منابع مقاله درباره سازمان ملل متحد، مخاصمات مسلحانه، جوامع روستایی، تأمین اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

تعلیم‌دادند.23

2.2.1.سوء‌استفاده از کودکان سرباز
وقتی کودکان به خدمت گرفته می‌شوند، به‌همان روش بزرگسالان با آنها رفتار می‌شود، یعنی ابتدا با مراسم‌های معرفی که اغلب وحشیانه است، بسیاری با مراسم‌های حمایتی شروع کردند که مشکلات و خطر بزرگی را در‌پی داشت.24
یک شغل رایج برای کودکان که قرار است به‌عنوان باربر کار کنند، حمل بارها با وزن حداکثر 60 کیلوگرم می‌باشد که می‌تواند شامل هر چیزی از مهمات تا سربازهای زخمی باشد. آنهایی که نمی‌توانند این بارهای سنگین را حمل کنند، خطر کتک‌های وحشیانه و حتی اعدام را قبول می‌کنند. در واقع، کتک‌های استبدادی و سایر شکل‌های خشونت در سربازهای صفر عادی می‌باشد. از طرف دیگر، کودکانی که به عنوان رزمنده‌های «خوب» محسوب می‌شوند، پاداش‌هایی مانند غذای اضافی یا ارتقای درجه دریافت‌‌ می‌کنند و پسرها احتمالاً برای خدمات اجباری جنسی، دخترهایی را در اختیار دارند.
کودکان، همچنین کارهای روزمره خانگی و سایر وظایفشان را از جمله نگهبانی‌، وظیفه پیک‌ها را انجام دادن، دنبال میوه‌ها و غذاهای جنگلی گشتن و دزدیدن غذا را انجام می‌دهند. در حالی که بعضی از این نقش ها احتمالاً به نظر می رسد که کمتر از جنگ خطر دارد آنها می‌توانند همه کودکان را در یک منطقه با مشکوک جلوه دادن آنها به خطر بیندازند. در آمریکای لاتین، بعضی نیروهای دولتی کودکان جوان را در جوامع روستایی کشته‌اند به خاطر اینکه آنها متقاعد شده‌اند آنها جاسوس‌های شورشی بودند.
دخترها بسیاری از همان فعالیت‌ها را مانند پسربچه های سرباز انجام می‌دهند. در فیلیپین جبهه آزادی اسلامی مورو (MILF) دخترهایی از سن 10 تا 16 سال را برای شلیک کردن تفنگ‌های 16-M و آماده شدن برای جنگ آموزش می‌دهد. دخترها همچنین غذا آماده می‌کنند، به زخمی‌ها کمک می‌کنند و لباس‌ها را می‌شویند.25
هم دختران و هم پسران اغلب مجبور می‌شوند خدمات جنسی فراهم کنند. در نمونه‌ای از دخترهای دزدیده شده در نیروهای مسلح تقریباً همه‌ی دخترها به بردگی جنسی کشانده می‌شوند. اکثریت آنها به عفونت‌های ویروسی جنسی (STIs) 26و‌به‌طور فزاینده‌ای HIV مبتلا می‌شوند. دخترهای دزدیده شده به سن 10 سال، به‌عنوان برده‌های جنسی توسط فرمانده‌های شورشی نگه داشته شده‌اند. زمانی که فرمانده‌ها می‌میرند، دخترها طبق معمول برای تطهیر مراسم کنار گذاشته می‌شوند و سپس به شورشی دیگر داده می‌شوند. 27
اگرچه کودکان در آغاز برای حمایت کردن از مراسم‌ها منصوب می‌شوند اما آنها اغلب خودشان را در بحبوحه‌ی جنگ پیدا می‌کنند. در این موقع بی‌تجربگی آنها و فقدان آموزش، آنها را بی‌پناه می‌کند. در شرایط واقعی جنگ، کوچک‌ترین کودکان به‌ندرت متوجه خطراتی می‌شوند که با آن روبرو هستند. بعضی از فرمانده‌ها عمداً از شجاعت ظاهری کودکان سوء‌استفاده می‌کنند تا حدی که به آنها قبل‌از درگیری، الکل یا مواد‌مخدر می‌دهند.28
پیامد چنین خشونت‌هایی از نظر عاطفی نابود‌کننده می‌باشد. بسیاری از کودکان حتی بعد از اینکه آنها از خدمت مرخص می‌شدند با کابوس‌ها و توهم‌هایی که می‌تواند سال‌ها طول بکشد، شکنجه می‌شوند.29
3.1.خلع سلاح، مرخص کردن و استقرار مجدد
سه بعد اصلی برای بازسازی جوامع ویران شده توسط جنگ وجود دارد. برای اطمینان دادن به این‌که کودکان به‌طور قابل‌مشاهده‌ای در هر‌کدام از موارد زیر ظاهر می‌شوند، باید اقداماتی انجام شود:
• خلع سلاح: جمع‌آوری سلاح‌ها در داخل منطقه‌های درگیری و ذخیره‌سازی یا انتقال امن این سلاح‌ها.
• مرخص کردن: ثبت و آزادی رسمی رزمنده‌ها از مأموریت، در‌اختیار گذاشتن کم به‌منظور اینکه آنها نیازهای کنونی خودشان را برآورده کنند و دوباره به جوامع خودشان برگردانده شوند.
• پیوند دوباره: فرآیند کمک به رزمنده‌های قبلی که به زندگی غیرنظامی برگردند و هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اجتماعی خود را دوباره وفق دهند.
مذاکرات صلح باید شامل یک تعهد خاص برای خلع سلاح کردن، مرخص کردن و دوباره ادغام کردن کودکان به‌کار گرفته شده در جنگ باشد. توافق نامه صلح 1999 سیرالئون اگرچه ناقص بود اما اولین توافق‌نامه‌ای از این قبیل بود که نیازهای سربازهای بچه را شناسایی می‌کرد و برای مرخص کردن و متحد کردن دوباره آنها در زندگی اجتماعی برنامه‌ریزی می‌کرد.
یک نقطه عطف در تلاش‌ها برای بالا‌بردن مسئولیت برای خلع سلاح کردن‌، مرخص کردن و دوباره ادغام کردن سربازهای بچه در جامعه، گزارش 2000 فوریه دبیرکل مبنی بر نشر سازمان ملل متحد در خلع سلاح و مرخص کردن سربازهای کودک می‌باشد.30 ملاک‌های خاص آگاهی کودکان را برای برنامه‌های خلع سلاح، مرخص کردن و ادغام دوباره در داخل یک محیط حافظ صلح تنظیم می‌کند. آن همچنین تحویل حداقل 3ساله دارایی‌ها برای تأمین نیازهای طولانی مدت کودکان از جمله تحصیلات، آموزش شغلی و حمایت روانی را پیشنهاد می‌کند.
بیشتر از همه، تلاش‌ها باید روی اخراج کردن کودکان از جنگ در سریع‌ترین فرصت ممکن، حتی در غیاب یک توافق‌نامه‌ی صلح یا برنامه رسمی برای خلع سلاح، مرخص کردن و ادغام دوباره متمرکز شود. چنین اقدامات سریعی سابقه دارد. بین سال‌های 1996 و 1997 نیروهای شورشی FAA و UNITA با یکدیگر 5000 بچه را مرخص کردند. اما آنها علی‌رغم تعهد خلاف آن، دوباره شروع به سربازگیری کودکان کردند.31 فشار بین‌المللی و مذاکره با دولت‌ها و با افراد غیردولتی به تعهداتی در کلمبیا، جمهوری دموکراتیک کنگو، سیرالئون و سریلانکا منجر شد که به سوء‌استفاده از کودکان سرباز خاتمه می‌داد. در فوریه سال 2001 چنین مذاکراتی منجر به آزادی بیش از 2500 سرباز بچه توسط ارتش سودانی شد.
تصور می‌شود که در حدود 6000 سرباز بچه برای ارتش شورشی یا شبه‌نظامیان در کلمبیا جنگ می‌کنند.32 هر دو گروه‌های اصلی شورشی (FARC) و (ELN) مجبور شده‌اند که کودکان کوچک به سن 12 سال را به خدمت گیرند. 30 % از کل کودکانی که به خدمت گرفته می‌شوند، دختر هستند.
فرمانده کودکان را «زنگ‌های کوچک» می‌نامند زیرا آنها به‌عنوان یک سیستم هشدار‌دهنده اولیه یا «زنبورهای کوچک» انجام وظیفه می‌کنند به خاطر اینکه آنها نیش می‌زنند قبل از اینکه نیروهای دشمن بتواند آنها را پیدا کند.
شبه‌نظامیان شکل گرفته شده توسط ارتش یا مالکان برای جنگ با چریک‌ها از سربازهای بچه استفاده‌‌‌ می‌کنند که به اشکال مختلف به عنوان جاسوس، پیک‌ها و محافظ‌های انسانی به عنوان رزمنده انجام وظیفه می‌کنند.
در ژوئن 1999 نمایندگان مخصوص دبیرکل برای کودکان و مخاصمات مسلحانه با دولت و گروه‌های شورشی FARC در مورد یک توافق‌نامه مذاکره کردند تا از این طریق به سربازگیری کودکان کوچک‌تر از 15 سال خاتمه دهند. به‌هر‌حال، FARC سربازگیری کودکان زیر 15 سال را علی‌رغم اظهارات عمومی خلاف آن دوباره شروع کرد. در ماه‌می سال 2000، FARC دوباره رسماً اعلام کرد که کودکان کوچک‌تر از 15 سال مرخص و به خانه فرستاده می‌شوند اما آن تعهد هم محقق نشد. در‌حقیقت بسیاری از گزارش‌ها حاکی از این است که سربازگیری کودکان زیر 15 سال افزایش یافته است.
یک مانع اصلی برای مرخص‌کردن این کودکان سیستم قضائی کلمبیا می‌باشد‌که سربازهای بچه قبلی را جنایتکار قلمداد می‌کنند و آنها را بازداشت می‌کنند یعنی یک روندی که باز هم آنها را بیزار می‌کند و آنها را به عنوان بی‌خانمان قلمداد می‌کند.
در سال 1999 سازمان تأمین اجتماعی دولت، اولین کانون و مرکز آموزشی خود را برای سربازهای بچه قبلی افتتاح کرد آن به خطر تهدیدها علیه کودکان 19 ساله‌ای که تاکنون به خدمت رفتند مخفیانه نگه‌داشته‌شد.
1.3.1.خلع سلاح و مرخص کردن
کودکان باید به امتیاز مرخص‌کردن دسترسی داشته باشند، خواه سلاح‌هایی در تملک‌شان باشد خواه نباشد. این بیشتر از همه علیه منافع کودکان مخصوصاً دخترها عمل می‌کند زیرا فرماندهان شورشی سلاح‌های کودکان را قبل از آزادی‌شان می‌گرفتند و آنها را برای شرکت در فرآیند مرخص کردن، فاقد صلاحیت نشان می‌دادند.33
مرخص‌کردن کودکان نیازمند تفکیک فوری آنها از سربازهای بزرگسال می‌باشند. آنها باید نسبتاً دور از منطقه‌های جنگ منتقل شوند تا خطر دوباره مرخص کردن کاهش یابد. فقط 48 ساعت باید از زمان آزادی آنها سپری شود تا اینکه آنها به کنترل شخصی منتقل شوند.34 در طول این دوره به‌جز بعد‌از انتقال آنها به یک مکان مراقبت موقتی، کودکان باید خدمات ضروری مانند مراقبت‌های بهداشتی، حمایت مشاوره‌ای و روانی دریافت کنند. سربازهای بچه قبلی با معلولیت باید مراقبت‌های پزشکی- تخصصی دریافت کنند و به جاهایی ارجاع داده شود که مربوط به برنامه‌های آگاهی می‌باشد.35
مصاحبه‌ها باید به‌صورت جدی و محرمانه باشد و به‌زبان مادری بچه اجرا شود. کودکان باید کاملاً مطلع نگه داشته شوند و به‌طور مرتب مورد مشاوره قرار گیرند تا مطمئن شوند که نیازها و نگرانی‌هایشان مورد‌توجه قرار می‌گیرد. این به‌طور خاص در ارتباط با اتحاد مجدد و فرصت‌های شغلی و تحصیلی مهم‌‌‌‌ می‌باشد.
در‌صورت امکان، باید یک تعهد از نیروهای دولتی یا گروه‌های مسلح به‌دست آید تا اطمینان بدهد که کودکان در جنگ‌های مسلحانه دوباره سربازی‌گیری نخواهند شد. برای مثال در آنگولا، یک تعهد قانونی اطمینان می‌دهد که سربازهای بچه قبلی مجبور نخواهند شد خدمت سربازی را به‌عهده بگیرند وقتی آنها به سن قانونی سربازگیری می‌رسند.
تلاش‌های خاصی باید انجام شود تا تضمین کند که دخترها در همه‌ی ابعاد خلع‌سلاح، مرخص‌کردن و ادغام مجدد شامل می‌شوند. در بعضی از کشورها حداکثر تا 40% از سربازهای بچه، دخترها هستند36 و با وجود این در بسیاری از موارد، آنها هیچ حمایتی از برنامه‌های DD&R دریافت می‌کنند. برای مثال دختربچه های سرباز از برنامه‌های DD&R در سیرالئون محروم شدند به خاطر اینکه آنها به عنوان «وابسته» یا «اشخاص غیرنظامی» ثبت‌نام می‌شوند.37 در آنگولا حتی اگر دخترها هم در نبرد فعال و هم به‌عنوان نقش‌های حمایتی در گروه‌های مسلح شرکت می‌کردند، فرمانده‌ها آنها را به‌عنوان رزمنده‌های سابق برای برنامه‌های مرخص کردن معرفی نمی‌کردند.38
بسیاری از برنامه‌های مرخص‌کردن دقیقاً به‌علت طراحی ناقص، کمبود منابع یا شکست برای کنترل فرآیند با ترس و لرز جلو رفت. در آنگولا، اعضای UNITA به عنوان مترجم مورد استفاده قرار‌گرفتند و کودکان را از طریق فرآیند مرخص‌کردن همراهی کردند حتی آنها را مجبور کردند مدارکشان را باطل کنند. در لیبریا، به اندازه‌کافی، منابع برای پروسهDD & R وجود نداشت بدون هیچ محافظ و هیچ انتقالی تعداد زیادی از کودکان به‌سادگی از مراکز مرخص‌کردن، جدا شدند. بالاخره 90 % مفقود‌الاثر بودند و بسیاری از آنها قطعاً در ارتش‌های آواره ناپدید شدند. 39
در بعضی از موارد کودکان جوان در یک کشور مرخص شده‌اند فقط به‌منظور اینکه چند ‌ماه بعد به‌عنوان جنگجوی جنگ کشور دیگر، مانند مزدورها برگردند. 40
2.3.1. پیدا‌کردن مکانی در جامعه
رفتن به خانه کار آسانی نیست علی‌رغم اینکه بیشتر کودکانی که از جنگ بر‌می‌گردند، می‌خواهند دوباره به خانواده‌هایشان ملحق شوند. برای مثال در موزامبیک، بالای 90% از کودکان مصاحبه شده در پایگاه RENAMO این‌را به‌عنوان اولویت‌شان در‌نظر دارند.41 کودکانی که فرار می‌کنند یا از ارتش آزاد‌‌ می‌شوند اغلب به وطن باز می‌گردند تا خانواده‌های آواره و روستاهای متروکه خود را پیدا کنند. حتی اگر خانواده‌ها و جوامع پیدا شوند، آنها احتمالاً توسط جنگ ویران شده‌اند. بسیاری از کودکان هرگز خانواده‌هایشان را پیدا نمی‌کنند، به‌خاطر اینکه از‌هم پاشیده شده‌اند یا اینکه در درگیری غیرقابل شناسایی شده‌اند.
کودکانی که خانواده‌هایشان را گم کرده‌اند یا توسط جوامع‌شان رد شده‌اند احتمالاً به یک دوره‌ی موقت مراقبت‌های جایگزینی مانند تمهیدات خانواده و هم‌سالان نیاز دارند. وقتی چنین تمهیداتی کاملاً در جوامع ادغام می‌شوند آنها می‌توانند نسبت به مراقبت‌های سازمانی موفق‌تر باشند.
کودکانی که به‌طور موفقیت‌آمیزی به خانواده‌هایشان می‌پیوندند، معمولاً از برگشت آرام به زندگی امید کمی دارند،

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره نیروهای مسلح، ایدئولوژی، افغانستان، سازمان ملل متحد Next Entries منابع مقاله درباره پناهندگان، تجاوز جنسی، حقوق بین‌الملل، سازمان ملل متحد