منابع مقاله درباره مشارکت سیاسی، افکار عمومی، تعهد مدنی، نقش اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

چندانی براي مشارکت در انتخابات نداشته باشند، با این حال براي جلوگیري ازپیروزي کاندیداهاي مخالف خود اقدام به رايدهی استراتژیک میکنند. رايدهی استراتژیک باعث افزایش میزان مشارکت در انتخابات به نحو چشمگیري میشود.
2-12-1-17عوامل سیستماتیک رايدهی در ایران
عوامل زیر میتواند میزان مشارکت افراد در انتخابات را افزایش دهد:
1-متنوع بودن شیوههاي رايدهی نظیر رايدهی اینترنتی.
2- دسترسی آسان به مکانهاي رايدهی.
3- استفاده از فناوريهاي جدیدکه باعث سادهتر شدن فرآیند انتخابات شده،مشارکت را افزایشمیدهد.
2-12-1-18رسانهها
اما مقصود از رسانه چیست؟ این اصطلاح فراگیر ممکن است سرپوشی باشد بر این موضوع که برخی از رسانهها از بقیه مهمتر است. نزد بسیاري از افراد و در بیشتر دموکراسیها تلویزیون عمدهترین منبع اطلاعات در موقع انتخابات است. اما مطبوعات چاپی(در جاهایی که خوانندگان روزنامه زیاد است )هم کم اهمیت نیست،و ممکن است تاثیرات مهمتري بر افکار عمومی داشته باشد.رادیو نیز منبع مهمی در زمینه اطلاعات سیاسی براي قشرهاي مختلف جمعیت است.
تاثیر رسانه بر روي انتخابات یکی از دلواپسیها و نگرانیهاي عمده محققان،منتقدان،سیاستمداران قرن بیستم به ویژه از زمان استفاده از تبلیغات براي کمک به فروش همه چیز،از جمله کاندیداهاي سیاسی بوده است.تلویزیونماهیت انتخابات را در اغلبکشورها دموکراتیک تغییر داده است و مرجع اصلی سیاستمداران در فعالیتها و رقابتهاي انتخاباتی شده است و همچنین، تصویري که تلویزیون از اطلاعات مربوط به انتخابات می-سازد،افکار عمومی را تحت تاثیر قرار میدهد. تلویزیون مناظرات، اگهیهاي سیاسی ،اخبار روزمره از جریان انتخابات،برنامههاي گفتگوهاي سیاسی و اخیراً نمایشهاي گفتار سیاسی را به خانهها میبرد. این تاثیر ممکن است،کوتا مدّت یا بلند مدّ ت باشد.آنها ممکن است،1-معرفت بخشی (از نظر افزایش شناخت سیاسی ) 2 -نگرشی ( از نظر تاثیرگذاشتن بر افکار سیاسی)3 -یا رفتاري(تاثیر بر انتخابات هاي راي دهندگان) باشد.(قهرمان-پور1387: 38)
مهمترین وظیفه رسانهها مشارکت سیاسی ارتقاي مشارکت از سطوح پایین و ابزاري به سطوح بالایی و مشارکت کامل و همچنین تبدیل مشارکتهاي نامنظم به مشارکتهاي منظم سیاسی است که براي این امر علاوه بر ساخت برنامههاي ویژه براي شهروندان میباید سازوکارهاي بسترسازي براي مشارکت نیز
مهیا سازند.نقش رسانهها در جلب انواع مشارکت غبر قابل انکار است و حتی عدهاي همچون ویلبرشرام معتقدند که رسانه مهمترین عامل و بعضی دیگر همچون یورگنهابرماس تاثیرگذارترین عامل مشارکت میدانند. و به تعبیر هابرماس مشارکت در سپهر عمومی شکل میگیرد حال اگر رسانه در خدمت مردم و سپهر عمومی باشند مشارکتتاثیرگذار خواهد بود و اگر رسانهها در خدمت قدرتها باشند مشارکتها به ابزاري تبلیغی تبدیل می -شوند.(سعیدي،،1384: 68)
بنابراین رسانهها از جهاتی در مشارکت نقش دارند.
1-موضوع موردنظر و داراي اهمیت را براي مخاطبان برجسته نمایند. و اهمیت و ضرورت آن را آشکار نمایند و به آن اعتبار اجتماعی ببخشند.
2- نحوه مشارکت در امور است. مشارکت موضوعی نیست که شهروندان بتوانند بدون هماهنگی در آن مشارکت نمایند. بلکه باید بین شهروندان و برنامهریزان ذیربط ارتباط برقرار شودرسانهها بهترین وسیله براي برقراري این ارتباط هستند.در جهان سوم یا در کشورهاي در حال توسعه به دلیل اینکه سازمانهاي غیر دولتی قدرت لازم را ندارند، این نقش رابط رسانهها چند برابر شده است.بنابراین در این جوامع اگر رسانهها خوب عمل نکنند احتمال شکلگیري مشارکت نیز امکانپذیر نخواهد بود
3- موضوع آموزش شهروندان است.بدون این آموزشها مشارکت،نحوه تعامل، چگونگی مشارکت دوام نخواهد یافت.
4- نحوهي اجراي مشارکت به وسیله شهروندان است. در مشارکتهاي گسترده و کلان این رسانهها هستند که میتوانند نقش تفویض وظایف را به عهده داشته باشند.
5- تداوم مشارکت است.رسانهها باید سازوکاري اختیار نمایند که شهروندان پس از اتمام مشارکت در یک سوژه دلایل و انگیزه لازم براي مشارکت در امور دیگر را نیز داشته باشند.(ویتر و مایرون،1380 : 96) با تقویت ملیگرایی مثبت میتوان انگیزههاي مشارکت را بالا برد.
قضیهکلی مرتبط کردن محركها و مشارکت سیاسی، کراراً در یافتههاي تحقیقاتی تکرار شده است:هرچه تعداد محركهایی که شخص درباره سیاست دریافت میکنند بیشتر باشد احتمال مشارکت شخص در سیاست بیشتر بوده و شدت مشارکتش نیز بیشترخواهد بود. بنابراین هرچه محركهاي موجود در محیط بیشتر باشد،احتمال بیشتري وجود دارد که شخص آنها را برگزیند.انقلاب تکنولوژي و رسانههاي ارتباطی باعث شده است که محركهاي سیاسی،سریعاً و به سادگی در دسترس تقریباً تمامی شهروندان قرار گیرد.امروزه، محرك سیاسی از طریق رسانههاي جمعی به صورت گسترده در دسترس بوده و حضور دارند.تعداد محركهاي سیاسی موجود در محیط به صورت دورهاي درست در زمان قبل انتخابات به اوج خود میرسد و بعداً فروکش میکند.
کارکرد رسانهها در زمان انتخابات در مقطع کوتا مدت:
اساساًاز رسانه به عنوان رکن چهارم دمکراسی یاد میشودآنی که از یک طرف با مردم واز سوي دیگر با حکومت در ارتباط است. نقش رسانهها درمشارکت در همین بین معنا پیدا میکند. رسانهها به خودي خود واجد قدرت نیستند،آنچه به رسانهها قدرت میبخشد توانایی آنها براي شکلدهی به افکار عمومی له یا علیه حکومت است.
از طریق رسانهها است که مردم از کارهاي دولت آگاه میشوندو دولت از علاقه شهروندان آگاه
می گردد. و این جریان دو سویه اطلاعات و همچنین آزادي رسانهها براي ایفاي نقش مردم در هیچ زمانی به اندازهدوران انتخابات اهمیت ندارد.
در مورد تاثیر رسانهجاي هیچ شک وشبههاي نیست.اما خلقیات ایرانیها بهگونهاي است که بیگانگان را قبول ندارند و به واسطه این طرز تفکر که احساس میکنند هر مشکلیکه در جامعه پیش میآید ناشی از توطئه کشورهاي خارجی می باشد،(که تا حدي نیز درست می باشد)معمولاً برخلاف افکار واندیشههاي بیگانهگان رفتار می -کنند.بنابراین تاثیر رسانههاي خارجی به دلیل اینکه همه از ماهواره استفاده نمیکنند و دوم اینکه به واسطه مطالب بالا که گفته شد افکار ونظراتآنها را نمی پسندندو معمولاً برخلاف آن رفتار م کنند.
2-12-1-19 گفتمان سیاسی
در حالی که حرکت جامعه ایران به سوي ارزشهاي مدرن قطعی و برگشت ناپذیر تصور میشود و گفتمان “دموکراسی خواهی”و”اصلاح طلبی” گفتمان غالب جامعهي ما به نظر میرسد،کاندیدایی فاتح نهاییکارزار انتخابات لقب خواهد گرفت که خود را به گفتمان ظاهراًغالب نزدیک نشان دهد(آشوري،112:1384 ). در نظریه لاکلا و موفه میاندو مفهوم قابلیت “دسترسی”و “مقبولیت” تمایز وجود دارد.موفقیت یک گفتمان لزوماً به مقبولیت آن بستگی ندارد ویک گفتمان ممکن است با تکیه بر قابلیت دسترسی بالا و قابلیت استفاده بیشتر به موفقیت دست پیدا کند.(آشوري،1384 :79)در انتخابات پدیدههایی هم چون تثبیت موقت هویتها وسوژهها بسیار تاثیرگذاراست.همچنین گفتمانی میتواند در انتخابات پیروز میدان باشدکه:
1-از مقبولیت وقابلیت دسترس برخوردار باشد.
2-طیف وسیعی از زنجیرههاي هم ارزي سایرکاندیداهاي دیگر را به خود جلب نماید و تصویري متفاوت در اذهان مردم بوجود بیاورد.
3-مطبوعات و رسانههاي جمعی را حول محور مرکزيگفتمان خود سازماندهی نمایند.
4-دقایق گفتمانهایش ساده باشد بطوريکه همهي اقشار جامعه آن را درك نمایند.(آقاگلزاده،1385 :132)که این خود باعث افزایش مشارکت میگردد.
سعدي یک جمله دارد و آن اینکه میگوید”چیزي را بگوئید که مردم را به کار آید نه آنکه خوششان آید”در انتخابات ایننکته مهم است که اول چیزي را بگوئید که مردم را خوششان آید.در گفتمان انتخابات سه عامل زیر نقش اساسی دارند:
1) -زمان 2)-تاریخ مصرف3)- برد
2-12-2- عوامل فردي و اجتماعی،انگیزشی
2-12-2-1-تعهد مدنی
احساس تعهد مدنی در قبال مشارکت شدیداً بر فعالیتهاي سیاسی اثر میگذارد:مطالعات متعددي نشان دادهاند که اشخاصی که حس تعهد دارند،احتمال بیشتري دارد که مشارکت سیاسی داشته باشند.همیشه رابطه مثبتی بین احساس وظیفه براي مشارکت و مشارکت واقعی وجود دارد. محیط اجتماعی، فقط براي آموزش مشارکت اجتماعی مهم نیست،بلکه به لحاظ ارائه محركها و فرصتهاي مشارکت نیز مهم است. بعضی از محیطها، واقعا ً محركهاي بیشتري دربارهسیاست دارند و این احتمال مشارکت افرادي که در این محیطها زندگی میکنند را بیشتر میکند،هرچند که این نیز درستاست که اشخاصی که نقش اجتماعی خود را به مثابه یک فعال اجتماعیتعریف میکنند،گرایش بیشتري بهگزینش(جذب)محركهاي سیاسیوحس فرصت مشارکت نسبت به افراديکه-گرایش ضعیف تري به گزینش محركها دارند،خواهند داشت. بنابراین مشارکت سیاسی یک نقش اجتماعی اکتسابی است که شخص را مستعد گزینش و فعالیت در محركهاي سیاسیکرده که در نتیجه،شخص نرخ مشارکت بالاتی نسبت به کسانی که چنین فعالیت سیاسی هی را به عنوان بخشی از تعریف شخصیت خود نپذیرفته -اند،خواهد داشت.(ابواحسنی،1386: 86)
2-12-2-2 هویت حزبی
این اصطلاح که میزان تعهد به یک حزب سیاسی را میسنجد توسط محققان دانشگاه میشیگان بکار گرفته شد.
افرادي که احساس هویت حزبی داشته یا حزب خاص را میپسندند،احتمال بیشتري دارد که در فرآیند سیاسی فعالانه مشارکت کنند.تاثیر هویت حزبی بر مشارکت، تا اندازه زیادي به لحاظ سبک فعالیت متفاوت است. این متغیرها،همبستگی زیادي با رايدادن و فعالیتهاي انتخاباتی دارد.(همان ص،87).
علاوه بر ترجیحاتحزبی ،ترجیحات موضوعی و علاقه به نامزد هم با سطح مشارکت سیاسی ارتباط دارند.مطالعات متعددي نشان دادهاند که اشخاصیکه گرایش زیادي نسبت به نامزدهایا موضوعات سیاسی دارند،بیشتر احتمال دارد که در سیاست فعال باشند.اگر گرایشات موضوعی فرد در جهات مختلف باشد یعنی در موضوعی به یک حزب گرایش داشته باشد و در موضوع دیگر به حزب دیگري علاقمند باشد احتمال مشارکت فرد در سیاست را کاهش میدهد. ولی اگر تجانس در گرایشات سیاسی داشته باشد احتمال مشارکت را افزایش میدهد.(همان :90) عقاید و هویت سیاسی شخص،تاثیر تعین کنندهاي بر عمل سیاسی او میگذارد. بیشتر مردم و فعالان سیاسی عقاید وهویت سیاسی خود را از دوران جوانی کسب میکنند.اگرچه ممکن است در آینده، تحت تاثیر شرایط تغییر عقیده دهند.
مقام معظم رهبري می فرماید:
سازمان سیاسی اولاً میتوانند نیروها را در یک جهت بسیج کنند و به همه آنها جهت بدهند.ثانیاً میتواند نیروهاي بالقوه و خفته را باالفعل کند،زنده کند و فعال نماید.ثالثاً میتواند نیروهاي کند را شتابنده کند،و رابعاً میتواند نیروها را از تغییرمسیر دادن و منحرف شدن حفظ و مصون دارد.
2-12-2-3خلقیات شهروندان ایرانی (توهم توطئه )
گفته میشود ذهنیت نگرانی از توطئه،به جوامعی اختصاص دارد که تحت تاثیر نیروهاي خارجی و مداخلهگر دچار ضعف و آسیبدیدگی شدهاند.اینگونه جوامع به دلیل آگاهی بر وجود قدرت بازیگر و توانمندي که ابتکار عمل را در دست دارد و قدرت تغییر وضعیت و اعمال اراده برسرنوشت جامعه تحت سیطره و سلطه خود را دارا است،تصور میکنند هر ناخوشی و آسیبی که به آنها وارد میشود ناشی از قدرت سلطهگرو تدابیر اوست.هرچند ممکن است گاهی این تصور قرین به واقعیت باشد،نمیتوان هر نوع آسیبی را از ناحیه دولت توانمند و سلطهگر دانست.طرز تلقی تحلیلگران و نخبگان داخلی و ارائه نمونهها ونشانههایی از سوابق توطئه اینگونه القاء میکنند که عدم مشارکت سیاسی وبه خصوص در انتخابات ممکن است قدرت سلطهگر را جريتر نماید و آسیب به کشور را بیشتر نماید که با مشارکت آنان این آسیب از کشور رخت خواهد بست، مردم را وارد عرصه مشارکت در انتخابات مینمایند.تا توطئه سلطه گرانرا نقشه برآب کنند.این ذهنیت عمومی به دلیل تداوم بلند مدت احساس خطر ازجانب بیگانگان،در شکل یک فرهنگ عمومی وباورسیاسی در بطنجامعه ایران پدیدآمدهونهادینه شده است.(حافظ نیا،1392 : 196 )و این خلق و خوي باعث شده تا در اموري که فکر میکنند در صورت عدم مشارکت کشورهاي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره مشارکت سیاسی، نظام سیاسی، شگفت انگیز، بازار کالا Next Entries منابع مقاله درباره اعتماد سیاسی، مشارکت سیاسی، منابع اجتماعی، نظام سیاسی