منابع مقاله درباره مشارکت سیاسی، نظام سیاسی، مشارکت مردم، مشارکت فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

از یک پشتوانهي مردمی برخوردارند، آن هم مردمی که در همهي این مسایل فکر میکنند”( پرسش و پاسخ، سیدعلى خامنهاى، ج 3، ص 3).
متغیر مشارکت، معیار اصلی دموکراسی به شمار میرود. در حقیقت در دموکراسی،اکثریت آراي مردم، انتخابات-ووکیل فرستادن بهمجلس،اصل نیست، بلکه اساس کار، اصل مشارکت است.حداکثر دموکراسی همان حداکثر مشارکت مردم است.از اینرو،برخی پژوهشگران، دموکراسی را اینگونه تعریف میکنند: »مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود« میافزایند: آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند، فرم حکومت نیست. مشارکت مردم در امر حکومت است.( آلن دوبنوا، سال هشتم، ش 596).
2-1-1-5-1-4-انواع مشارکت سیاسی
در تقسیم بندي انواع مشارکت سیاسی مواردي از قبیل مشارکت محدود، مشارکت گسترده،مشارکت احساسی ،مشارکت ادراکی،مشارکت منفعلانه، مشارکت فعال،ابزاري ،تعاملی مشارکت خودجوش، مشارکت بر انگیخته ،مشارکت واقعی … از طرف صاحب نظران ارائه شده است که تقسیم بندي فوق در نهایت به صورت زوجی از مشارکت واقعی و مشارکت ناقص و کاذب در میآید .
هانتینگتون در کتاب سامان سیاسی اینچنین نوشته است.در مشارکت سیاسی خودجوش مردم به دلیل علاقه خاص خودشان به دور یکدیگر جمع شده و انجمن،حزب ،نهاد ،گروههاي نفوذ… تشکیل میدهند که بر حکومت تاثیرگذاشته و منافع خود را تامین میکنند.مشارکت سیاسی بر انگیخته از بالا،مشارکتی است که برخی از حکومت-ها به خاطر منافع خود دست به انگیزش این مشارکت میزنند. یعنی براي جلوگیري از هجوم گروههاي خواهان مشارکت که موجودیت دولتهایشان را به خطر میاندازد،سعی در ایجاد نهادهایی از بالا به منظور جلوگیري از مشارکت خودجوش میکنند. ایجاد گروهها و احزاب فرمایشی ،نشانه پایداري بحران در یک جامعه است.مشارکت سیاسی برانگیخته،نشان توسعه نیست،بلکه نشان اگاهی دولت از مسائل میباشد.
مشارکت برانگیخته به تعبیر دیگر آغازي براي تحقق مشارکت منفعلانه است و یا حداقل در ایجاد آن موثر است.مشارکت منفعلانه به حالت نابسامان و صورتهاي خلاف نامتناسب با استعدادهاي عقلی و خلاقیتهاي انسانی اطلاق میشود که به صورت انفعال از مشارکت سیاسی و در بعد وسیعتر به وجه منفی مشارکت اعتراض آمیز همراه با خشونت از جمله شورشها،خرابکاريها،ترورها و به خصوصگروه هاي سازمان یافتهي چریکی در مخالفت با نظام سیاسی و یا رژیم مبنتنی بر آن تجلی می یابد.
2-1-1-5-2 مشارکت اقتصادي:
برخی دیدگاهها، عامل اقتصادي را مهمترین عامل موثر شکلگیري نهادهاي اجتماعی میدانند..به طور کلی، رژیمها و حکومتهایی که مشارکت سیاسی و اجتماعی در آن نهادینه شده است، از ثبات اقتصادي بیشتري برخوردارند؛ یعنی بین توسعهي اقتصادي و وضعیت نهادهاي سیاسی رابطهي متقابلی برقرار است و تحکیم پایهي نهادهاي سیاسی مناسب به توسعهي اقتصادیمیانجامد.(نگارنده)
مشارکت اقتصادي زمانی صورت می پذیرد که عملیات با هدف و کسب سود و منفعت به صورت گروهی انجام می پذیرد.مشارکت اقتصادي به معناي دارا بودن فرصت مساوي در جهت بهرهگیري از درآمد و توانائیهاي اقتصادي است بدیهی است که وجود فرصتهاي برابر براي بکارگیري توان و شکوفایی قابلیتهاي افراد جامعه در عرصه اقتصادي، زمینه مشارکت و رغبت بیشتر به فعالیت اقتصادي را افزایش می دهد.( موسوي، 1391 :44) 2-1-1-5-3-مشارکت اجتماعی:
مشارکت اجتماعی،فرآیند سازمان یافته است که افراد از روي آگاهی و اطلاع، داوطلبانه،گروهی و با عنایت به علایق معین و مشخص که منجر به شکوفایی و نیل و سهیم شدن در منافع قدرت میگردد،فعالیت میکنند. عرصه چنین مشارکتی،نهادهاي مشارکتی مانند گروهها، انجمنها،سازمانهاي غیردولتی و سازمانهاي خودیاري و محلی هستندکه در سطح جوامع انسانی و حوزههاي گوناگون نقش ایفا میکنند. بنابراین مشارکت اجتماعی بر آن دسته از فعالیتهاي ارادي دلالت دارد که از طریق آنها اعضاي یک جامعه در امور محله، شهر و روستا شرکت میکنند و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند.(محسنی تبریزي،1389 :108)
2-1-1-5 -4مشارکت فرهنگی:
مشارکت فرهنگی،یعنی شرکت داوطلبانه،ارادي و آگاهانه افراد، گروهها و سازمانهاي تشکیل دهنده یک جامعه در ابعاد گوناگون زندگی فرهنگی آن جامعه به منظور گسترش توسعه پایدار ،متوازن و همه جانبه زندگی فرهنگی جامعه است.(کوثري و نجاتی 1379 :22)
مشارکت فرهنگی عبارت است از بهرهمندي و بهرهگیري عموم مردم از منابع فرهنگی جامعه،منظور از منابع فرهنگی، در معناي وسیع کلمه،مجموع کالاها و اشیاي در دسترس است که انجام فعالیتهاي فرهنگی را ممکن یا تسهیل میکند.فعالیتهاي فرهنگی فعالیتهاي هستندکه اعضاي یکجامعه از طریقآن خودشان را محقق می-سازند،استعدادهاي خود را توسعه و شخصیت خود راگسترش میدهند(.موسوي 34:1392) 2-1-1-6 -مشارکت برحسب کارکردمشارکت
1-مشارکت مشروط:در این نوع مشارکت چندان توجهی به خواستهها و تقاضاهاي واقعی مردم بوم نمی شود،بلکه بیشتر براي مشروعیت بخشیدن به سیستمهاي حاکم و جلوگیري از تنشهاي اجتماعی،سیاسی صورت میگیرد.
2-مشارکت یکپارچه کننده (همگرایی):مشارکت مزبور بر اساس یکپارچگی اجتماعی و فرهنگی و نیز جامعه پذیري صورت میگیرد.فقدان یکپارچگی ونیز پراکندگی بخشهاي گوناگون فرهنگی و قومی یکی ازبحرانهاي توسعه به شمار میرود عبور موفقیت آمیز آن در بسیاري از موارد زمینه ساز مشارکت پیشرفتهاي مختلف جامعه میشود .
3- مشارکت توسعهاي:چنین مشارکتی به صورت یکی از فرآیند اجتماعی جامع،همه جانبه و چند بعدي عمل می -کند و در صدد وآرد کردن و شرکت دادن تمام مردم در مراحل گوناگون توسعه است.
4-مشارکت ابزاري: در این نوع مشارکت مردم وسیلهاي هستند براي اجراي دستورهاي حکومت بدون آنکه از خود اراده و ابتکار عمل داشته باشند.
5- مشارکت محلی:این نوع مشارکت غالباً درچهارچوبحکومتهاي محلی مطرح میشود.(قوام ،1372: 141)
2-1- 1-7پیامدهاي میزان مشارکت شهروندان در انتخابات ریاستجمهوري
به هر میزان که مشارکت عمومی شهروندان در انتخابات ریاستجمهوري افزایش یابدبه همان میزان قدرت چانه -زنی ایران در حوزههاي مختلفافزایش خواهد یافت.افزایش قدرت چانهزنی ایران (حتی در صورت تحقق مشارکت حداکثري) بستگی تام و عمیق به “نتیجه نهایی انتخابات” داشته و هرچه پیروز نهایی انتخابات ریاستجمهوري “یا رئیس جمهور آینده”ازتوان و ظرفیت تاثیرگذاري بالایی در حل معادلات داخلی و خارجی بر خوردار باشد.به همان میزان،بر تاثیرات مثبت انتخابات مزبور افزوده خواهد شد و بهطورکلی مجموعه پیامدهاي میزان مشارکت شهروندان را میتوان به صورت زیر نشان داد:
مشارکت در سه سطح، داخلی،منطقهاي، فرا منطقهاي.(بشیریه،1380 : 67)
2-1-1-7 -1 در صورت مشارکت حداکثري
2-1-1-7 -1 -1 درسطح داخلی:
2-1-1-7 -1 -1 -1در بعد سیاسی:
1-افزایش تعامل چانهزنی نظام سیاسی در داخل .
2-کاهش ناسازگاري تدریجی ارزشهاي تصمیم گیرندگان با شهروندان.
3-تخفیف روند ریزش نیروها و رهبران و ترمیم شکافهاي موجود در سطوح و لایه هاي مختلف.
4-افزایش مقبولیت و نفوذ نظام سیاسی در لایه هاي مختلف اجتماعی.
2-1-1-7 -1 -1 -2 درحوزه اقتصادي:
1-احتمال افزایش تمایل سرمایه گذاران خارجی براي فعالیت در کشور.
2- احتمال گرایش بازیگران خارجی به حل و فصل مسالمتآمیز بحران هستهاي و به تبع آن بسط مناسبات و تعاملات اقتصادي.
3- احتمال کاهش سرعت و شتاب بحران اقتصادي و بهویژ اهتمام به انسجام بخشی ساختار و کارکرد نظام اقتصادي جامعه .
2-1-1-7 -1 -1 -3 در حوزه نظامی:
1-کاهش نسبی و مقطعی گرایشات گریز از مرکز (تجزیه طلبان.)
2- محو شدن نسبی هیجانات عمومی پرخاشگر.
3- کاهش انرژي نیروهاي معترض اجتماعی و از سرگیري سیاست صبر و انتظار.
4- کاهش نسبی حجم بحرانهاي داخلی .
2-1-1-7 -1 -1 -4 در حوزه روانی – اجتماعی
1-کاهش تعارضات هویتی و دست کم تلاش براي باز سازي هویت جمعی.
2-تقلیل کیفی – انگیزه خیزش اجتماعی و زیر زمینی شدن اعتراضات عمومی.
43-افزایش اعتماد به نفس نخبگان سیاسی و رهبران و تقویت روانی نیروها.(بشیریه، 1374 :84 )
2-1-1-7 -1 -2 در سطح منطقهاي
2-1-1-7 -1 -2 -1 در حوزه سیاسی:
1-افزایش اعتبار روانی ایران در سطح منطقه.
2-ارتقاي قدرت نرم یا چانه زنی سیاسی در خارج از محیط ایران.
3-تمایل بیش از بیش بازیگران منطقهاي به بسط مناسبات با ایران در دوره جدید.
4-احتمال ایجاد برخی از شکافها میان امریکا و بازیگران منطقهاي در دوره جدید.
2-1-1-7 -1 -2 -2 در حوزه اقتصادي:
1-احتمال شکل گیري دور جدیدي از همکاري اقتصادي میان ایران و بازیگران منطقهاي.
2-احتمال افزایش حجم مبادلات اقتصادي منطقهاي با ایران توسعه نسبی سرمایه گذاري خارجی.(به ویژه در صورت حل و فصل موثر بحران.)
2-1-1-7 -1 -2 -3 در حوزه نظامی –امنیتی (در سطح منطقه:)
1-کاهش نسبی قدرت چانهزنی رویکردهاي تجزیه طلبانه در منطقه.
2-افزایش ضریب امنیتی ایران در منطقه.
3 – تشدید فرآیند سرخوردگی اپوزیسیون نظامیگرا.
4 – کاهش نسبی احتمال مداخله نظامی منطقهاي (اسرائیل) علیه ایران و به ویژه در صورت ایجاد روند جدید همکاري ایران- اروپا – امریکا.
2-1-1-7 -1 -2 -4 در حوزه روانی – اجتماعی:
1-ارتقاي حیثیت و استراتژیک ایران در سطح منطقه.
2- افزایش انگیزه بسط مناسبات با ایران در سطح مختلف (رهبران منطقه،سرمایه گذاران.)….
2-1-1-7 -1 -3در حوزه فرامنطقهاي
2-1-1-7 -1 -3 -1در بعد سیاسی:
1-افزایش قدرت چانه زنی ایران در مقابل بازیگران فرامنطقهاي (اروپا،هژمونی امریکا.)
2-کاهش نسبی فشارهاي بین المللی (روانی -سیاسی.)
3- شکل گیري زمینه هاي جدید براي چانه زنی مثبت با ایران به ویژه در صورت تمایل موثر ایران با بازسازي روابط سیاسی با اروپا و امریکا.
2-1-1-7 -1 -3 -2درحوزه اقتصادي :
1-تداوم فشارهاي اقتصادي و احتمال (تعدیل تدریجی آن در صورت توان اراده دولت جدید براي حل و فصل مسالمت آمیز بحران اتمی و ترمیم روابط خارجی.
2-افزایش اراده سرمایه گذاران خارجی براي حضور در عرصه اقتصادي ایران .
3- احتمال شکلگیري دورجدیدي از رقابت میان بازیگران خارجی براي افزایش همکارياقتصادي با ایران .
2-1-1-7 -1 -3 -3 درحوزه نظامی – امنیتی:
1-کاهش هر چند نسبی احتمال مداخله نظامی در ایران.
2-کاهش نسبیانگیزهایجاد تغیییر در ایرانو تمایل بازیگران فرامنطقه به حل و فصل بحران به شیوهاي مسالمتآمیز .
3- افزایش تردید در مورد آمادگی جامعه ایران براي تحول سیستمی و دگرگونی.
2-1-1-7 -1 -3 -4 حوزه روانی – اجتماعی:
1-ضعف روانی اپوزیسیون و افزایش ضریب چالشگري آن در محیط داخلی و خارجی.
2-افزایش وجه و اعتبار استراتژیک ایران در عرصه نظامی و بین المللی.
3-تعدیل هرچند محدود و نسبی فشارهاي روانی و شکل گیري تدریجی زمینهاي روانی همگرایی با ایران.
4-افزایش قدرت مانور روانی ایران و ارتقاء اعتماد بهنفس ایران و نخبگان سیاسیکشور(بشیریه،1380: 105و106)
2-1-1-7 -2 مشارکت محدود و حداقلی شهروندان:
در صورت مشارکت محدود و حداقلی شهروندان در انتخابات ریاست جمهوري ایران ممکن است گزینه هاي زیر مطرح بشود.(نمودار شماره 2-2)

مشارکت حداقلی باعث افزایش فشارهاي اقتصادي و عدم حمایت شهروندان از نظام سیاسی باعث افزایش حجم فشارهاي اقتصادي،و در ضمن شرایط نظام سیاسی گزینه بیشتري در اختیار نخواهد داشت.(پورتال مرکزي مجلس شوراي اسلامی)

جدول شماره2 -1 :
جدول تعداد راي دهندگان با میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوري

میزان مشارکت
جمعیت راي دهندگان
دورههاي ریاست جمهوري/ سال برگزاري انتخابات
42،67درصد
14 میلیون و 152 هزارو 887
5 بهمن 1358 /ریاست جمهوریاول
24،64 درصد
14 میلیون و 573 هزار و 493
2مرداد1360 ریاست جمهوري دوم
26،74 درصد
16 میلیون و 847 هزار و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره مشارکت سیاسی، نظام سیاسی، مشارکت مردم، اجتماعی شدن Next Entries منابع مقاله درباره قانون اساسی، قوه مجریه، انقلاب فرهنگی، نمایندگی مجلس