منابع مقاله درمورد ارزش افزوده، ساختار بازار، اقتصاد خرد

دانلود پایان نامه ارشد

ميلر(1983) گرايش كارافرينانه داراي سه بعد پيشتازي، ريسكپذيري و نوآوري است. لامپكين و دس(1996) ويژگيهاي كارافرينانه را براي ايجاد چارچوب گرايش كارافرينانه گسترش دادند. كار آنها بر اساس مفهوم وضعيت كارافرينانه كوين و اسلوين بود كه شامل ريسكپذيري، نوآوري و پيشتازي بود و دو بعد ديگر به نام استقلال و رقابت تهاجمي را به آن افزودند. اين ابعاد در سبكها و رويههاي تصميمگيري اعضاي شركت نفوذ ميكند و اغلب براي ارتقاء عملكرد كارافرينانه شركت با همدیگر كار ميكنند. لامپكين و دس بين كارافريني و گرايش كارافرينانه تفاوت قائل شدند و بيان ميكنند كه فعاليت اصلي كارافريني ورودي جديد ميباشد. ” ورودي جديد بيانكننده كارافريني است و گرايش كارافرينانه بيان ميكند چگونه ورودي جديد تضمین ميگردد(لامپکین و دس، 1996، ص 136). در اين قسمت به توضيح هر يك از اين ابعاد پرداخته ميشود.

2-9-1- نوآوری
در سالهای دور نوآوری واژه نامفهومی برای سازمانها بود، اما امروزه، تکنولوژیهای جدید بخشی از زندگی روزمره سازمانها به شمار میآیند. برای فهمیدن معنای نوآوری ابتدا باید اهمیت نوآوری را درک کنیم. نقش اساسی نوآوری در بقای سازمانهاست. شعار ” نوآوری کن یا بمیر” به این مسأله اشاره دارد. هسته اصلی نوآوری بر ایدهها متمرکز میباشد؛ افرادی که این ایدهها را ایجاد میکنند، نسبت به آن واکنش نشان میدهند و یا آن را اصلاح میکنند.
در ادامه تعاریفی از نوآوری ارائه میشود:
مینتزبرگ(1983) نوآوری را توانایی شکستن الگوهای قدیمی تعریف کرده است. بنابراین صرف تولید محصول یا خدماتی که مشتریان تمایل به خرید آن دارند، نوآوری محسوب نمیشود بلکه نوآوری باید قالب چگونگی انجام کار را بشکند.
دراکر(1986) نوآوری را ایجاد ارزشهای جدید و کسب رضایت از مشتریان تعریف کرده است.
نوآوری ایجاد تولیدات، خدمات، فرایندها و یا سیستمهای جدیدی است که ابتدا از یک ایده آغاز میشود و بعد از اجرای موفقیت آمیز به مرحله بهرهبرداری می رسد.
نوآوری راه جدیدی برای تحقق وظایف میباشد.
نوآوری مجموع خلاقیت و استراتژی است.
شومپيتر75(1934، 1942) بر نقش نوآوري در فرايند كارافريني تاكيد كرد. او بيان ميكند در زماني كه ساختار بازار به وسيله معرفي محصولات و خدمات جديدي كه منابع را از شركتهاي موجود دور ميكند و باعث رشد شركتهاي جديدي ميشود، فرايند ” تخريب خلاق” باعث ايجاد ارزش ميشود. نوآوري عامل مهمي براي توصيف كارافريني شده است(لامپکین و دس، 1996). دراكر76(1985) معتقد است كه نوآوري ابزار ويژهاي براي كارافرينان است، ابزاري كه به وسيله آن، آنها تغيير را به عنوان فرصتي براي كسب و كارهاي متفاوت يا خدمات متفاوت به كار ميبرند. او معتقد است كه نوآوري ميتواند به طور سيستماتيكي اجرا شود. كوين و مايلز77 (1999) بيان ميكنند كه كارافريني بدون نوآوري وجود ندارد. نوآوري به عنوان گرايش شركت براي حمايت از ايدههاي جديد، آزمايش و فرايندهاي خلاقانه قبل از رقبا ميباشد(لامپکین و دس، 1996؛ کوین و مایلز78، 1999؛ هیت و ایرلند79، 2000). در حالي كه درجه نوآوريها ممكن است تغيير كند(هیج80، 1980)، نوآوريها منعكسكننده تلاشهاي شركت نسبت به شناسايي فرصتهاي جديد و راه حلهاي منحصر به فرد از طريق خلاقيت و آزمايش ميباشد(دس و لامپکین ، 2005). نتيجه آن تغيير فعاليت استاندارد سازماني و گسترش تكنولوژيهاي جاري شركت ميباشد (کیمبرلی81، 1981). نيلي و هياي82(1998) تحقيق و توسعه(R&D) را به عنوان منبع مهمي از نوآوري ميدانند. آنها بيان ميكنند كه تحقيق و توسعه شامل توانايي شركت براي بهبود محصولات موجود، توسعه محصولات جديد و توسعه روشهاي توليدي جديد و كيفيت محصول ميباشد. روشهاي متعددي براي طبقهبندي نوآوري وجود دارد.
شومپیتر نوآوری را به 5 دسته اساسی تقسیمبندی کرد:
معرفی کالای جدید: یعنی کالاهایی که مصرف کنندگان هنوز با آن آشنا نیستند و یا معرفی کیفیتی جدید در یک کالا؛
معرفی روش جدیدی در تولید: یعنی معرفی روشهایی که هنوز از طریق تجربی مورد آزمایش قرار نگرفتهاند؛
ایجاد یک بازار جدید: یعنی بازاری که قبلا بخشهای وِیژه ای از تولیدات کشور به آن وارد نشده باشد، خواه این بازار قبلا وجود داشته یا وجود نداشته باشد؛
تسلط به منابع جدید برای فراهم کردن مواد اولیه: صرفنظر از اینکه این منابع قبلاً وجود داشته یا به تازگی ایجاد شده باشد؛
ایجاد سازمانهای جدید در صنعت: مثلاً ایجاد شرایط انحصاری یا حذف آن؛
اما لامپكين و دس(1996) نوآوري را به عنوان نوآوري بازار- محصول و نوآوري تكنولوژيكي طبقهبندي ميكنند. تاكيد نوآوري بازار- محصول بر روي تحقيقات بازار، طراحي محصول، آگهي و ترفیع است (میلر و فریزن83، 1978). بيشتر تحقيقات روي نوآوريهاي تكنولوژيكي متمركز بوده است كه مقدمتاً شامل توسعه فرايند و محصول، مهندسي، تحقيق، و تاكيد روي تخصص فني و دانش صنعت است(مادیک و پاچ84، 1982؛ کوپر85، 1971). مشكل اصلي براي شركتهايي كه در نوآوري سرمايهگذاري ميكنند، هزينه تحقيق و توسعه(R&D) براي شناسايي محصولات يا فرايندهاي جديد است كه اگر تلاشها به نتيجه نرسد، موجب هدر رفتن منابع ميشود(کروگر، 2007). خطر ديگر مرتبط با جو رقابتي است. در شركتي كه يك قابليت جديد نوآوري ميشود يا يك پيشرفت تكنولوژيكي به شكل موفقيتآميز به كار ميرود، شركتهاي ديگر ممكن است نوآوري مشابهي را توسعه دهند يا براي سودآوري بيشتر استفاده ديگري از آن را پيدا كنند. نهايتاً تحقيق و توسعه و ديگر تلاش هاي نوآورانه اغلب در طي اولين كسادي اقتصادي كاهش مييابد. بنابراين در عين حال كه نوآوري ابزار مهمي براي سرمايهگذاري شركت است، در برگيرنده ريسكهاي عمده نيز هست، زيرا سرمايهگذاري در نوآوري ممكن است نتيجه مورد انتظار را در پي نداشته باشد. نوآوري در حال توسعه و اتخاذ نوآوري جديد براي مديران استراتژيك و شركت هاي كارافرين مزيت رقابتي ايجاد ميكند و منبع مهمي براي رشد شركت محسوب ميشود(دس و لامپکین ، 2005). ريچارد، بارنت، داير و چاد ويك86(2004) معتقدند كه گروههاي مديريت همگن و متجانس در شركتهايي كه گرايش به نوآوري دارند، عملكرد بهتري خواهند داشت. اعضاي گروههاي مديريتي همگن ادراكات مشترك و ارتباطات با كيفيت بالا را براي پاسخ به تقاضاي سازمانشان به نوآوري و خلاقيت نشان ميدهند.
از نظر وست و فار كسي نوآور است كه ذهنيت مثبت نسبت به ايده هاي نو در رابطه با محصولات، خدمات، اداره يافرايندهاي تكنولوژيکی دارد. ايدههاي جديد لزوماً كاملاً نو و بديع نيستند، بلكه بايد مرتبط با گروهها، بازار و محيط باشند(کریزر و دیگران، 2002). نوآوري وقتي وجود دارد كه شركتها به دنبال بكارگيري ايدهها، فرايندها و محصولات جديد باشند، نه اينكه فقط در ذهن ايجاد شود (هارلی و هارت87، 1998). تاكيد زياد بر روي نوآوري باعث ورود به عرصههاي جديد ميشود و حضور شركت در عرصههاي موجود را بازسازي ميكند. همچنين نوآوري ابزار اصلي براي ايجاد تمايز است و راهحلهايي را براي رهايي از حملات رقبا ايجاد ميكند. زائو و كار و سيگل در مطالعه خود به اين نتيجه رسيدند كه نوآوري تاثير مثبتي روي عملكرد دارد و با ايجاد تفكر خلاق در فعاليتهاي يادگيري شركت به ايجاد مزيت رقابتي كمك ميكند(هاگز و مورگان88، 2007).
شومپيتر دو نوع نوآوري را از ديدگاه اقتصاد خرد مطرح ميكند. نوآوري كارافرينانه و نوآوري مديريت. نوآوري كارافرينانه هنگامي رخ ميدهد كه تكنولوژي جديد و توسعه و بهبود علمي به فرصتهاي اقتصادي منجر شود. اين نوآوري توسط كارافريناني كه پشتكار زياد دارند بدست آورده ميشود. ايدههاي نوآورانه غالباً ناشي از حساسيت به محيط است، بنابراين استفاده از شيوههايي براي جمعآوري اطلاعات درباره محيط شركت مشخصهاي از شركتهاي نوآور است. علاوه بر اين استفاه از اطلاعات متخصصان فني نيز منشأ ايده است. شركتهاي كوچك شديداً تحت تاثير مدير اجرايي هستند، در نتيجه انتظار ميرود مديريت ارشد اجرايي يك شركت نوآور احتمالاً در مبادلات فني از طريق ملاقاتهاي حرفهاي درگير شود(خان و مانوپیچت واتن89، 1989). دراكر ادعا ميكند كه هفت منبع اساسي از فرصتها براي ايجاد نوآوري ايجاد ميشود. و فقط يكي از آنها با اختراع چيزي در ارتباط است. بنابراين نوآوري چيزي بيش از اختراع است و اجباري نيست تا حتماً تكنيكي و فني باشد. نوآوري يك نظريه پيشنهاد شده يا طراحي مفهوم است كه دانش و تكنيكهاي گسترده را براي ارائه يك مبناي نظري براي يك مفهوم جديد تركيب ميكند. نوآوري داراي جنبههاي زيادي است و چند بعدي است. ابعاد برجسته نوآوري شامل:
بنيادي در مقابل تدريجي
محصول در مقابل فرايند
اداري در مقابل فني(کوپر، 1998).
نوآوريها ممكن است راديكالي يا تدريجي باشد. به اين معنا كه ممكن است از مهارتهاي موجود براي ايجاد توسعه فزاينده استفاده كند يا اينكه نيازمند ايجاد مهارتهاي جديد براي توسعه ايدههاي جديد باشد و در اين فرايند مهارتهاي و شايستگيهاي موجود را تخريب كند(کرتو، موس و شورت90، 2009). به نوآوريهاي عمده، اساسي، پيشرو، اصلي و متحولانه، نوآوري بنيادي گفته ميشود در حالي كه نوآوري تدريجي بهبودهاي كوچك اعمال شده براي ارتقاء و گسترش فرايندها و محصولات/ خدمات ايجاد شده هستند. نوآوري محصول همچنان كه نام آن مشخص است، منعكسكننده تغيير در محصولات و خدمات ارائه شده توسط سازمان است، در حاليكه نوآوري فرايند به تغيير در روشي كه شركتها خدمات يا محصولات هدف را توليد ميكنند اطلاق ميشود(کوپر، 1998). نوآوري فني در مورد اتخاذ يك ايده جديد است كه مستقيماً فرايندهاي اصلي ستاده را تحت تاثير قرار ميدهد. و در آخر نوآوري اداري مشتمل بر تغييراتي است كه خط مشيها، تخصيص منابع و ديگر فاكتورهاي مرتبط با ساختار اجتماعي سازمان را تحت تاثير قرار ميدهند. ساند نظريههاي اساسي اقتصاد نوآور را بيان كرده و سه پارادايم رقابتي در بحث نظري جاري از نوآوري را شناسايي كرده است:
پارادايم كارافرين
پارادايم اقتصاد تكنولوژي
پارادايم استراتژيك
پارادايم كارافرين به سال 1934 بر ميگردد، هنگامي كه شومپيتر براي ايجاد ارتباط بين كارافرينان و نوآوري تلاشهاي اوليه را انجام داد و به كارافرين به عنوان نوآور نگاه كرد. او اعتقاد داشت كه نوآوري به رشد اقتصادي كمك ميكند، زيرا كارافرينان ايدههاي جديد و تازه ايجاد ميكنند. در اين پارادايم نقش كارافرين در فرايند نوآوري پررنگ ميشود. كارافريني درباره چيزي كه قبلاً وجود نداشته است، براي فرد و جامعه ارزشافزوده ايجاد ميكند و مبتني بر درك و تسخير فرصت است(جانسون91، 2001). نوآوري نيازمند سه جزء اساسي است: زيرساختار، سرمايه و قابليت كارافريني مورد نياز براي فراهم ساختن دو مرحله اول(هربیگ و دیگران92، 1994). نوآوري ابزار خاصي از كارافريني است كه كارافرينان تغييرات را به عنوان فرصتي براي كسب و كار يا خدمات مختلف مورد استفاده قرار ميدهند. همپوشي قابل ملاحظهاي بين نوآوري و كارافريني وجود دارد. علاوه بر اين، براي نوآوري بايد نيازهاي بازار را بررسي كرده و براي بدست آوردن موفقيت تجاري به كارافريني نياز است(ژائو93، 2002). نوآوري اختراع يا ابداع چيزي جديد يا متفاوت است كه از نظر مفهومي به كارافريني(ايجاد تركيبي از منابع) نزديك است( هالت، اسنو و کاندمیر94، 2003). نوآوري از ديدگاههاي مختلفي تعريف شده است. خيلي از آن ها بر نقش نوآوري تاكيد كردند. ويرواردنا و آكاس95(2004) نوآوري را كاربرديكردن ايدههاي جديد كه ارزش افزوده ايجاد كرده، همچنين به طور مستقيم براي موسسه يا به شكل غير مستقيم براي مشتريان بدون درنظر گرفتن اين كه آيا جديدند يا ارزش افزوده دارند در محصولات، فرايندها، مديريت يا سيستم بازاريابي گنجانده ميشود” تعريف ميكنند. نوآوري يك ايده، محصول يا فرايند، يك سيستم يا وسيله است كه براي فرد، گروهي از افراد يا شركت، يك بخش صنعت يا يك جامعه به عنوان كل به عنوان چيزي جديد درك ميشود. بنابراين نوآوري در حيطه محصول، فرايند و سازمان ميتواند رخ دهد(واکولا و رزگوی96، 2000). نوآوري سازماني از نظر نيلي و ديگران97 به معرفي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد کارآفرینی، گرایش کارآفرینانه، ریسک پذیری Next Entries منابع مقاله درمورد عدم قطعیت، عدم اطمینان، کارآفرینی