منابع مقاله درباره مدیریت موجودی، هزینه نگهداری، محدودیت ها، تامین مالی

دانلود پایان نامه ارشد

هزینه های سفارش و نگهداری اقلام موجودی نیز معلوم و در طول دوره مالی ثابت باشد.
3 – ظرفیت تولید یا نگهداری موجودی ها نامحدود باشد.
4ـ هزينه هاي ناشي از كمبود كالا ناديده گرفته شود
در اين مدل هزينه هاي ناشي از كمبود كالا در مقابل تقاضا، تأخير و از دست دادن فروش به حساب نمي آيند. در حاليكه اين هزينه ها در محاسبه حد تجديد سفارشدرنظر گرفته نمي شوند.
5ـ هزينه نگهداري موجودي ذخيره احتياطي در نظر گرفته نشود
سطح ذخيره احتياطي، حداقل سطح موجودي است كه شركت بايد براي حفاظت خود در مقابل كمبودهاي احتمالي داشته باشد. از آنجاييكه موجودي شركت بايد هميشه بالاتر از اين سطح باشد، در فرمول EOQ نيازي به درنظر گرفتن هزينه هاي نگهداري موجودي كالاي ذخيره احتياطي نمي باشد(لای، 2005).
2-6-1)حد تجدید سفارش
مدل EOQ تنها مقدار سفارش با صرفه را معین می کند و اطلاعاتی در مورد حد تجدید سفارش در اختیار مدیریت قرار نمی دهد. در حد تجدید سفارش با توجه به حداقل موجودی، مجوز سفارش صادر می شود تا بنگاه را با مشکلات مرتبط با عدم دسترسی به حداقل موجودی مواجه ننماید. نمودار زیر الگوی مناسب حد تجدید سفارش را نشان می دهد.

با توجه به نمودار فوق، و مفروضات مدلEOQ به محض اتمام موجودی، سفارش تجدید می شود. بنابراین مدل EOQ اقتصادی ترین مقدار سفارش را تعیین می نماید. که می تواند مبنایی برای سفارش مجدد باشد. چنانچه زمان مورد نیاز برای تحویل و میزان تقاضا معلوم باشد، تعیین حد تجدید سفارش آسان خواهد بود. اما، در عمل بنگاه های اقتصادی، قادر به سفارش و دریافت فوری نیازمندی های خود نیستند و مدت زمانی بین تاریخ ارسال سفارش و تاریخ تحویل وجود دارد که اصطلاحاً در بازرگانی زمان تحویل (Delivery Time) یا زمان مورد نیاز برای تحویل (Lead Time) نامیده می شود(توماس و ژانگ، 2008).
بكارگيري سه عامل زير در طراحي و تعيين حد تجديد سفارش كالا مهم هستند:
1) ميزان مصرف
ميزان مصرف كالا بصورت روزانه از طريق مواد مصرفي در خط توليد يا فروش روزانه به مشتريان بصورت تعداد واحد مشخص مي شود. اين تعداد از تقسيم فروش روزانه بر 365 روز بدست مي آيد.
2) زمان موردنياز براي تحويل8
زمان موردنياز براي تحويل، فاصله زماني بين سفارش كالا و دريافت آن است. اين اطلاعات توسط دپارتمان خريد اعلام مي شود و از طريق بررسي سوابق گذشته شركت براي تمام محصولات قابل پيش بيني است.
3)ذخيره احتياطي
ذخيره احتياطي موجودي كالا بر اساس پيش بيني فروش دوره معيني مشخص مي شود. سطح مزبور از حاصل ضرب ميزان مصرف روزانه در تعداد روزهايي كه شركت پيش بيني مي كند بدست مي آيد.

4) سطح مناسب موجودي كالا
با توجه به محدودیت های مرتبط با حد تجدید سفارش در عمل، بنگاههای اقتصادی به دو نکته اساسی باید توجه داشته باشند که عبارتند از : موجودی ایمنی و فقدان موجودی ها. در تجزیه و تحلیل های مذکور در مدل EOQ فرض بر این است که هیچگونه محدودیتی برای سفارش وجود ندارد. اما در عمل احتمال فقدان موجودی ها، تغییرات شرایط بازار، محدودیت های قانونی و مالی، عوامل متأثر از فعالیت فروشنده و موثر بر فعالیت فروشنده، موانع حمل و نقل، محدودیت های گمرکی، و نظایر اینها موجب می گردد که در اختیار داشتن موجودی ایمنی و هزینه های فرصت ناشی از فقدان موجودی ها در فرآیند مدیریت موجودی ها مدنظر بنگاه های اقتصادی قرار گیرد(توماس و ژانگ، 2008).
موجودی ایمنی + = متوسط موجودی با احتساب موجودی ایمنی
هزینه نگهداری هر واحد × متوسط موجودی ها به واحد = هزینه های نگهداری
علیرغم اینکه، نگهداری حداقل موجودی به خصوص در شرایط تورمی دارای توجیه اقتصادی است و موجب کسب سود ناشی از نگهداری موجودی می شود. ولی در شرایط رونق و در یک وضعیت اقتصادی با ثبات و رقابتی، دارای صرفه اقتصادی نیست. در شرایط رونق بکارگیری روش مدیریت موجودی به موقع (JIT) بسیار سودمند خواهد بود.
همانطور كه توضيح داده شد در سيستم مديريت موجودي كالا سه عامل مهم وجود دارد كه مي توان منحني آن را روي محور مختصات نشان داد. بطوريكه محور Xها را زمان و محور Yها را مقدار موجودي كالا درنظر مي گيريم. شكل (13ـ6) منحني موجودي كالاي شركتي را با حد تجديد سفارش 1960 واحد، ذخيره احتياطي 1120 واحد و باصرفه ترين مقدار سفارش 1.000 واحد نشان مي دهد. شركت در سطح حد تجديد سفارش 1960 به مصرف موجودي كالا تا 1.000 واحد ادامه مي دهد، بطوريكه با تحويل كالا به انبار مجدداً سطح موجودي كالا به سطح مطلوب خود يعني 2120 واحد مي رسد(توماس و ژانگ، 2008).

شكل 2ـ1) سيستم مديريت موجودي كالا
2-6-2) پرهیز از فقدان موجودی مبتنی بر مدل EOQ
در ساخت مدل اساسی مقدار اقتصادی سفارش(EOQ)، فرض بر این است که ضریب مصرف کالا و همچنین، زمان مورد نیاز برای تحویل دقیقاً معلوم است و ابهامی در این موارد وجود ندارد. اما در عمل، این مفروضات مصداق ندارد. مثلاً چنانچه میزان تقاضا در یک دوره با مقدار پیش بینی شده یکسان نبوده و بیش از آن باشد، واحد انتفاعی امکان تامین تقاضای مشتریان را نخواهد داشت و درآمد فروش مربوط از دست خواهد رفت. این پدیده معمولاً فقدان موجودی نامیده می شود. فقدان موجودی نیز با تحمل هزینه فرصت از دست رفته همراه است. این هزینه غالباً بیش از درآمد فروش از دست رفته است زیرا فقدان موجودی به حسن واحد انتفاعی نیز لطمه می زند و رضایت و اعتماد مشتریان نسبت به واحد انتفاعی را کم می کند. فقدان مواد اولیه یا کالاهای در دست ساخت نیز موجب توقف فرآیند تولید می شود که خود باعث تحمل هزینه خواهد شد. در این قبیل موارد، امکان دارد به منظور پرهیز از وقفه در امر تولید، هزینه های نسبتاً زیادی برای حمل تهیه و حمل فوری مواد مورد نیاز پرداخت شود. به منظور پرهیز از فقدان موجودی، واحدهای انتفاعی معمولاً موجودی ایمنی نگهداری می کنند. این ذخیره، مقدار حداقل اقلام کالاست که با توجه به ضریب مصرف و زمان مورد نیاز برای تحویل تعیین می شود. به محض این که موجودی یک قلم کالای مشخص به سطح موجودی ایمنی می رسد، یک فقره سفارش جدید ارسال می گردد. وجود موجودی ایمنی موجب می شود که در مواردی که تقاضا بیش از انتظار است یا زمان مورد نیاز برای تحویل کالا به دلایلی تغییر می کند، واحد انتفاعی برای مواجهه با این پدیده ها آمادگی لازم را داشته باشد(دیزنی و تویل، 2009).
تعیین سطح مطلوب موجودی ایمنی به هزینه فقدان موجودی کالای موردنظر و همچنین تغییرپذیری ضریب مصرف و زمان مورد نیاز برای تحویل کالا بستگی دارد. چنانچه بتوان ضریب مصرف و زمان مورد نیاز برای تحویل کالا را با اطمینان زیاد پیش بینی کرد و هزینه فقدان موجودی نیز قابل توجه نباشد، مقدار موجودی ایمنی نیز کاهش خواهد یافت و حتی در برخی موارد به صفر خواهد رسید. در مواردی که شرایط بالا چندان مساعد نباشد، نگهداری مقدار نسبتاً عمده ای موجودی ایمنی ضرورت خواهد داشت. به منظور یافتن راه حل ساده ای برای مسئله بالا، می توان هزینه های مربوط به سرمایه گذاری مبلغی معین در موجودی ایمنی را به شرح زیر مورد بررسی قرار داد.
هزینه تامین مالی+(هزینه نگهداری+هزینه مورد انتظار ناشی از فقدان موجودی)×(نرخ مالیات-1)=هزینه موجودی ایمنی
هزینه های نگهداری و تامین مالی را می توان مانند مشروح در بخشهای قبلی با توجه به مبلغ سرمایه گذاری در موجودی ایمنی برآورد کرد. هزینه مورد انتظار ناشی از فقدان موجودی نیز باید برای سطوح مختلف سرمایه گذاری برآورد شود. با توجه به برآوردهای هزینه، هدف، یافتن سطحی از سرمایه گذاری است که هزینه کل موجودی ایمنی را حداقل کند(دیزنی و تویل، 2009).
بدیهی است تعیین سطح موجودی ایمنی تنها به عهده مدیر مالی نیست و در این قبیل موارد، مدیران تولید و بازاریابی نقش بااهمیتی را ایفا می کنند. مدیر مالی نیز لازم است همواره هزینه تامین مالی و حداقل نرخ بازده مورد انتظار از سرمایه گذاری در موجودیها را به مدیران مزبور یادآوری نماید.

2-7)مزایای سرمایه گذاری در موجودیها
روشي برای نگرش به تصمیمات سرمایه گذاری در موجودیها این است که افزایش این سرمایه گذاری، مزایائی از لحاظ کاهش هزینه سفارش و بهره مند شدن از تخفیفات خرید ایجاد می کند. این مزایا، از طریق افزایش هزینه های نگهداری و همچنین الزام تامین نرخ بازده مناسب برای سرمایه گذاری تا حدودی خنثی می شود. اما مزایای دیگری نیز برای سرمایه گذاری در موجودیها متصور است که مستقیماً به مقدار سفارش ارتباط ندارد(دیزنی و تویل، 2009).
پرهيز از فقدان موجودي
مزایای بازاریابی
افزایش قیمت موجودیها
2-8) مخاطرات سرمایه گذاری در موجودیها
مخاطره اصلی سرمایه گذاری در موجودیها، امکان کاهش قیمت اقلام در بازار و تحمل زیان توسط واحد انتفاعی است. کاهش قیمت می تواند به دلیل پیشرفتهای تکنولوژیک و ارائه محصولات با کیفیت بهتر به بازار واقع شود. کالاهائی که به سلیقه مشتریان و مدهای جاری بستگی دارد، مانند پوشاک، نیز می تواند با مخاطره نسبتاً با اهمیتی مواجه گردد. زیرا تغییر سلیقه مشتریان یا مد می تواند فروش اقلام معینی را کاهش دهد.
نگهداری محصولات کشاورزی نیز به دلیل تغییر در تولید و تقاضا معمولاً با مخاطره همراه است. در مواقع تولید بیش از تقاضا، قیمتها به شدت کاهش و در موارد تقاضای بیش از تولید قیمتها افزایش خواهد یافت. کلیه اقلام موجودی به دلایل فسادپذیری، تبخیر و افت، شکستگی، سرقت یا سایر مخاطراتی از این قبیل به طور باالقوه با امکان تحمل زیان مواجه می باشند. بدیهی است که واحدهای انتفاعی می توانند برای مواجهه با مخاطرات مزبور از پوشش بیمه ای استفاده کنند که آن نیز موجب افزایش هزینه نگهداری کالا خواهد شد. مدیرمالی باید از میزان مخاطرات همراه با سرمایه گذاری در موجودیها آگاه باشد و در تصمیم گیریهای مربوط به تعیین سطح موجودیها، این مخاطرات را لحاظ کند. انجام این کار با منظور کردن زیانهای مورد انتظار در هزینه نگهداری یا اعمال نرخ تنزیل بالاتر برای اقلام مخاطره آمیز امکان پذیر است(دیزنی و تویل، 2009).
2-9) مدیریت موجودی به موقع
مفهوم جدید در مدیریت موجودی ها عبارت از روش مدیریت موجودی به موقع (JIT) است که برای اولین بار در شرکت تویوتا بوسیله موسسه ژاپنی شیگوشینگو9 ارائه و اجرا گردید. برنامه JIT در مدیریت موجودی ها بخشی از مفهوم کل تولید است که با برنامه کنترل کیفیت مرتبط است.
برنامه JIT مبتنی بر مفروضات زیر است :
1 – تولید با کیفیت برای تداوم رضایت مشتری.
2 – ارتباط نزدیک بین فروشنده، تولید کننده و مشتریان.
3 – حداقل نمودن میزان موجودی.
شرکت های بزرگ امریکایی نظیر زیراکس، جنرال الکتریک، هیولت پاکارد، سامسونت، شرکت کمیکال دو، هارلی – دویدسون و … از روش های موجودی به موقع استفاده می نمایند و بکارگیری این روش نشان داده است که صرفه جویی قابل توجهی در منابع علی الخصوص وجوه نقد به همراه داشته است(لای، 2005).
2-10) نقش مدیریت موجودی کالا در عملکرد واحدهای انتفاعی
طي دو دهه گذشته تغييرات زيادي در سياست هاي نگهداري موجودي كالا در شركتها به وجود آمده است. برخي پژوهشگران با طرح مسائلي، همچون فلسفه توليد بموقع ، تكنولوژي اطلاعات، خدمات لجستيك شخص ثالث، برون سپاري و مقاطعه كاري فرعي، معتقدند كه نگهداري موجودی كالا در شركتها بايد كاهش يابد. در مقابل، برخي ديگر با طرح مسائلي، همچون رشد تقاضا براي محصولات گوناگون و سطح خدمت رساني به مشتريان، معتقد به نگهداري موجودي كالاي بيشتر در شركتها هستند. اين تضاد بين سياست هاي نگهداري موجودي كالا، در طول زمان موجب تغييراتي در موجودي كالا شده است.
برنارد و نول10(2009) بيان مي كنند كه هرگاه تقاضاهاي پيش بيني شده آتي كاهش يابد، تا حد امكان سعي مي شود موجودي كالاي بيشتري فروخته شود، در نتيجه موجوديكالا كاهش مييابد. بنابراين، سطح موجودي كالا به طور مستقيم با فروشهاي آتي در ارتباط است. همچنين، اگر تقاضاهاي پيش بيني شده آتي يك

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره هزینه نگهداری، تامین مالی، نرخ تنزیل، مدیریت موجودی Next Entries منابع مقاله درباره صاحبان سهام، نفت و گاز، حقوق صاحبان سهام، ساختار مالکیت