منابع مقاله درباره کیفیت تدریس، رفاه اجتماعی، علوم اجتماعی، آموزش عالی

دانلود پایان نامه ارشد

و بگویند این حرف اصلی است. یعنی تخصص رفاه دوباره تبدیل میشود به چیزهای پراکندهی گاهی چرند پرند. در نهایت چیزی که اتفاق افتاده همین است یعنی ما تخصص حوزهی رفاه را در هیچ کدام از استادان نمیبینیم».
– « اساتیدمان در این رشته به طور خاص درس نخواندهاند به جز یک نفر در دانشگاه تهران و یک نفر در دانشگاه علامه».
– «استادان محدودی شاید وجود داشته باشند که در این حوزه کار کرده باشند. این هم به دلیل جوان بودن و نوپا بودن این رشته هست و تلفیقی که از تعاون و برنامهریزی بوده است».
– «توسعهی کمی دانشجویان اتفاق افتاده و هر سال هم اتفاق میافتد، در حالی که هیئت علمی گروه رفاه در دانشگاه علامه ۶ سال است که ۴ نفر باقی مانده بنابراین مسلم است که این مسئله کیفیت تدریس را پایین میآورد. این آسیب برای گروههای دیگر هم وجود دارد ولی در مورد رشته رفاه حادتر است، رشتهای که منابع کمتری دارد و اساتید باید بیشتر وقت بگذارند».
– «در حوزهی social welfare یا social policy ” ما هنوز تحصیل کرده خوب و تحصیلکرده در غرب نداشتیم که بتوانند سمبل باشند و دانشجویان را به سمت این رشته سوق دهند، به نظر من این آیتم خیلی مهمی است. ما در این حوزه استادی نداریم که بتواند به آن شکل انعکاسی در جامعه دانشجویی داشته باشد».
– «تنوع خیلی کمی در این حوزه وجود دارد که باز برمیگرد به تخصص اساتید این حوزه».
– «ما بالذات با کمبود نیرو مواجه هستیم البته همکارانی در سالهای اخیر به تدریج وارد شدهاند و همکاری کردهاند ولی اگر نگاه کنید زمینهشان عمدتا یا جامعهشناسی است یا مددکاری. کسی که به طور خالص رفاه اجتماعی یا سیاست اجتماعی خوانده باشد نیست. البته رفاه یک رشتهی بین رشتهای است و همهی اینها را میتواند استفاده کند ولی به هر حال ما در اینجا چنین مشکلی را داریم و افرادی که لیسانس یا فوق لیسانس و یا حداقل دکتری آنها رفاه نبوده است، خیلی طول میکشد تا تولیدات آنها به سمت رفاه برود یا حداقل میبینیم که خیلی از آنها علیرغم اینکه چندین سال است که رفاه درس میدهند ولی کتابهایی که مینویسند کتابهای مددکاری است، ترجمههایی که میکنند ترجمههای جامعهشناسی است یا حوزههای دیگر».
قدرت طلبی اساتید و عدم همکاری و ارتباط با یکدیگر و با اساتید خارج از کشور نیز از مسائل دیگری بودند که افراد مصاحبهشونده به آنها اشاره داشتند.
– «اساتید بیشتر به دنبال هستند که طرح های پژوهشی بگیرند و از این طریق درجه خودشان را ارتقاء دهند و به دنبال این نیستند که این کارها را با همکاری اساتید دیگر انجام دهند».
– «یک مسئله ای هم که هست این است که ارتباط اساتید ما با اساتید خارج از کشور خیلی کم است».
– «اساتید با هم همکاری ندارند، الان انجمن علمی رفاه هم مختص دانشگاه علامه شده یا داشگاه علوم بهزیستی هم فصلنامه اش را به خودش اختصاص داده. بنابراین هیچ چیزی نیست که ما به طور مشترک داشته باشیم».
ی) تدریس
اکثر مصاحبه شوندگان و به ویژه دانشجویان و فارغالتحصیلان از کیفیت تدریس ناراضی بودند و بخشی از این مسئله را مربوط به عدم تخصص اساتید در این حوزه میدانستند.
مصاحبهشوندگان با توجه به متفاوت بودن ماهیت علوم انسانی و اجتماعی از علوم پایه و ریاضی معتقد بودند که شیوهی تدریس اینها نیز باید متفاوت باشد، در صورتی که اینطور نیست و با علوم اجتماعی نیز همانند علوم ریاضی و طبیعی برخورد میشود. همانطور که فریره در نظریات خود در مقابل «آموزش بانکی»، نوعی آموزش فعال به نام «آموزش مسئله طرح کن» را پیشنهاد میدهد، اکثر مصاحبهشوندگان در پژوهش حاضر نیز معتقد بودند که آموزش در رشتههای علوم اجتماعی و بالاخص سیاستگذاری اجتماعی باید تعاملی و مسئلهمحور باشد.
– «از آنجایی که خود اساتید در این حوزه تحصیل نکرده اند و خیلی به بحث سیاستگذاری و اینها تسلط کافی ندارند این خودش از نظر کیفیت تدریس مشکل به وجود میآورد».
– «غیر تعاملی یا کمتر تعاملی بودن تدریس یکی از مشکلاتی می باشد که وجود دارد».
– «بیشتر کلاس ها به صورت جزوه ای تدریس می شوند و این نمیتواند به اندازه کافی در افزایش سطح کیفی دانشجو موثر باشد».
– «در کلاسها استاد سکاندار است و دانشجو را درگیر مسائل نمیکند».
یکی از دانشجویان دکتری معتقد بود که تئوریهایی که در کلاسها روی آنها بحث میشود، قدیمی هستند و معتقد بود که مبانی و تئوریها را باید به اساتید توانمند داد نه اساتید نوپا.
– «تئوریهایی هم که آموزش داده می شوند قدیمی هستند و از تئوریهای جدید استفاده نمیشود».
– «استادانی که نوپاتر هستند و در سیستم آنها جایگاهی ندارند اینها را میاورند که مبانی را درس بدهند. در صورتی که مبانی را نباید به کسی بدهی که نوپا است، مبانی را باید به کسی بدهی که توان بالایی در آن حوزه داشته باشد و همچنین نظریهها و تئوریها را باید به اساتید توانمند سپرد».

جدول ۴-۳) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله نامانوس بودن رشته رفاه اجتماعی در آموزش عالی
مقوله
مفاهیم
شواهد
تکرار

نامانوس بودن رشته رفاه اجتماعی در آموزش عالی

جایگاه رشته رفاه در نظام آموزش عالی

عدم تناسب محتوای مقطع کارشناسی (تعاون و رفاه اجتماعی) با مقاطع بالاتر، عدم نیازسنجی برای راهاندازی دورهها، ابهام در نظام آموزشی جهت چگونگی آموزش، عدم اطلاع رسانی دقیق درباره رشته، طی کردن روند تاسیس رشته به صورت برعکس

10

پذیرش در کنکور

منابع غیر قابل اتکا برای کنکور، نبود مصاحبه در کنکور ارشد، منابع یکسان با گرایشهای دیگر علوم اجتماعی برای کنکور دکتری (نبود منبع رفاه در کنکور دکتری)

6

دانشجویان

توسعه کمی

افزایش تعداد دانشجویان با وجود تعداد کم اساتید، ضربه زدن توسعه کمی به کیفیت تدریس

10

ضعف دانشجویان

ورود دانشجویان ضعیف، نداشتن قدرت تحلیل، نداشتن پایه نظری قوی، ضعف در زبان انگلیسی

8

ناآگاهی

نداشتن پیش زمینه، عدم شناخت قبلی از رشته، عدم آشنایی با سازمانهای رفاهی و کارکرد آنها

7

درماندگی

مبهم بودن آینده شغلی برای آنها، سردرگمی دانشجویان

4

برنامهریزی درسی و دروس ارائه شده

عدم نیازسنجی برای واحدها، عدم تناسب واحدها با نیازها و تغییرات جامعه، تئوریک بودن دروس، عدم انعطافپذیری، ارائه برخی واحدها در مقاطع نامربوط

15

اساتید

عدم تخصص اساتید، کمکاری اساتید، کمبود اساتید، بیاطلاعی اساتید از تنوع رشته، عجین نکردن دانشجو با درس مربوطه، عدم همکاری پژوهشی اساتید، قدرت طلبی

14

تدریس

غیرتعاملی بودن تدریس، تدریس متفاوت با سرفصلها، استادمحور بودن

8

۴-۲-۳ ضعف تولیدات علمی
یکی از مسائلی که در ارزیابی و آسیبشناسی هر رشته مد نظر قرار میگیرد و میتواند میزان موفقیت و وضعیت دستیابی به هدف رشته را نشان دهد، خروجیهای رشته است. تولید علمی در هر حوزهی علمی، یکی از مهمترین شاخصها برای ارزیابی کارنامهی آموزشی و پژوهشی آن است. از ترکیب سه کد مفهومی پایان نامه، تالیفات، ترجمهها و منابع، طبقهی مفهومی ضعف تولیدات علمی به دست آمد. تولیدات علمی، یکی از خروجیهای رشته محسوب میشود.

الف) پایان نامه

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره رفاه اجتماعی، ظرفیت پذیرش، کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران Next Entries منابع پایان نامه درمورد کاربری اراضی، برنامه‌ریزی شهری، اراضی شهری، قرن نوزدهم