منابع مقاله درباره هوش معنوی، خودآگاهی، مدل مفهومی، خودتنظیمی

دانلود پایان نامه ارشد

کرد. همان طور که میدانیم از این نرم فزار براي پردازشمدلهاییکه شاملمتغیرهايمکنون،خطاهاياندازهگیريدرهریکازمتغیرهاي وابستهومستقل،علیتدوسویه،همزمانیو وابستگیمتقابلمیباشدطرحریزيگردیدهاست. امااینروشرا میتوانبهعنوانمواردخاصیبرايروشهايتحلیل عاملیتاییدي،تحلیلرگرسیونچندمتغیري،تحلیلمسیر،مدلهاياقتصاديخاصدادههايوابستهبهزمان،مدلهاي برگشتپذیروبرگشتناپذیربرايدادههايمقطعی/طولی،مدلهايساختاريکوواریانسوتحلیلچندنمونهاينیزبهکاربرد.

1-6 چارچوب کلان نظری تحقیق
حاصل مطالعات اکتشافی نگارنده کمک نمود تا بتوانیم مدل مفهومی پیشنهادی خود را بعنوان یک چارچوب نظری در انجام تحقیق بصورت زیر ارائه نماییم.لازم به ذکر است این مدل با اقتباس از مدل آویلیو و گاردنر (2005) در خصوص رهبری موثق و دیدگاه ویگ ورث که در سال 2003 درباره هوش معنوی ارائه شده، بیان گردیده است که درادامه مطلب آنرا مشاهده خواهید نمود.
متغیرهای تحقیق:
متغیر مستقل: هوش معنوی
وابسته: میزان موثق بودن رهبران

شکل)1- 1(عوامل موثر بر هوش معنوی

ولی ما در این تحقیق فرض می کنیم که عامل پنجم دیگری هم بر رهبری موثق تاثیر دارد و آن میزان هوش معنوی رهبران است، لذا مدل مزبور به شکل زیر تغییر می کند.

شکل( 2- 1) مدل مفهومی پیشنهادی اولیه

منظور ما از هوش معنوی هوشی است که 4 ویژگی زیر را داشته باشد:
جدول( 1- 1) ویژگی های هوش معنوی

2. آگاهی جهانی
آگاهی نسبت به ماهیت ابدی جهان و ارتباط میان زندگی ها، داشتن تفکری زیبا نسبت به همه چیزها

1. خودآگاهی
دانستن اینکه شما یک نفس درونی ( با s کوچک) یا یک روح متعالی یا معنوی( با S بزرگ) دارید، آگاهی نسبت به اینکه کدامیک از این دو نفس فعالتر هستند و کنترل نمودن آنها

4. داشتن منش معنوی
توانایی عمل همراه با آگاهی و ترحم، حضوری آرامش بخش و عاملی برای تغییر

3. تسلط بر خویشتن
توانایی بکارگیری معنویت در اغلب اوقات، توانایی حفظ آرامش درونی و بیرونی بدون توجه به شرایط (متانت)، در حال زندگی کردن

(ویگل ورث، 2003: 11)

بنابراین مدل پیشنهادی ما برای شناخت بهتر رابطه بین هوش معنوی و رهبری موثق به شکل زیر بیان می شود:

شکل(3- 1)مدل مفهومی پیشنهادی

1-8 شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق
1-1-8 معنویت3
در لغت نامه دهخدا، معنویت به معنای معنوی بودن است و معنوی یعنی: منسوب به معنی، حقیقی، راست، اصلی، ذاتی، مطلق، باطنی و روحانی( دهخدا، 763). فرهنگ لغت آکسفورد نیز معنویت را اینگونه معنی کرده است:” حالت یا ویژگی علاقمندی و توجه به مسائل معنوی به عشق یا دلبستگی به پدیده های معنوی”.
2-1-8 هوش معنوی4
در تعریف آمرام، هوش معنوی توانایی بکارگیری منابع ارزشی و کیفیت های معنوی است به گونه ای که بتواند کارکرد روزانه و آسایش و سلامت روحی و روانی را ارتقا دهد(آمرام، 2007: 2).
3-1-8 رهبری موثق5
لاتانز و آویلیو6 رهبری موثق را ” فرایندی می دانند که از توانمندی های روانی درست و قراین سازمانی توسعه یافته نشات می گیرد که نتایج آن هم در خودآگاهی بیشتر و رفتارهای درست خودتنظیمی در رهبران و همکاران باعث خودشکوفایی می شود( سکتون، 2007: 1).
4-1-8 خودآگاهی7
اشاره دارد به فهمیدن اینکه یک فرد چگونه هدایت میشود و دنیا را معنی می کند و نحوه برداشت وی از فرایندها برنگرش فرد در طول زمان تاثیر دارد. همچنین خودآگاهی به پی بردن نقاط قوت و ضعف فردی اشاره کرده و شناختن ماهیت وجودی خویش که شامل بازگویی خویش به دیگران و پی بردن به میزان نفوذی که فرد بر سایرین دارد.
5-1-8 شفافیت در روابط8
اظهار اعتماد به سایرین. مثلاً افزایش اعتماد و شناخت از طریق بازگویی درست خصوصیات و بازگو کردن آزادانه خصوصیات و بیان نحوه تفکر صحیح و احساسات فردی در حالی که سعی در برطرف نمودن عواطف نادرست نماییم.
6-1-8 پردازش متعادل9
نشان دهنده این است که این افراد بطور هدفمندانه ای تمام اطلاعات مرتبط را قبل از اتخاذ تصمیم بررسی می کنند. همانند کسانی که در پی کسب دیدگاه هایی هستند که موقعیت آنها را عمیقاَ به چالش می کشاند.
7-1-8 جنبه های درونی اخلاق10
اشاره به درونی سازی و هماهنگی در خودتنظیمی دارد. داشتن نظم در خود تنظیمی با بکارگیری استانداردهای معنوی درونی و ارزش های گروهی، سازمانی و هنجارهای اجتماعی، و اعمال نتایج آن در تصمیمات و رفتارها که هماهنگ با این ارزشهای درونی شده باشد(نیدر و اسکریشیم، 2011: 1147).

1-9 خلاصه فصل
در این فصل پس از بیان مسئله و ارائه موضوع مورد بررسی و توضیح اهیمت آن، سوالات و فرضیه و اهداف تحقیق مطرح شد و پس از ارائه مدل مفهومی تحقیق، روش شناسی تحقیق از جمله نوع تحقیق، روش های گردآوری اطلاعات، روش نمونه گیری، قلمروهای تحقیق، روش تجزیه و تحلیل داده ها معرفی شدند. در پایان نیز بمنظور آشنایی خواننده با مفاهیم و اصطلاحات این تحقیق، به شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق پرداخته شد.

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

1-2 مقدمه
در سالهای اخیر جایگاه معنویت در سازمانها مورد توجه روزافزون مدیران، کارکنان، مشتریان و جامعه قرار گرفته است. اما در ادبیات مربوط به معنویت بعنوان یک پدیده ی فرهنگی که می تواند بر رفتار سازمانی تأثیر بگذارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از ادبیات مربوط به معنویت چنین بر میآید که افراد با معنویت بالاتر، زندگی کاری سالمتر، شادتر و پربارتری دارند و از کارایی بالاتری برخوردارند(علی پناهی، 1387: 2). علاوه بر این پژوهش ها نشان داده اند که بین معنویت و هدف زندگی، رضایت از زندگی و سلامت همبستگی وجود دارد(جورج و همکاران، 2000). هوشمعنوينیزکهبعدازسال2000بهطورجديمطرح شدهاست،ازجنبههايکاربرديمفهوممعنویتاستومی توانآنرااستفادهازتواناییهاومنابع معنويجهتاتخاذتصمیماتمعنادار،تعمقدرموضوعاتوجوديواستفادهازایندانشبرايحل مسألهدرزندگیدانست( فرهنگی و همکاران، 1388: 31).
از سوی دیگر با توجه به آنکه معنویت و هوش معنوی در ایجاد ارزشها و دیدگاه های افراد نقش عمده ای ایفا می کند، بررسی این مفهوم در ادبیات کسب و کار بسیار ضروری و حیاتی خواهد بود، چرا که افراد با چیزی بیش از جسم و فکر خود وارد محیط کار می شوند، آنها روح منحصر بفرد خود را هم به محیط کار می آورند و از این طریق بر اثربخشی و کارایی سازمان تاثیر عمده ای می گذارند. شاید به همین دلیل است که اخیراً در واکنش به چالش های اخلاقی و عدم وجود معنویت در دنیای کسب و کار، تئوری رهبری و تحقیقات در پی بیان ادبیات ” رهبری موثق” برآمده اند(الجرا، 2012: 118).
اگر چه در گذشته بحرانهای مالی بعنوان بزرگترین بحرانها محسوب می گردید اما شرایط آشفته و پرتلاطم جوامع امروزی، شمار روز افزون رسوایی های اخلاقی با ابعاد جهانی و مشکلات اجتماعی و فرهنگی، بعنوان بحرانی مهم و جدی در سالهای اخیر، اهمیت و ضرورت رویکردهای مثبت در حوزه های دانشگاهی و کسب و کار را دو چندان کرده است. بگونه ای که با وجود پیروی از تئوری سازی های موجود اگرچه می توان در تحقق اهداف و مقاصد سازمان گام های موثری برداشت تا خلاء بین رسیدن به وضعیت مطلوب و آرمانی با وضعیت موجود همچنان باقی خواهد ماند و تنها زمانی می توان این خلاء را مرتفع ساخت که متناسب با نیاز و چالش های زمان رفتار نمود. یکی از راهکارهایی که محققان بمنظور رویارویی با چنین چالشهایی ارائه داده اند بازبینی جدی و عملی حوزه های رفتاری مثبت از جمله اعتماد به نفس، امید، خودشناسی و معناداری خود می باشد. اما باید در نظر داشت بکارگیری رویکردهای مثبت در سازمان و جامعه، به رهبرانی با مهارتهای جدید نیاز دارد که بتوانند بر استرس و عدم قطعیت وضع موجود غلبه نماید و در عین حال تمرکز بر آینده ای مثبت را حفظ کنند. در حقیقت شرایط کنونی محققان حوزه رهبری را بر آن ساخته است که به تجزیه و تحلیل سطوح سازمانی، گروه و فرد بپردازند و راهکارهایی را جهت توسعه رهبران برای اتخاذ رفتارهایی فراتر از تاکیدات مرسوم و سنتی پیشنهاد دهند. در همین راستا گروهی از محققان برای رویارویی با مشکلات پیش رو و بخصوص متوقف ساختن غیراخلاقی و نا به سامان، به ارائه یک الگوی رفتاری رهبری پرداخته اند و بیان کرده اند سازمانها و جوامع نیازمند رهبرانی هستند که براساس ارزشهای راستین خود عمل نمایند و با تشویق پیروانشان برای توسعه ارتباط با یکدیگر، حس احترام را در آنها ایجاد کنند. همچنین دارای هدف، یکپارچگی و شخصیت موثق باشند. این الگوی رفتاری رهبری موثق با توجه به معیارها و جنبه های اخلاقی مثبت و تأکید بر رفتارهای اخلاقی موجب بهبود تصمیم گیری می شود. رفتارهای منحصر به فرد مثل خودآگاهی، پردازش متعادل اطلاعات، شفافیت در روابط و اخلاق درونی شده، ویژگی یک رهبر موثق است.
رهبران موثق با نشان دادن معیارهای اخلاقی، امانت داری و یکپارچگی، باعث می شوند پیروان، هویت خود را با آنها بازیابند و خود را بعنوان افرادی امین و دارای استانداردهای اخلاقی و یکپارچگی بالا بدانند. بدین ترتیب رهبران موثق هویت اجتماعی پیروانشان را با ایجاد یک حس عمیق از ارزشهای اخلاقی همراه با نمایش سطوح بالایی از صداقت و انسجام، افزایش دهند. همچنین رهبران موثق، سطح بالایی از اعتماد، امید، احساسات مثبت و خوش بینی را در بین پیروان توسعه می دهند که این امر به نوبه خود موجب بهبود عملکرد پیروان و بروز پیامدهای مثبت مرتبط با کار می گردد، این شواهد علت اصلی انتخاب رهبری موثق بعنوان یک متغیر کلیدی برای ایجاد و بهبود پیامدهای مثبتی همچون افزایش معنویت در محیط کار و هوش معنوی افراد در این مطالعه می باشد( کاهه، 1391؛ 9-10).
هرچند که محقیقن درباره مباحث مرتبط به رهبری مطالعاتی را انجام داده اند ولی بررسی های کمی درباره مطالعه تجربی رهبری موثق صورت گرفته است. شواهد تجربی موجود عمدتاً بر فرایند رهبری موثق تمرکز کرده اند. فرصتهای موجود برای مطالعات آتی بمنظور بررسی اینکه رهبران موثق چگونه می توانند در سازمانها رشد کنند، مناسب هستند. این دیدگاه توسط ریچارد و آولیو11 در سال 2005 با یافته های حاصل از آنالیز فکری 200 رهبر در طول 100 سال گذشته تایید شد. از نتایج آنها اینگونه بر می آید که نیاز است تا محقیقن به انجام مطالعات مشترک با کیفیت عالی بپردازند. لذا در این فصل به بررسی ادبیات هوش معنوی و رهبری موثق پرداخته و به تحقیقات صورت گرفته در این زمینه اشاره می کنیم.

2-2 بخش اول: ادبیات تحقیق
1-2-2 هوش و انواع آن
هوش رفتار حل مسألۀ سازگارانهاي است که در راستاي تسهيل اهداف کاربردي و رشد سازگارانه جهتگیری شده است. رفتار سازگارانه، شباهت اهداف متعددی را که باعث تعارض درونی میشوند، کاهش میدهد. این مفهوم هوش، مبتنی بر گزارهاي است که فرایند حرکت به سوی اهداف، انجام راهبردهایی را برای غلبه بر موانع و حل مسأله ضروری میسازد(غباری بناب و همکاران، 1386). آنچه از بررسی تعریف صاحب نظرانی همچون گاردنر، هیلگارد، کسلر و … از هوش بر می آید آن است که همگی ” هوش” را قابلیت بهره گیری از نرم افزارهای وجودی تعریف می کنند. هوش گاهی اوقات به عنوان توانایی اداره کردن پیچیدگی شناختی تعریف می شود، برای مثال در فرهنگ لغت وبستر، هوش شامل توانایی فهمیدن، بکار بردن دانش ماهرانه، نتیجه را مورد استفاده قرار دادن و محیط شخص را زیر نفوذ خود درآوردن تعریف می شود(عبداله زاده و همکاران، 1388: 33).
در جدول زیر خلاصه ای از برداشت های ارائه شده از هوش مطرح گردیده است:
جدول (1-2) انواع برداشت های ارائه شده از هوش
برداشت های ارائه شده از هوش
سال
ارائه دهنده
هوش می تواند همه چیز را از بهترین راه ممکن سازماندهی کند
قرنها قبل از میلاد مسیح
افلاطون و ارسطو
هوش بعنوان یک توانایی شناختن/ ابداع آزمونی برای اندازه گیری بهره هوشی
اوایل قرن بیستم
آلفردینه
هوش عبارت است از حالت تعالی کلیه استعدادهای سازشی پی

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره مدیران و کارکنان، هوش معنوی، معنویت در محیط کار، زندگی کاری Next Entries منابع مقاله درباره معنویت در محیط کار، اصول اخلاقی، روان شناختی، ویلیام جیمز