منابع مقاله درباره هند و اروپایی، زبان فارسی، غرب ایران، معنی شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

آنهم ما را به هدف نخواهد رساند.
در موضوع نژاد از لحاظ جامعه شناسی و از خلال تصورات جمعی واحد بعد سیاسی است. تمایز نژادها، عامل مهمی در ایجاد و تضاد سیاسی هستند. البته باید در نظر داشت که تضاد، ناشی از طبیعت فیزیولوژیک نژادها نیست، بلکه از تصورات ذهنی جامعه در باب نژادها نشأت می گیرد. این تصورات ذهنی جمعی خود از موقعیت های اجتماعی و روانی به وجود می آیند.» (دوورژه 1349: 24 و 23)
دربارۀ اصل و منشأ کردها همانند سایر اقوام و ملل دیگر منطقه اطلاعات دقیقی در دست نیست. در این باره نظرات متفاوت و گوناگونی ابراز شده است.
مینو رسکی محقق مشهور در مورد تاریخ کُرد می نویسد؛
«دودمان و اصل کردها و یا به عبارتی دقیق تر، ظهور اولیه ی آنان در کردستان، یکی از موضوعاتی است که همچنان محل بحث و مناقشه بوده است. و آراء و دیدگاه های متناقضی دربارۀ آن ابراز شده است.» (مینو رسکی 1381، 32)
3.1 اعقاب کرد از دید افسانه
دربارۀ اصل و منشأ کرد افسانه هایی از طرف اقوام همسایه با کرد آورده شد که هیچ مبانی واقع گرایانه نداشته و اکثراً در خدمت این قوم محصور در کوهستان سخن رانده اند. دراین جا به چند نمونه اشاره می شود؛
امیر شرف الدین خان بتلیسی در کتابش تحت عنوان «شرفنامه» که آن را درسال 1516 تألیف کرد، و اثری درباره تاریخ ملت کرد است به افسانه ای دربارۀ ضحاک اشاره می کند؛ که ضحاک دو تا مار به شانه هایش داشت و این مارها فقط با خوردن مغز سر جوانان آرام می شدند و هر روزه برای آرام کردن آنها باید دو جوان را قربانی می کردند و مغز آنها را به خورد مارها می دادند. که دو بزرگ مرد درباره ضحاک تدبیری می اندیشند و آشپز دربار ضحاک می شوند. یکی از آنها «ارمایل» و دیگری به نام «گرمایل» بود. آنها از دو جوانی که باید قربانی می کردند هر روزه یکی را نجات داده و مغز سر دیگری با مغز گوسفند قاطی کرده و به خورد مارها می دادند. بنا بر این جوانان نجات یافته را به کوه می بردند و بز و میش در اختیارشان می گذاشتند تا امرار معاش کنند. بعدها از نسل این جوانان نجات یافته از چنگ ضحاک کردها به وجود آمدند. (نیکتین 1378؛ 60-51)
حکیم ابوالقاسم فردوسی در کتاب مشهور خود شاهنامه نیز به این داستان اشاره کرده است و همین داستان را در قالب شعر روایت کرده است.
یک روایت ارمنی دربارۀ منشأ قوم کرد چنین می گوید:
«کردها فقط در قرن دهم ظاهر شدند وقتی در قرن دهم بنیان سلطه ی اعراب شروع به تزلزل کرد، و امیران زیادی در کشورهای مختلف ظهور کردند. قوم سیت که در آن سوی دریای خزر سکونت داشتند به ایران و به کشور ماد حمله ور شدند، بسیاری از اماکن را گرفتند و به کیش و آیین فارس ها و مادها در آمدند. و در مذهب و زبان مانند ایشان شدند.» (نیکتین 1363؛ 62)
ابن کلبی در کتابش می گوید: الاعرابٌ الکفاد من الااکراد: یعنی عرب ها نوادگان کردها هستند. علاوه بر این موارد افسانه های دیگری که نشأت از نفرت بیگانگان در مورد قوم کرد هستند این چنین بیان می دارند که؛
محمد افندی در کتاب «تاج العروس» درباره نسب کردها می نویسد: «الاکراد طایقه من الجن»
ابو معین نسقی در کتاب در بحر الکام می نویسد: کردها از تجاوز جنیان به حرمسرای حضرت سلیمان به وجود آمده اند. مسعودی در کتاب «مروج الذهب» می گوید: چون سلیمان از قدرت افتاد، شیطان بر جلود آدمیان بر کنیزکان سلیمان دست یافت و آنان بار دار شدند و چون سلیمان قدرت یاقت به آن کنیزکان فرمود «کَرَدواهٌنَّ الی الجبال و الاودیه» آنها را طرد کنید و به کوهستان ها و دره ها رها سازید. بچه های به دنیا آمده را کرد نامیدند. (مک داول 1380: 44)
بر اساس افسانه ای دیگر: قوم کرد سابق دو تیره بودند، میلان و زیلان، که میلان از عربستان آمده اند و زیلان از شرق که میلانی ها مشهورتر بودند (زکی 1378: 52)
همچنین دربارۀ عدم اتحاد کردها افسانه ای ساخته اند که می گوید:
وقتی که پیغمبر (ص) ظهور کرد، همه شاهان و شاهزادگان جهان در ابراز اطاعت بر یکدیگر پیشی گرفتند اوغوز خان که بر ترکان سلطنت می کرد یک شاهزاده کرد اهل بغداد را که ضمین نام داشت، نزد پیغمبر (ص ) فرستاد. پیغمبر (ص) به محض دیدن آن غول هیولا که چشمانی گیرا و رنگ و روی کدری داشت وحشت زده شد. ایشان از ملیت او پرسید، وقتی که فهمید او کرد است. دست دعا بر درگاه خدا برداشت و از او خواست که هرگز نگذارد چنین دشمن هولناکی یک روز بدل به یک ملت متحد شود و این است دلیل نفاق های بی پایان که در میان کردان وجود دارد. (کوچرا 1377: 10)
در مقابل کردها این افسانه ها را تکذیب کرده و معتقدند که منشأ و پیامبر دین حنیف ایراهیم و همسرش سارا کرد بوده اند. که «مک داول» می گوید: یک افسانه مدعی است که سارا زوجه ابراهیم کرد بوده است. (مک داول 1380: 44)
3.2 منشأ کُرد از دید واقعیت
می توان گفت آریاییها 3500 سال پیش از میلاد از جنوب روسیه به سوی شمال و دریای سیاه مهاجرت کردند و بعد از ورود به غرب آسیا به دو گروه تقسیم شدند. گروهی به طرف اروپا رفته و ملتهای اروپایی را تشکیل دادند و گروه دوم از دشتهای جنوب روسیه به سوی غرب میانه و غرب نزدیک رفته تا جنوب هند رسیدند. آن دسته که به سوی آسیا آمدند در ترکستان امروزی روسیه مستقر شدند و حدود 2 هزار سال در آن محل ماندگار شدند سپس به سوی جنوب ایران روی آوردند. آنها نیز مدتی بعد به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه از طریق هیمالیا به طرف هند رفته در پنجاب اقامت گزیدند. و ملت هند را تشکیل دادند. گروه دوم در فلات ایران پراکنده شده و به نام ایرانی شناخته شدند. برخی از محققین این نظریه را مورد تأیید قرار داده و همچنین معتقدند که قوم آریایی در ایران سه گروه شدند ماد، پارس و پارت که مادها در غرب ایران ساکن شدند و کرُدهای امروزی از اعقاب مادها هستند. نیکتین به چند نفر از مؤرخان اشاره می کند که معتقدند قوم کرد آریایی تبار و از نژاد هند و اروپایی است. از جمله: محمد عونی بر عقیدۀ هند و اروپایی بودن کرد است (نیکتین: 1363: 61)
و همچنین «سید حسین فرئی «غنچۀ بهار» معتقد به هند و اروپایی بودن کرد است.» (نیکتین 1363: 61) کوچرا در این باره می گوید: این واقعیتی است که کردها با ملل مجاور خود متفاوت می باشند آریایی نژاد و در عین حال از اعراب سامی و ترک های مغول متمایز هستند. (کوچرا 2000 : 22 )
بنا به گفته های محققین و مؤرخین چون «دمرگان» و «مادیسون» مادها شاخه ای از نواده های گوتی و کاسی ها می باشند. (نوری 1361: 66) مؤرخین ایرانی چون مشیرالدوله معتقدند که قوم کرد همان مادها هستند. (مردوخ 1371: 1 -2)
بابا مردوخ کردستانی به نقل از پروفسور مینو رسکی می نویسد: خیلی محتمل است گروه کرد از طرف شرق یعنی ایران امروز به طرف غرب یعنی کردستان کنونی آمده و سکونت گزیده باشند، با این حال آمدن این گروه کرد مانع از آن نیست که در هنگام آمدن ایشان یک گروه دیگر کرد و یا چند فرقه ی دیگر مختلط با هم به نام کاردو، مثلاً در کردستان مرکزی، زندگانی کرده و بعد با کرد جدید امتزاج یافته باشند. (مردوخ 1379: 36)
بنا به عقیدۀ مردوخ: گروه کرد مردمانی هستند آریانژاد، از جنس هند و اروپایی ، که در یک عصر غیر معمولی، یعنی چند هزار سال پیش از میلاد مسیح به اماکن و اراضی کنونی که در جنوب ارمنستان واقع است و کردستان نام دارد آمده اند. (مردوخ 1379: 35)
به هر حال از آثار طبیعی و نشان های سیاسی چنان استنباط می شود که روایات مذکور هر چند بر حسب ظاهر با هم مخالف اند، اما برحسب واقع، گویای اختلافی نداشته باشند یعنی آمدن کرد از شمال و از شرق هر دو درست باشد. به این ترتیب که یک قسمت از طرف شمال به آرارات آمده و از آن جا سرازیر شده، دو دسته شده اند یک دسته از سواحل فرات و امتداد جبال توروس تا سواحل دریای مغرب و سوریه و شامات پراکنده شده و دسته ی دیگر هم در امتداد سلسله جبال زاگرس و حوزه ی دجله تا خلیج فارس و سواحل دریای عمان رفته اند. قسمت دیگر هم از طرف مشرق، یعنی آسیای مرکزی به جانب باختر و جنوب دریای مازنداران و نواحی آذربایجان و منطقه اسپهان و همدان و کرمانشاهان و لرستان تاخته اند. چنان که قسمت اول را گودی یا گوتی گفته اند منسوب به جبل جودی به معنی آرارات. و قسمت دوم را کورتی گفته اند یعنی منسوب به کرد. که بعد پارسیان آنان را سیرتی نامیده اند. و اخیراً در قرن نهم قبل میلاد همان طور که هرودوت می گوید خود را ماد نامیده اند. به طور کلی دربارۀ منشأ و اصل کرد می توان گفت که:
قبل از ورود آریایی ها به منطقه بومیهایی چون: لولو، گوتی، کاسی، ماننایی، آئیری کاردو و کارداخی و هوری و عیلامی و آشوری در این منطقه ساکن بودند که بعد از ورود آریایی ها به منطقه در طول زمان با هم مختلط شده و زبان و فرهنگ و نژاد واحدی را به وجود آوردند که بعدها این نژاد به نام کُرد معروف گشت. و کرد فعلی بازمانده همین اختلاط قومی سده های باستان در منطقه است.
به طور کلی برای کردهای قبل از ظهور اسلام مردوخ کردستانی در کتاب خود «تاریخ مردوخ» چهار دوره را ذکر می کند که به طور اجمال بدان پرداخته می شود:
دوره ی اول: دوره ی پیش از تاریخ،
از چند هزار سال پیش از میلاد مسیح تا سال 3600 ق. م. که سلطنت «نارامسین» پسر ساراگون اول به دست عشایر گوتی، یعنی اکراد آراراتی منقرض می شود و سلسله ی سلاطین گوتی شروع می شود. که متجاوز از دو قرن، بر شومیر و آکاد حکومت می راندند.
دوره ی دوم:
از سال 3600 تا 853 ق. م. یعنی دوره ی روابط اکراد با شومیر و آکاد و کلده و آشور و عیلام، از زمان سلطنت «نارامیسن» تا ظهور کیقباد کرد، یعنی زمان تشکیل دولت ماد، که پارس هم در این دوره جزء ماد است.
دوره ی سوم؛
از سال 853 تا 550 ق.م. یعنی دوران سلطنت ماد تا ظهور کیخسرو کبیر (سیروس اعظم) یا کوروش کبیر، که دولت ایران از این زمان آغاز می شود و گروه ماد در این دوران جزء ایران می گردد.
دوره ی چهارم:
از سال 550 ق. م. تا دوره ی اسلامی، یعنی از زمان کوروش کبیر تا هنگام تفکیک اکراد از غرب ایران، که کرد در این دوره گه گاهی حاکم و گاهی به عنوان نیروی دوم حاکمیت در می آید.
بعد از اسلام
با ظهور اسلام و در زمان فتوحات مسلمین در دوره ی خلافت، خلیفه ی دوم و سوم و با فروپاشی ساسانیان توسط ارتش مسلمین، مناطق کردنشین بدست سپاهان اسلام می افتد ومردم کرد هم پذیرای آیین جدید محمد (ص) می گردند، در دوران خلافت مسلمانان سرزمین اکراد بخشی از سرزمین اسلام بود. در دوران امویان و عباسیان هر چند مناطق کردنشین دارای امارتهایی محلی بودند ولی در کل تحت نظارت مرکزی خلیفه بودند. با فروپاشی نظام خلیفه هر چند برخی از حکمرانان مثل سلطان صلاح الدین و کریم خان زند کرد بودند اما حکومت آنها صبغۀ ملی نداشت. در کل باید خاطر نشان کرد که مناطق کردنشین نیاز بر موقعیت جغرافیایی کوهستانی از آن برخوردار بود، اکثر مناطق کردنشین دارای حکومت های منطقه ای بودند.
3.3 زبان
بر اساس پژوهش های علمی و زبان شناسی و نیز تحقیقات خاور شناسان زبان کردی امروز بازمانده و تطور یافته ی یکی از شاخه های خانواده ی زبان های آریایی است و به دلیل انطباق مناطق کردنشین امروز در خاورمیانه با حوزه ی جغرافیایی محل سکونت مادها، این نظریه قوت می گیرد که زبان کردی دنبالۀ زبان مادی باستان است.
«نزدیکترین زبان به زبان کردی، زبان فارسی است و این شاید بزرگترین دلیل برای کسانی است که زبان کردی را بخشی از زبان فارسی می دانند. (رحمانی 1389: 58)
اما زبان کردی، زبانی مستقل است که شاخه یا بخشی از زبان دیگر نیست برای اثبات این مدعا می توان به واج شناسی (Phonology) و دستور زبان صرف و نحو و معنی شناسی (Semantic) زبان کردی توجه کرد. که تفاوت زبان ها در این نکات است و زبان کردی در این حیطه تفاوت زیادی با زبان فارسی و سایر زبان ها دارد.
بعضی از دانشمندان را عقیده چنان است که گاثه ی زردتشت به زبان مادی است و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره نظام بین الملل، واقع گرایی، سیاست خارجی، واقع گرایی تهاجمی Next Entries منابع مقاله درباره زبان شناسی، اهورامزدا، کردستان عراق، زبان فارسی