منابع مقاله درباره سازمان ملل، عام و خاص، حقوق كودك، ادله جرم

دانلود پایان نامه ارشد

ن نيست. بنابراين، در چارچوب جرم‌شناسي پيشگيرانه، با عنايت به معيارهاي مختلف، پيشگيري را به 6 دسته تقسيم‏بندي كرده‏اند.
اين تقسيمات گاه به‌خاطر برداشت مضيق و گاه برداشت موسع از پيشگيري است كه بعضاً با يكديگر تداخل نيز دارند:

2-4-1- طبقه‌بندي اول: پيشگيري بر اساس معيار سن
1ـ قديمي‏ترين و شايد مهمترين پيشگيري، بر اساس سن مي‏باشد. البته علت اين تفكيك به‌خاطر اهميتي است كه سن در مطالعات جرم‌شناسي دارد. سن يك متغير ذاتي است كه در جرم‌شناسي به دوره‏هاي مختلف تقسيم شده است و تبعات آن مشخص گرديده است. از آنجا كه اطفال از لحاظ شخصيتي در حال شكل‏گيري بوده و استعداد جامعه‏پذيري دارند، براي جلوگيري از بروز رفتارهاي منحرفانه در آنها، لازم است اقدامات خاصي در نظر گرفته شود.
جالب اينكه سازمان ملل نيز در مجمع عمومي سال 1990، قطعنامه‏اي تحت عنوان اصول راهبردي ناظر به پيشگيري از بزهكاري اطفال و نوجوانان تصويب كرد. اين قطعنامه، به قواعد رياض1 نيز مشهور است. زيرا متن اين قطعنامه در يك كنفرانس بين‏المللي در رياض تصويب شد.
قواعد پكن است كه مربوط به آيين دادرسي اطفال مي‏باشد(مهرداد، 1381).
مسأله پيشگيري از جرايم اطفال، با توجه به طبيعت خاص آنها، مشمول اقدامات خاصي مي‏شود. بر اساس كنوانسيون حقوق كودك (1989) كه مجلس شوراي اسلامي در سال 1372 آن را به تصويب رساند، طفل به كسي گفته مي‏شود كه كمتر از 18 سال كمتر داشته باشد. در همان كنوانسيون ذكر شده است «مگر اينكه اين سن بر اساس شرايط مقرر توسط دولتها بطور ديگري تعيين شده باشد».
مجلس يك حق رزرو براي خود قائل شد با اين مضمون كه اين كنوانسيون مادامي كه مخالف موازين شرعي نباشد قابل اجراست.
در قانون آيين دادرسي كيفري مهر 1378 در فصل مربوط به جرايم اطفال قانونگذار قدمي برداشته است كه افراد زير 18 سال را مشمول دادرسي خاصي قرار داده است. هر چند بلوغ همان بلوغ شرعي است ليكن افراد زير 18 سال طبق قانون آد.ك در دادگاههاي عمومي خاص محاكمه مي‏شوند. در عمل شعبي كه به جرايم اطفال اختصاص داده شده، اين افراد را مشمول اقداماتي قرار مي‏دهند كه اطفال زير سن بلوغ را به آن اقدامات مي‏گمارند (مهرداد، 1381).
در همين طبقه‏بندي، پيشگيري عمومي را از پيشگيري اطفال جدا مي‏نمايند.

2-4-2- طبقه‌بندي دوم: پيشگيري عام و خاص
منظور از پيشگيري عام يك سلسله اقدامات است كه عليه عوامل جرم‌زا به كار مي‏رود. پيشگيري خاص شامل يك سلسله عوامل براي يك جرم خاص است.

2-4-3- طبقه‏بندي سوم: پيشگيري انفعالي و پيشگيري فعال
پيشگيري انفعالي در واقع نوعي هشدار و اخطار به جامعه براي جلوگيري از قرباني شدن و بزهديدگي است. هشدار به جامعه براي مصون‌سازي خود در مقابل جرم، يك فن و روش در جلوگيري از وقوع جرم است. بنابراين، اخطار در مورد جرم همراه با اقدامات عملي نيست، يعني از وقوع جرم جلوگيري نمي‌شود و فقط همين هشدار كفايت مي‏كند. در پيشگيري فعال جهت جلوگيري از وقوع جرم عملاً اقدامات مثبتي، را انجام مي‏شود. در سال 1963، در يكي از اجلاس پليس بين‏المللي، اين طبقه‏بندي مطرح شد. تفاوت ديگري كه بين اين دو نوع طبقه‏بندي وجود دارد، اين است كه در پيشگيري انفعالي به دادن هشدار كفايت مي‏كنند و اين هشدار ناظر به كساني است كه بالقوه استعداد قرباني شدن جرم را دارند و در واقع يك نوع اطلاع‌‌رساني به بزهديدگان جرم است و شايد بتوان گفت كه اين نوع پيشگيري، يك نوع پيشگيري از قرباني شدن جرم است2 در حالي‌كه در پيشگيري فعال اقدامات جامعه عملي مي‏گردد.

2-4-4- پيشگيري بر اساس الگوي پزشكي
براساس الگوي معمول در پزشكي كه به سطوح سه گانه پيشگيري نيز معروف است. اين مباحث براي نخستين بار در سال 1967 وارد بحث‏هاي جرم‌شناسي پيشگيرانه شد. اين الگو شامل پيشگيري اوليه، ثانويه و سوم است. پيشگيري اوليه شامل اقداماتي مي‏شود كه جهت‏گيري آن بر هم زدن اوضاع و احوال جرم‌زا در محيط فيزيكي و اجتماعي است. پيشگيري ثانويه يا سطح دوم، عبارتست از مداخله در حالت‌هاي خطرناك. مداخله در حالت‌هايي كه در آستانه وقوع جرم قرار دارد. غايت اين پيشگيري، تشخيص محل و وضعيتي است كه در فراهم كردن زمينه جرم نقش فعالي دارد. اين پيشگيري كه در آستانه ارتكاب جرم است، مربوط به حالتي است كه جرم در شرف وقوع است.
پيشگيري سطح سوم، تدابيري است كه براي مهار آثار انفجار، بحران و انفجار حالت خطرناك اعمال مي‌شوند، يعني زماني كه جرم محقق شده حالت خطرناك به حالت مجرميت تبديل شده است، فلذا اقداماتي در مقام جلوگيري از استمرار حالت مجرميت، به منظور خنثي كردن آثار آن بكار گرفته مي‏شود.
پيشگيري سطح اول و دوم، در جرم‌شناسي پيشگيرانه مطرح مي‏شود. در حالي‌كه پيشگيري سطح سوم مربوط به جرم‌شناسي باليني است. اين نوع پيشگيري‏ها در سازمان بهزيستي مورد توجه قرار گرفته و در اين سازمان مراكزي به‌نام مراكز مداخلة قبل از بحران و مراكز مداخله بعد از بحران. به عبارت ديگر، در اين سطوح سه‌گانه به نحوي كار مي‏شود.
در قالب سطوح سه‌گانه ما، انواع ديگر پيشگيري را نيز مي‏بينيم، يعني پيشگيري اوليه و ثانويه نوعي پيشگيري اجتماعي از جرم است. اصلاح نهادهاي اجتماعي، ايجاد ساختارهاي جديد اجتماعي، بهبود شرايط زندگي و زيستي افراد، همه در آنچه كه بعداً نام آن را پيشگيري اجتماعي خواهيم گذاشت، مورد توجه واقع مي‏شود.
پيشگيري سطح سوم، يعني جلوگيري از تكرار جرم، به پيشگيري از تكرار جرم بزرگ‌سالان و كودكان تقسيم مي‌شود.

2-4-5- طبقه پنجم: پيشگيري اجتماعي و پيشگيري وضعي
رايج‌ترين طبقه‌بندي از پيشگيري، پيشگيري اجتماعي و وضعي از جرم است. از نظر جرم‌شناسي، پيشگيري اجتماعي مبتني بر علّت‌شناسي جرم است. يعني پيشگيري اجتماعي از جرم، مستلزم قبول اين واقعيت است كه عوامل مختلفي در تكوين جرم نقش دارند. عوامل اجتماعي بايد اين عوامل جرم‌زا را خنثي كند. عوامل محيط اجتماعي عمومي و شخصي، نقش عمده‌اي در بزهكاري دارند. پيشگيري اجتماعي، يعني مداخله در محيط اجتماعي عمومي و شخصي. محيط اجتماعي عمومي مانند محيط‏هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي كه نسبت به همه مشترك است. محيط اجتماعي شخصي مانند محله، خانواده و …..
در پيشگيري وضعي (علي‌حسين، 1379) كه مبناي نظري آن در جرم‌شناسي، وضعيت ماقبل بزهكاري است، ما با فرآيند گذار از انديشه به عمل (acting out) مواجه هستيم و درصدد تغيير وضعيت مشرف بر جرم هستيم تا معادله جرم به ضرر مجرم شود. به عبارت ديگر، هدف اتخاذ اقداماتي است كه فرآيند گذار از انديشه به عمل را قطع كند.
پيشگيري اجتماعي مربوط به عوامل جرم‌زاست كه به دو گونه عمل مي‏شود: اول: شناسايي عوامل جرم‌زا، دوم: ساماندهي اقداماتي كه هدفشان كاناليزه كردن و هدايت آثار اين عوامل از طريق خنثي كردن و كنار زدن آنها مي‌باشد.
در پيشگيري وضعي انديشه اساسي اينست كه گذار به عمل مجرمانه نه فقط به انگيزه‏هاي مجرم بستگي دارد، بلكه به خصوصيات وضعي، شرايط موضعي، شرايط موجود در اوضاع و احوال قبل از جرم نيز بستگي دارد. هدف، چيره شدن به اوضاع قبل از جرم است كه فرد را در آستانه جرمي قرار داده است. به عبارت ديگر بهم زدن وضعيت ماقبل بزهكاري يا انجام تدابيري در آن وضعيت. اين اقدامات عبارتند از:
اول ـ تقليل وضعيت‌هاي ماقبل جرم
دوم ـ اعمال اقداماتي كه منجر به بالا رفتن هزينه كيفري جرم براي مجرم بشود، يعني مجرم از جرم خود سود نبرد.
در پيشگيري وضعي دو جهت‏گيري وجود دارد: 1ـ مداخله در وضعيت ماقبل جرم 2ـ ايمن‌سازي اهداف جرم، يعني اقداماتي كه از بزهديدگي افراد جلوگيري مي‏كند.
پيشگيري وضعي دو شكل دارد: 1ـ جلوگيري از مجرم شدن افراد از طريق اعمال اقداماتي به‌منظور جلوگيري از ارتكاب جرم، 2ـ پيشگيري از بزه‌ديدگي افراد از طريق مصون‌سازي اموال و جانشان.
در پيشگيري وضعي، از بزه‌ديده شناسي صحبت مي‏شود. بزه‌ديده، در شق دوم اين پيشگيري، خود عامل جرم‌زا است و يك فرد مظلوم و بيگناه نيست.

2-4-6- طبقه‏بندي ششم: پيشگيري دفاعي و پيشگيري رهايي‌بخش يا آزادي‌بخش
پيشگيري دفاعي يعني پيشگيري از جرم از طريق ايجاد رعب و عبرت و طرد مجرم. پيشگيري رهايي‌بخش اقداماتي است كه در جهت جذب و ادغام مجرم صورت مي‏گيرد. مجرم از تبعات جرم آزاد مي‏شود و به اين ترتيب، فرد از دنياي جرم جدا مي‌شود.
طبقه‏بندي ديگري نيز از پيشگيري ارائه شده است: پيشگيري دفاعي و پيشگيري تهاجمي.
در پيشگيري دفاعي، جامعه در مقابل يك مسأله و يك عامل و آثارش از نظر جرم، از خود دفاع مي‏كند و مي‏خواهد به آن عامل خاتمه دهد. اين نوع پيشگيري از اين زاويه مي‏تواند بعضي از پيشگيري‏هاي ماقبل خود را دربرگيرد.
پيشگيري تهاجمي، ناشي از ترس و وحشت از يك مسأله و يا وضعيت خاص نيست. بلكه بر اساس امكانات موجود و اعتمادي كه جامعه به اين امكانات و افراد دارد، نسبت به عوامل جرم‌زا اقدام مي‏كند. در واقع يك نوع اعتماد به نفس در جامعه وجود دارد.
پيشگيري دفاعي تا اندازه‏اي شبيه پيشگيري فعال و پيشگيري تهاجمي شبيه پيشگيري انفعالي است.

2-5- فايده و امكان پيشگيري
پيشگيري از بزهكاري به تولد جرم‌شناسي برمي‏گردد، خصوصاً به ديدگاه‌هاي انريكو فري. بر اساس ديدگاه‌هاي فري، پيشگيري از جرم همانقدر اهميت دارد كه سركوبي جرم، تا آنجا كه وي هم عرض‌هاي كيفر، جانشين‌ها و قائم‌مقام‌هاي كيفري را مطرح مي‏كرد. سركوبي صرف كافي نيست. بدين ترتيب، فري جمله معروف «پيشگيري بهتر از سركوبي است» را مطرح كرد.
امروزه حقوقدانان جزم‏گرا و نيز بعضي از دولت‌مردان انتقادهايي به پيشگيري مطرح كرده‌اند و معتقدند كه پيشگيري توجيه علمي ندارد. بحث اين است كه آيا اينها صحيح است يا خير؟
پيشگيري را در دو بحث مطرح مي‏كنيم: اول ـ آيا پيشگيري مفيد است يا خير؟ دوم ـ آيا در عمل پيشگيري ممكن است يا خير؟

2-6- اصول حاكم بر امكان پيشگيري
بر اساس پايه‏هاي عملي و تجربي، مي‏توان گفت كه شخصيت انسان‌ها قابل تغيير است و بنابراين، با مداخله محيط خارجي مي‏توانيم واكنش شخصيتي را تغيير دهيم. شخصيت مانند مومي است كه مي‏توان به آن شكل داد. قسمتي از شخصيت ما در خصوصيات ذاتي و قسمت ديگر در خصوصيات‌ا كتسابي قرار مي‏گيرد. اهميت تعليم و تربيت در خصوص اطفال و نوجوانان نمونه بارز تغييرپذيري شخصيت است. شخصيت افراد در جامعه و خانواده و مدرسه شكل مي‏گيرد. بزرگسالان قادرند در تماس با محيط اجتماعي شخصيت خود را تغيير دهند. بنابراين اصل اول، تغييرپذيري شخصيت افراد است و اصل دوم كه امكان پيشگيري را نشان مي‏دهد، اين است كه فضاهاي اجتماعي قابل تغيير هستند. رفتار ما همواره بر شرايط و زمينه3 تأثير مي‏گذارد. تأثر انسان از اين فضاها گاه اتفاقي و گاه عالمانه است.
اما اصل سوم در ساز و كار گذار از انديشه به عمل، ما شاهد كنش متقابل يا تعاملي ميان شخصيت فرد و وضعيت هستيم درواقع، اين تعامل شخصيت و وضعيت است كه به جرم تبديل مي‏شود. اگر در شخصيت تغيير ايجاد كنيم، تعامل تفاوت پيدا خواهد كرد. پس با توجه به اصل فوق ممكن است پيشگيري اتفاق بيفتد يا نيفتد. چون تعامل بين شخصيت و وضعيت يكي نيست.
حال با توجه به اين كه پيشگيري ممكن است، موانع اين پيشگيري چيست؟
با توجه به اصول فوق، نبايد تصور كرد كه پيشگيري بطور مطلق امكان دارد، بلكه برعكس، مطالعات ارزيابي كننده از اعمال روش‌هاي پيشگيرانه نشان مي‏دهد كه لااقل در مورد اين دلايل محدوديت‌هايي نيز وجود دارد.

2-7- محدوديت‌ها و موانع پيشگيري
مانع اول، مربوط به خود جرايم است. همه جرايم را نمي‌توان بطور مساوي و برابر از طريق پيشگيري و روش‌هاي مختلف پيشگيرانه در جرم‌شناسي كاهش داد. بعضي جرايم را صرفاً مي‌توان از طريق سركوبي و مجازات جلو ارتكاب‌شان را گرفت. جرايمي مثل تروريسم، آدم‌كشي يا قتل دسته جمعي، غالباً با مجازات شديد مي‏توان از وقوع آنها جلوگيري نمود.
برعكس، جرايمي وجود دارد كه با روش‌هاي پيشگيرانه مي‏توان جلو ارتكاب آنها را گرفت. اما با توجه به تنوع جرايم، پيشگيري‏ها به تنهايي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره جامعه مدرن، حقوق جزا Next Entries منابع مقاله درباره حقوق بشر، حقوق جزا