منابع مقاله درباره پناهندگان، سازمان ملل، حقوق کودک، سازمان ملل متحد

دانلود پایان نامه ارشد

بازدید کرد. وقتی او درخواست ملاقات با سخنگوی اردوگاه را کرد در همان جمعیتی از چندین هزار زن و تنها 25 مرد، تنها مردان معرفی شدند.64 برکنار‌کردن زنان از موقعیت‌های فرماندهی در داخل اردوگاه‌ها یا جایی دیگر می‌تواند تأثیر کمک‌های بشردوستانه را تضعیف کند.
نیازهای خاص نوجوانان آواره اغلب نادیده گرفته شده‌است. چندین برنامه که روی مراقبت‌های بهداشتی، آموزشی و تحصیلی یا شغلی نوجوانان تمرکز می‌کند، ثابت می‌کند که شرکت جوانان در طراحی برنامه‌ها کلید موفقیت می‌باشد. برای‌ مثال در طول بحران کوزوو در سال 1999 نوجوانان، انجمن جوانان را تشکیل دادند و به بهبود شرایط در تعدادی از اردوگاه‌های پناهندگی کمک کردند.
UNHCR مسئله کودکان و نوجوانان را محور کارش در سراسر برنامه‌های عملیاتی کشورش قرار داده‌است و چهار مقام سیاسی‌-‌منطقه‌ای برای کودکان و جوانان ایجاد کرده است. برنامه‌های جوانان UNHCR در تیمور‌غرب و شرق شروع می‌شود تا آموزش شغلی و تحصیلات رسمی برای تعدادی از نوجوانان را فراهم کند.
در سال 1997، UNHCR پیمان نجات کودکان، برنامه‌های آموزشی برای کارکنان بشردوستانه به‌نام اقدام برای حقوق کودکان (ARC) را گسترش داد. در سال 1999، UNICEF و مقام کمیسر‌عالی حقوق بشر (OHCHR) به کمیته تدارکاتی ARC ملحق شد. یکی از بسته‌های منابع ARC روی برنامه‌هایی متمرکز می‌شود تا نیازهای نوجوانان در موقعیت‌های درگیری را تأمین کند.65
در گینه، کنیا، سیرالئون، لیبریا و تانزانیا برنامه‌های ترتیب داده شده توسط UNHRC و UNFPA خشونت‌های جنسی را علیه نوجوانان دختر پناهنده مورد توجه قرار می‌دهد.66 ابتکارات آموزش مهارت‌ها و فرماندهی برای جوانان در روآندا که توسط کمیته تجارت بین‌المللی سازماندهی شد، در سال 1998 عملی شد و در گرجستان برنامه دیگری به نوجوانان آواره‌ای که از مدرسه عقب مانده‌بودند این امکان را داد تا عقب‌افتادگی خود را جبران کنند.67 در باختر‌غرب و غزه، UNICEF از جوامع حامی کودکان حمایت کرده است و مشارکت نوجوانان در ایجاد شوراهای محلی جوانان را تشویق کرده‌است.68
سازمان‌های بشردوستانه معیارهایی برای حمایت از حقوق کودکان آواره در‌نظر‌گرفته‌است. این موارد شامل تدابیر امنیتی برای حمایت جوانان از سربازگیری و جلوگیری از سوء‌استفاده جنسی در اردوگاه‌های افراد آواره و آموزش دادن به کودکان در مورد خطر مین‌ها می‌باشد. برای مثال در سیرالئون، برنامه جهانی غذا، پروژه تغذیه مدرسه را سازماندهی می‌کند که وعده‌های غذایی آماده را برای کودکان فراهم می‌کند تنها زمانی که میزان حضور دخترها 30% یا بیشتر می‌باشد. بنابراین این برنامه به یک هدف دو‌منظور یعنی تغذیه کودکان و حمایت از عدم تبعیض دست می‌یابد.69
در طول بحران کوزوو در سال 1999، نوجوانان همکاری مهمی برای نوسازی و صلح انجام دادند. در شش اردوگاه پناهندگی نزدیک کوکس در آلبانی، انجمن جوانان کوزوو شامل تقریباً 20000 جوان در رده سنی 15 تا 25 سال شکل گرفت.
تا آن زمان، فعالیت‌ها در جامعه پناهنده پیرامون نگهداری از کودکان، خدمات بهداشتی، تحصیلات ابتدایی، نادیده گرفتن نیازهای نوجوانان تنظیم شده بود. در میان آسیب جابجایی و خستگی فراگیر زندگی اردوگاهی، این صحنه‌ها برای جوانان ترسناک بود. انجمن‌ها، رئیس‌شان را با رأی‌گیری انتخاب و جلسات دائمی برگزار می‌کردند. با حمایت از طرف UNICEF و کانون محلی جوانان آلبانی، اعضای انجمن کنسرت‌ها و مسابقات ورزشی را سازماندهی کردند و نقش فعالی را در راه‌اندازی اردوگاه‌ها و تمیز و امن نگه‌داشتن آنها به‌عهده گرفتند. آنها به ادغام خانواده‌های تازه‌وارد کمک کردند و صندوق جمع‌آوری اعانه برای فقیرترین اعضای انجمن اردوگاه سازماندهی کردند. آنها به آژانس‌های NGOs و UN در پخش اطلاعات مربوط به مین و مطالبی در مورد بازسازی سازمان‌یافته و مشورت دادن به جوانان کمک کرد.
شاید بزرگترین مزیت این برنامه در‌طول مرحله بازسازی مشخص شد. اگرچه انجمن جوانان برای کمتر از یک ماه فعال بود اما تجربه‌ی به دست آمده از سازماندهی کردن و شرکت در آنها رئیس جدید و مهارت‌های حل مشکل را به‌همراه داشت و بسیاری از اعضای انجمن جوانان به کوزوو برای کمک به بازسازی جوامع‌شان برگشتند.
2.5.1.کودکان اقلیت بومی
علی‌رغم اینکه حمایت‌های خاص در کنوانسیون راجع به حقوق کودکان و تعدادی از اسناد بین‌المللی، کودکان اقلیت بومی در داخل جمعیت آواره آسیب‌پذیرترین هستند، در یک اوضاع بی‌قانونی حمله‌ها روی این جوامع به‌طور خاص شدید می‌باشد. چه اقلیت آشکارا توسط گروه‌های قدرتمندتر مورد‌هدف قرار گیرند، همان‌طور که در بنگلادش و گواتمالا انجام شد – و چه به‌طور نسبی از بی‌دفاع بودن در موقعیت‌های آشوب رنج ببرند. مانند موردی که در سومالی بود – مقامات اقلیت آسیب‌پذیری کودکان را افزایش می‌دهند.
وقتی کودکان اقلیت بومی از جوامع‌شان آواره شدند برای حفظ هویت فرهنگی‌شان تلاش کردند راهی را برای حمایت از زبان و فرهنگ‌شان پیدا کنند که می‌توانست به آنها کمک‌ کند. این کودکان اغلب به‌طور جدی از نظر خدمات بهداشتی و تحصیلی محروم هستند. در گواتمالا کودکان مایان همیشه بالاترین نرخ سوء‌تغذیه و مشکلات بهداشتی جدی نسبت به بقیه جمعیت داشته‌اند یعنی بی‌عدالتی که در طول سال‌های جنگ داخلی افزایش یافت.70
3.5.1.کودکان آواره داخلی
در عمل، تشخیص دادن افراد آواره داخلی(IDPs) و پناهندگان مشکل می‌باشد. در لیبریا برای مثال جمعیت آواره داخلی با پناهندگان سیرالئون زندگی می‌کردند. خویشاوندان و دوستان اغلب امکانات مالی اندک را تقسیم می‌کنند تا برای خانواده‌های آواره، پناهگاه و کمک فراهم کنند. خانواده‌هایی که اغلب مجبور می‌شوند برای فرار از جنگ بارها و بارها نقل‌مکان کنند، این نوع از جابجایی می‌تواند میزان مرگ و میر را حداکثر تا 60% افزایش دهد.71
وقتی کودکان آواره می‌شوند، مجبور می‌شوند در خیابان‌ها زندگی و کار کنند. جابجایی داخلی همچنین دسترسی کودکان را به بهداشت و تحصیلات محدود می‌کند. برای مثال کودکان نمی‌توانند در مدارس جوامع میزبان نام‌نویسی کنند به‌خاطر اینکه آنها مدارک مناسب ندارند بنابراین آنها مقیم منطقه درنظر گرفته نمی‌شوند یا نمی‌توانند شهریه مدرسه را پرداخت کنند. در کلمبیا 58% از کودکان آواره هیچ دسترسی‌ای به تحصیلات ابتدایی ندارند.72
وقتی دولت نمی‌تواند یا مایل نیست به کسانی که مالکیتشان سلب شده، کمک کند یا خودش علت جابجایی آنهاست، بنابراین از جامعه بین‌المللی درخواست می‌شود کاری انجام دهد. اگرچه قانون بشردوستانه بین‌المللی حق قربانیان جنگ را برای دریافت کمک‌های قابل‌اطمینان و به موقع تضمین‌‌‌‌ می‌کند،73 اما جامعه بین‌المللی یک جریان مشخصی از فعالیت‌ها را برای IDPs تعیین نکرده است. بعضی از کشورها حتی جمعیت آواره را در داخل مرزهایشان به رسمیت نمی شناسند74 در نتیجه فراهم کردن کمک برای افراد آواره داخلی پیچیده‌تر می‌شود به علت این‌که برخلاف پناهندگان، هیچ آژانس عملیاتی یک سرزمین تحت قیومیت جهانی یا مشخص برای در اختیار گذاشتن آنها ندارد.
در نمونه‌های معینی، شورای امنیت سازمان ملل متحد برای حمایت از شهروندان در معرض خطر درگیری‌های‌ داخلی اقدام کرده است اما در این مورد هیچ معیار مشخص یا اتفاق‌نظر ‌در مورد آن به‌منظور ایجاد چنین مداخله‌هایی وجود نداشته‌است.
در بوروندی، در سال 1996 و مجدداً در سال 1999 سیاست گروه‌بندی دوباره دولت بیش از 300000 نفر را مجبور کرد که خانه‌هایشان را ترک کنند و در اردوگاه‌های محافظت شده توسط نظامیان زندگی کنند جایی که آنها غذای کافی، مراقبت‌های بهداشتی، پناهگاه و امنیت ندارند. اردوگاه‌های دوباره گروه‌بندی شده توسط UN محکوم شده‌اند و به‌عنوان اردوگاه کار اجباری توسط رئیس‌جمهور سابق آفریقای‌جنوبی نلسون ماندلا، تسهیل‌کننده اصلی جریان صلح در بوروندی معرفی شد. در پی تلاش‌های گروهی بین‌المللی، دولت شروع به بستن اردوگاه‌ها در اواخر سال 2000 کرد.75
در قطعنامه 1314 راجع به کودکان و جنگ مسلحانه، شورای امنیت سازمان ملل متحد نیاز برای دسترسی بدون قید و شرط به کودکان متأثر از جنگ مسلحانه را دوباره اعلام کرد. دلیل تمایل سیاسی افزایش یافته باید منجر به اقدام مشخص شود تا از کودکان آواره داخلی حمایت کند. مشخص کردن جریانی از اقدامات که استقلال ملی را مورد‌توجه قرار می‌دهد و از حقوق کودکان حمایت می‌کند یکی از چالش‌های بزرگ برای سیاست بین‌المللی می‌باشد.
برای این منظور در سال 1992 دبیرکل سازمان ملل متحد فرانسیس ام. دنگ را به‌عنوان نماینده‌اش راجع به افراد آواره داخلی منصوب کرد که از طریق حمایت و بازدیدهای میدانی (RSG) نماینده سازمان ملل متحد توجه جهان را روی کودکان آواره معطوف کرده است. وی در سال 1998 او یک تحقیق اصلی را به‌نام توده های مردم در جنگ بحران جهانی جابجایی داخلی را کامل کرد.76 همچنین در سال 1998 او به هیئت حقوق بشر، اصول راهنمایی جابجایی داخلی را ارائه کرد. مناسب برای همه مراحل جابجایی، 30 اصل مبنا را برای حمایت و کمک در طول جابجایی عرضه می‌کند و حمایت علیه جابجایی استبدادی را فراهم می‌نماید و تعهد برای برگشت امن، اسکان و استقرار دوباره را اعلام می‌کند. این اصول به عنوان یک معیار دستوری برای راهنمایی دولت‌ها، مقامات و آژانس‌های توسعه‌یافته و بشردوست بین‌المللی در فراهم کردن کمک و حمایت به افراد آواره به کار می‌رود.
30اصول اخلاقی، توجه خاصی را به نیازهای کودکان آواره داخلی معطوف می‌کند. آنها تأکید می‌کنند که کودکان خصوصاً اقلیت‌های تنها، به کمک و حمایت موردنیاز بر‌مبنای شرایط و نیازهای خاصشان محق می‌باشند. آنها همچنین فروش در ازدواج، سوء‌استفاده جنسی و کار اجباری کودکان و سربازگیری یا شرکت کودکان در عملیات‌ها را ممنوع می‌کنند. آنها پیوند دوباره خانواده‌ها، تحصیلات کودکان آواره و مشارکت مساوی دخترها در برنامه‌های آموزشی را در‌نظر می‌گیرند.
آنچه حقوق بشر استفاده از اصول اخلاقی راهنما را در مذاکره با دولت‌ها و آژانس‌های غیردولتی و بین‌دولتی را پذیرفته‌است، در زمانی کوتاه از هنگام تدوین آنها، اصول راهنما را به‌عنوان یک ابزار با‌ارزش برای مورد‌توجه قرار‌دادن نیازهای افراد آواره داخلی در‌نظر گرفته‌است. یک سیاست سودمند و ابزار‌علمی و نیز تأثیر کلی اصول بستگی به این خواهد‌داشت که چگونه این اصول به طور مؤثر اجرا شوند.
علی‌رغم پیشرفت‌های مهم واکنش بین‌المللی به افراد آواره داخلی، موقت و بی‌نتیجه باقی ماند. یک آژانس راهنما برای فراهم کردن کمک شناسایی می‌شود. برای مثال همان‌طور که UNHCR در کلمبیا و سریلانکا یا UNICEF در سودان‌جنوبی بوده اما در آنگولا بیش از یک‌میلیون بچه به واسطه‌ی یک جنگ قدیمی چهار‌دهه‌ای بین دولت و نیروهای شورشی آواره شده‌اند و هیچ آژانس راهنمایی برای حمایت از آنها در نظر گرفته نشده‌است. تعدادی از سازمان‌ها و آژانس‌ها تلاش می‌کنند تا کمک‌های فوری کوتاه‌مدت را فراهم کنند اما حمایت‌های بلندمدت وجود ندارد. واقعیت برای کودکان و زنان نابود‌کننده بوده است و بر بی‌توجهی نگران‌کننده افراد آواره داخلی طی دهه گذشته و ضعف رویکرد کنونی تأکید دارد.
در بعضی از نمونه‌ها، مثلاً در کلمبیا و چچنیا، از UNHCR درخواست شد به یک تعداد نسبتاً کوچکی از پناهندگان در داخل یک جامعه گسترده‌تری از IDPs (افراد آواره داخلی) خدمت کند. در کلمبیا بعد از اینکه روش هماهنگ بین آژانسی ناموفق اعلام شد از UNHCR درخواست شد تا نقش یک رئیس را ایفا کند. بعد از اینکه رویکرد هماهنگ بین آژانسی ناموفق ثابت شده در تاجیکستان، تنها در حدود 60000 نفر از مردم به افغانستان فرار کردند در حالی که 600000نفر از مردم آواره داخلی شدند. در جمهوری فدرال یوگسلاوی و تیمور، UNHCR نقش راهنما را در فراهم کردن امکانات برای پناهندگان و IDPs گرفت که توسط ICRC و سایر NGOs حمایت می‌شدند.
به‌منظور اطمینان دادن به اینکه کمک و حمایت اصلی برای کودکان فراهم می‌شود، یک آژانس راهنما باید شناسایی شود و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بشر، نیروهای مسلح Next Entries منابع مقاله درباره نیروهای مسلح، مخاصمات مسلحانه، خدمات بهداشتی، جوامع محلی