منابع مقاله درباره رفاه اجتماعی، آموزش عالی، سیاست اجتماعی، اعتمادپذیری

دانلود پایان نامه ارشد

اعتبار باشد.از میان همهی این معیارها، هیچ کدام به اندازهی قابلیت اعتبار (روایی) مهم نیست و در عمل هم برای اکثر متفکران اعتبارپذیری تحقیق بیش از سایر معیارها دغدغهی فکری به همراه دارد (محمدی، ۱۳۹۰: ۱۴۴).برای افزایش قابلیت اعتبار در تحقیقات کیفی، یک روش خاص و از پیش تعیین شده وجود ندارد بلکه مجموعهای از عوامل میتواند به این امر کمک کند مانند: بررسی آگاهانهی ارزشهای فردی و تعصبات شخصی، دقت فراوان، شکاکیت نظری، استفاده از شاهد مثالهای زنده، ارائهی صادقانهی روش تجزیه و تحلیل و… . به هر حال، اگر کار دقیق، صادقانه و دارای توضیحات کافی باشد، مشکل چندانی در متقاعد کردن دیگران نخواهیم داشت (همان: ۱۴۹). بنابراین در تحقیقات کیفی بر خلاف تحقیقات کمی، روایی و پایایی بهطور مجزا مورد توجه قرار نمیگیرند، بلکه بهجای آنها اصطلاحاتی که در برگیرندهی هر دو مفهوم هستند از جمله: اعتبارپذیری، انتقالپذیری و اعتمادپذیری به کار میروند. لینکلن و گوبا نیز بر “مصاحبهی حضوری” به عنوان یک ابزار سنجش که میتواند اعتمادپذیری تحقیق کیفی را افزایش دهد، تاکید ورزیدهاند (خسروی، ۱۳۸۷: ۱۷۹).
در این تحقیق، کیفیت ضبط و مستندسازی دادهها محور اصلی افزایش پایایی دادهها قرار گرفت. برای افزایش اعتبار درونی نیز سعی شده است استنادات و نقل قولهای کافی در گزارش آورده شود. همچنین در پژوهش حاضر از مصاحبهی حضوری بهره گرفته شده است.
در ارتباط با تحلیل محتوای پایان نامهها نیز از آنجایی که مقولهها و دستورالعمل کدگذاری بر اساس ادبیات تخصصی انتخاب شده و همچنین نظر اساتید و صاحبنظران نیز مدنظر قرار گرفته است از طرف دیگر نمونهگیری نیز به صورت کل شماری میباشد، بنابراین از اعتبار درونی و برونی برخوردار میباشد.
۳-۸ مفاهیم اصلی تحقیق
ارزشیابی
اصطلاح ارزشیابی یا ارزیابی، به طور ساده، به تعیین ارزش برای هر چیزی یا داوری ارزشی کردن گفته میشود. با این حال تعریف جامعتری از ارزشیابی به شرح زیر میتوان به دست داد:
“ارزشیابی به یک فرایند نظامدار (سیستماتیک) برای جمعآوری، تحلیل، و تفسیر اطلاعات گفته میشود، به این منظور که تعیین شود آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافتهاند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی” (سیف، ۱۳۷۵: ۳۱).
آموزش
به طور کلی به رویکردی که هدف اصلی آن تغییر و یادگیری آدمی و تواناتر کردن فرد برای ایفای نقش کارآمدتر باشد، آموزش گفته میشود. آموزش نظری عبارت است از “آموزش افکار و دانش و درک بهتر جهان” و آموزش عملی عبارت است از “آموختن مهارتهای تخصصی و چگونگی انجام کارها به شکلی موثر و کارا” (تراب احمدی، ۱۳۸۹: ۵۰).
در اینجا منظور ما از تجربهی آموزش، تجربهی اساتید و دانشجویان حوزهی رفاه و همچنین مجریان این حوزه میباشد، بدین معنی که در این پژوهش، افراد مذکور ، تجربهی زیسته و آگاهیشان را از آموزش برنامهریزی رفاه اجتماعی تشریح میکنند.

آموزش عالی
منظور از آموزش عالی عبارت است از انواع آموزش (کلاسیک، فنی و حرفهای و دانشسرا) که در موسسات مربوط به دانشجویانی که معمولا حداقل دارای ۱۸ سال بوده و دورهی متوسطه را به پایان رساندهاند، ارائه میشود و پایان تحصیلات با گواهینامه یا درجهی دانشگاهی تضمین شده است (قاسمی، ۱۹۶۷: ۳۶). آموزش عالی شامل چهار مقطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری میباشد که در این پژوهش دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مدنظر میباشد.
رفاه اجتماعی
اصطلاح رفاه اجتماعی، بسیار قدیمی است اما، هم در محدودهی آکادمیک و هم در حوزهی اجتماعی، شناخت از رفاه محدود و اندک است. این اصطلاح از کلمهی قدیمی Farewell گرفته شده است که به معنی خوب بودن یا خوب شدن است و در معنی وسیعتر، حالتی از مناسب بودن است. رفاه اجتماعی سطوح مختلف دارد. این حالت میتواند هم در جنبههای فردی و هم جنبههای اجتماعی وجود داشته باشد و به عبارت دیگر میتواند برای افراد، خانوادهها، انجمنها، سازمانها و جوامع مطرح شود. سه جنبهی مهم، یعنی رفع مشکلات جامعه، برخورد با نیازها و ایجاد فرصتها، همه باهم ترکیب میشوند تا نیازهای اساسی جامعه را در برگیرند و به وضعیتی از بهبود و رفاه دست یابند. وقتی تمام این ابعاد تامین شد، خانواده، گروه و جامعه، از سطح رضایت بخش رفاه بهره میبرند (میجلی، ۱۳۷۶: ۴-۶).
رفاه اجتماعی عبارت از مجموعهی سازمان یافتهای از قوانین، مقررات، برنامهها و سیاستهایی است که در قالب موسسات رفاهی و نهادهای اجتماعی به منظور پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی انسان ارائه میشود تا زمینهی رشد و تعالی او را فراهم آورد (سمت، ۱۳۷۳؛ به نقل از زاهدی اصل، ۱۳۹۰: ۱۴).
سیاستگذاری اجتماعی
سیاستگذاری اجتماعی را میتوان به دو صورت تعریف کرد: نخست این که موضوعی علمی است که باید پژوهش و مطالعه شود. دوم این که سیاستها بر جهان “واقعی” تاثیر میگذارند و دولت، اقتصاد، و سازمانهای داوطلبی، هر کدام، سیاستهایی دارند که افراد و خانوادهها آن را تجربه میکنند. هدف سیاستگذاریهای اجتماعی، بهبود رفاه انسانی و نیز برآورده کردن نیازهای انسانی در باب آموزش، بهداشت، مسکن و تامین اجتماعی است (بلیک مور، ۱۳۸۹: ۳). منظور از سیاستگذاری اجتماعی در این پژوهش، تعریف اول از این مفهوم است (به عنوان رشتهای دانشگاهی و علمی).
سیاست اجتماعی هم به فعالیتهای سیاستگذاران در راستای ارتقای بهزیستی و هم به مطالعهی علمی و دانشگاهی این فعالیتها اطلاق میشود. این رشته از یک سو، یک رشتهی دانشگاهی مجزا با مباحث نظری و کانونهای توجه نظری خاص خود است و از سوی دیگر از سایر علوم همخانوادهی خود بهره گرفته و با آنها پیوند برقرار میکند (پیت الکاک، ۱۳۹۱: ۲۸).
به طور کل، سیاستگذاریهای اجتماعی به تنظیم سازگاری سیاستهای اقتصادی با محیط اجتماعی (اعم از امکانپذیری و واقعبینی سیاستها)، تنظیم پیامدهای اجتماعی و فرهنگی سیاستهای اقتصادی، (اعم از قابلیت قبول و مطلوب بودن نتایج سیاستهای اقتصادی در زمینهی نظام اجتماعی و فرهنگ جامعه، بر اساس اهداف، ابزارها و اولویتها) دربرنامههای توسعهی پایدار میپردازد (سعیدی، ۱۳۸۷: ۹۲).

۴-۱ مقدمه
در این تحقیق پس از انجام مصاحبهی عمیق و نیمه باز با ۲۵ نفر (شامل اساتید، دانشجویان دکتری، فارغالتحصیلان و مدیران اجرایی وزارت رفاه) و تحلیل دادههای پژوهش، با توجه به جملات و نکات کلیدی در مصاحبه برچسبهای مفهومی برای آنها انتخاب شد. پس از کدگذاری اولیه، کدها را با هم ترکیب نموده و کدهای مشابه را در طبقات انتزاعی به نام مقولات قرار دادیم که در نهایت نه مقولهی عمده استخراج شد که عبارتند از: “رفاه در ایران، رشته رفاه و نظام آموزش عالی، تولیدات علمی، فقدان گفتمان رفاهی، فاصله بین فضاهای اجرایی و آکادمیک( شکاف نظر و عمل)، فقر ارتباطات، کم رشدی اجتماع علمی، آشفتگی بازار کار، نیازهای رشته”. عنوانهای انتخابی عمدتا توسط خود پژوهشگر انتخاب شدهاند و سعی بر این بوده تا بیشترین ارتباط و همخوانی را با دادههایی که نمایانگر آن است داشته باشند. منشا مهم دیگر عنوانها، واژهها و عباراتی است که مصاحبه شوندگان در صحبتهای خود به کار بردهاند. به منظور روشن تر ساختن مقولات، در گام بعدی خصوصیات آنها بیان میشود. همچنین خلاصهای از مفاهیم و شواهد مربوط به هر مقوله در جداول جداگانهای آورده میشود.
۴-۲ توصیف مقوله ها با توجه به خصوصیات آن‌ها
۴-۲-۱ رفاه در ایران
اصولا مقولات رفاهی، اجتماعی متاثر از یک فرایند تاریخی است که این فرایند در عصر جدید، بخصوص طی یکصد سال گذشته، ابتدا در کشورهای غربی اتفاق افتاده، و پس از انقلاب صنعتی به صورت تدریجی در اثر شکلگیری صنعت و توسعهی مبادلات اقتصادی در سطوح بینالمللی و افزایش تولید ناخالص ملی کشورها، شکل گرفته است. در کشور ما این فرایند به صورت منسجم و تدریجی توسعه نیافته، بلکه یکباره به دلیل افزایش غیرمنتظرهی درآمدهای نفتی طی دهه هفتاد میلادی، در نزد سیاستگذاران و عموم مردم به نوعی یک تفکر رفاهی ایجاد شد که البته این تفکر یک طرز تلقی ناموزون و غیرطبیعی بوده که پس از انقلاب اسلامی و تا دوران حاضر نیز ادامه دارد. این بدان معنی است که فرایند رفاهی در ایران بدون شکلگیری ارزشهای اجتماعی و اقتصادی، رشد و توسعه یافته است که چنین فرایندی به نظر غیرطبیعی و نامتوازن میرسد.
در پژوهش حاضر از ترکیب سه مفهوم درک و تصور غلط از رفاه، جا نیفتادن علم رفاه در ایران و تعاریف پروبلماتیک و مبهم از مفاهیم رفاهی به مقولهی عمدهی رفاه در ایران دست یافتیم.
تعداد کثیری ازمصاحبه شوندگان معتقد بودند که از آنجایی که رشتهی رفاه در ایران رشتهای نوپاست و هنوز شکل وارداتی دارد، لذا ما هنوز نتوانستهایم روی مباحث مربوط به رفاه و سیاست اجتماعی در ایران متمرکز شویم و با توجه به ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، سیاسی و فرهنگی جامعهی خودمان، سیاست اجتماعی مناسبتر را برای جامعهی خود انتخاب کنیم و ضمن استفاده از مباحث و تئوریهای موجود در دنیا آنها را درونی و بومی کنیم. عدهای نیز اعتقادشان بر این بود که رفاه یکی از زیربناییترین مقولات است، در صورتی که در ایران، آن را جزو روبناها قلمداد کردهاند و اعتقاد بر این است که بعد از اینکه صنعت، اقتصاد و … درست شد در آخر نوبت به رفاه میرسد. همهی این مسائل باعث شده است که نگاه به رفاه غلط باشد. در ایران نگاه دولت به رفاه هنوز کمی، سنتی، حداقلی و حمایتی است و سازمانها و وزارتخانههای رفاهی دچار فقر تئوریک و نظری هستند.
سیاستگذاری اجتماعی از جمله مباحث تاثیرگذار در سرنوشت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و روانی هر جامعهای است، لذا باید به عنوان یکی از اهرمهای پیشرفت جامعه، توجه خاصی بدان مبذول داشت؛ ولی با این وجود، عدهای از مصاحبه شوندگان بی توجهی به این رشته و در حاشیه قرار گرفتن آن را از مهمترین آسیبهای رشته قلمداد کردند.
– “رشتهی رفاه اجتماعی هم مانند سایر رشتهها که از خارج وارد جامعهی ما شده شکل وارداتی دارد و مطالبی هم که وجود دارد باز هم وارداتی هست و ترجمه هست و ما یک راه طولانی را داریم تا بتوانیم این رشته را بومی کنیم و بتوانیم سرنخها و مفاهیم و شاخصهایی را از جامعهی خودمان بدست آوریم که روی آنها کار کنیم و مجموعهی اینها می تواند رشتهی رفاه را رشتهی رفاه بکند و ما میتوانیم از آن پاسخهایی برای جامعهی خودمان بگیریم”.
– “در ایران کسی را نمیشناسم که واقعا بداند رفاه چیست و فکر میکنند رفاه روبناییترین مقوله است. تا رفاه ذهنی، رفاه اقتصادی و رفاه سیاسی درست نشود امکان ندارد بقیهی روبناها درست شود. هیچکس به موضوعات رفاهی این چنین نگاه نمیکند”.
– “تا زمانی که نگاه به رفاه غلط است و تا زمانی که تصور میشود رفاه یعنی سیر خوردن و خوابیدن و غیره این مسائل درست نمیشود. نمیگویند که رفاه مقدمهی کار است و یکی از شاخصهای رفاهی کار است و برای کار، فرد باید رفاه و اوقات فراغت و غیره هم داشته باشد. ما یک دید سنتی به رفاه داریم و منظورمان همان رفاه زدگی، خوش گذرانی، مصرفگرایی و غیره است. این تفکر خیلی غالب است و خیلی متخصصین دعوت به کار نمیشوند”.
– “ما هنوز در آغازین قدمهای این فرایند هستیم و رفاه رشتهای نوپاست و کمتر میتواند مدعی حل مسائل باشد. اما یک چیزی که هست این است که هم به واسطهی جهانی شدن و هم مهمتر از آن و قبلتر از آن این که مسائلی که در اینجا وجود دارد، مسائل انسانی است و خیلی تفاوت بارز و برجستهای با کشورهای دیگر مانند سوئد یا غیره ندارد و بناراین ما میتوانیم بدین ترتیب از آن چیزی که در دنیا ارائه میشود به عنوان امهات یک رشتهی تحصیلی یا به عنوان یک شاخهای از دانش از آن بهره بگیریم و بعد آنها را درونی بکنیم و استفاده بکنیم”.
– “دولت نگاهش به رفاه کاملا نگاه حمایتی است که یک سری گروههای محروم را شناسایی و حمایتشان میکند و در قبال این حمایت غالبا دنبال مشروعیت سازی برای خودش است، صرفا حمایت میکند در قبال به دست آوردن مشروعیت و هیچ نگاه توانمندسازی ای ندارد”.

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره علوم اجتماعی، رفاه اجتماعی، آموزش علوم، مددکاری اجتماعی Next Entries منابع مقاله درباره رفاه اجتماعی، ظرفیت پذیرش، کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران