منابع مقاله درباره رفاه اجتماعی، ظرفیت پذیرش، کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران

دانلود پایان نامه ارشد

“مهمترین آسیب این هست که به این رشته توجه نمیشود و رشته در حاشیه قرار دارد”.
– “به شدت بدنه و بخش ستادی مراکز یا وزارتخانهها و سازمانهای رفاهی به لحاظ فکر تئوریک و نظری فقیر هستند”.
تعدادی از افراد مصاحبه شونده نیز اعتقاد داشتند که مرز بین مفاهیم مختلف رفاه اجتماعی در ایران مشخص نیست و خود مفهوم رفاه همچنان در هالهای از ابهام است و هنوز تعریف دقیق، جامع و حداقل استاندارد از این موضوع ارائه نشده است و در مورد معنا و مفهوم رفاه اجتماعی، تفکرات مختلف و متفاوتی وجود دارد. در واقع میتوان گفت هویت مشخصی برای رفاه اجتماعی وجود ندارد و اگر ما بپذیریم که شناخت مقدمهی عمل آگاهانه است، باید بدانیم که رسیدن به یک تعریف مشخص از واژگان و اصطلاحات نیز از مقدمات شناخت است.
– “بخش اجرایی و دولتی ما خیلی رفاه را نمیشناسد. نه نظریهها، نه مفاهیم، نه کاربرد و نه ضرورتش را نمی دانند و فکر میکنند رفاه یعنی رساندن کمک به محرومان و گرسنگان و … و کار برای آدمهای شکم سیر هم که ضرورتی ندارد”.
– “خود واژهی رفاه را شما اگر نگاه کنید در زبان فارسی خیلی معنی بریز و پاش و خوردن و کیف کردن و اینهاست در صورتی که رفاه اصلا این معنی را نمیدهد، رفاه یعنی تخصیص بهینهی منابع در امور اجتماعی، رفاه یعنی برنامهی عقلانی که منابع محدود را در بخش اجتماعی درست تخصیص کنیم، امور اجتماعی را با این منابع محدود ساماندهی کنیم”.
– “ما الان فرق بین حمایت اجتماعی، بیمه اجتماعی، تامین اجتماعی، سیاست اجتماعی و … را نمیدانیم. حتی منبعی وجود ندارد که مرزهای بین این مفاهیم را نشان دهد و بسنجد. هرکسی تعریف خودش را گفته است. دانشجو اصلا نمیداند کارهایی که بیمه انجام میدهد با کارهایی که بهزیستی انجام میدهد مرزشان چیست”.
– “در مورد معنا و مفهوم رفاه اجتماعی آنقدر تشتت آراء و تفکرات مختلفی وجود دارد که هنوز ما مثلا در یک واحد اجرایی و سیاستگذاری به این نتیجه نرسیدیم که رفاه جامعه را در چه سطحی باید پوشش دهیم و در چه سطحی باید ببینیم و آیا رفاه را به معنای عام کلمه ببینیم یا رفاه حداقلی و فقط در راستای کاهش فقر کوشش بکنیم یعنی نگاه حداقلی به موضوع داشته باشیم، میخواهم بگویم که این مسائلی هست که همچنان هست و در فضای اجرایی جامعه هم حل نشده. حالا در سطح دانشگاهی که دیگر فضا بازتر هم هست و خیلی راجع به این موضوعات صحبت میشود”.
– “مفهوم رفاه اجتماعی همچنان در هالهای از ابهام هست و هنوز تعریف دقیق و جامع و حداقل استاندارد از این موضوع ارائه نشده و هر کسی بسته به صلاحدید خودش و مقتضیات کاری که دارد انجام میدهد، برداشت خودش را خواهد داشت”.
خلاصهی مفاهیم و شواهد مربوط به مقولهی مذکور در جدول زیر آورده شده است.

جدول شماره ۴-۱) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله رفاه در ایران
مقوله
مفاهیم
شواهد
تکرار

رفاه در ایران

درک و تصور غلط از رفاه

نگاه سنتی و حمایتی به رفاه، نگاه حداقلی به رفاه، نگاه کمی به رفاه

13

جا نیفتادن علم رفاه در ایران
وارداتی بودن، بومی نشدن، نوپا بودن، ناشناخته ماندن، کم توجهی

14

تعاریف پروبلماتیک و مبهم از مفاهیم رفاهی

مشخص نبودن مرز بین مفاهیم، تعاریف شخصی، تشتت آراء و عقاید

11

۴-۲-۲ نامانوس بودن رشته رفاه اجتماعی در نظام آموزش عالی
از ترکیب شش مفهوم «جایگاه رشتهی رفاه در نظام آموزش عالی»، «پذیرش در کنکور»، «دانشجویان»، «برنامهریزی درسی و دروس ارائه شده»، «اساتید» و «تدریس» به مقولهی عمدهی «نامانوس بودن رشته رفاه اجتماعی در نظام آموزش عالی» رسیدیم. در ادامه، به هر کدام از این مفاهیم به طور جداگانه پرداخته میشود.
الف) جایگاه رشته رفاه در نظام آموزش عالی
یک مسئلهای که وجود دارد این است که مقطع کارشناسی این رشته با مقاطع ارشد و دکتری آن تناسب و همخوانی ندارد. در برخی دانشگاهها مقطع کارشناسی این رشته، تعاون و رفاه اجتماعی است که واحدهای درسی ارائه شده در آن حول مسائل تعاونی میچرخد و خیلی کم به رفاه پرداخته میشود. لذا دانشجویان وقتی در مقاطع بالاتر وارد رشتهی رفاه اجتماعی یا برنامهریزی رفاه اجتماعی میشوند آشنایی و آگاهی لازم را ندارند و در نتیجه نمیتوانند موفقیت لازم را به دست آورند. همچنین در این ارتباط، مصاحبه شوندگان اظهار داشتند که در نظام آموزشی به نوعی ابهام وجود دارد و هدف تدوین شدهای وجود ندارد که قرار است چه چیزی به جامعه تحویل داده شود، آیا قرار است با آموزش این رشته، کارشناس تحویل جامعه بدهیم یا پژوهشگر. در واقع برای راهاندازی رشته و به تبع آن راهاندازی مقاطع بالاتر آن نیازسنجی انجام نگرفته است.
– “مسئلهای که وجود دارد این است که مقطع کارشناسی این رشته یک چیز است و مقطع ارشد و دکتری آن یک چیز دیگر”.
– “یک مسئله کلان در ایران این است که کلا در نظام آموزش عالی ما مشخص نیست که چه چیزی قرار است تحویل جامعه بدهیم. تا زمانی که تکلیف مشخص نباشد سیلابسهای درسی، به هر شکل هم که باشد، وضعیت همینطور خواهد بود”.
– “اطلاع رسانی دقیق و کافی برای کسانی که به این رشته ورود پیدا میکنند وجود ندارد”.
همچنین یکی از مصاحبه شوندگان یک مشکل اساسی را “طی کردن روند تاسیس رشته به صورت برعکس” عنوان کرد و معتقد بود که اول باید پژوهش و مطالعه انجام شود و دانشجو تربیت کنیم و سپس ساختارها و دستگاههایی را ایجاد کنیم که فارغالتحصیلان این علم در آنجا مشغول شوند:
– “در غرب یک کار جالبی میکنند که ما در ایران درست برعکس آن کار را میکنیم، در غرب از پژوهش شروع میکنند یعنی میروند راجع به آن موضوع تحقیق و پژوهش میکنند و چند سال روی موضوع، به صورت علمی و نظری کار میکنند و بعد میآیند و آن را به آموزش تبدیل میکنند و رشته ایجاد میکنند. پس از ایجاد رشته، ساختارها و دستگاههای اجرایی را میسازند، ما درست برعکس این عمل میکنیم، ما آمدیم سال ۸۲-۸۳ وزارت رفاه را درست کردیم بعد رشته راه انداختیم بعد اکنون پژوهش هم که روی هوا مانده است. اصولا ما اگر میخواستیم وزارت رفاه یا برنامه ملی رفاه در ایران راه بندازیم باید اول میرفتیم تحقیق و پژوهش میکردیم، مطالعه میکردیم نظریه ها را میخوندیم بعد میآمدیم دانشجو تربیت میکردیم بعد میرفتیم وزارت میساختیم که اینها بروند آنجا مشغول شوند و برنامه بنویسند یعنی بعد از راه افتادن وزارت رفاه تازه ما یادمان افتاده که باید افراد را تربیت کنیم. اصلا یکی از دلایل منحل شدن وزارت رفاه همین بود چون کسی آنجا نبود و کسی اصلا این مسائل را نمیدانست”.
ب) پذیرش در کنکور
وجود امتحانهای ورودی یکنواخت به عنوان تنها راه ورود به آموزش عالی در همهی رشتهها، شیوهی چندان مناسبی نیست. به عقیدهی یکی از مصاحبه شوندگان، حذف مصاحبه از کنکور ارشد یک مسئله محسوب می شود و معتقد بود که مصاحبه این امکان را فراهم می کرد تا افرادی که واقعا مناسب هستند انتخاب شوند. دو نفر دیگر نیز معتقد بودند که منابعی که برای کنکور هست قابل اعتنا نیست و برای قبولی در کنکور، اگر فردی نظریه و روش را خوب مطالعه کند کافی هست و خیلی نیازی به خواندن منابع رفاه نیست.
– “نحوه پذیرش در کنکور و حذف مصاحبه از کنکور باعث شده است که از رشتههای مختلف و غیرمربوط وارد این رشته شوند”.
– “به نظر من باید در منابع کنکور ارشد و به ویژه دکتری تجدید نظر شود”.
ج) دانشجویان
این طبقهی مفهومی از چهار کد مفهومی استخراج شده است: توسعهی کمی، ضعف دانشجویان، درماندگی و ناآگاهی.
توسعه کمی
اکثر مصاحبه شوندگان توسعهی کمی را از جمله آسیبهای مهم این رشته برشمردند و اظهار داشتهاند که توسعهی کمی با وجود تعداد کم اساتید کیفیت را از رشته سلب میکند.
– “توسعهی کمی دانشجویان باعث شده که کیفیت تدریس پایین بیاید. فرض کنید یک استادی بخواهد تحقیق‌محور یا عملی کار کند وقتی ۶۰ نفر دانشجو در نیمه حضوری، ۴۰-۵۰ نفر در حضوری، با ۴ تا استاد و هیئت علمی در گروهی که لیسانس و فوق لیسانس و دکتری دارد، اینها عملا آن امکان کیفیت را از رشته سلب میکند. نمیتوان از تمامی این دانشجویان تحقیق خواست، همهی اینها را خواند، چک کرد و کیفیتش را دید، به خصوص در مورد دوره‌های نیمه حضوری که بیشتر از ۵ جلسه ندارد (که اینها هم تحقیق دارند و هم سمینار دارند). رسیدگی به تمامی این موارد کار دشواری می باشد”.
– “ظرفیت پذیرش به خصوص در دانشگاه علامه بدون هیچگونه نیازسنجی در حال افزایش است و این توسعهی کمی به رشته ضربه میزند”.
در واقع، مسئلهای که وجود دارد این است که ما این افزایش بیرویه را فقط در پذیرش دانشجو داشتهایم و در تعداد اساتید، امکانات و دیگر موارد تغییری حاصل نشده است و در نتیجه همراه با این افزایش کمی، با افت کیفیت مواجه بودهایم.
در نمودارهای زیر ظرفیت پذیرش و رشد کمی دانشجویان رشتههای رفاه اجتماعی در سه دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و علوم بهزیستی به تفکیک نشان داده شده است. نمودار شماره ۴-۴ نیز پذیرش کل دانشجویان را در رشتههای رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد در سه دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و علوم بهزیستی نشان میدهد.
نمودار شماره ۴-۱) ظرفیت پذیرش رشته برنامه ریزی رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی (۱۳۸۰-۱۳۹۲)

نمودار شماره ۴-۲) ظرفیت پذیرش رشته برنامه ریزی رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران (۱۳۸۰-۱۳۹۲)

نمودار شماره ۴-۳) ظرفیت پذیرش رشته مدیریت رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علوم بهزیستی (۱۳۸۰-۱۳۹۲)

نمودار شماره ۴-۴) ظرفیت پذیرش کل رشتههای رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد در سه دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و علوم بهزیستی(۱۳۸۰-۱۳۹۲)

جدول شماره ۴-۲) ظرفیت پذیرش کل رشتههای رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد در سه دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و علوم بهزیستی(۱۳۸۰-۱۳۹۲)
ردیف
سال تحصیلی
دانشگاه علامه طباطبایی
دانشگاه تهران
دانشگاه علوم بهزیستی
مجموع در سال
1
1380-1381
12
8

20
2
1381-1382
12
7

19
3
1382-1383
18
12

30
4
1383-1384
20
13
6
39
5
1384-1385
20
14
10
44
6
1385-1386
21
14
10
45
7
1386-1387
12
10
8
30
8
1387-1388
12
14
9
35
9
1388-1389
17
11
9
37
10
1389-1390
14
13
9
36
11
1390-1391
33
13
6
52
12
1391-1392
36
12
12
60
13
1392-1393
37
12
12
61

ضعف دانشجویان
دانشجویان رشتههای علوم انسانی به طور کلی و به ویژه علوم اجتماعی، از پایه ضعیف هستند و این مسئله در مقاطع بالاتر نیز برای آنها مشکلساز میشود. این مسئله در مورد رشتهی برنامهریزی رفاه اجتماعی به شکل نمایانتری خود را نشان میدهد و در اکثر مواقع دانشجویان ضعیف وارد این رشته میشوند.
– “دانشجویان ضعیف ما وارد این رشته ها میشوند، در صورتی که در کشورهای دیگر دانشجویان نخبه وارد رشته های علوم اجتماعی میشوند. یک مسئلهی دیگر در ارتباط با دانشجویان این است که بسیاری از دانشجویانی که وارد میشوند از رشته‌های مختلف و پیشزمینههای مختلف میآیند و خیلی محدودیت ندارد. در صورتی که بعد از قبولی وقتی وارد کلاسها میشوند با مشکل مواجه میشوند (در انجام تحقیق ها، امتحان ها، تحلیل وغیره) و اینها بیشتر برای امتحان تستی آمادگی دارند. البته این امر هم که دانشجویان از رشتههای غیرمرتبط میآیند در خصوص همهی رشتهها صادق است و در این رشته به طور محسوستری مشاهده میشود”.
– “زبان دانشجویان بسیار ضعیف می باشد و نمی توانند حداقل کتابهای خارجی را مطالعه کنند در صورتی که در تمام دنیا پیش شرط تحصیلات تکمیلی تسلط به یک زبان خارجی است”.
– “خیلی از دانشجوهان در ارائهی مطلب، در پایهی مطالب نظری و کاربرد ابزار تحلیل ناتوانند. از نظر ضریب هوشی هم میتوان گفت دانشجویان، متوسط و حتی متوسط رو به پایین هستند. بنابراین مشکل یادگیری هم وجود دارد که این هم باز به دانشجویان مربوط می شود. برخی ها واقعا

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره تحلیل محتوا، تحلیل داده، روش تحقیق، تحقیق کیفی Next Entries منابع مقاله درباره کیفیت تدریس، رفاه اجتماعی، علوم اجتماعی، آموزش عالی