منابع مقاله درباره پناهندگان، برنامه آموزشی، آموزش ابتدایی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

افزایش‌‌‌می‌دهد و به کودکان کمک می‌کند روابط با بزرگسالان را دوباره ایجاد کنند و حسشان را از هویت و احترام به خود تقویت کنند. برنامه‌ها باید در مشارکت گسترده‌ای توسط مقامات، جوامع، و اولویت و توسط خود کودکان را تضمین کند.
7.3.2. کنترل و ارزیابی
در مورد تأثیرات روانی طولانی‌مدت جنگ اطلاعات خیلی کمی داریم اما بدون شک کودکانی که والدین و سایر اعضای نزدیک خانواده‌شان را از دست می‌دهند، تأثیرات این فقدان را برای بقیه زندگی‌شان تحمل خواهند‌کرد. دوام چنین احساساتی در سطح جهانی در‌طول پنجاهمین سالگرد جنگ جهانی دوم مورد تأکید قرار گرفت زمانی که بازمانده را توصیف کردند که چطور تجربه‌های غم‌انگیز دوران کودکی‌شان هم‌چنان بر آنها تأثیر می‌گذارد.
آژانس‌های بشردوستانه باید با دولت و جوامع فعالیت کنند به‌منظور اینکه حمایت خاص موردنیاز برای کودکان را فراهم کنند. در روآندا پیشنهاد شده‌است که جمع‌آوری اطلاعات در‌مورد تأثیرات روانی به سیستم ملی بیماری‌های واگیردار متصل شود و سلامتی روانی در تدابیر مراقبت‌های اصلی سلامتی گنجانده شود.164 در سال 1999 سازمان نجات کودکان انجمن بین‌المللی سنجش روانی تشکیل داد تا روش‌های کمی و کیفی در این حوزه را اصلاح کند و بهترین روش‌ها را ارائه دهد.165
8.3.2.آموزش برای بقا و پیشرفت
در‌طول آشوب جنگ، آموزش می‌تواند یک منطقه امن برای کودکان ایجاد کند. در ابتدا، آموزش می‌تواند به اندازه یک بازی سازماندهی شده ساده باشد. فعالیت‌های سرگرم‌کننده مانند ورزش، نقاشی، موسیقی می‌تواند به کودکان برای مقابله با ضربه‌ی روحی ناشی از درگیری کمک کند. کلاس‌های غیررسمی یا جلسات نمایش به ایجاد مجدد کارهای روزانه کمک می‌کند و اعتماد بیشتری به کودکان در مورد خودشان، خانواده و جامعه‌شان می‌دهد. از طریق آموزش کودکان می‌توانند از همراهی و حمایت دوستانشان بهره‌مند شوند در‌حالی‌که از تماس مرتب با معلم‌هایی که می‌توانند سلامت روانی و فیزیکی آنها کنترل کنند برخوردار شوند. آموزش، موقعیت‌هایی را برای کودکان فراهم می‌کند که آگاهی و مهارت‌های نجات زندگی را گسترش داده و شکل ساختاری برای زندگی‌شان به دست آورند.
یک بررسی اخیر توسط بانک جهانی اعلام کرد که افزایش در ثبت‌نام مدرسه به امنیت جامعه و کاهش احتمال جنگ داخلی کمک می‌کند. آموزش می‌تواند از توجه به حقوق‌بشر حمایت کرده و دورنماهای صلح را اصلاح کند.166 آموزش به پیوند جوامع از طریق یک‌جا جمع کردن کودکان، والدین، مربیان و مقامات محلی با یک هدف مشترک کمک می‌کند. جوامعی که مدرسه دارند پی می‌برند که آنها یک چیز پایدار و با‌ارزش برای حمایت‌کردن دارند. در‌طول جنگ یا در پیامدهای آن، شروع دوباره تحصیلات اطمینان خاطر را از طریق نشان‌دادن یک درجه ثبات فراهم می‌کند. وقتی تحصیلات ادامه پیدا می‌کند حتی در سخت‌ترین شرایط جوامع به آینده امید دارند.
مدارس اهداف شرح‌حال مهم در موقعیت‌های جنگ می‌باشد. در مناطق روستایی، ساختمان مدرسه، تنها بنای ثابت و مقاوم می‌باشد که بسیار برای گلوله‌باران کردن یا غارت آسیب‌پذیر است. در موزامبیک تقریباً 54% شبکه‌های مدرسه ابتدایی در‌طول جنگ داخلی ویران شدند.167 UNICEF گزارش کرده است که در سودان نزدیک مرز چاد از میان 153 مدرسه تنها 17 مدرسه دائر می‌باشد.168
معلم‌ها در معرض حمله قرار می‌گیرند به‌خاطر اینکه اعضای مهم جامعه هستند و آنها تمایل دارند بیش از حد‌معمول سیاسی شوند. در‌طول خشونت مربوط به کشتار جمعی در روآندا، بیش از دو‌سوم معلم ها یا فرار کردند یا کشته شدند.169 در سریلانکا در جولای سال 2000 بنابر گزارش رسیده چریک‌ها، معلم‌هایی را مورد‌هدف قرار دادند که سعی داشتند از شاگردان مدرسه در‌مقابل سربازگیری اجباری و آدم‌ربایی حفاظت کنند.170در ترکیه معلم‌ها در منطقه کردنشین توسط نیروهای غیردولتی به‌خاطر استفاده از برنامه‌های آموزشی تُرک مورد‌تهدید قرار گرفتند.
ترس و آشوب حفظ یک محیط منجر به یادگیری را سخت می‌سازد و این می‌تواند خسارت شدیدی را به روحیه دانش آموزان وارد سازد. مطالعات نشان داد که در مدارس فلسطین بسیاری از معلم‌ها و دانش آموزان مشکل تمرکز داشتند مخصوصاً اگر آنها خشونت را تجربه کرده یا شاهد آن بودند یا اعضای خانواده‌شان در زندان به‌سر می‌بردند.171 و به‌علت اینکه آموزش رسمی نیاز به سرمایه‌گذاری دائمی و حمایت اجرایی دارد ادامه دادن به آن در‌میان بی‌ثباتی سیاسی مشکل می‌باشد. در‌طول درگیری شدید، به احتمال خیلی‌زیاد دولت‌ها بیشتر بودجه دفاعی را تأمین می‌کنند تا هزینه‌های آموزشی یا بهداشتی را.
به هر‌حال، در بحبوحه‌ی جنگ‌هایی با شدت پایین مانند جنگ در سریلانکا آموزش ادامه داشته‌است و جایی که جنگ دوره‌ای می‌باشد، تحصیلات می‌تواند در‌طول آرامش دوره‌ای ادامه یابد اگرچه در چنین شرایطی تدابیری برای حفاظت از کودکان در مقابل حمله یا سربازگیری توسط گروه‌ مسلح لازم‌‌‌‌‌‌ می‌باشد.
ایجاد مکان‌های جایگزین برای کلاس درس یا تغییر جایگاه‌ها به‌طور مرتب، راه‌حل های احتمالی‌‌‌‌‌ می‌باشند. در روستاهای اتیوپی‌شمالی نزدیک مرز که کودکان برای یک کلاس در یک غار زیر صخره‌سنگی دور از محدوده‌ی شلیک گلوله مسیر شیب داری را بالا می‌روند.172 در اوج جنگ در یوگسلاوی سابق، کلاس‌ها در زیرزمین‌های خانه‌های افراد اغلب با روشنایی شمع برگزار می‌شد. والدین در بوسنی‌و‌هرزگوین و در کرواسی مُصر بودند که آموزش علی‌رغم شرایط سخت ادامه پیدا‌کند.173
1.8.3.2.آموزش کودکان آواره
در‌طول جنگ بیشتر برنامه‌های آموزشی برای کودکان پناهنده مدیریت شده است. دلایل تا‌حدودی واقعی می‌باشد. کودکان گروه‌بندی شده در اردوگاه‌ها در دسترس‌تر می‌باشند و نظام‌های اقتصادی‌ای وجود دارد که به‌طور کلی تبدیل کردن اردوگاه‌ها به کلاس درس را آسان‌تر می‌کند. علاوه براین تعدادی از کمک‌کننده‌ها مجبور می‌شوند که فقط با پناهندگان کار کنند. سایرین از سیستم‌های آموزش ملی فاصله می‌گیرند و ترجیح می‌دهند برنامه‌های مستقل را اجرا کنند.
اما در‌کل، بودجه برای آموزش پناهندگان به‌وضوح ناکافی می‌باشد. کمتر از یک‌سوم کل آموزش پناهندگان توسط کمک‌کنندگان بین‌المللی حمایت می‌شود.174 بسیاری از جوامع پناهنده تحصیلات را بدون انتظار برای کمک بین‌المللی سازماندهی می‌کنند و از هر وسیله موجود برای برپا‌کردن کلاس‌ها و شروع آموزش استفاده می‌کنند. یک پروژه در گینه به‌طور خاص یک مثال جالبی را ارائه می‌دهد. در آنجا معلم‌ها در داخل جمعیت پناهنده از لیبریا و سیرالئون با یکدیگر کار می‌کنند تا یک برنامه آموزشی را گسترش ‌دهند و برنامه‌های تحصیلی را ایجاد کنند. آنها بعداً از UNHCR کمک دریافت کردند و به سرعت 12000 دانش آموز پناهنده داشتند. کمیته بین‌المللی نجات (IRC) برای آموزش و پرداخت حقوق به معلم‌ها و گذاشتن سقف روی کلاس‌ها موافقت کرد. سرانجام، برنامه به جایی رسید که شامل بیش از 75000‌دانش آموز در 135‌مدرسه با بیش از 1800‌معلم بود.175 به‌واسطه این حقیقت که حتی با وجود برنامه‌هایی که در اوج فعالیت خود هستند یک‌سوم کودکان در اردوگاه‌ها یعنی تقریباً 000/150‌کودک هیچ آموزشی دریافت نکردند.176
فراهم کردن حتی کمترین غرامت برای معلم‌ها می تواند تنش ایجاد کند. برای مثال حقوق ماهیانه پرداخت شده به معلم‌های لیبریایی و سیرالئونی در گینه به‌عنوان یک عاملی در دلسرد کردن آنها برای برگشت به خانه تعبیر می‌شود. در تیمور‌غربی غرامت برای معلم‌های پناهنده تیموری‌غربی فراهم می‌شود اما این، در میان تیموری‌های غربی دلخوری ایجاد می‌کند چون در وسط بی‌ثباتی در سراسر منطقه معلم‌های محلی اصلاً حقوق دریافت نمی‌کردند.
کودکان پناهنده می‌توانند گاهی اوقات در جریان اصلی مدارس کشورهای میزبان شرکت کنند اگرچه چنین فرصت‌هایی معمولاً فقط برای تعداد خیلی کمی فراهم می‌باشد و وقتی این کار عملی می‌شود کودکان پناهنده احتمالاً نیاز به برنامه‌های خاص دارند تا به آنها برای پر‌کردن خلأهای آموزشی و یادگیری زبان محلی کمک کند. اما وقتی زبان یک مانع نمی‌باشد کودکان هنوز از آزار و اذیت، تبعیض یا تهدید در مدرسه رنج می‌برند.
بیشتر کشورهای در‌حال توسعه که میزبان پناهنده‌ها هستند باید به آموزش ابتدایی همگانی برای کودکانشان دسترسی داشته‌باشند. بعضی از دولت‌های میزبان دوست ندارند که برای کودکان پناهنده فعالیت آموزشی فراهم کنند چون می‌ترسند که این کار پناهندگان را برای ماندن به‌طور دائم در سرزمین آنها تشویق کند. آنها به مزیت‌های نسبی که کمک بین‌المللی برای پناهندگان می‌آورد اعتراض می‌کنند و در بعضی موارد از اجازه دادن به آژانس‌های بشردوستانه برای ایجاد برنامه‌های آموزشی خودداری می‌کنند. نپذیرفتن آموزش آشکارا هم ماده 22 کنوانسیون 1951 مربوط به موقعیت پناهنده‌ها و هم ماده 28 کنوانسیون مربوط به حقوق کودکان را نقض می‌کند که طرفین دولت‌ها را ملزم می‌کند تا با کودکان پناهنده مانند اتباع در مورد آموزش ابتدایی رفتار شود.
در تانزانیای‌غربی، برای مثال دولت در ابتدا با ایده دبستان ابتدایی برای پناهندگان بروندیایی مخالفت کرد. به جای آن، مراکزی برای فعالیت کودکان ایجاد کرد که ورود حمایت آژانس‌های بین‌المللی به آن ممنوع بود. این یک تأثیر مفید داشت که جامعه پناهنده مالکیت کامل مراکز را در اختیار گرفت و تصمیم گرفت که برای کودکان در داخل اردوگاه‌ها آموزش فراهم کند. بعد از حدود یک سال مقامات تانزانیایی به اردوگاه‌ها برای ایجاد مدرسه ابتدایی با هدف آماده کردن کودکان برای برگشت به خانه‌هایشان در بوروندی موافقت کرد.177 معلم‌ها و مربیان از میان پناهندگان بوروندیایی قادر بودند برنامه درسی که کنار گذاشته بودند را سریع شروع کنند. بیش از 270000 بچه از همکاری بین دو دولت سود بردند و این امکان را فراهم کرد که کتاب‌های درسی بروندیایی در تانزانیا چاپ شود. همان نمره شش ورقه‌های امتحانی در آن‌سوی مرز استفاده شده است تا کودکان پناهنده را در کلاس نگه‌دارد و امکان انتقال آرام به عقب به داخل سیستم آموزشی بوروندایی را فراهم کند. دو‌سال بعد بیشتر کودکان بوروندیایی در مدرسه‌های تانزانیا حاضر‌‌‌‌ می‌شدند نه در مدرسه‌های بوروندیایی. این نشان داد که یک رویکرد قوی مبتنی بر جامعه از ابتدا می‌تواند یک برنامه آموزشی مؤثر در موقعیت‌های اضطراری ایجاد کند، اما عجیب اینکه آن دسترسی بهتر به آموزش را برای کودکان بوروندیایی که در اردوی پناهندگی زندگی می‌کنند در مقایسه با کودکانی که در بوروندی زندگی می‌کنند ایجاد کرده‌است.178
کودکان آواره داخلی با موانع مختلفی در مقایسه با همتایان پناهنده‌شان مواجه می‌شوند. جنگ مداوم و آشفتگی پی‌در‌پی دسترسی به آموزش را دشوار می‌کند. در آذربایجان، در حدود یک‌میلیون آذری به بیرون از شهر آواره شدند. همان واگن‌های قطار رها شده که خانه 4000 نفر آواره داخلی بود به عنوان کلاس درس مورد‌استفاده قرارگرفت. علی‌رغم کمبود کتاب‌ها و لوازم آموزشی معلم‌ها و دانش‌آموزان هر روز در واگن‌هایی که شیشه پنجره و گرما نداشتند می‌آمدند. در مرکز شهر‌باکو جایی که خانواده‌های ‌آواره در بیمارستان‌ها و سایر ساختمان‌های عمومی متروکه زندگی می‌کردند مدارس برای کودکان آواره بدون تخته سیاه و برق دائر بود. بعضی از کلاس‌ها در ساختمان‌های ‌با دیوارهای خراب شده برگزار‌‌‌‌ می‌شد.179
جایی که مدارس دولتی در دسترس بود، کودکان آواره داخلی از رفتن به این مدارس منع می‌شدند زیرا آنها مدارک شناسایی موردنیاز برای نام‌نویسی کردن را نداشتند. در کلمبیا خانواده‌هایی که از سرزمین‌هایشان توسط شبه‌نظامیان یا گروه‌های چریک رانده شدند به علت ترس از هدف قرار‌گرفتن مجبور شده‌اند که هویتشان را مخفی نگه‌دارند. در نتیجه کودکانشان دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی یا خدمات دولتی از جمله مدرسه ندارند.180 در سال‌1997 وزارت آموزش و پرورش سریلانکا به کودکان اجازه داد که بدون گواهی تولد در مدارس شرکت کنند اما به آنها اجازه داوطلب شدن در امتحان‌ها یا مشارکت در ورزش‌ها را

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره امنیت غذایی، حقوق کودک، حقوق بشر، انعطاف پذیری Next Entries منابع مقاله درباره پناهندگان، مخاصمات مسلحانه، هویت فرهنگی، برنامه آموزشی