منابع مقاله درباره علم اصول فقه، استنباط حکم، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

فصل سوم: اصوليين و تبيين انديشه هاي آنان

3-1 : اصوليين و اجتهاد
اصوليين به آن دسته از فقهاء و مجتهدين اطلاق مي شود که در مقام استنباط احکام شرعي معتقدند ؛ اجتهاد در فقه جايز است و علاوه بر کتاب و سنت بعنوان دو منبع فقهي خدشه ناپذير مي توان از عق و اجماع هم در طريق استنباط احکام شرعيه بهره جست و علم اصول فقه را بعنوان يک علم آلي و ابراز براي استنباط احکام فقهي ضروري مي دانند و بعبارت ديگر اصولي ها کساني هستند که در ديد فقهي خود بيشتر بر مباني عقلي و علم اصول فقه توجه دارند و بر خلاف اخباريين که اهل حديث هستند و هر گونه استنباط احکام شرعي را، از غير طرق کتاب و سنت جايز نمي شمرند. اينان (مجتهدين) معتقدند که اجتهاد منحصر در زمان غيبت نيست بلکه علاوه بر اجتهاد در عصر غيبت امام عصر ( عج) در عصر ائمه ( ع) نيز اجتهاد وجود داشته است و علم اصول فقه را منحصر در فقها و اهل سنت نمي دانستند بلکه بر اين باور هستند که بکار گيري از ابراز اصول فقه در طريق استنباط احکام شرعي در زمان ائمه عليهم السلام هم وجود داشته، نه به شکل مدون امروزي و از زمان قد عيين – ابن ابي عقيل عماني و ابن جبند اسکافي – شروع مي شود و با ظهور شيخ مفيد که عقل جايگاه خاصي در فقه شيعه پيدا کرد و سيد مرتضي و ديگر فقيهان متکلم در نيمه ي اول قرن پنجم، مکتب اصوليين بر جهان شيعه تسلط يافت و بعد از يک دوره ضعف در قرن 11 و 12 تاکنون به قوت استمرار داشته است (گرجي – ابوالقاسم- تاريخ فقه و فقها ص23 ) و ما در اين فصل در قالب سه گفتار به مفهوم اجتهاد و آغاز آن و نيز منابع آن اشاره مي کنيم.
دراين گفتار بجاست تا به تعريف اجتهاد و تاريخچه و بنيانگذاران آن بپردازيم. در ابتدا تعريف اجتهاد.
اجتهاد از ريشة “جهد” به معناي منتهاي کوشش است.( فرهنگ معاصر عربي، فارسي، ص 377 ) و (التنقيح في شرح العروه الوثقي ( الاجتهاد و التقليد )، تقريرات درس حضرت آيت اله خوئي (ره)، غروي تبريزي، علي ،ص 22 ) .
تلاش براي يافتن دليل و حجّت بر احکام شرعي را اجتهاد گويند. (التنقيح في شرح العروه الوثقي ( الاجتهاد و التقليد )،همان، صص 20-24 ) .
تعريف‌هاي ديگري نيز براي اجتهاد شده است، مانند: ملکه‌اي که در پرتو آن، قدرت بر استنباط حکم شرعي پيدا مي‌شود يا کوشش براي به دست آوردن ظنّ بر حکم شرعي در فرض عدم دسترسي به علم. (خراساني، محمد کاظم، کفايه الاصول، ج دوم، ص 528 ).
3-1-1 : تعريف آخوند خراساني

مرحوم آخوند چنين تعريفي را تقرير کرده‌اند: “الاجتهاد هو استفراغ الوسع في تحصيل الحجة علي الحکم الشرعي؛ مراد از اجتهاد اين است مکلف مقدماتي عقلائي را ترتيب دهد که او را به علم به تکليفي که متوجه اوست برساند”. اجتهاد به معناي بکارگيري توان و نيرو براي به دست آوردن دليل و حجت بر احکام شرعي مي‌باشد . (خراساني، محمد کاظم، کفايه الاصول، جلد دوم، ص 528 ) و (خوئي، سيد ابوالقاسم، مصباح الاصول، جلد سوم، ص 434) و (طباطبايي، علامه، سيد محمد حسين حاشيه الکفايه، ص 301 ) .

3-1-2 : تعريف شهيد مطهري
شهيد مطهري مي‌گويد: اجتهاد به طور سربسته به معناي صاحب‌نظر شدن در امر دين است، ولي صاحب‌نظر بودن و اعمال نظر کردن در امور ديني از نظر ما که شيعه هستيم دو گونه است؛ مشروع و ممنوع… که ممنوع آن است که مجتهد حکمي را که در کتاب و سنّت نيست با فکر خودش و رأي خودش وضع کند، اين را در اصطلاح “اجتهاد به رأي” مي‌گويند. اين اجتهاد از نظر شيعه ممنوع است… و معناي صحيح اجتهاد يعني به کار بردن تدبّر و تعقّل در فهم ادلة شرعيه، که البته احتياج دارد به يک رشته علوم که مقدمه شايستگي و استعداد تعقّل و تدبّر صحيح و عالمانه مي‌باشند. ( مجموعه آثار شهيد مرتضي مطهري، مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي، ج بيستم، صص 164-167 ).
3-1-3 : تاريخچه اجتهاد
اجتهاد صحيح يعني انطباق اصول و قواعد کلي بر فروعات، از ديدگاه امامان معصوم ـ عليهم‌السّلام ـ امري ضروري و مورد اهتمام بوده است.
امام صادق ـ عليه‌السّلام ـ مي‌فرمايد: “انما علينا القاء الاصول و عليکم اَن تفرعوا”؛ ما بيان اصول مي‌نماييم و تفريع فروع از اصول و تطبيق آن بر موارد برعهدة شما است.( عاملي، شيخ حر، وسائل الشيعه، کتاب القضاء، باب ششم، از ابواب صفحات القاضي، حديث .صص51 و 52).
و يا امام باقر ـ عليه‌السّلام ـ به ابان بن تغلب فرمودند: “در مسجد مدينه بنشين و براي مردم فتوا بده که من دوست دارم در ميان شيعه کساني مانند تو ديده شوند”.
بنابراين، اصل اجتهاد در عصر حضور امامان معصوم ـ عليهم‌السّلام ـ نيز وجود داشته است امّا به دليل حضور معصوم نياز کمتري به اعمال اجتهاد بوده است، ولي در عصر غيبت چنين نيازي به سرحد کمال خود رسيد.

3-1-4 : بنيان‌گذاران اجتهاد
قديمي‌ترين بنيانگذاران اجتهاد در فقه شيعه، دو دانشمند عهد قديم معروف به قديمين، ‌يعني ابن جنيد اسکافي و ابن عقيل عماني، بوده‌اند. سپس شيخ مفيد به پا خاست و از عقايد آن دو بزرگوار در ميان شاگردان خود، از جمله سيد مرتضي،علم‌الهدي و شيخ طوسي به نيکي ياد کرد،اين شيوه ادامه يافت تا نوبت به علامه حلي رسيد و پس از او شهيد اول و فقيه فاضل، علي،و نيز شهيد دوم راه او را ادامه دادند (خوانساري، ميرزا محمدباقر، روضه الجنات، پيشين، ص 168 )تا اجتهاد به عنوان ضرورتي در مسلک شيعه پايدار بماند و شکوفاتر گردد.
3-2 : آغاز اجتهاد در بين اصوليين
مساله اجتهاد به شکل گسترده ابتدا در بين اهل سنت شکل گرفت وشيعه با فاصله تقريبا دوقرن احساس نيازبه اجتهاد واستنباط نمود يعني از اواخرقرن چهارم. از آنجا که استنباط احکام بر پايه يک سري قواعد استوار است، دانش جديدي در ميان مسلمين پديد آمد که موضوعش اصول و قواعد کلي اجتهاد بود وعلم “اصول فقه” ناميده شد. مثلا در آيات و احاديث از فعل امر استفاده شده است؛ صلوا (نماز بخوانيد) اکرموا کبارکم(بزگترها را گرامي بداريد) و… حال درعلم اصول به عنوان يک قاعده کلي مي گوييم هر فعل امري دلالت بر وجوب عمل دارد پس هر جا در فرآيند استنباط احکام به فعل امر برخورديم حکم به وجوب مساله ميکنيم مگر آنکه قرينه ودليل خاصي مبني بر عدم وجوب داشته باشيم. البته علم اصول به صورت گسترده ابتدا در بين اهل سنت رونق يافت و شيعه با آغاز عصر غيبت و عدم دسترسي به معصوم و مطرح شدن سوالات متنوع و جديد بنابر دستور وارد شده در روايات به امر استنباط يا “تفريع” فروع از اصول وکليات پرداخت و ازعلم اصول بهره برداري نمود. نکته قابل توجه اينکه تا زمان محقق حلي(ره) (اوايل قرن هفتم) در بين فقهاء شيعه از لغت اجتهاد استفاده نميشد چرا که اهل سنت که آغازگر امر اجتهاد بودند در اين مساله به دخالت دادن نظرات شخصي و قياس هاي عقلي روي آورده بودند که بنا بر روايات اهل بيت (عليهم السلام) ممنوع بود، لذا کلمه اجتهاد در آن دوران بار منفي داشت اما از زمان محقق(ره) اين کلمه در شيعه به معني فرآيند استنباط احکام با توجه به ضوابط واصول کلي ومورد تاييد روايات، اطلاق گرديد ودر واقع معناي متفاوتي يافت. اما اخباريان با غفلت از اين نکته مدعي بودند که اجتهاد مولود اهل سنت است و فقهاء شيعه به تبعيت از آنان به اجتهاد وعلم اصول پرداخته اند. از اين رو بايد روند غلط تاريخي را اصلاح کرد و دست از اجتهاد کشيد و مستقيما به سراغ اخبار و روايات رفت واحکام را بدست آورد. آنها بنا براين انگاره روش و مسلکي بوجود آوردند که با روش مجتهدان شيعه اختلافات جدي داشت.در ادامه به مهمترين موارد آن مي پردازيم.
اجتهاد وتقليد؛ همان گونه که گذشت اخباري ها عقيده داشتند که اجتهاد واعمال نظر در روايات جايز نيست و طبيعتا وقتي اجتهاد منتفي شود، تقليد از مجتهد نيز معنا نخواهد داشت و همه بايد مستقيما به روايات مراجعه نمايند ويا از کساني که توان مراجعه دارند سوال کنند واگر حکمي را در روايت نيافتند- که البته به نظراخباريان خيلي کم پيش مي آيد- در اين صورت احتياط کنند (مثلا اگردر حرمت سيگارشک کردند وروايتي نيافتند احتياطا آنرا ترک کنند).

3-3 : منابع اجتهاد در نزد اصوليين و مجتهدين

ما در آخرين قسمت از اين پايان نامه در بخش دوم به منابع اجتهاد در نزد اصولين و مجتهدين که در عصر صفويه در برابر اخباريين قرار داشتند اشاره مي کنيم و خواهيم گفت که رويه مستمره فقها اصولي نظير شيخ طوسي ها و علامه حلي و محقق کرکي استفاده از منابع زير در استنباط احکام شرعي بود .
منابع فقه شيعه:
از نظر علماي شيعه به استثناي گروه قليلي به نام اخباري‌ها (مقارن ظهور صفويه در ايران، گروهي پيدا شدند که رجوع مردم را به قرآن ممنوع دانستند و گفتند: فقط پيغمبر(ص) و امام(ع) حق رجوع به قرآن دارند، ديگران حق ندارند حکمي را از آيات قرآن استنباط نمايند؛ عقل و اجماع هم حجّت نيست و تنها منبعي که مي‌‏توان به آن استناد کرد اخبار و احاديث است. اين گروه”اخباري” ناميده شدند)و(مطهري، مرتضي، آشنايي با علوم اسلامي(اصول فقه)، ج سوم، صص??-??) منابع فقه شيعه چهار چيز است:قرآن، سنت، اجماع و عقل که در ذيل به آن پرداخته مي‌شود.

3-3-1 : قرآن

بدون شک، قرآن مجيد اولين منبع احکام و مقررات اسلامي است. البته آيات قرآن‏ منحصر به احکام و مقررات عملي نيست. در قرآن، مسائل گوناگوني مطرح شده که تعدادي از آيات آن (در حدود پانصد آيه) متکفّل بيان احکام عملي است و از آن‏ها به عنوان”آيات الاحکام”تعبير مي‏شود.
أئمه اطهار عليهم السلام در بيان احکام شرعي، به ظواهر آيات قرآن استناد مي‏کردند و پيروان خود را نيز به استنباط از آن‌‏ها تشويق و راهنمايي مي‏‌نمودند. (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار،مترجم: موسوي همداني، محمد ، ج?، ص??? )و (انصاري، شيخ مرتضي، فرائد الاصول( رسائل)، صص???-???).

3-3-2 : سنت
3-3-2-1 : معناي لغوي سنت
” سنّت ” در لغت، به معناي راه و روش (مفردات الفاظ قرآن، واژه”سنن” ) و (فرهنگ معارف اسلامي، سيد جعفر سجّادي، واژه”سنّت”)پسنديده مي باشد.

3-3-2-2 : معناي اصطلاحي سنت
ا. سنت در اصطلاح عامه
سنت در اصطلاح علماي عامّه، عبارت است از: قول (گفتار)، فعل (رفتار) و تقرير (امضاي پيامبر صلوات الله عليه.

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره کشف الاسرار، علوم قرآن، امام رضا ع Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی روزنامه نگاران، بودجه خانوار، زبان رسانه