منابع مقاله درباره خودآگاهی، توسعه خود، رهبری اخلاقی، مدیریت آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

معنویت در مسایل بازرگانی
1999

فورچن
مباحثی درباره معنویت در محیط کار
1999

یوگا
ارتباط معنویت و شغل: آیا روح شما موجب بقای شغل شما می شود؟
1997

نشریه کسب و کار هاروارد
آیا تجارت عصر جدید پیامی برای مدیران دارد؟ راه هایی برای بکارگیری روح و روان در کارکنان در کار
1994

اخبار ایالات متحده و گزارش جهانی
معنویت آخرین شعار روز مشترک افراد می باشد
1999

هفته نامه کسب و کار
معنویت آهسته آهسته در سازمان رخنه می کند
1995
کتاب
گاردنر
کتابی با عنوان چارچوبهايمغز
1983

نشست آکادمی معنویت
73 عنوان کتاب را درباره معنویت در کسب و کار فهرست کرده است
1999

مجله پابلیشری ویکی
55 عنوان کتاب جدید درباره تجارت و معنویت معرفی کرده است
1997

بیشترین رشد کتاب مربوط به معنویت و دین بطور کامل بوده است
1990

زوهرومارشال
انتشار کتابی با عنوان “هوشمعنوي،هوشغایی”
2000
سمینارها و همایش ها
شرکت فورد موتور واتی اندتی
برنامه آموزشی سه روزه تحت عنوان خویشتن شناسی و شنود موثر
1998

گردهمایی اقتصادی جهانی در دادوس سویس
تحت عنوان ” تکیه گاه های معنوی برای هزاره جدید”
1999

شرکت فورد(15 نشست)
تحت عنوان ” ارزش های در حال افزایش سهامداران
1998

سمینار کونوانسیون ملی MBA
تحت عنوان عیسی در شلوار جین آبی
1999
اقدامات عملی
شرکت فورد موتور واتی اندتی
برنامه آموزش سه روزه تحت عنوان خویشتن شناسی و شنود موثر
1998

بانک چیس معفاتن
برنامه هایی برای جستجوی خویشتن خویش
1999

شرکت دونپت
برنامه هایی برای مشارکت جدید با رویکرد انسان شناختی
1999

تامز آو مین
ورود معنویت در کار و در نتیجه آن بصیرت و هیجان در محیط کار
1999

گرین لیف
ایجاد جنبش رهبری خدمت گذار و رابطه آن با معنویت
1999

فاروق مدیر ارشد اجرایی
تاثیر قرآن در تصمیم گیری های بازرگانی خویش
1999

برخی مدیران اجرایی
تاثیر آیین سیک بر مدیریت شرکت خویش
1999

در رابطه با پیشینه تحقیقات انجام شده پیرامون رهبری موثق در خارج از کشور نیز باید گفت رهبری موثق که به تازگی در ادبیات رهبری وارد شده است برای اولین بار در سال 1990 در رشته جامعه شناسی و آموزش و پرورش مطرح گردید و با توجه به موقعیت خود بعنوان یک مفهوم نوظهور توجه بسیاری را از سوی جامعه مطالعات رهبری( مجلات دانشگاهی، فصلنامه رهبری مجله مطالعات مدیریت و مجله مدیریت اروپا) طلب نمود و توسعه چارچوب اصلی کار توسط موسسه رهبری تقبل گردید. بسیاری از محققان در بررسی های خود پیرامون رهبری موثق به تعریف این سازه پرداخته اند که در زیر به مواردی از آنها اشاره می گردد:
یکی از نخستین دیدگاه ها درباره این سبک از رهبری توسط باس و استیمر در سال 1999مطرح شده است و معتقد است که رهبری موثق ادامه مفهوم رهبری متحول شده است. به وبژه اینکه:” رهبران زمانی بصورت قابل اعتماد گونه ای متحول می شوند که میزان آگاهی آنها از اینکه چه چیزی درست، خوب، مهم و زیبا است، افزایش یابد، زمانی که با رفع نیازهای پیروان به کامیابی و خودشکوفایی آنها کمک کنند، زمانی که در پیروان بلوغ معنوی والاتری را پرورش می دهند و زمانی که آنها پیروان را به آن سوی علایقشان که برای گروه، سازمان و یا جامعه شان مفید است سوق می دهند(نیدر و چریشیم، 2011: 1146).
بگلی70 در سال 2001 رهبری موثق را اینگونه تعریف می کند: رهبری موثق بعنوان استعاره ای برای اثربخشی حرفه ای، اخلاقی و وروشهای موثر و آگاهانه در مدیریت آموزشی می باشد این نوع رهبری مبتنی بر دانش و آگاهی از ارزشها و اجرای ماهرانه آنها می باشد.
لوتانز و آویلو(2003) می گویند رهبری موثق در سازمان فرایندی است که از هر دو ظرفیت های روانشناختی مثبت و یک زمینه بسیار توسعه یافته سازمانی استخراج می گردد که در نتیجه منجر به خودآگاهی بالاتر و رفتارهای مثبت و خودتنظیم در رهبران و همکاران می گردد. رهبر موثق فردی با اعتماد به نفس، امیدوار، انعطاف پذیر، شفاف، اخلاقی و آینده گرا می باشد و توسعه پیروان را در توسعه خود می بیند. این رهبران بجای بکارگیری جبر و زور و حتی ترغیب منطقی آنها، ترجیح می دهند از طریق ارزشها، عقاید و رفتارهایی که از خود بروز می دهند به توسعه پیروان بپردازند.
آولیو، لوتانز و همکاران در سال 2004 بیان می کنند که رهبران موثق افرادی هستند که به درستی خود را می شناسند؛ چگونه فکر می کنند، به چه فکر می کنند، دیگران چگونه آنها را می بینند و چقدر نسبت به ارزشها و دیدگاه های اخلاقی، نقاط قوت و زمینه هایی که آنها به فعالیت می پردازند آگاه هستند.
جرج و سیمس71 در سال 2007 اینگونه رهبری موثق را تعریف می کنند؛ رهبران موثق افرادی هستند که با خودشان و عقایدشان صادق می باشند، آنها اعتماد را ایجاد می کنند و به بهبود توسعه روابط صحیح و واقعی با دیگران می پردازند. بدین ترتیب با برقراری اعتماد متقابل، آنها می توانند پیروان را برای سطوح بالای عملکرد ترغیب کنند. آنها بجای اینکه اجازه دهند انتظارات دیگران نشان دهنده راه آنها باشد خود آماده حرکت در مسیر اهداف تعیین شده از سوی خود می باشند. چنین رهبرانی از آنهایی که به دنبال بهبود پیروان خود می باشند بیشتر از آنکه در پی موقعیتهای مشخص و شناخته شدن خود باشند، نگران خدمت کردن به دیگران هستند.
والومبا و همکاران(2008) بیان می کنند که رهبر ی موثق بعنوان یک الگوی رفتاری از ظرفیتهای روانشناختی مثبت و جو اخلاقی مثبت سازمانی منتج می گردد و موجبات پرورش خودآگاهی، جنبه های اخلاقی درونی، پردازش متعادل اطلاعات و شفافیت روابط را در کار با پیروان فراهم می سازد(کاهه، 1391: 18-20).
همانطور که ملاحظه کردید نویسندگان بطور کامل بر روی یک تعریف واحد دارای اجماع و توافق همگانی نمی باشند. اما می توان 3 موضوع زیربنایی را در تعاریف ارائه شده از محققان استخراج کرد. یکی از این موضوعات خود راستین می باشد که در سراسر ادبیات یکی اصالت به چشم می خورد و پس از آن، بسیاری از نویسندگان خودآگاهی را بعنوان یک جزء کلیدی از اصالت بیان کرده اند. در نهایت ادبیات رهبری موثق به شدت با اخلاق پیوند خورده است. در حقیقت آولیو و گاردنر در سال 2005، با توجه به این 3 موضوع کلیدی، رهبری موثق را ریشه تمام اشکال مثبت جدید رهبری مانند رهبری تحول آفرین، فرهمند، خدمتگزار و رهبری معنوی می دانند. همچنین این سه موضوع کلیدی، ویژگی اصلی رهبری موثق یعنی اظهار خودراستین را آشکار می سازند و بیان می شود که رهبر باید به ماهیت و ذات خود آگاه باشد تا بتواند آنرا بطور موثق ابراز نماید. بنابراین رهبری موثق یک حرکت هنجاری به سمت به سمت فضیلتهای اخلاقی می باشد. با توسعه پژوهشها در خصوص نظریه پردازی موثق، محققان دریافتند دسته ای از رهبران در حقیقت چهار نوع رفتار کلیدی را از خود بروز می دهند که شامل پردازش متعادل، جنبه های اخلاقی، شفافیت در روابط و خودآگاهی می باشند(کاهه، 1391: 20).
از نظر باس و استیدمیر، رهبران تحول آفرین موثق 4 جنبه اصلی از رهبری تحول افرینی اصلی که عبارتند از؛ تاثیرگذاری ایده آل، تحرک معنوی، انگیزش معنوی و ملاحظه فردی را ایفا می کنند.یک رهبر تحول آفرین موثق ضرورتاً یک عامل معنوی است، کسی که می تواند پیروانش را به انجام کارهای شریف ، عادلانه و درست مجبور کند(باس و استیدمیلر72، 1999).
هرچند که باس و استیدلمیر در سال 1999 اعلام کردند که موثق بودن همانند مفهوم رهبری تحول آفرین است ولی حالا با بسط این مفهوم اینگونه برداشت می شود که رهبری موثق یک ” مفهوم ریشه ای” است که زیربنای جنبه های مثبت تئوری های رهبری کاریزماتیک، تحول آفرین، معنویت و رهبری اخلاقی را تشکیل می دهد( Ilies, Morgeson, Nahrgang, 2005). برای مثال لوتانز و آولیو در سال 2003 بیان می کنند که رهبر موثق رهبریست مطمئن، امیدوار، خوش بین، منعطف، اخلاقی/ معنوی، نظر به آینده داشته و به پیشرفت همکارانش تا مرحله رهبر شدن اهمیت می دهد و رهبر موثق بودن شایسته ی اوست( نیدر و چریشیم، 2011؛ 1146).
بسیاری از خوانندگان کتاب ” رهبری موثق” نوشته بیل جرج، از جمله چندین مدیر عامل اظهار داشتند:
خیلی تمایل دارند رهبری موثق شوند و می خواستند بدانند برای اینکار چه باید بکنند. در نتیجه، تیم تحقیقاتی ما درصدد پاسخ به این سوال برآمد که ” افراد چگونه می توانند رهبر موثق باقی بمانند؟” ما با 125 رهبر مصاحبه کردیم تا ببینیم قابلیت های رهبری خود را چگونه بدست آورده اند. این مصاحبه ها تشکیل دهنده بزرگترین مطالعه رهبری هستند که تاکنون به انجام رسیده است. مصاحبه شوندگان آزادانه و با صداقت بیان کردند چگونه متوجه قدرت های خود شده اند و با صمیمیت درباره داستان زندگی، مبارزات شخصی، ناکامی ها و پیروزی های خود سخن گفتند.
افرادی که با آنها صحبت کردیم، از نظر سنی بین 23 و 93 سال بودند و در هر سنی دست کم پانزده نفر حضور داشتند، اینها براساس شهرتی که از جهت رهبری موثق و موثر داشتند و نیز بر مبنای شناخت خود ما از آنها انتخاب شده بودند. هم چنین، توصیه های رهبران دیگر و استادان دانشگاه را نیز گرفتیم. گروه حاصل، شامل مردان و زنانی شد که از نظرنژادی، مذهبی، طبقه اجتماعی اقتصادی و ملیت، طیف وسیعی را در بر می گرفتند. نیمی از آنها مدیر عامل بودند و نیم دیگر، گستره متنوعی از رهبران سازمانهای انتفاعی و غیر انتفاعی، رهبران میان سال و رهبران جوان و تازه کار را تشکیل می دادند.
تیم ما پس از تجزیه و تحلیل سه هزار صفحه متن مصاحبه، با کمال تعجب متوجه شد این افراد مشخصات، صفات، مهارتها یا شیوه های یکسانی را بعنوان دلیل موفقیت به خود بیان نکرده اند. بلکه رهبری آنها حاصل داستان زندگی خود را بگونه ای بازسازی می کردند که بفهمند براستی کیستند( جرج و همکارانش، 2007؛ 91).
علاقه شدیدی هم در محققین و هم در کاربران نسبت به سبکی از رهبری که ” رهبری موثق” نامیده می شود ایجاد شده است. بنیانگذاران این سبک معتقدند که در حال حاضر یک رویکرد اخلاقی در رهبری بوجود آمده است و شرکتهای ورشکسته ای همانند Worldcom, Enror و Arthur Andersen نیز شواهدی بر این امر هستند. آنها معتقدند که تنزل در رهبری اخلاقی باانضمام چالش های اجتماعی نظیر تروریسم و مدافعان محیط زیست ضرورت رهبری که هم موثق است و هم مطمئن (Positive) را ایجاب می کند( سکتون، 2007؛3).
تلاشهای فزاینده ای بمنظور ایجاد تکنیک هایی برای خلق و سنجش AL صورت گرفته است در حالی که هنوز برای این سوال که ” چه چیز باعث موثق بودن یک انسان می شود” پاسخی یافت نشده است(الجرا، 2012: 118-119).
جدول(18-2) تعارف ارائه شده از رهبری موثق
محقق و سال تحقیق
تعریف ارائه شده از رهبری موثق
بگلی در سال 2001
رهبری موثق بعنوان استعاره ای برای اثربخشی حرفه ای، اخلاقی، و روشهای موثر و آگاهانه در مدیریت آموزشی می باشد، این نوع رهبری مبتنی بر دانش و آگاهی از ارزشها ماهرانه آنها می باشد.
جرج در سال 2003
رهبری موثق با توسعه خود آغاز می شود زیرا آنها می دانند برای تبدیل شدن به رهبری همیشگی و ماندگار باید ابتدا به رشد شخصی پرداخت. بدین ترتیب رهبری موثق با استفاده از توانایی های طبیعی و تشخیص کاستی ها و تلاش در جهت غلبه بر آنها اقدام می کند و پیروان را به کمک اهداف و ارزشها هدایت می کند. همچنین آنها به ایجاد روابط پایدار با پیروان مبادرت می ورزند.
لوتانز و آویلو در سال 2003
رهبری موثق در سازمان فرایندی است که از هر دو ظرفیت های روانشناختی مثبت و یک زمینه بسیار توسعه یافته سازمانی استخراج می گردد که در نتیجه منجر به خودآگاهی بالاتر و رفتارهای مثبت و خودتنظیم در رهبران و همکاران می گردد. رهبر موثق فردی با اعتماد به نفس، امیدوار، انعطاف پذیر، شفاف، اخلاقی و آینده گرا می باشد و توسعه پیروان را در توسعه خود می بیند. این رهبران بجای بکارگیری جبر و زور و حتی ترغیب منطقی آنها، ترجیح می دهند از طریق ارزشها، عقاید و رفتارهایی که از خود بروز می دهند به توسعه پیروان

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره معنویت در محیط کار، هیات مدیره، روانشناسی، هوش معنوی Next Entries منابع مقاله درباره هوش معنوی، رهبری تحول آفرین، هوش هیجانی، هویت سازمانی