منابع مقاله درباره هوش معنوی، خودآگاهی، جهان بینی، کیفیت جامع

دانلود پایان نامه ارشد

نقش اساسی در تقویت هوش معنوی داشته باشند( غباری بناب و دیگران، 1386: 137).
همچنین دیدن وحدت در عین کثرت یکی از بعدهای اساسی معنویت است که در عرفان اسلامی بدان تاکید شده است، چنانچه فخرالدین عراقی می گوید:
آفتابی در هزاران آبگینه تاخته پس به رنگ هریکی تابی میان انداحته
جمله یک نورست لیکن رنگهای مختلف اختلافی در میان این و آن انداخته
بعضی توانایی ها و کیفیت ها همانند خردمندی، خلاقیت و دلسوزی با آگاهی معنوی رشد یافته ناشی از مذهب است. به همین شکل حقایق قدیمی ( مثلاً قانون طلایی سقراط که بیان می دارد و خودت را بشناس یا عبارت بقراط که می گوید”آزار مرسان”) بعضی از ویژگی های اصلی افرادی را که از نظر معنوی باهوش هستند نشان می دهد. بودا، مسیح، محمد، مادر ترزا از جمله افرادی هستند که دارای چنین مهارتها و کیفیاتی هستند و در واقع هوش معنوی بالایی دارند(سجادی، 1390: 59-60).

8-3-2-2 نحوه سنجش هوش معنوی در افراد
ارزش اندازه گیری هوش معنوی به میزان تمایل افراد برای نیل به وضعیت شادتر و آرامش بیشتر بستگی دارد.در مبحث کنترل کیفیت جامع اینگونه بیان می شود که ” اگر شما بتوانید چیزی را بسنجید پس حتماً می توانید آنرا اداره کنید”. اگر ما بتوانیم هوش معنوی را بسنجیم پس باید امیدوارانه رفتارهای خاصی را برای پیشی جستن جهت دستیابی به آنرا به افراد نشان داده و راههای ارتقای آن را آموزش دهیم و نقش موثر مدلها را نیز متذکر شویم.برای سنجش هر چیزی شما نیاز به یک مدل مفهومی( تئوری یا فرضیه) درباره نحوه ی کارکرد آن دارید.
با استفاده از مدل هوش هیجانی دنیل گولمن می توانیم مدلی برای هوش معنوی نیز ارائه کنیم( ویگل ورث، 2003، 8) که این مدل در شکل زیر نشان داده شده است.

جدول(8-2) ابعاد هوش معنوی از دیدگاه ویگلورث

2. آگاهی جهانی
آگاهی نسبت به ماهیت ابدی جهان و ارتباط میان زندگی ها، داشتن تفکری زیبا نسبت به همه چیزها

1. خودآگاهی
دانستن اینکه شما یک نفس درونی ( با s کوچک) یا یک روح متعالی یا معنوی( با S بزرگ) دارید، آگاهی نسبت به اینکه کدامیک از این دو نفس فعالتر هستند و کنترل نمودن آنها

4. داشتن منش معنوی
توانایی عمل همراه با آگاهی و ترحم، حضوری آرامش بخش و عاملی برای تغییر

3. تسلط بر خویشتن
توانایی بکارگیری معنویت در اغلب اوقات، توانایی حفظ آرامش درونی و بیرونی بدون توجه به شرایط ( متانت)، در حال زندگی کردن

همان گونه که در شکل ملاحظه می کنید بر2 عبارت از شکل بالا تاکید بیشتری شده است( بصورت بولد شده بیان گردیده است). دو ربع اول از این چهار قسمت به وضوح بر جنبه های درونی هوش معنوی تمرکز داشته- نگریستن از دید دنیای بیرون مشکل است.
درمورد خود شما هم اینها مصداق داشته که می توانید در خود ملاحظه کنید و ما نیز می توانیم آنها را براساس رفتار شما استنباط کنیم. ولیبراستی چگونه می توان قسمتهای 3 و 4 را در افراد دید.همانگونه که در شکل می بینید بین قسمتهای اول و دوم ارتباط مستقیم وجود دارد و شاید دلیل این امر این باشد که درغرب ما ابتدا بر رشد فردی تمرکز می کنیم. در شرق بیشتر بر تعهد یا آگاهی جهانی تاکید می شود- و رشد فردی بعد از آن مطرح می شود. فرض ما این است که شما می توانید از قسمت سویه بین این دو قسمت وجود دارد و علت آن این است که وقتی شما شخصاً ارتباط برقرار می کنید ابهامی از اینکه نیازهای من و اهداف سایرین کجا قرار خواهد داشت، بوجود می آید. این امر به معنای وابستگی به یکدیدگر نیست- زیرا هیچ فردی به تنهایی کامل نیست. این نیز بُعدی دیگر از فردگرایی ست- جایی که آزاد از هرنوع ارتباط بهم وابسته است.
بنابراین چگونه می توان میزان بهبود این رفتارها( رشد معنوی) را اندازه گیری کرد؟ مدل توسعه یافته زیر را دنبال کنید- با استفاده از این مدلِ ویژگی های هوش معنوی، به رفتارهایی پی برد که اقدامات شما را را جهت داده و میزان موفقیت شما را اندازه می گیرد. شکل 3 بیانگر مدل هوش معنوی با 21 ویژگی می باشد.
شکل(3-2) ویژگی ها و رفتارهای هوش معنوی
تمرکز بر فرد تمرکز بر دیگران

2. آگاهی جهانی
6- آگاهی از میزان وابستگی به یکدیگر
7- آگاهی از جهان بینی دیگران
8- وسعت بینش زمانی
9- آگاهی از محدودیت ها و قدرت انسانی ادراک شده
10- آگاهی از قوانین متافیزیکی
11- تجربه متعالی فردی

1.خودآگاهی
1- آگاهی از جهان بینی خویش
2- آگاهی از رسالت خویش
3- آگاهی از سلسله مراتب ارزشی
4- پیچیدگی تفکر ذاتی
5- آگاهی از نفس درونی/ نفس متعالی

4. داشتن منش معنوی
17- مرشد/معلم فهمیده و تاثیرگذار
18- رهبر/عامل تغییر فهمیده و تاثیرگذار
19- دلسوزی و اتخاذ تصمیمات سنجیده
20- داشتن شخصیتی آرام و التیام بخش
21- هم سویی با فراز و فرود زندگی

3. تسلط بر خویشتن
12- تعهد داشتن نسبت به رشد دیگران
13- حفظ نمودن معنویت فردی در مسئولیت
14- زندگی کردن با رسالت و ارزشهایتان
15- حفظ نمودن ایمان
16- جستجو برای یافتن راهنمای معنوی
(ویگل ورث، 2003: 11)

9-3-2-2 نحوه اندازه گیری هوش معنوی با استفاده از مدل ویگل ورث
می توانیم هریک از این 21 ویژگی را در قالب عبارات رفتاری تشریح کنیم، در سطوحی که بتوان به تعریف یک مهارت از آن دست یافت. در اینجا یک مثال بیان شده است. در قسمت اول (خودآگاهی)یک ویژگی بنام ” آگاهی از نفس درونی و نفس متعالی یا معنوی 1 ” وجود دارد. پنج سطح از ویژگی غالب در این مهارت وجود دارد، یک بسیار آسان و 5 بسیار مشکل است(ویگل ورث،2003، ص11).
شکل(4-2) مثالی از ربع اول ” آگاهی از نفس درونی و نفس متعالی/ معنوی”
4. مهارت 5: آگاهی از نفس درونی/ نفس متعالی یا معنوی” Awareness of Ego self and Higher Self or Spirit Self”
سطوح خبرگی در این مهارت:
من می توانم با شناختن ماهیت نفس درونی که دربرگیرندهی اصل و هدف آن است آنرا در رشد معنوی بکار گیرم.
1
من می توانم خویشتنم(ماهیت خود) را در عمل نمودن و تفسیر هر آنچه که در “طغیان خویشتن” خود همانند عاملی آغازگر بنظر می رسد، مشاهده کنم.
2
من قادرم که مرتباً ” گوش بدهم به ” نفس متعالی یا معنوی ام بعنوان ندایی از درون خویشتن.
3
من می توانم به وضوح صدایی از درون متعالی یا معنی ام را شنیده و این “اصوات چندگانه” که درون خویشتن برخاسته را بفهمم. من این اختیار را به این ندای نفس متعالی ام داده ام که در اتخاذ تصمیمات مهم خود بکار بگیرم.
4
صدای نفس متعالی یا معنوی من کاملاً واضح و متناوب است. بطور پیوسته به نفس متعالی ام اختیار می دهم. خویشتن(نفس درونی) من حاضر بوده و یک مشاور فرح بخش برای نفس متعالی است. من ندرتاً برای حفظ معنویت در مسئولیت دچار کشمکش درونی می شوم.
5

4-2-2 رهبری موثق
1-4-2-2 تعریف رهبری
نیازبهمدیریتورهبريدرهمه زمینههايفعالیتهاياجتماعیمحسوسوحیاتیاست) علاقه بند،1381). اندیشمندانبراینباورندکهرهبرينوعیاعمالقدرتاجتماعیاست؛زیرا رهبربرسلوكفرد،قدرتتولیدفردوسازمان،سازگاري با محیطکاروروحیه گروهاثريژرفدارد( سرمد، 1382: 105).
رهبري در بسياري از سطوح مختلف علوم انساني از جمله علوم سياسي، اجتماعي، مذهبي و مديريتي به كار رفته است كه در همه اين علوم با كمي اختلاف به معناي نفوذ در افراد و ايجاد تغيير و هدايت در رفتار آنها براي رسيدن به هدف است. (ميركمالي، 1385: 127). استاد مطهري معتقد است كه: «رهبر به يك تعريف كسي است كه سبب تسهيل گروه در نيل به هدف رهبري شود، به عبارت ديگر وي آسانگر نيل به مقصود است.» (مطهري، 1374: 29). البته اهداف در علوم و عرصه‌هاي مختلف، متفاوت است. در علم مديريت هنري فايول براي اولين بار رهبري را تحت عنوان «جهت‌دهي يا دستوردهي» به عنوان يكياز وظايف پنج‌گانه مديريت مطرح كرد. سپس كلمه هدايت در زبان فارسي جايگزين آن شد. در حال حاضر به معناي توانايي ديگران به كوشش مشتاقانه جهت كسب اهداف معين به كار مي‌رود و اساس فرآيند رهبري توان تأثيرگذاري يك فرد برديگران است. (اميركبيري، 1374: 271).
بنابهتعریفعلاقهبند،رهبريعبارتاستازفراینداثرگذاريونفوذدررفتاراعضايسازمانبرايیاريوهدایتآنهادرانجاموظایفسازمانی( علاقه بند، 1381: 98)، وازنظررابینز،رهبريعبارت استازتواناییاعمالنفوذبرگروهوسوقدادنآنهابههدفهايموردنظر( رابینز، 1383: 271). در واقع،رهبريفراگردنفوذدرفعالیتهايیکگروهسازمانیافتهدرجهتتعیینهدفوبرآوردنآنها است(استاگدیل،بهنقلازهويومیسکل، 1382: 510).
اولیوانیزرهبريرابهعنوانفرایندتأثیرگذاريبرفعالیتهايیکگروهباتلاشهايسازمانیافتهدر جهتهدفگذاريودستیابیبهاهدافدرنظرمیگیرد ( اوالیو، 1389: 318). همچنین،سرمدمعتقداستکه “رهبريدرماهیتخود،اعمالقدرتاجتماعیاستچونرهبريبر سلوكفرد،برقدرتتولیدفردوسازمان،برسازگاريبامحیطکاروبرروحیۀگروهاثريژرفدارد…، ازلحاظروانشناسیرهبريعبارتاستازتوانوقدرتفردبراينفوذدررفتاراعضايیکگروهیا سازمان،تعیینهدفهايگروه،ارایه یطریقبرايتحققهدفهاوخلقپارهايازهنجارهاياجتماعیدر گروه…”( سرمد، 1382: 105). همانطورکهملاحظهمیشود،دربیشترتعاریفرهبري،براعمالنفوذ رهبروهدایتگروهبراينیلبهاهدافاتفاقنظروجوددارد.
علاوهبراین،برخیازاندیشمندان،وظایفوویژگیهايمدیرراحلمشکلات،قدرتمعنوي، قدرتقضاوت،قدرتتحلیلشرایط،مهارتدربرقراريروابطانسانی،مهارتدرترغیبدیگرانبه کار،معلوماتفنیواداري،وسعتمعلوماتوعلایق،صحتعمل،قابلیتاعتماد،ذکاوتوهوشیاري، برنامهریزيوادارةاموردانستهاند. بدونشکاگرمدیريصفاتفوقراداشتهباشدوبهعنوانوظیفهبه آنعملکند،نهتنهارهبربلکهسرپرستیباخلقوخويفوقانسانیخواهدبود ( جاویدی و ابوترابی، 1389: 217).
محققانبسیاريبرايشناساییوتعیینویژگیهايرهبريتلاشکردند . استاگدیل( 1979) پیشگام نخستونظریهپردازسازمانی،رابطهايبینویژگیهاییرهبرومهارتهايموردنیازويبراياینکهکارا باشد،ایجادکرد . اواینفرضکهافرادفقطدرصورتدارابودنصفاتویژهمیتوانندرهبرانموفقی باشندراموردسؤالقرارداد(رازیکوسونسون،بهنقلازبوخینگهام، 2006).
از آنجا که بیشتر تحقیقاتجاريدراینقسمتبراینباورمتمرکزاستکهبرخوداريازصفاتخاص،بهتواناییرهبر برايموفقیتکمکمیکند،اماموفقیتاشراتضمیننمیکندوجنبهناخوشایندتئوريصفاتکهتعامل بینافراد،وظایفشانومحیطیکهدرآنوجوددارندرادرنظرنمیگیرد(بوخینگهام، 2006: 27)، تئوريهايرفتاريرهبريبرايتبیینرفتاررهبرانمطرحشدند،ازجملهاینتئوريهامیتوانازتئوري حاصلازتحقیقاتدانشگاهمیشیگان،اوهایووشبکۀمدیریتنامبرد.
در نظريه‌هاي رهبري ابعاد مختلف «رهبري» و عوامل مؤثر برآن مورد توجه واقع شده است:
1- رهبري به عنوان مجموعه صفات مشخصه: اعتقادبه ذاتي بودن رهبري و غير اكتسابي بودن آن.
2- رهبري به عنوان مجموعه رفتاري: اعتقاد به اكتسابي بودن آن و نقش تعيين‌كننده رفتار مديران.
3- پيوستگي رفتار رهبري: به صورت طيف پيوسته از نوع مطلق اقتدارگرايانه تا نوع كاملاً آزادمنشانه.
4- رويكردهاي مشروطه رهبري (اقتضايي): رابطه قدرت رهبري در اعمال نفوذ به شرايط پيروان و هماهنگي مشخصات رهبر يا گروه.
Leadership Ž L = F (L , F , S)
رهبري تابعي از رهبري، پيروان، متغيرهاي وضعيتي است.
L = Leader
F = Followers
S = Situational Variables
5- سطوح متفاوت بلوغ: قابليت انعطاف و مهارت لازم براي تغيير رفتار خود طبق نيازهاي زيردستان. (ايماني و ديگران، 1385: 153-128).
با مطالعه نظريه‌هاي مختلف و اعتقاد به هر كدام از آنها روش‌ها و سبك‌هاي رهبري نيز با متناسب با اعتقاد به هر كدام از نظريه‌ها تغيير مي‌كند. شيوه‌هاي مختلفي در رهبري لحاظ گرديده، ولي در حالت كلي سه روش بيش از همه معمول است:
1- سبك استبدادي يا آمرانه كه تمام خط‌مشي‌ها، وظايف پيروان، فنون و روش‌ها توسط رهبر تعيين مي‌شود.
2- سبك مردم‌سالارانه (دموكراتيك)، تمام سياست‌ها و چارچوب‌هاي عملي به صورت مباحثات گروهي تعيين مي‌شود.
3- سبك كاملاً آزاد، رهبر صرفاً عرضه‌كننده نيازهاست و هيچ مشاركتي در

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره هوش معنوی، وظیفه شناسی، تفکر انتقادی، توانایی ها Next Entries منابع مقاله درباره سبک رهبری، سبک های رهبری، انسان گرایی، وظیفه گرایی