منابع مقاله درباره سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بشر، نیروهای مسلح

دانلود پایان نامه ارشد

همان طور که زمانی آن را تجربه کرده بودند. سربازهای بچه قبلی احتمالاً سال‌های زیادی را با گروه‌های مسلح سپری کرده‌اند و دور از خانواده‌هایشان بزرگ شده‌اند و از فرصت‌های عادی برای پیشرفت فیزیکی، عاطفی و عقلی محروم شده‌اند. یک سرباز 12 ساله خوشحال احتمالاً مانند یک سرباز 16 ساله پرخاشگر و عبوس به خانه بر‌می‌گردد.
در بهترین شرایط برگشت یک بچه به زندگی اجتماعی، یک جریان التیام‌بخش کُندی است که به یک شبکه حمایت از طرف والدین، معلم‌ها و سایر رهبران اجتماعی نیاز دارد برای کودکانی که سرباز بودند مخفی‌کردن احساسات محکم شرم و بی‌لیاقتی غیرعادی نمی‌باشد.‌ برای آنها طول می‌کشد تا اعتماد‌به‌نفس و تصور از خودشان را دوباره به‌دست آورند و امکان زندگی جدید را بپذیرند. ادغام دوباره باید به کودکان کمک کند تا زیربنای جدیدی را مبتنی بر توانایی‌های فردی‌شان ایجاد کنند. در مراقبت‌هایی که توسط یک پروژه در لیبریا برای کودکان به علت فجایعی که مرتکب شده بودند یا سوء‌استفاده‌های جنسی که متحمل شده و مطرود شده اند عرضه شد. در طول یک برنامه‌ هشت هفته‌ای فشرده، آنها در محیط‌های اجتماعی با هم سن و سال‌های خودشان دوباره پیوستند و راهنمایی‌هایی در رفتار، بهداشت و اعتماد‌به‌نفس دریافت کردند و به آنها آموزش‌های اصلی شغلی و تحصیلی داده‌شد.
فرآیند استقرار مجدد باید بخشش یا پاک‌کردن مراسم باشد تا به سربازهای بچه قبلی کمک کند. تأیید از جوامع‌شان را به‌دست آوردند و دوباره به خانواده‌هایشان بپیوندند. در همه موارد سربازهای بچه باید از مجازات، بازداشت استبدادی و سایر ملاک‌های تنبیهی محافظت شوند و از حمایت، طبق کنوانسیون حقوق کودکان برخوردار شوند. هر اقدام قضائی باید در موقعیت نوجوان و عدالت حیات‌بخش باشد به منظور اینکه آرزوهای اجتماعی، فیزیکی و روانی کودکان را تضمین کند.
یکی از بهترین روش‌ها برای کودکان به‌منظور به حالت عادی در‌آوردن زندگی‌شان و گسترش یک هویت غیرنظامی، آموزش تحصیلی و شغلی می‌باشد. با وجود این، آنها احتمالاً با موانع زیادی روبرو می‌شوند. از آنجایی که رزمنده‌های قبلی احتمال دارد که در تحصیل‌شان عقب بمانند، در کلاس‌هایی با کودکان کوچکتر قرار می‌گیرند اما حقارت کشمکش برای همراه بودن کودکان کوچک‌تر، رزمنده‌های سابق را از برگشتن به مدرسه دلسرد می‌کند و معلم‌ها و والدین احتمالاً برای به خدمت‌گرفتن سربازهای بچه مخالفت می‌کنند به خاطر اینکه آنها یک تأثیر خردکننده ای روی سایر کودکان می‌گذارند. در ابتدا، یک انتخاب کلاس‌های خاصی را برای سربازی بچه قبلی در‌نظر دارد که می‌توانند به‌تدریج در مدارس ثابت دوباره مستقر شوند.
نوجوانان، که اکثریت گسترده‌ی سربازهای کودک را تشکیل می‌دهند، به آموزش در مهارت‌های زندگی، کلاس‌های شغلی و آمادگی خاص برای استخدام نیاز خواهند داشت‌. این نه‌تنها آنها را نجات خواهد‌داد بلکه هم‌چنین می‌تواند پذیرش آنها در جامعه را آسان‌تر کند و برای آنها احساس ارزشمندی و هویت فراهم کند.
تغییر‌دادن کودکان سرباز قبلی به بچه معمولی به‌صورت باور‌نکردنی سخت می‌باشد. برای بسیاری از کودکان سخت است که از ایده‌های جدا‌شده که مبنی بر‌این است که خشونت یک روش قانونی برای دست یافتن به اهدافشان می‌باشد مخصوصاً وقتی آنها هنوز از شکست فقر و بی‌عدالتی رنج می‌برند. این چالش برای دولت‌ها و جامعه اجتماعی برقرار است که انرژی، ایده‌ها و تجربه جوانان را به‌سوی ایجاد جوامع آرام هدایت کند.
4.1.معیارهای قانونی برای متوقف‌کردن سوء‌استفاده از سربازان
در ماه‌می سال 2000، انجمن کل سازمان ملل متحد، یک پروتکل اختیاری برای مجلس در رابطه با نقش کودکان در جنگ تصویب کرد.42 پروتکل جدید حداقل سن برای سربازگیری اجباری را از 15 به 18 سال افزایش داده و تمام افراد زیر 18 سال را برای شرکت در جنگ ممنوع کرد اما اجرای آن برای گروه‌های ایالتی قطعی نبود.‌ اگرچه ایالات باید حداقل سن برای سربازگیری داوطلبانه را ایجاد کنند، اما تعیین نمی‌کند که سن 18 سال باشد. این یک قانون تبعیض را ایجاد می‌کرد که به دولت اجازه می‌داد که کوچکترها را داوطلبانه به خدمت بگیرند در نتیجه هدف پروتکل را تضعیف می‌کرد. بریتانیا وقتی که پروتکل اختیاری در سپتامبر 2000 را امضا کرد، امتیاز این نقطه‌ضعف را گرفت و به‌طور همزمان قصدش را برای وارد میدان کردن جوانان کمتر از 18 سال در جنگ در صورت نیاز نظامی یا ضرورت مشارکتشان اعلام کرد.
یک عملیات در چارچوب روشی می‌باشد که برای تشویق کردن ایالات، اقدام کردن فوری‌، تصویب کردن پروتکل اختیاری بدون هیچ قید‌و‌شرطی و مطابق با بند 3 پروتکل، ارائه دادن یک بیانیه اجباری در مورد قرار دادن سن 18 سال به‌عنوان حداقل سن قانونی برای سربازگیری داوطلبانه و ایجاد تغییرات لازم در قانون ملی‌شان، تنها یک ممنوعیت سنی کودکان را از مردان جنگ دور نگه ‌خواهد داشت. هر نقطه ضعفی که به کودکان کوچک‌تر از 18 سال اجازه می‌دهد تا در جنگ شرکت کنند، تأثیر پروتکل را تضعیف خواهد کرد.
در ژوئن سال 1999 سازمان کار بین‌المللی توافق 182 را تصویب کرد که حداقل سن سربازگیری اجباری کودکان را برای استفاده در جنگ اعلام می‌کند و کودکان را به عنوان «همه افراد زیر 18 سال» معرفی‌‌ می کند. همچنین کنوانسیون ILO خدمت وظیفه کودکان به‌عنوان یک شکل تحمل‌ناپذیری از کار کودکان را ثابت می‌کند و امکانات جدیدی مبنی بر حمایت فراهم می‌کند. توافق بزرگ دیگر در مورد کودکان سرباز، آئین‌نامه آفریقایی در‌مورد حقوق و آسایش کودکان می‌باشد. این اولین تعهدنامه منطقه‌ای برای ایجاد سن 18 سال به عنوان حداقل سن سربازگیری‌ها و شرکت در جنگ می‌باشد. آن در نوامبر 1999 به اجرا درآمد.
قانون روم که در دادگاه جنایی بین‌المللی ایجاد شد و به‌طرزی قاطع در جولای سال 1998 تصویب شد، نام نویسی‌کردن و به‌خدمت سربازی بردن کودکان در گروه‌ها یا نیروهای مسلح یا به شکلی دیگر، استفاده از آنها در عملیات را جرم جنگی بین‌المللی محسوب می‌کند، می‌باشد. اگرچه حداقل سن برای سربازگیری را 15 سال قرار می‌دهد اما با وجود این قانون روم اکنون در فرآیند تصویب، یک گام مهم به طرف اجرای قانون بین‌المللی برای ممنوع کردن حضور کودکان در عملیات‌ها برداشته‌است.
دبیرکل سازمان ملل متحد در یک گزارش اخیر برای شورای امنیت در مورد حمایت از غیرنظامی‌ها در جنگ، سن 18 سال را به‌عنوان حداقل سن، علی‌رغم سربازگیری نظامی و شرکت در عملیات‌ها پیشنهاد کرد و تأکید کرد که نیروهای مسلح از سربازگیری کودکان زیر 18 سال یا تهدید به مجازات‌های تعیین شده اجتناب کنند.
اینها تمام اقدامات مهم در راه پایان دادن به مشارکت کودکان در عملیات‌ها می‌باشد. با وجود این، معیارها و تدابیر بین‌المللی اخیر با تعریف کردن این بی‌رحمی به عنوان یک جرم جنگی آن‌چه را که همگان به‌طور غریزی می‌دانند را تأیید می‌کند. سوء‌استفاده از کودکان به‌عنوان سرباز به‌اندازه بخشودگی برای این سوء‌استفاده آشکار، غیرقابل‌قبول می‌باشد. پایان دادن به این بخشودگی که به واسطه‌ی آن کودکان به درگیری کشانده می‌شوند بسیار مهم می‌باشد. علی‌رغم این‌که معیارها و روش‌های بین‌المللی سوء‌استفاده از کودکان را در جنگ به‌عنوان یک جرم جنگی تعریف می‌کنند، هیچ عامل دولتی یا غیردولتی حتی با وجود گزارش‌های دقیق از افغانستان، آنگولا، کلمبیا، جمهوری دموکراتیک کنگو، لیبریا، سیرالئون، سریلانکا و اوگاندا و … مسئول قلمداد نمی‌شوند.
1.4.1.ایجاد اتفاق آرا
اقتباس پروتکل اختیاری، نتیجه تلاش گروهی دولت‌ها، آژانس‌های ملل متحد و گروه‌های طبقه اجتماعی بود. در ژوئن سال 1998 شش سازمان غیردولتی بین‌المللی، محافظ حقوق بشر، پیمان بین‌المللی نجات کودکان، خدمات پناهندگی و جسوئیت، وزارت کواکر سازمان ملل و اتحادیه بین‌المللی حماس برای پایان دادن به سوء‌استفاده از سربازهای بچه ائتلاف کردند. آنها متعاقباً توسط سایر سازمان‌های غیر‌دولتی (NGOs) به هم ملحق شدند و ائتلاف‌های ملی بیشتری در تقریباً 40 کشور شکل گرفته است. ائتلاف برای توقف‌کردن سوء‌استفاده از سربازهای بچه تحقیقات را هدایت می‌کند، کنفرانس‌های منطقه‌ای را سازماندهی می کند، عملیات آنها، حمایت‌ها و کار رسانه‌های گروهی را انجام می‌دهد و به تقویت شبکه‌های NGO کمک می‌کند. هدف اصلی اولین تصویب ممکن پروتکل انتخابی با اکثریت ایالت‌ها می‌باشد که یک ممنوعیت سنی هم برای سربازگیری قرار می‌دهند.
ابتکارات اجتماعی زیادی به‌منظور متوقف کردن استفاده از کودکان به‌عنوان سرباز وجود داشته است. برای مثال در السالوادور، گواتمالا، پاراگوئه، اقلیت گروه‌های قومی و مادران سربازهای بچه سازمان‌هایی را به منظور مجبور کردن مقامات برای آزادی کودکان تشکیل دادند. اخیراً، گروه‌های مشابه‌ای در اوگاندا شکل گرفته است. در بوروندی شبکه‌ای از والدین برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد سربازگیری کودکان با هم همکاری کردند.43
گزارش‌های ایالتی به‌منظور کنترل کردن موقعیت سربازهای بچه تنظیم شد و سازمان‌های منطقه‌ای حمایت‌شان را برای فعالیت‌هایی به‌منظور خاتمه‌دادن به استفاده از کودکان سرباز اعلام کردند. جوامع اقتصادی ایالت‌های غربی آفریقا (ECOWAS) در ماه مارس 1999 بیانیه‌ای توسط وزرای امور خارجه‌شان صادر کردند که به‌طور جدی، سربازگیری کودکان را در گروه‌های مسلح محکوم می‌کرد. بیانیه اجلاس سران سازمان‌های وحدت آفریقا (OAU) در جولای سال 1999 از تمام اعضای ایالت‌ها درخواست کرد که سربازگیری و استفاده از کودکان سرباز زیر‌18 سال را ممنوع کنند. بیانیه اجلاس سران سازمان ایالت آمریکا (OAS) در ژوئن سال 2000 از اعضای ایالت‌ها درخواست کرد که پروتکل اختیاری برای کنوانسیون حقوق کودکان را امضا و تصویب کنند که حداقل سن برای مشارکت کودکان در جنگ را بالا ببرد.
اما معیارهای مؤثرتری باید برای جلوگیری از سربازگیری کودکان در نظر گرفته شود. این معیارها شامل کنترل و اجرا کردن تعهدات قانونی به منظور جلوگیری از سربازگیری کودکان زیر 18 سال تا معرفی یا ایجاد سیستم‌های قابل‌اعتماد ثبت تولد مخصوصاً در میان کودکان آواره و کودکان گروه اقلیت و فراهم کردن فرصت‌های شغلی و تحصیلی برای افراد جوان می‌باشد. آموزش به افراد غیردولتی و نظامی در مورد مسئله حقوقی کودکان نیز می‌تواند مؤثر باشد.
در بعضی از جنگ‌های اخیر، کودکان خیلی زیاد به‌طور‌عمد به خدمت گرفته شده‌اند نه فقط به علت در‌دسترس بودن و ارزانی نسبی آنها، بلکه همچنین به‌علت اینکه آنها آمادگی این‌را دارند که به‌طور کامل برای استفاده در جنگ تعلیم داده شوند و بنابراین در مقایسه با بزرگسالان برای انجام فجایع مشتاق‌تر هستند.
جنگ‌ها میلیون‌ها نفر از افراد را از خانه‌هایشان بیرون راندند. 20 میلیون از این افراد کودکان هستند که از تدابیر امنیتی جوامع‌شان محروم شدند و در معرض خطرهای متعددی قرار گرفتند. در کل از هر 150 نفر از 40 میلیون نفر در روی زمین 1 نفر از خانه‌هایشان به‌علت جنگ نقض حقوق بشر فرار کرده است.44 افرادی که در داخل مرزهای ملی خودشان باقی می‌مانند یعنی- آواره داخلی45 – تقریباً دو‌سوم جمع را تشکیل می‌دهند در‌حالی‌که سایرین که از مرزها فرار می‌کنند، به عنوان پناهنده در نظر گرفته می‌شوند.46 اصطلاح مردم آواره به هر دو گروه اشاره دارد.
خانواده‌ها، خانه‌هایشان را از ترس مرگ یا شکنجه ترک می‌کنند. آنها دارایی، دوستان، خویشاوندان، محیط خانوادگی و شبکه‌های اجتماعی ایجاد شده را نبردند. اضطراب و احساس شکست آنها اجتناب ناپذیر می‌باشد. اگرچه تصمیم برای ترک معمولاً توسط بزرگسالان گرفته می‌شود باز هم کوچک‌ترین‌کودکان ‌می‌توانند بلاتکلیفی والدینشان را احساس کنند. خانواده‌هایی که در معرض خطر هر چیزی از تله و گلوله باران کردن به تیراندازهای کمین کرده و مین‌ها قرار دارند، اغلب مدت با مقدار آب و غذای کم، پیاده راه می‌روند. تحت چنین شرایطی کودکان دچار سوء‌تغذیه و مستعد بیماری می‌شوند. دختران در جنگ در خطر خاص سوء‌استفاده جنسی قرار دارند و هم پسرها و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره نیروهای مسلح، ایدئولوژی، افغانستان، سازمان ملل متحد Next Entries منابع مقاله درباره پناهندگان، تجاوز جنسی، حقوق بین‌الملل، سازمان ملل متحد