منابع مقاله درباره جبران خسارت، حل و فصل اختلافات، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

اوليه اجراي ميانجي گري بسيار ساده بود. مارک يانتزي خاطر نشان مي کند “ما به درب خانه ها مي رفتيم. دو جوان در مي زدند و ما آنچه را که بيان مي شد يادداشت مي کرديم.”
در نتيجه اين موفقيت جنبشي در کانادا به وجود آمد، جنبشي که در سالهاي 1977-1978 در “الکهارت” (اينديانا، آمريکا) نيز مورد استقبال قرار گرفت و در اندک مدتي در نقاط مختلف جهان توسعه يافت.”25
فرآيند ميانجي گري معمولا ًاز طريق ارجاع پرونده از طرف قاضي، مأمور تعليق مراقبتي، وکلاي بزه ديدگان، دادستان و مأموران اجراي قانون در مشورهاي مختلف آغاز مي شود. در برخي برنامه ها، در راستاي اجراي برنامه قضازدايي، پرونده از طرف مقام تعقيب به برنامه ميانجي گري احاله مي شود. در برخي ديگر از برنامه ها، احاله تنها زماني صورت مي گيرد که در ابتدا بزهکاري و مسئوليت متهم در دادگاه احراز شده باشد. در اين صورت ميانجي گري شرط تعليق مجازات يا هر تصميم قضايي مساعد به حال متهم، به شرط پذيرش بزه ديده جهت مشارکت در فرآيند اجري آن است.
بدون ترديد يکي از مهمترين اصول ميانجي گري تأمين امنيت بزه ديدگان است. تحمل بزه، تجريه ناخوشايند و هولناکي است که بزه ديدگان را در معرض احساس تهديد و ناامني مستمر قرار داده، زيانهاي روحي و رواني جبران ناپذيري را براي آنها به دنبال مي آورد و به همين دليل ميانجي گران بايد به صورت چهره به چهره يا تلفني با بزه ديده ارتباط داشته باشند و از هر وسيله اي براي جلوگيري از بزه ديدگي مجدد و مضاعف وي استفاده کنند. حتي به عقيده برخي از محققان ميانجي گري در هر مرحله از اجراي برنامه ميانجي گري بايد از خود بپرسند که آيا اين اقدام منجر به تهديد و تخريب روحي بيشتر بزه ديده نشده است؟ در صورتي که بزه ديده احساس ناامني و تهديد کند، ميانجي گران موظف به تأمين امنيت وي از هر طريق ممکن مي باشند. حتي محل برگزاري جلسات ميانجي گري نيز بايد به ترتيبي باشد که بزه ديدگان احساس ناامني بيشتر نکنند. گفتني است که اصولاً بزه ديدگان تمايل دارند آنچه در جلسات ميانجي گري بيان مي شود به عنوان اسناد معتبر تلقي شده، قابل استناد باشد. در اين صورت ميانجي گري بايد نسبت به يادداشت اطلاعات مبادله شده در جلسات اقدام نمايند.
رعايت حق انتخاب بزه ديده يکي ديگر از اصول ميانجي گري است. در نتيجه وقوع جرم، احساس آسيب پذيري، عدم توانايي و فقدان قدرت بزه ديدگان را فرا مي گيرد. به همين دليل در ابتداي تحمل بزه و تا مدتي چند، بزه ديدگان کنترل و مهار زندگي و امور خويش را از دست مي دهند و قادر به مديريت امور خويش به روال سابق نيستند “تجديد قوا” يا بازتواني بزه ديدگان به اين معناست که آنها بار ديگر بتوانند اوضاع را به حالت سابق برگردانند و با اعتماد به نفس نقش خود را در جامعه و خانواده بازيابند. وظيفه مجريان برنامه ميانجي گري راائه اطلاعات و حمايت هاي لازم به بزه ديده و کمک به وي در اتخاذ تصميمات مفيد و مناسب است.
يکي ديگر از نکات مهم در اجراي برنامه هاي ميانجي گري استفاده از زبان و ادبيات متناسب با اهداف و اصول عدالت ترميمي است. ميانجي گران بايد در استفاده از زبان و ادبيات دقت کافي به عمل آورند. برخي عبارات و کلمات ممکن است موجب ايجاد سوءظن و يا انتظار و اميد بيهوده شوند. براي مثال با توجه به نقش بي طرفي ميانجي گر، وي نمي تواند خطاب به بزه ديده يا بزهکار بگويد “شما بايد …”.
در چنين وضعيتي، ممکن است بزه ديده نوعي فشار و الزام ناموجه را احساس کند و بي طرفي ميانجي مورد ترديد قرار گيرد. وظيفه ميانجي آن است که اطلاعات لازم در اختيار طرفيت قرار داده، آنها را به اتخاذ تصميم سازند، تشويق کند. ميانجي گري همچنين بايد از استعمال الفاظي همانند “بخشش” يا “آشتي و توافق” خوددري نمايند و بزه ديده را در وضعيت اخلاقي و روحي خاصي که مجبور به اتخاذ تصميم مساعد به حال بزهکار شود قرار ندهند. همچنين ميانجي گري نبايد با عباراتي همانند “همه کارها درست خواهد شد”، “شما کاملاً به حقتان مي رسيد” و غيره انتظار فوق العاده اي را در بزه ديده ايجاد کنند.
از ديگر نکات مهم، ملاقات ميانجي گري با بزهکار قبل از آغاز برنامه ميانجي گري است. براي اين منظور ضروري است ميانجي ابتدا با بزهکار و سپس با بزه ديده ملاقات نمايد. در صورتي که ميانجي آغاز برنامه را با بزه ديده شروع و موافقت وي را جهت ملاقات با بزهکار اخذ نمايد، ليکن بزهکار مايل به ميانجي گري نباشد، نوعي بزه ديدگي مجدد در بزه ديده ايجاد مي گردد در ملاقات ميانجي با بزهکار، ميانجي بايد توضيح دهد که بزهکار هيچ اجباري به مشارکت در ميانجي گري ندارد. اجبار بزهکار به مشارکت نه تنها ممکن است منجر به حصول توافق و آشتي نگردد بلکه حتي ممکن است آثار منفي ديگري را در پي داشته باشد و موجب عميق تر شدن اختلافات طرفين شود.
ميانجي گري فرآيندي است که به بزه ديده فرصت مي دهد با بزهکار ملاقات کند و در فضايي امن و آرام و با هدف حصول به آرامش و بهبودي و پاسخگو نمودن مستقيم بزهکار جبران زيانهاي خود را تقاضا نمايد.
گفتار دوم: نشست
“تا سال 1989 برنامه ميانجي گري، روش غالب اجراي عدالت ترميمي بوده است. از زمان استفاده از برنامه “نشست گروهي خانوادگي” در نيوزيلند که با وضع “قانون کودکان، جوانان و خانواده هاي آنها” در سال 1989 آغاز شده گرايش به برنامه هاي مذکور همواره رو به افزايش بوده است. برنامه نشست گروهي خانوادگي “فرآيندي است که طي آن هر گروه از اشخاصي که به نحوي با جرم در ارتباط بوده يا از آن متأثر شده اند گردهم آمده، درباره موضوعات مربوط به آن بحث مي کنند”26 نشست گروهي خانوادگي مبتني بر سنتهاي محلي و روشهاي قديمي حل و فصل اختلافات در قبايل “مائوري” نيوزيلند است که براي اولين بار در سال 1989 در قالب وضع “قانون کودکان، جوانان و خانواده هاي آنها” در نيوزيلند به رسميت شناخته شد. اين برنامه اکنون در استراليا، انگلستان، ايالتهاي مختلف آمريکا، کانادا، برخي کشورهاي آفريقايي (به ويژه آفريقاي جنوبي)، سوئد، سنگاپور و غيره استفاده مي شود و تحقيقات متعددي در خصوص نتايج استفاده از آن صورت گرفته است.
اجراي اين برنامه در راستاي اهداف و اصول عدالت ترميمي از طريق مشارکت کليه کساني است که از ارتکاب جرم متأثر شده اند. برنامه نشست روشي است براي گفتگو ميان شرکت کنندگان در زماني مناسب، فضايي امن و طرح پرسش و پاسخهاي مناسب که در نظام کيفري سنتي امکان بروز و ظهور ندارد.
همانگونه که بيان شد برنامه نشست به عنوان يکي از برنامه هاي اجراي عدالت ترميمي در حل و فصل سنتي اختلافات در قبايل مائوري نيوزيلند ريشه دارد. مائوريها اهالي بومي نيوزيلند بودند و با توجه به روابط خويشاوندي قوي و گسترده با استفاده از نشستهاي موسوم به “وانائو” نسبت به اعمال ارتکابي جوانان خود، واکنش نشان مي دادند. در حال حاضر روش نشست، روش قانوني و شناخته شده واکنش نسبت به صغار بزهکار در نيوزيلند است. اين روش علاوه بر نيوزيلند در کشورهاي ديگر از جمله استراليا و آمريکا مورد توجه قرار گرفته است.
عنوان نشست گروهي خانوادگي که از قانون اطفال و جوانان نيوزيلند اقتباس شده در اندک مدتي تحت عناوين مشابه ديگر به مورد اجرا گذارده شده است؛ عناوين مشابهي از قبيل “نشست بزه ديده- بزهکار27″، نشست (اجتماعي) پاسخگويي (بزهکار)28، نشست قضازدايي29، نشست گروهي کوچک و بزرگ30، نشست ترميمي31 و نشست خانوادگي.
برنامه نشست از طريق مشارکت تسهيل کننده يا مجري برنامه، بزه ديده و بزهکار و خانواده و حاميان آنها و نيز حسب مورد پليس يا مددکار اجتماعي به مورد اجرا گذارده مي شود. گاه علاوه بر يک مددکار اجتماعي ممکن است يک نفر ديگر به عنوان وکيل نيز حاضر باشد. اين برنامه در صورتي قابل اجراست که حداقل سه شرط زير محقق گردد.
1- پذيرش مسئوليت جرم ارتکابي توسط بزهکار. بنابراين در صورت عدم پذيرش مسئوليت عمل ارتکابي توسط بزهکار، ممکن است پرونده در دادگاه- حسب مورد دادگاه اطفال يا بزرگسالان- رسيدگي شود.
2- مشارکت کليه شرکت کنندگان برنامه در تمام اطلاعات راجع به جرم، بزه ديده و آثار ناشي از جرم و غيره.
3- تصميم گيري با توصيه جمعي و بالاجماع.
بر اساس “قاعده ارتباط” کليه کساني که مورد توجه و احترام بزه ديده و بزهکارند و نقش مؤثري در جبران خسارت و بازپذيري اجتماعي آنها ايفاء مي کنند، در فرآيند تصميم گيري مشارکت مي نمايند. نشست اعضاي شرکت کننده در برنامه نشست اصولاً غيررسمي است و با ساختار فعاليت رسمي دادگاه ها متفاوت است پس از حضور کليه اعضا جلسه آغاز مي شود. مجري يا هماهنگ کننده برنامه نشست ضمن معرفي خود و ساير شرکت کنندگان، هدف از جلسه و ويژگيهاي برنامه را اعلام مي کند. معمولاً در صورت مشارکت پليس يا نماينده آن، گزارش مختصر پليس راجع به آنچه اتفاق افتاده است قرائت مي شود. در اين زمان از بزهکار پرسش مي شود آيا موضوع گزارش را قبول دارد يا خير. در صورتي که وي از پذيرش آن خودداري کند موضوع به دادگاه احاله مي شود. در صورت پذيرش موضوع گزارش از طرف وي، بزه ديده يا نماينده وي شروع به توضيح تجربيات خود از جرم و آثار و نتايج آن بر خويش مي نمايد. گاه ممکن است از بزهکار درخواست شود در رابطه با جرم ارتکابي، احساس و انگيزه وي از آن و نيز تلقي فعلي وي از جرم ارتکابي توضيح مي دهد. در اين مرحله ممکن است بزه ديده پرسش هايي از بزهکار بپرسد. پس از آن شرکت کنندگان در خصوص موضوع به بحث مي پردازند و به اصطلاح بحث عمومي شروع مي شود. در قالب اين مباحث بزهکار با واقعيت عمل ارتکابي بر زندگي و بستگان خود آشنا مي شود. پس از پايان مباحث معمولاً از بزه ديده خواسته مي شود پيشنهاد خود جهت ترميم آثار جرم را بيان کند. شرکت کنندگان در جلسه نيز مي توانند در اين زمينه همفکري نموده، به پيشنهاد مناسبي جهت پاسخ گو نمودن بزهکار دست يابند. در صورتي که مباحث مطروح منجر به ايجاد توافق ميان طرفين شود، معمولاً توافق نامه اي تنظيم مي شود که حاوي نکات زير است:
1- تقاضاي عفو و بخشش بزهکار از بزه ديده که ممکن است شفاهي يا کتبي باشد.
2- پرداخت وجه نقد يا مال جهت جبران خسارت وارده.
3- انجام برخي امور براي بزه ديده يا انجام خدمات اجتماعي توسط بزهکار.
4- حضور بزهکار در جلسات مشاوره که حسب مورد مي تواند مشاوره هاي رواني، فني و حرفه اي يا غيره باشد.
اصولاً تسهيل کننده ها يا مجريان برنامه نشست نبايد در تصميم گيري نهايي نقش تعيين کننده داشته باشند و به طور کلي نقش آنها فراتر از نظارت و مديريت اجراي برنامه نشست نيست. در صورت مشارکت پليس،نقش وي نيز صرفاً تبيين موضوع پرونده و احتمالاً توضيح آثار آن بر بزه ديده و در صورت لزوم ارائه نظر خود راجع به نوع تصميم اتخاذي به صورت مشورتي است. نقش وکيل هم، در صورت حضور در جلسه، ارائه مشاوره در مورد موضوعات حقوقي و حمايت از حقوق موکل است. وي ممکن است در صورت درخواست شرکت کنندگان، راهنماييهاي حقوقي و قانوني لازم را ارائه کند. علاوه بر افراد مذکور ممکن است مددکار اجتماعي نيز حضور داشته باشد. وظيفه اصلي وي تهيه سوابق زندگي و ويژگي هاي شخصيتي- شغلي و اجتماعي بزهکار است. کليه مراحل مذکور در صورتي به درستي انجام مي گيرد که مجري يا مدير برنامه فراتر از نقش اصلي خود اقدامي انجام ندهد.
گفتار سوم: حلقه ها يا محافل
“حلقه ها” يا “محافل” در حال حاضر به عنوان فرآيند و ساختاري براي افزايش مشارکت و دخالت اجتماعي در امور کيفري در حال ظهور و توسعه اند. محافل مرکز و محور فرهنگ بومي و سنتي در خصوص کيفيت اجراي عدالت در امور کيفري بوده اند.
استفاده از برنامه حلقه ها يا محافل با استقبال فراواني روبه رو شده است. طرفداران اين روش از آن تحت عنوان “برابر مقدس” در “قدرت”، داراي “جامعيت و شمول” و “ماهيت سازنده و ترميمي” ياد مي کنند. حلقه ها يا محافل به عنوان روش سنتي مردم بومي کانادا و هندي- آمريکاييها در آمريکا مورد استفاده قرار مي گرفت. محافل يا حلقه ها که گاه تحت عنوان “محافل صدور حکم” يا “محافل ايجاد سازش” از

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره جبران خسارت، طرح و نقش، حل اختلاف Next Entries منابع مقاله درباره حل و فصل اختلافات، ارتکاب جرم، تکرار جرم