعیین می‌شود. [10]
2-2-4-مدل APEC8
این مدل آمادگی الکترونیکی را درجه میزان آمادگی اقتصاد یا جامعه برای مشارکت در اقتصاد دیجیتال معرفی می‌کند و هدف آن ارزیابی آمادگی تجارت الکترونیکی و اقتصاد دیجیتالی می‌باشد. در این مدل سطح آمادگی یک کشور برای استفاده از تجارت الکترونیکی و مشارکت در اقتصاد دیجیتال سنجیده می‌شود. این سنجش به واسطه شش معیار اصلی که عبارتند از: زیرساخت ها و فناوری پایه ای، دسترسی به شبکه خدماتی، سطح استفاده از اینترنت، تسهیلات و مهارت‌ها، منابع انسانی و موقعیت در اقتصاد دیجیتالی انجام می‌گیرد. بعد زیرساخت ها و فناوری پایه‌ای که خود شامل شاخص‌های قیمت، دسترسی، رقابت بازار، استانداردهای صنایع، سرمایه‌های خارجی می‌باشد. بعد دسترسی به شبکه خدماتی شامل شاخص‌های پهنای باند، تنوع صنایع، کنترل صادرات، قوانین کارت اعتباری می‌باشد. بعد سطح استفاده از اینترنت، شامل شاخص‌های میزان استفاده در تجارت، دولت و خانه‌ها می‌باشد. بعد تسهیلات و مهارت‌ها شامل استانداردهای پیشبرد صنایع می‌باشد. بعد منابع انسانی شامل شاخص‌های آموزش فناوری اطلاعات و ارتباطات، نیروی کار می‌باشد؛ و بعد موقعیت در اقتصاد دیجیتالی شامل شاخص‌های مالیات‌ها و تعرفه‌ها، قوانین دولتی، اعتماد مصرف کننده می‌باشد. جهت سنجش از پرسشنامه چند گزینه ای با یک صد سؤال که در شش گروه فوق تقسیم شده‌اند، استفاده می‌شود. [11]
2-2-5-مدل WITSA9
این مدل سطح آگاهی و شناخت کسب و کارهای مختلف از پتانسیل‌های تجارت الکترونیک را بررسی می‌کند تا راهکارهایی برای ارتقا و رشد تجارت الکترونیکی ارائه دهد، علاوه بر این به بررسی وضعیت صنعت فناوری اطلاعات در سطح بین‌الملل هم می‌پردازد. این مدل بر مطالعه تجربیات شرکت ها در تجارت الکترونیکی متمرکز شده و سؤالاتی که برای بررسی این تجربیات مطرح می‌کند، طیف گسترده ای از دیدگاه‌ها و مسائل ازجمله: موانع فناوری، نقش اعتماد مشتری، عملیات کسب و کار داخلی که از تجارت الکترونیکی پشتیبانی می‌کنند، مشکلات نیروی کار، وضع مالیات، سیاست‌های عمومی و مقاومت مصرف کنندگان را در بر می‌گیرد. [12]
2-2-6-10مدل CIDCM
این مدل توسط مرکز توسعه بین‌المللی و مدیریت تضاد در دانشگاه مریلند تهیه و در سال 2001 تحت عنوان گزارش «مذاکره نمونه شبکه» انتشار یافته است. هدف این مدل آماده سازی بستر گسترش میزان نفوذ فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای در حال توسعه به خصوص کشورهای آفریقایی بوده و این امر را به ویژه از طریق شناسایی تصمیم‌گیرندگان کلیدی در این حوزه و تلاش برای بهبود فرآیندهای مذاکره میان آنان دنبال می‌کند تا در نهایت ضریب نفوذ ICT به درون دولت، سازمان‌های غیردولتی و بخش خصوصی افزایش یابد. در این مدل چهار گروه از عوامل شامل: پیشینه و تاریخ، ساختار، بازیگران کلیدی و کیفیت مذاکرات میان آنان و سیاست‌های توسعه اینترنت و ICT کشور اندازه‌گیری می‌شود. در عامل پیشینه و تاریخ، شاخص‌هایی از قبیل اقتصاد، سطوح آموزشی، زیرساخت‌های موجود، در عامل ساختار شاخص‌هایی از قبیل نوع حکومت، شیوه سیاست‌گذاری، در عامل بازیگران کلیدی در توسعه اینترنت شاخص‌هایی از قبیل مسئولیت ها و اهداف نقش‌آفرینان مرتبط در دولت، کسب و کارهای محلی و خارجی، دانشگاه‌ها، سازمان‌ها، در عامل کیفیت مذاکرات میان آنان و سیاست‌های توسعه اینترنت و ICT کشور، هر جنبه از توسعه اینترنت و سیاست فناوری اطلاعات و ارتباطات در یکی از چهار مرحله پیشت جاری، تجاری، رقابتی و تثبیت‌شده دسته‌بندی می‌شود. [13]
2-2-7-مدل11 TOHOSTCA
در این مدل که در مقیاس سازمانی و ویژه مراکز آموزش عالی و از منظر خاص سنجش سطح آمادگی برای یادگیری الکترونیکی طراحی شده است، وضعیت مؤسسه در سه عامل اصلی توانایی ذی‌نفعان موسسه آموزش عالی، ظرفیت یادگیری ذی‌نفعان و تسهیلات برای یادگیری فناوری؛ با 11 شاخص فرعی مرتبط به صورت کمی اندازه گیری می‌شود. اعتبارسنجی مدل با تشکیل گروه خبره و طرح سوا لاتی و انجام مصاحبات شکل گرفته است. [14]

2-2-8-مدل OITIM12
این مدل برای تعیین شاخص‌های آمادگی سازمانی در راستای نوآوری در سیستم‌های اطلاعاتی در مقیاس سازمانی و در بخش سلامت و بهداشت طراحی شده است. مطالعه مذکور در آغاز با بهره‌گیری از یک گروه کارشناسی و روش دلفی هفت بعد آمادگی دانشی، آمادگی مهارتی کارکنان، آمادگی فنی، آمادگی عملیاتی، آمادگی فرآیندها، آمادگی منابع و آمادگی ارزش‌ها و هدف‌ها را به عنوان ابعاد معرف سطح آ ما سازمان تعیین کرده و سپس شاخص‌هایی برای سنجش هر بعد مشخص می‌کند. در این مدل، چرخه توسعه سیستم‌های اطلاعاتی در سه فاز مطرح شده و مفهوم نوآوری به هر تغییری در جهت تکامل سیستم‌های اطلاعاتی در هر فاز اطلاق می‌شود. از جمله ویژگی‌های این مدل تفکیک مشخصه‌های سازمانی و عوامل محیط بیرونی به عنوان عوامل اثرگذار بر سطح آمادگی از یکدیگر و بررسی مستقل هر گروه می‌باشد. ابزار تعیین سطح آمادگی، پرسشنامه ای با 80 عامل در مقیاس لیکرت است که برای مؤسسات کلینیکی طراحی شده است. [15]
2-2-9- مدل ویلد و فرن باخ
در این مدل نیز ارزیابی آمادگی استقرار سیستم یکپارچه اطلاعاتی در مقیاس سازمانی و در بخش سلامت کودکان مد نظر قرار گرفته و نه عامل رهبری، حاکمیت پروژه، مدیریت پروژه، مشارکت ذینفعان، استراتژی‌های فنی و سازمانی، پشتیبانی و هماهنگی فنی، مدیریت و پشتیبانی مالی، سیاست‌های حمایتی و ارزیابی عملکرد را به عنوان ابعاد تعیین کننده سطح آمادگی سازمانی مطرح می‌کند. ابعاد مطرح در این مدل از طریق مرور ادبیات موضوعی مرتبط استخراج شده‌اند و سنجش آن‌ها به وسیله پرسشنامه ای با 57 سؤال مرتبط انجام گرفته است. علاوه بر این ابزار دارای یک ماتریس برنامه‌ریزی یکپارچه است تا در جهت تعیین اهداف آینده، استراتژی‌های لازم برای رسیدن به هدف، ریسک ها، فرضیات و همچنین افراد مسئول در رسیدن به اهداف، مشخص شوند. [16]
2-2-10- مدل میرزایی و مدنی
هدف اصلی این مطالعه ارائه یک مدل مفهومی عام جهت ارزیابی میزان آمادگی برای استقرار سیستم‌های اطلاعاتی در مقیاس سازمانی و در شرکت‌های تولیدی می‌باشد. در این تحقیق محققان پس از استخراج هفت عامل موثر در برآورد سطح آمادگی از ادبیات موضوعی و افزودن عواملی به تناسب ویژگی ها و شرایط در برگیرنده سازمان‌های ایرانی به این مجموعه، بر مبنای نظرات گروه خبرگان و روش دلفی، در نهایت شانزده عامل را به عنوان عوامل تعیین کننده میزان آمادگی سازمان برای استقرار سیستم‌های اطلاعاتی معرفی می‌کند. این 16 عامل طی فرآیند تحلیل عاملی در پنج خوشه: کسب و کار، سازمان، فرآیندها و طراحی سیستم، فناوری و مالی قرار گرفته و ضریب اهمیت هر خوشه در اندازه‌گیری متغیر هدف تعیین گردیده است. مدل بد ست آمده در صنایع ساخت قطعات خودرو مهر کام پارس اجرا شده است. سنجش عوامل با استفاده از پرسشنامه انجام گرفته و فاصله وضع موجود با وضع مطلوب تعیین و اولویت‌های تغییر سازمانی از سوی نویسندگان مقاله پیشنهاد شده است. [17]
2-2-11-مدل ارزیابی آمادگی ERP13
این مدل که برای ارزیابی آمادگی ERP در سازمان‌ها ایجاد شده، توسعه ای بر مدل‌های ارزیابی قبلی است. ERP نمونه ای از ابزارهای استراتژیکی برای برنامه‌ریزی، هماهنگی و کنترل فرایندهای سازمان است که تمامی منابع لازم برای انجام عملیات کسب و کار را مدیریت می‌کند. عمو ما منابع در سه دسته انسانی، مالی و فیزیکی تقسیم‌بندی می‌شوند. این مدل با مطالعه مقایسه‌ای از مدل‌های مختلف در مرور ادبیات و شناخت 37 عامل به عنوان عوامل موفقیت‌آمیز پیاده‌سازی ERP به دست آمده و در نهایت دارای 4 بعد تکنیکی14 شامل (تکنولوژی فیزیکی و تجهیزات لازم برای فرایند ها، نرم‌افزار ها و سخت افزار ها)، بعد انسانی15 شامل (توانایی‌ها، دانش خبرگان، خلاقیت)، بعد اطلاعات16 که به حقایق، تئوری‌ها، طراحی پارامترها، مشخصات می‌پردازد و بعد سازمانی 17که به پشتیبانی سازمانی در جهت بهترین استفاده از بعدهای تکنیکی و انسانی اشاره دارد،می‌باشد.روش جمع آوری داده از طریق مشورت و نظرسنجی با خبرگان بوده و جهت تست مدل از طریق سنجش ارزیابی سازمان برای اعتبارسنجی مدل و پرسشنامه‌های مرتبط و گرفتن فیدبک و بهبود مدل استفاده شده است.[7]
2-2-12-مدل ارزیابی آمادگی CRM18
این مدل فرض بر آن دارد که با تراز کردن19 عوامل در سه بعد فکری 20،اجتماعی و فناوری ،ارزش کسب و کار افزایش می‌یابد. ارزش کسب و کار یکی از عوامل مهم کارائی سازمان است.تراز کردن به معنای ایجاد توافق و هماهنگی مابین قسمت‌های مکمل سازمان(مردم،فعالیت‌ها،فرایندها)می‌باشد.این مدل با بررسی مطالعات قبلی انجام‌شده در زمینه مدیریت ارتباط با مشتری حاصل شده و توسعه ای بر مدل‌های قبلی می‌باشد. در نهایت مدلی برای ارزیابی وضعیت فعلی سازمان برای پیاده‌سازی موفقیت امیز CRM ، با سه بعد فکری اجتماعی و فناوری با 25 شاخص حاصل شده است.بعد فکری شامل زیرمولفه های استراتژی،ساختار و برنامه‌ریزی، بعد اجتماعی شامل زیرمولفه های فرهنگ،تعاملات ذی‌نفعان،دامنه دانش و بعد فناوری هم شامل زیرمولفه هایی از قبیل برنامه‌های CRM ، قابلیت‌های فناوری و مدیریت دانش می‌باشد. . جهت تست مدل و نظرسنجی ابعاد و شاخص‌های مطرح شده ،از مشورت و نظرسنجی با خبرگان بهره گرفته شده است.[18]
2-2-13-مدل ارزیابی آمادگی BIS21
BIS یا سیستم‌های هوش سازمانی، سیستم‌های کامپیوتری هستند که برای ایجاد، دسترسی و تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات سازمان استفاده می‌شوند تا تصمیمات و کار آگاهانه‌تر گرفته شود. تحقیقات نشان داده که تنها 24% پروژه‌های BIS موفق بوده‌اند. BIS از لحاط فنی خیلی گسترده هست و به طور بالقوه شامل مدیریت دانش، سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری، داده کاوی، پردازش‌های تحلیلی آنلاین (OLAP) سی تم‌های اطلاعات اجرایی (EIS و) و ERP می‌باشد. این مقاله با مروری بر تلاش‌های اولیه در مسائل آمادگی سازمانی، متدولوژی جدیدی برای ارزیابی آمادگی سازمان برای پیاده‌سازی موفق BIS ارائه می‌کند. مدل پیشنهادی مجموعه‌ای از عوامل آمادگی و عوامل موفقیت را در آمادگی پیاده‌سازی موفقیت‌آمیز این گونه سیستم‌ها موثر می‌داند. این مدل، عوامل آمادگی از قبیل وجود استراتژی تعریف‌شده دقیق، ضمانت قوی و متعهد، نیازهای ضروری و واضح، پشتیبانی از مدیران رده میانی، مقیاس و حوزه مناسب، در دسترس بودن منابع و وجودتیم های قوی، فرهنگ اندازه گیری 22،هم ترازی IT و کسب و کار ،داده‌های معتبر در دسترس،زیرساخت‌های تکنیکی محکم،را برای ارزیابی آمادگی مناسب می‌داند.از جمله عوامل موفقیت، ایجاد یک چشم‌انداز ،تخصیص منابع کافی،هم‌ترازی IT و کسب و کار برای فواصل طولانی،اعتمادسازی در

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد ارزیابی آمادگی، منطق فازی، آمادگی سازمانی Next Entries پایان نامه با موضوع حل اختلاف، قانون کار، جبران خسارات