منابع مقاله درباره سرمایه اجتماعی، زیست محیطی، محیط زیست، جهان بینی

دانلود پایان نامه ارشد

آنهاست و با سرمایه ثابت مردم و ثروت مادی در سطح منتخب و مطلوبی نگه داشته می شود(صالحی، 2008). جریان مادی تولید و مصرف، پیرو سطوح جمعیتی مورد نظر و استانداردهای زندگی می باید کم شود نه زیاد. او دلیل می آورد که محدودیت هم در مکان و هم در مطلوبیت رشد، محدودیت اقتصادی از عرضهی کم پول را ایجاد میکند(صالحی، 2008). این بحث اقتصادی همراه با نشانه های از رشد تخریب اکولوژیکی افکار جدی درباره یک اخلاق جدید تولیدی را بر انگیخته است.
به اعتقاد دانلپ و ونلیر، علی رغم تسلط یک پارادیم اجتماعی ضد اکولوژیکی غالب در جامعه امریکا در سال های اخیر، افکاری ظهور کرده اند که پارادیم اجتماعی غالب جامعه امریکایی را به چالش میکشند(صالحی، 2008). مباحث عمومی در مورد محدودیت اجتناب ناپذیر رشد، لزوم رسیدن به یک اقتصاد حالت پایا، اهمیت حفظ تعادل طبیعت و نیاز به رد این ایده انسان محورانه، که طبیعت تنها برای استفاده انسان ها وجود دارد. مثال هایی از این تغییرها هستند. در رابطه با این تغییرها آنها نتیجه میگیرند که چنین ایده هایی در کنار هم یک جهان بینی را تشکیل می دهند -شاید بهترین استعاره سفینه زمین باشد- که به طور چشمگیری با جهان بینی حاصل از پاردایم مسلط جامعه (DSP50) امریکایی متفاوت است (صالحی، 2010). دانلپ و ونلیر، برای تمایز این دیدگاه جدید که اختلاف های اساسی با پارادایم اجتماعی غالب دارد آن را پارادایم جدید زیست محیطی نامیدند(دانلپ و ونلیر ، 1978) و بر اين اصرار داشتند كه نگراني درباره بحران در حال رشد زيست محيطي نه تنها براي جهان طبيعت پيامدهايي دارد بلكه براي جامعه انساني هم نتايج مهمي به بار خواهد آورد. همانند ريتزر، كاتون و دانلپ از لغت “پارادايم” براي اشاره به تصوير “بنيادين سوژه” ي يك زمينه كه قبل از ديدگاه هاي نظري خاص مي آيد، استفاده مي كنند (دانلپ،2000). اين رويكرد عرصه ي جديدي را در جامعه شناسي مطرح مي كند كه توجه به محيط زيست را به اندازه ي فرايندهاي سياسي و اقتصادي، براي درك شرايط اجتماعي ضروري مي داند.
دانلپ و ونلیر (1978) مقیاس دوازده گویهای برای سنجش پارادایم جدید زیست محیطی ساختند. در ابتدا، این مقیاس به عنوان مقیاس تک بعدی مطرح شد. اما اندازهگیریهای بعدی نشان داد که این مقیاس دارای سه بعد است شامل: تعادل طبیعت، حد و مرزهای رشد، و انسان در برابر طبیعت (البریچت و دیگران، 1982). این سه بعد از پارادایم جدید زیست محیطی، فرضیاتی را در مورد واقعیات اجتماعی ارائه میدهد:
1- مخلوقات بیشماری در طبیعت زندگی میکنند، انسانها بخشی از طبیعت هستند و بر آن سیطره ندارند. طبیعت حیات اجتماعی را برای انسانها را شکل میدهد.
2- انسانها با کنشهای خویش تعادل طبيعت را بر هم میزنند و با دخل و تصرف در محیط زیست باعث به وجود آمدن مشکلات و مسائل زیست محیطی زیادی خواهند شد.
3- منابع جهان محدود است، بنابراین کنشها و رفتارهای اقتصادی و اجتماعی افراد باید کنترل شود (دانلپ، 1978).
صالحی (2010) به نقل از بسیاری از صاحب نظران جامعه شناسی محیط زیست مطرح میکند که اندیشه که توانست محدودیتهای رشد را تشخیص دهد به صورت یک پارادایم زیست محیطی جدید در تفکرات زیست محیطی مطرح شد که بر اهمیت تعادل طبیعت و عدم غلبه انسان بر طبیعت متمرکز است. همچنین، بار (2003) معتقد است که نگرش جدید مطرح شده توسط دانلپ و ونلیر (1978) و دانلپ و همکاران (2000) نگرشی است که ارزشهای زیست محور را در برابر ارزشهای تکنو محور قرار میدهد. مطابق با جهان بینی زیست محور، کسانی که دارای ارزشهای زیست محوری هستند (ارزش ذاتی محیط زیست) تمایل بیشتری به توجه نسبت به محیط زیست (و انجام رفتار مناسب نسبت به محیط زیست) دارند (بار، 2003 :409). همچنین، مطابق با جهانبینی تکنو محور، تکنولوژی میتواند راهحلهایی برای مشکلات زیست محیطی مهیا کند و از این رو کسانی که دارای این جهانبینی هستند کمتر مراقب محیط اطراف خود هستند (همان). دانلپ و ونلیر جهان بینی تکنو محور را ضد محیط زیستی میدانند و آن را به چالش کشیدند. سپس، به ارائه رویکردی پرداختند که برای محیط زیست ارزش ذاتی قائل است و میتواند جهت دهنده رفتارهای زیست محیطی باشد. به اعتقاد بار (2003) نگرشهای زیست محیطی شامل جهتگیریهای اساسی افراد در مورد محیط زیست است. آنها معتقدند که یافتههای محققان به صورت کلی و بدون هیچ استثناء حاکی از آن است که این جهتگیری منجر به رفتارهای مسئولانه نسبت به محیط زیست میشود (همان:410-409). گرچه دانلپ و كاتون هيچ وقت نگفتند كه فرضيه هاي قابل آزمون بايد از مجموعه ي وسيعي از فرضيات پيش زمينه استخراج شوند كه شبيه به آنچه كه پارادايم خودشان، نگرشهای زیست محیطی را تشكيل دادهاند باشند. اتفاقاً مقیاسهای نگرشهای زیست محیطی ابزار مناسبي برای ارزيابي نگرش هاي مردم به محيط زيست در كشوري مثل ايران فراهم مي كنند. علاوه بر اين، با توجه به شرايط كنوني جامعه ايران به نظر مي رسد نگرشهای زیست محیطی ميتواند ما را در مطالعه روابط بين نگرشهای زیست محیطی و رفتار معنا دار زيست محيطي مردم كمك كند.
ب-سرمایه اجتماعی
رهیافت نظری در حوزه سرمایه اجتماعی عموماً بر بازدهی سرمایه در قالب سرمایه اجتماعی به عنوان یک فرایند سرمایهگذاری اذعان دارد (توسلی و موسوی، 1384). سرمایه اجتماعی به نسبت یک مفهوم جدیدی است علاقهی فراوان به این مفهوم و تاثیراتش در حوزه زندگی فردی و جمعی و سیاستها حاکم بر زندگانی انسان در میان محققان جامعهشناسی و سایر رشتهها وجود دارد. این مفهوم اشاره به شبکهها، هنجارها و اعتماد دارد که روابط در گروه را آسانتر میکند، در نتیجه گسترش روابط یک نوع سرمایه به وجود میآید که آن را تحت عنوان سرمایه اجتماعی تعریف میکنند.
اندیشه اصلی سرمایه اجتماعی این است که خانواده، دوستان، همکاران، دارائی بسیار مهمی را تشکیل میدهند که یک فرد میتواند در شرایط بحرانی آنها را به کار گیرد از آن بهره بگیرد و یا برای منافع مادی استفاده نماید، البته این مسئله برای گروه، بیشتر صدق میکند. اجتماعاتی که از نعمت مجموعه گوناگونی از شبکههای اجتماعی و انجمنهای مدنی برخوردار هستند، در یک وضعیت محکمتری در مواجه با فقر، آسیبپذیری و حل منازعات قرار دارند و بهتر میتوانند از فرصتهای جدید بهره ببرند (پاتنام و گلاس، 2002 به نقل از توسلی و موسوی، 1384).
مفهوم سرمایه اجتماعی ریشههای متفاوتی دارد و تنوع کاربردهای اخیر آن حتی از این هم بیشتر است. از نظریههای توسعه تطبیقی تا نظریههای اقدام قومی، از مطالعات بهداشت و آموزش تا تشخیص محرومیت و طرد اجتماعی و از موضوعات بازسازی شهری تا اقتصاد گذار همگی موضوعاتی هستند که مفهوم سرمایه اجتماعی برای بررسی آن بهکار برده شده است (تونکیس،1378).
سرمايه اجتماعي عنصري مطلوب براي انجام همكاريهاي درون گروهي است و هر چه ميزان آن بالاتر باشد دستيابي گروه به اهداف خود با هزينه كمتري انجام مي‌گيرد. اگر در گروهي به سبب نبود ويژگي‌هايي مانند اعتماد و هنجارهاي مشوق مشاركت و سرمايه اجتماعي به اندازه كافي فراهم نباشد، هزينههاي همكاري افزايش خواهد يافت و تحقق برنامهها، پرهزینه و زمانبر خواهد بود. در مقابل، وجود سرمايه اجتماعي به ميزان كافي و مناسب، سبب برقراري انسجام اجتماعي و اعتماد متقابل شده و هزينه‌هاي تعاملات و همكاري هاي گروهي كاهش مي‌يابد و در نتيجه عملكرد گروه با هزینه کم و در زمان کمتر بهبود مي‌يابد. (شاه حسيني، 1382: 41 و42).
به نظر پاكستون (1999)، سرمايه اجتماعي دو مولفه پيوستگيهاي عيني بين افراد بهعنوان شبكه عيني كه افراد را در يك فضاي اجتماعي به يكديگر پيوند مي‌دهد و نوعي پيوند ذهني كه موجب شكل گيري روابط مبتني بر اعتماد متقابل و روابط عاطفي مثبت اعضاي جامعه نسبت به يكديگر مي‌شود، را شامل مي‌گردد. سرمايه اجتماعي نوعي انرژي بالقوه و تسهيل كننده كنش است كه مي‌تواند در سطوح مختلف ساختار اجتماعي، سطوح خرد، مياني و كلان مورد استفاده قرار گيرد. در انديشه پاتنام و فوكوياما سرمايه اجتماعي بعنوان يك پديده جامعه شناسي كلان لحاظ شده است. بهنظر آنها ملتها مي‌توانند از سطوح متفاوتي از سرمايه اجتماعي برخوردار باشند كه فرصت را براي تحقق دمكراسي يا صنعتي شدن آنها فراهم مي‌سازد، در نهايت در شرايط وجود سرمايه اجتماعي شاهد بسط و گسترش فرايند مشاركت در حوزه‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي و نيز بسط انجمنهاي داوطلبانه خواهيم بود؛ فرايندي كه مي‌تواند ساز و كار موثري براي نيل به توسعه و مقابله با مشکلات و مسائل فراگیر باشد (ازكيا و غفاري، 279:1383).
ادبیات وسیعی در مورد این مفهوم وجود دارد، اما اجماع فزاینده در این حوزه حاکی از این است که چهار شخصیت، (پیر بوردیو، جیمز کلمن، فرانسیس فوکویاما و رابرت پاتنام) سهم مهمی در شکل بندی مفهوم سرمایه اجتماعی داشتهاند و این چهار شخصیت سرمایه اجتماعی را منبع کنش جمعی میدانند و این پژوهش بر کنشهای جمعی تاکید دارد. بر این اساس، در این پژوهش از نظریات پیر بوردیو، جیمز کلمن، فرانسیس فوکویاما و رابرت پاتنام بهعنوان ادبیات پژوهش استفاده میشود. بوردیو و کلمن به بررسی سرمایه اجتماعی در سطح خرد و فردی پرداختهاند و پاتنام و فوکویاما در سطح منطقهای و ملی به بررسی سرمایه اجتماعی پرداختهاند. با این وجود، سلطه فعلی این مفهوم بیشتر مدیون کار رابرت پاتنام میباشد.

پیر بوردیو:
بوردیو (جامعهشناس فرانسوی) در ابتدا چندان به مفهوم سرمایه اجتماعی نپرداخت. وی کار خود را با مردمشناسی در الجزایر آغاز کرد و به معرفی عادتوارهها پرداخت، سپس به معرفی سرمایه فرهنگی پرداخت. منظور وی از سرمایه فرهنگی عناصر فرهنگی بود که گروههای مسلط از آنها برای بازتولید نابرابری استفاده میکنند. بوردیو بیشتر بر دوام و پایداری اجتماعی و سایر شکلهای نابرابری اجتماعی تاکید داشت. جان فیلد51 (2003) بر این نظر است که برای پی بردن به اندیشه و نظرات بوردیو در مورد سرمایه اجتماعی باید به دغدغه اصلی و درک وی از سلسله مراتب اجتماعی توجه نمود (فیلد، 1388).
بوردیو کار خود را با مارکس اغاز میکند و با وبر ادامه میدهد. بوردیو با تاکیدی که بر روی سرمایه اقتصادی داشت تحت تاثیر جامعهشناسی مارکسیستی بود. به این دلیل، دیویس، بوردیو را نماینده دیدگاه نئومارکسیستی میدانست. طرفداران این دیدگاه تاکید زیادی بر دسترسی به منابع و مساله قدرت در جامعه دارند (دیویس52 2001). بوردیو عقیده داشت که اساس و پایه انواع سرمایه را سرمایه اقتصادی تشکیل میدهد (بوردیو، 1986 به نقل از فیلد 1388). از دیدگاه وی انواع سرمایهها دارائیهایی هستند که نشان دهنده تولید کار انباشت شدهاند. وی بر نقش انواع سرمایه در بازتولید روابط نابرابر قدرت، تاکید دارد (شارعپور، 1385).
بوردیو اولین کسی بود که یک تحلیل نظاممند از سرمایه اجتماعی را ارائه کرد. وی در مقالهاش در سال 1986 با عنوان اشکالی از سرمایه53 بیان میدارد که «سرمایه اجتماعی یک مجموعه از منابع موجود یا بالقوه است که منتج از یک شبکه بادوام متشکل از روابط کم و بیش نهادیشده در باب آشنایی و شناخت دو طرفه، یا به بیان دیگر، ناشی از عضویت در یک گروه است» (بوردیو، 1986 :249). همچنین وی در این مقاله مینویسد «میزان سرمایه اجتماعی یک واحد خاص … تابعی است از حجم تماسهای شبکهای که میتواند بسیج کند و همچنین حجم سرمایهای (اعم از اقتصادی، فرهنگی یا نمادین) که به واسطه ارتباط با کسانی که به آنها متصل است، به دست میآورد» (همان)
به اعتقاد وی سرمایه اجتماعی بهعنوان شبکه ارتباطات، دادهای طبیعی یا اجتماعی نیست، بلکه چیزی است که پیوسته برای به دست آوردن آن باید کار کرد (غفاری، 1387، 11). بوردیو، سرمایه اجتماعی را شامل روابط اجتماعی میداند که یک فرد میتواند برای دسترسی به منابع کسانی که با آنها در ارتباط است، استفاده کند. وی معتقد است که شبکه تماسهای اجتماعی، بهخودیخود ایجاد نمیشود، بلکه همانند سرمایه انسانی یا فیزیکی، محصول استراتژهای کاربردی و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره زیست محیطی، محیط زیست، سرمایه اجتماعی، رفتارهای زیست محیطی Next Entries منابع مقاله درباره سرمایه اجتماعی، ساختار اجتماعی، عامل اجتماعی، جامعه مدنی