منابع مقاله درمورد ادراکات اعتباری، اخلاق فضیلت، قانون طبیعی، نظریه اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

میتواند معیار خوبی برای تشخیص مقتضیات طبیعت و غیر آن باشد.
6. بر مبنای این تقریر از نظریه قانون طبیعی، میتوان برخی قوانین موجود در طبیعت را به عنوان ضمانت و پشتوانه اخلاق ارائه داد. به عنوان نمونه، قانون عمل و عکسالعمل، قانونی طبیعی است و کاملاً بر نظام حاکم بر ارزشهای اخلاقی منطبق است. در واقع، یکی از اصولی که میتوان آن را پشتوانه و ضامن اخلاق قرار داد این است که طبيعت‏ انسانى‏ حكم به انعكاس وقايع ميكند و ميگويد «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ، وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ‏،497 هر كس به اندازه ذره‏اى عمل خير كند آن را مى‏بيند و هر كس به اندازه ذره‏اى شر مرتكب شود آن را مى‏بيند». این قانون، اگرچه بیان قرآن است ولى زبان طبيعت آدمى نیز هست. همچنین قانون تحول و تکامل که بر جهان حکمفرماست، میتواند عاملی برای ایجاد انگیزه اخلاقی واقع شود چرا که سیر تکامل و تحوّلِ اخلاقیِ انسان را به تصویر کشیده و نشان میدهد که انسان در هر روز باید خود را کاملتر از روز قبل ببیند.498
«اين حقيقت را نيك مى‏توان دريافت كه انسان هر روز، خود را كامل‏تر از روز قبل مى‏بيند؛ در هرلحظه‏اى به لغزشهاى لحظهی پيشين خود پى مى‏برد؛ و آنگاه، خود را از لحظه پيشين كامل‏تر مى‏يابد.»499
وجود و افعال و آثار انسان، هر لحظه از نقصان به سوى كمال است. هيچ انسان طبیعی نيست كه هرروز، خود را عاقل‏تر از روز گذشته نيابد، و اعمال و تدابير و نظرياتش در هر مرحله، متين‏تر و استوارتر از مرحله پيشين نباشد. اين ناموس كلى انسان و كائنات است، كه همه در تحت سيطره قانون تحول و تكامل عمومى هستند.500
5. خیرات پایه در نگرش علامه
پیشتر بیان نمودیم که یکی از مولفههای مهم در نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی، مولّفه «خیرات پایه» است که مکمّل انسان یا به بیانی دقیقتر مکمّل وجودِ اخلاقی انسان بوده و ضمن اینکه معیاری برای سنجش درستی یا نادرستی امیال است، دلایل عمل انسان بوده و شکوفایی انسان را فراهم میسازد. گرایش به سوی خیرات پایه در طبع و وجود انسان نهاده شده است که عامل اصلیِ انگیزش و دلیل و راهی برای دست یافتن به سعادت است.501 در رابطه با «خیرات پایه» میتوان دو سوال عمده را ناظر به اندیشههای علّامه مطرح کرد. اوّل اینکه اساساً این خیرات پایه در اندیشه ایشان کدامند؟ و دوّم اینکه با توجه به این مساله که انسان در یک سیر تکاملیِ اخلاقی در حرکت است، آیا لیست خیرات پایه را میتوان بست یا ممکن است برخی امور بعدها خیر پایه تلقی شوند؟ در پاسخ به سوال اوّل، علامه طباطبایی، با توجه به دیدگاهی که در این جهت اتّخاذ نموده از چهار ملكه عفت و شجاعت و حكمت و عدالت به عنوان فضائلی یاد میکند که فرازمانی و فرامکانی است و طبيعت فرد بدليل اينكه مجهز بادوات آن است، اقتضاى آن را دارد.
«فهذه أربع ملكات و فضائل‏ يستدعيه الطبيعة الفردية المجهزة بأدواتها: العفة و الشجاعة، و الحكمة، و العدالة و هي كلها حسنة لأن معنى‏ الحسن‏ الملائمة لغاية الشي‏ء و كماله و سعادته، و هي جميعا ملائمةً مناسبةً لسعادة الفرد و مقابلاتها رذائل قبيحة.»502
ایشان با اشاره به وحدت و ثبات در طبیعت فردی، نوعی، و اجتماعی انسان، ثابت میکند که فضائل چهارگانه تا ابد حسن و فضیلتند؛ یعنی با غایت آفرینش و سعادت نوع انسان و اجتماع سازگارند و صفاتی که در مقابل این چهار ملکه قرار میگیرد تا ابد رذیله و زشت هستند.503در اصلِِ این فضائل مطلق، اختلافی بین انسانها وجود ندارد و اگر در برخی موارد اختلافی دیده شود، نه در اصل این فضائل بلکه در مصداقهای آنها خواهد بود و منشأ آن، متفاوت بودن انسانها در مراتب فهم است.504 این چهار خیر بنیادین، نه تنها در طبیعت فرد بلکه در اجتماع مطلق انسان نيز جريان دارد، يعنى اجتماع مطلق بشر به حسن مطلق اين صفات، و قبح مطلق مقابل آنها حكم مى‏كند.505
این موارد که میتوان با تسامح از آنها با عنوان خیرات پایه در چارچوب اندیشه علامه طباطبایی سخن گفت، بر اساس انواع استعدادها و ظرفیتها و یا نیروهایی مشخص میشوند که به طور طبیعی در ساختار وجودی انسان قرار داده شده است. سه نيروى عمومى شهويه، غضبيه، و نطقيه یا فکریه در آدمى وجود دارد كه نفس را برمى‏انگيزد، تا در صدد تهيه ارزشهای عملی و اخلاقی برآید.506 علامه بر مبنای این سه قوّه که جهازات طبیعت وجودیِ انسان محسوب میشوند چهار فضیلت را به عنوان فضائل بنیادین ترسیم نموده32 و معتقد است که دیگر ارزشها بر حسب تحليل، به این چهار اصل برمى‏گردند. 507
این نوع برداشت از خیرات پایه که ناشی از تاکید علامه بر این فضائل چهارگانه بنیادین است، البته به جهت همراهی علاّمه با اخلاق فضیلت ارسطویی است، هرچند این فضائل چهارگانه در منظومه فکری علامه و تفکّر اسلامی، معنایی متفاوت از آنچه اخلاق فضیلت ارسطویی بیان میدارد به خود گرفته است.508 با این حال، به نظر میرسد با توجّه به تعریفی که میتوان از فضیلت در نظر علامه ارائه کرد و نیز با توجّه به مراتبی که علامه برای مسلکهای اخلاقی قائل است، میتوان خیرات پایه را در نظر ایشان به گونهای متفاوت نیز تحلیل کرد. ایشان در تفسیر شریف المیزان، با تبیین مراتب تشکیکیِ اخلاق از سه مسلک اخلاقی سخن میگویند که بر مبنای آن میتوان مساله خیرات پایه را تحلیل کرد.
مسلک اوّل، اين است كه انسان نفس خود را اصلاح، و ملكات آن را تعديل نموده تا صفات خوبى بدست آورد؛ صفاتى كه مردم و جامعه آن را بستايند. این مسلک در واقع همان اخلاق فضیلت ارسطویی است که خیرات پایه آن همان چهار موردی بود که ذکر شد. در مسلک دوّم، برخلاف مسلك اول که هدفش جلب توجه و ثناى مردم و جامعه بود، دست یافتن به بهشت دائمى است و با مسلک اوّل در اين معنا شريك است كه هدف نهايى آنها فضيلت انسان از نظر عمل است. بر این اساس، خیرات پایه در مسلک دوم نیز تا حدودی شبیه خیرات پایه در همان مسلک اوّل است با این تفاوت که در مرتبهای فراتر قرار داشته و این خیرات پایه در راستای دست یافتن به آثار و نشانههای خداوند است که از جمله نشانههای خداوند، انبیاء و شرایع آنان است. در مسلک سوّم که برجسته‏ترين مسلك اخلاقی است، سنن اخلاقى نه براى كسب جاه و شهرت و محبوبيّت اجتماعى و نه براى پرهيز از دوزخ و بهره‏مندى از بهشت، بلكه براى لقاى خداوند سبحان و تحصيل وجه پايدار اوست.509 به همین جهت، در مسلك سوم اعتدال خُلقى، معنايى متفاوت از آن دو مسلك ديگر دارد.510 علاوه بر این، جهات ديگر مسئله در مسلك سوم نیز با آن دو مسلك مختلف است. هدفهاى فردی که در این مسلک است، با هدفهاى دیگران متفاوت است، چون او در مراحل پیشین مانند ساير مردم، هر عملی که انجام میداد به منظور كمال خود بود و در پی این بود که فضيلت انسانى كسب كند، و اگر از كارى دورى ميكرد و يا از خلقى دورى ميگزيد بدين جهت بود كه آن عمل و آن خلق و خوى رذيله بود، ولى حالا هر كارى ميكند بدان جهت ميكند كه محبوبش دوست دارد؛ نه فضيلتى برايش‏ مطرح است و نه رذيلتى و لذا پاى فضيلت‏ و رذيلت‏ به ميان نمى‏آيد و غرضها كه همان فضائل انسانى باشد، به يك غرض مبدل مى‏شود و آن عبارت از وجه خدا است.511 از این رو، در مسلک یا مرتبه سوم اخلاق، خیرات پایه مطرح نخواهد بود و تنها یک امر است که دلیل عمل فرد واقع میشود و آن به تعبیر علّامه، وجه خدا و محبّت به اوست. علتش هم اين است كه انسان به صورت طبیعی، مفطور به حب جميل است و زيباپسندى، فطرىِ بشر است.512به همین جهت شاید بتوان در این مرتبه از اخلاق، تنها از «محبّت» سخن گفت و از آن به عنوان دلیل عمل و تنها خیرِ پایه یاد نمود.
با این بیان تا حدودی پاسخ سوال دوّم نیز روشن میشود. پاسخ به اینکه آیا با توجّه به اینکه انسان به لحاظ اخلاقی در حال تکامل است، میتوان لیست خیرات پایه را بست؟ در نگرش علامه با توجّه به نظریه حرکت جوهری، جوهر وجودیِ انسان در طول زمان تحوّل مییابد و این موجب میشود که سعادت انسان در هر مرتبهی وجودی تغییر کند و در نتیجه خیرات پایه انسان در هر مرتبهی وجودی، تغییر پیدا کنند. از این رو، لیست خیرات پایه را نمیتوان بست. علاوه بر اینکه، انسان در هر مرتبه از وجود، از خیرات پایه همان مرتبه برخوردار خواهد بود و باید اعمال خود را در جهت دست یافتن به آنها تنظیم کند.
6. اخلاقِ مبتنی بر طبیعت و نظریه اعتباریات در اندیشه علامه
با توجّه به تقریری که علّامه از اخلاقِ مبتنی بر طبیعت ارائه نموده، اساساً آیا مساله اعتباریات با این تقریر از اخلاقِ مبتنی بر طبیعت سازگار است یا نیست؟ به بیان دیگر، یکی از اقتضائات نظریه اخلاقی قانون طبیعی که بر اساس آن، قانونهایی در سرشت و طبیعت انسان قرار داده شده، عینیّت داشتن ارزشهای اخلاقی است. آیا نظریه اعتباریات که بر مبنای آن، ارزشهای اخلاقی اموری اعتباری هستند با این اقتضاء سازگار است؟
برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید مسالهی ادراکات اعتباری به صورت مختصر تبیین شود. علامه با طرح بحث اندیشههای حقیقی و اعتباری، و تفکیک ادراکات اعتباری از حقیقی، حسن و قبح را از اعتباریات بالمعنیالاخص دانسته و و قائل به حسن و قبح اعتباری و عقلایی شده است. ادراکات حقیقی، انکشافات و انعکاسات ذهنی واقع و نفسالامر است؛ امّا ادراکات اعتباری، فرضهایی است که ذهن به منظور رفع احتیاجات حیاتی، آنها را ساخته است. ادراکات حقیقی تابع احتیاجات طبیعی موجود زنده و عوامل مخصوص محیط زندگانی انسان نیست و با تغییر احتیاجات طبیعی و عوامل محیط تغییر نمیکند، امّا ادراکات اعتباری تابع احتیاجات حیاتی و عوامل مخصوص محیط است و با تغییر آنها تغییر میکند، علاوه بر اینکه، ادراکات حقیقی، مطلق، دائم و ضروری است؛ ولی ادراکات اعتباری، نسبی، موقت و غیرضروری است.513
علامه اساساً این تقسیمبندی در رابطه با مسالهی ادراکات را بر اقتضاءات طبیعت وجودیِ انسان مبتنی ساخته است. از آنجا که انسان موجودی فعّال و همواره در پی تکاپو برای دست یافتن به مقاصد و احتیاجاتی است که دستگاه طبیعت او اقتضاء میکند، قوای ادراکی او تحریک شده و نسبتهایی را بین افعال انسان و مقاصدی که قرار است بدان دست یابد اعتبار میکند، تا از این راه، انسان به مقاصد خود برسد. به بیان دیگر، علّامه از تحلیل فرآیند ارضاء نیازهای انسان به عنوان موجودی طبیعی که مجهّز به جهازات تکوینی و طبیعی است، به مسالهی ادراکات اعتباری دست مییابد؛ به این شکل که هر پديده‏اى از پديده‏هاى جهان، از جمله انسان در دايره پيدايش خود با افعالى سر و كار دارد و نقاطى را هدف فعاليت خود قرار مى‏دهد كه متناسب با قوا و ابزار و وسايل آنها بحسب طبيعت و تكوين است. قواى فعاله انسان، احساساتى ادراكى چون حب و بغض و اراده و كراهت را در درون او اقتضاء مى‏كنند و در نتیجه انسان انجام دادن افعالِ متناسب با قواى خود را مى‏خواهد و با این خواستن، «بایدی» را در جهت انجام آنها اعتبار میکند. مثلاً انسان در حال گرسنگى، سيرى را تصور کرده و نسبت ضرورت را در ميان خود و احساس درونىِ سيرى يا لذت ایجاد میکند و میگوید «سيرى را بايد حاصل کنم». در اين فكر نسبت «بايد» در ميان انسان و سيرى (خواهان و خواسته) ایجاد میشود که خود يك اعتبار است.514
«امور اعتبارى قراردادهايى است كه انسان بر اساس اغراض و اهداف خاص و تحت تأثير اميال‏ و گرايش‏هاى درونى خود آنها را «وضع» كرده است.»515
همین شیوه درباره وجوب افعال دیگر نیز وجود دارد. از این رو، جملاتی چون «من باید راست بگویم»، «من باید مهربان باشم»، و… همگی اعتبارهایی هستند که آدمی به تحریک مستقیم یا با واسطه طبیعت و قوای طبیعی خود اعتبار نموده تا به اغراض طبیعی خود دست یابد.
علامه این نوع اعتباریات را كه مولود احساسات ناشی از فعاليت قواى فعاله طبیعی و تکوینیِ انسان بوده و ثبات و تغيير و بقاء و زوال آن تابع آن احساسات است را اعتباريات بالمعنىالاخص یا اعتباريات‏ عملى نامیده516و معتقد است؛ همانگونه که احساسات به دو گونه احساسات عمومى لازمِ نوعيت نوع و تابع ساختمان طبيعى چون اراده و حب و بغض و احساسات خصوصى قابل تبدّل و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، قرآن کریم، حق مالکیت Next Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، نظریه اخلاقی، حرکت جوهری