منابع مقاله درباره اوراق قرضه، اهرم مالی، نرخ بهره، بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه ارشد

شركت كاهش يابد. سودهاي پيش بيني شده آتي نيز كاهش مي يابد، در نتيجه سطح موجودي كالا به طور مستقيم با سودهاي آتي در ارتباط است.
توماس و ژانگ11(2008)، معتقدند كه موجودي كالا عامل تعيين كننده بسيار مهمي براي عملكرد و ارزش شركت است. آنان، همچنين، بيان كردند كه تغييرات در موجودي كالا، از جمله عواملي است كه با بازده آتي شركت رابطه اي پايدار و محكم دارد. اكثر پژوهش هاي انجام شده، از جمله پژوهش چن و همكاران12(2005) و لاي13(2005) ، بيانگر يك رابطه معكوس بين تغييرات در موجودي كالا و كارآيي شركت هستند. آباربانل و بوشي14(1997)، معتقدند كه تغييرات در موجودي كالا به طور معكوس با رشد سودها در كوتاه مدت در ارتباط است. آنها همچنين، بيان مي كنند كه اين رابطه براي رشد سودها در بلندمدت وجود ندارد. افزون بر اين، ويز و همكاران15(2008)، بيان مي كنند كه تغييرات موجودي كالا بين سال هاي 1990 تا 2000 به طور بااهميتي قادر به پيش بيني سودهاي آينده است(نمازی و همکاران، 1391).

2-11) واكنش بازار به اطلاعات منتشر شده
تئوري بازارهاي كارآ بدان معني است كه بازار در برابر اطلاعات جديد به سرعت واكنش نشان خواهد داد. در نتيجه، مسئله مهم اين است كه بدانيم در چه زماني براي نخستين بار خبر گزارش شده سال جاري به آگاهي همگان مي رسد. اگر پژوهشگر در صدد تعيين اثر اين خبر در حجم معامله و قيمت سهام باشد، حتي اگر چند روز هم پس از اين خبر دست به تحقيق بزند، بسيار دير شده است، زيرا پس از آن حتي با وجود اين كه چنين خبري وجود دارد نمي توان هيچ اثر ناشي از آن را مشاهده كرد. پژوهشگران براي حل اين مسئله در صدد برآمده اند از تاريخي استفاده كنند كه اطلاعات در رسانه هاي مالي، مانند وال استريت ژورنال اعلام و گزارش شده است . اگر قرار بر اين است كه بازار كارآ واكنش نشان دهد، بايد از يك دريچه كوچك16، در دوره چند روزه مربوط به اين تاريخ چنين واكنشي نشان دهد. معمولاً خبر خوب يا بد در اطلاعات گزارش شده را نسبت به آنچه مورد انتظار سرمايه گذاران است؛ مورد ارزيابي قرار مي دهند. اگر يك شركت اطلاعات را براي مثال 2 ميليون دلار، اعلام كند و اين همان چيزي باشد كه مورد انتظار سرمايه گذاران بوده است (با توجه به گزارش هاي سه ماهه، سخنراني هاي مقامات ارشد شركت، پيش بيني هاي تحليلگران مالي ، اطلاعات آينده نگر در اجراي استانداردهاي بحث و تجزيه و تحليل مديريت و پيش بيني ها و در واقع قيمت هر سهم) به ندرت امكان دارد كه اطلاعات گزارش شده داراي مقدار زيادي اطلاعات باشد. سرمايه گذاران بر مبناي اطلاعات پيشين در باورهاي خود تجديد نظر كرده اند،‌ولي اگر سرمايه گذاران انتظار اعلام 2 ميليون دلار اطلاعات داشتند و شركت اطلاعات را به مبلغ 3 ميليون دلار گزارش كند، شرايط فرق خواهد كرد. اين خبر خوب باعث مي شود كه سرمايه گذاران در جهت مثبت و با سرعت در باورهاي خود تجديد نظر كنند و نسبت به چشم انداز آينده شركت خوش بين تر شوند. اين بدان معني است كه پژوهشگران بايد در صدد يافتن چيزي برآيند كه بتوان جايگزين عددي نمود كه سرمايه گذاران در مورد اطلاعات شركت انتظار آن را دارند.
هميشه رويدادهاي گوناگوني به وجود می آيد كه بر حجم معاملات، بر روي سهام و قيمت آن اثر مي گذارد. اين بدان معني است كه نمي توان، به راحتي از واكنش بازار نسبت به اطلاعات اعلام شده، آگاه گرديد. براي مثال فرض كنيد شركتي اطلاعات سال جاري اعلام كرده است، اين گزارش داراي خبرهاي خوب است و در همان روز دولت مركزي امريكا براي نخستين بار اعلام مي كند كه كسري بودجه به مقدار زيادي كاهش يافته است. احتمال زيادي وجود دارد كه يك چنين اعلاميه همگاني بر قيمت همه يا بيشتر اوراق بهادار موجود در بازار اوراق بهادار اثر بگذارد و آن هم، به نوبه خود، اثر ناشي از قيمت مربوط به خبر اعلام اطلاعات شركت را تحت الشعاع قرار خواهد داد. از اين رو، روش مطلوب اين است كه اثر عوامل موجود در كل بازار بر بازده سهام را از يكديگر تفكيك كرد(مک نیکول، 2009).
2-12) دلایل واکنش های متفاوت بازار
در مورد واكنش هاي متفاوت بازار در برابر اطلاعات مبتني بر هزينه هاي تاريخي چندين دليل ارائه شده است ما به ترتيب، برخي از اينها را بررسي مي نماييم.

1)بتا
هر قدر ترتيب يا توالي بازدهي هاي مورد انتظار آينده شركت پر ريسك تر باشد، در صورت ثابت ماندن ساير عوامل، از نظر سرمايه گذار ريسك گريز آن ارزش كمتري خواهد داشت. براي سرمايه گذاري كه در انواع گوناگون دارايي ها سرمايه گذاري مي نمايد بتا معياري است براي محاسبه ريسك. از آنجا كه سرمايه گذاران اطلاعات جاري را شاخص قدرت سودآوري و بازدهي هاي آينده مي دانند، هر قدر اين بازدهي هاي آينده پر ريسك تر باشد، واكنش سرمايه گذاران در برابر مبلغ مشخصي از اطلاعات غير منتظره كمتر خواهد بود. براي مثال، سرمايه گذاري را در نظر آوريد كه تصميمات بخردانه مي گيرد، ريسك گريز است و تابع مطلوبيت وي با توجه به ارزش مورد انتظار افزايش و با توجه به ريسك بازده پرتفوي وي كاهش مي يابد. فرض كنيد، اين سرمايه گذار از اين موضوع آگاه مي شود كه يك پرتفوي متشكل از سهام به تازگي خبر خوبي در باره اطلاعات اعلام كرده است، او در نرخ بازده مورد انتظار اين دسته از اوراق بهادار تجديد نظر (در جهت مثبت) مي نمايد و تصميم مي گيرد مقدار بيشتري از اين سهام را خريداري نمايد. ولي اگر اين دسته از اوراق بهادار داراي بتاي بالايي باشد، ريسك اين پرتفوي افزايش خواهد يافت. در نتيجه اين سرمايه گذار مقدار زيادي از اين اوراق بهادار نخواهد خريد‌(در مقايسه با زماني كه بتاي آن پايين باشد). در واقع، با توجه به تقاضاي سرمايه گذار در مورد اوراق بهاداري كه خبر خوب اعلام كند، بتا همانند يك ترمز عمل مي نمايد. از آنجا كه همه سرمايه گذاران آگاه كه تصميمات را به روش بخردانه اتخاذ مي نمايند و ريسك گريز هستند بدين گونه مي انديشند، در صورتي كه ساير عوامل ثابت بمانند، هر قدر بتاي اوراق بهادار بالاتر باشد، تقاضا براي سهام شركتي كه خبر خوب اعلام نمايد، كمتر خواهد بود. بديهي است، تقاضاي پايين به معني كند شدن آهنگ افزايش قيمت بازار و بازده سهم (در واكنش به خبر خوب) است، كه در نتيجه ضريب واكنش نسبت به اطلاعات كاهش مي يابد. (فان و همکاران17،2010)
2)ساختار سرمايه
شركت هايي كه داراي اهرم مالی(وام) زياد هستند، افزايش در اطلاعات (پيش از بهره) موجب تقويت و افزايش ايمني اوراق قرضه و ساير بدهي هاي شركت مي شود، به گونه اي كه خبرهاي خوب مربوط به اطلاعات مورد استقبال دارندگان اوراق قرضه (و نه سهامداران) قرار مي گيرد؛ از اين رو، ضريب واكنش در برابر اطلاعات براي شركت هايي كه وام هاي سنگين دارند در مقايسه با شركت هايي كه بدون بدهي مي باشند (در صورت ثابت ماندن ساير عوامل) کمتر است. همچنين دالي وال، ليو فارگر (1991) و بيلينگز (1999) در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدند كه شركت هايي با وام سنگين تر داراي ضريب واكنش در برابر اطلاعات پايين تر و همچنين در شركت هايي كه نسبت بدهي ها به حقوق صاحبان سهام بالاتر بود ضريب واكنش در برابر اطلاعات پايين تر بود. هنگام بحث درباره اثر بالا رفتن فرصت مربوط به ضريب واكنش در برابر اطلاعات يادآور مي شويم؛ شركت هايي كه داراي رشد بالاي اطلاعات هستند، مشاهده خواهند كرد كه نگراني بازار نسبت به ريسك ورشكستگي كاهش مي يابد، زيرا رشد اطلاعات موجب افزايش ايمني اوراق قرضه منتشر شده خواهد شد. اگر وضع بدين گونه باشد رشد بالاي اطلاعات (ونه وام اندك) موجب مي شود شركت هايي كه داراي وام اندك هستند يا هيچ بدهي ندارند شاهد بالا رفتن ضريب واكنش در برابر اطلاعات باشند. با وجود اين، بيلينگز به اين نتيجه رسيد، هنگامي كه رشد اطلاعات كنترل شود، ضريب واكنش در برابر اطلاعات ، كماكان با اهرم مالی (وام) رابطه معكوس دارد(كاسنيك و مك نيكول18، 2009)

3)تداوم اخبار
هر قدر خبرهاي خوب يا بد در مورد اطلاعات جاري تداوم19 بيشتري در آينده داشته باشد، ضريب واكنش در برابر اطلاعات بيشترمی شود. بنابراين، اگر خبر خوب دوره جاري به سبب عرضه موفقيت آميز يك محصول جديد يا اقدام شديد مدير در كاستن از هزينه ها باشد در مقايسه با حالتي كه خبر خوب ناشي از سود غير عملياتي غير منتظره حاصل از فروش يك قلم دارايي ثابت باشد، بازار واكنش شديدتري نشان خواهد داد. در حالت اخیر، ارزش بازار شركت بر حسب دلار در ازاي هر دلار سود غير عملياتي افزايش خواهد يافت. زيرا هيچ دليلي ندارد كه سرمايه گذاران انتظار داشته باشند سود غير عملياتي غير عادي در آينده تكرار شود. اين بدان معني است كه ضريب واكنش در برابر اطلاعات در سطح نسبتاً پاييني قرار دارد. در مورد عرضه محصول جديد يا كاهش دادن هزينه ها ضريب واكنش در برابر اطلاعات بايد بالا رود، زيرا در آمد افزايش مي يابد يا صرفه جويي در هزينه ها تداوم پيدا مي كند كه در نتيجه صورت سود و زيان آينده بهتر خواهد شد(كاسنيك و مك نيكول، 2009).
نتيجه تحقيق كرمندي و ليپ (1987) در مورد اجزاي مختلف تشكيل دهنده اطلاعات و اثر هر جز بر پديده تداوم تحقيق كردند. براي مثال، فرض كنيد در يك سال شركتي محصولي جديد و موفق به بازار عرضه مي كند، همچنين در همان سال شركت از محل فروش دارايي هاي ثابت به سود غير عملياتي دست مي يابد. در چنان حالتي تداوم اطلاعات به صورت ميانگين تداوم اجزاي مختلف تشكيل دهنده اطلاعات در مي آيد. راما كريشنان و توماس(1993) سه رويداد مربوط به اطلاعات را شناسايي كردند:
دائمي و انتظار بر اين است كه به صورت نامحدود تداوم يابد.
موقت، بر اطلاعات سال جاري اثر بگذارد ولي بر سال هاي آينده اثر نخواهد گذاشت.
بر قيمت اثر گذار نيست، تداوم صفر است.
براي اينها ضريب واكنش در برابر اطلاعات به اين صورت است : .
كه در اين رابطه نشان دهنده نرخ بهره بدون ريسك در شرايط آرماني، به ترتيب يك و صفر مي باشد. در واقع سه نوع ضريب واكنش در برابر اطلاعات وجود دارد كه امكان دارد در يك صورت سود و زيان همه آنها وجود داشته باشند. راماكريشنان و توماس بر اين باورند که سرمايه گذاران به جاي محاسبه ميانگين ضريب واكنش در برابر اطلاعات بايد در صدد برآيند، هر يك از اين سه نوع را شناسايي كنند و براي هر يك از آنها يك ضريب واكنش در برابر اطلاعات محاسبه نمايند. آنها با انجام دادن چنين كاري مي توانند قدرت سودآوري دائمي يا بادوام شركت را مشخص نمايند. اين بدان معني است كه حسابداران بايد در صورت سود و زيان طبقات گوناگون با شرح تفصيلي ارائه نمايند(چان20، 2010).
براي درك ضريب واكنش در برابر اطلاعات در مورد سودهاي خالص دائمي، توجه كنيد كه مي توان رابطه را به صورت زير نوشت : از اين رو، در شرايط آرماني، واكنش بازار در برابر يك دلار اطلاعات دائمي شامل جريان نقدي يک دلار در سال جاري به اضافه ارزش فعلي جريان نقدي دائمي آينده مي شود (در اين رابطه ريسك جريان هاي نقدي آينده ناديده انگاشته مي شود زيرا اگر سرمايه گذاران از نظر ريسك خنثي باشند يا اطلاعات يك شركت خاص دائمي باشد، اين وضع صدق مي كند). اگر ضريب واكنش در برابر اطلاعات را بدين گونه بنويسيم، مي توان اين موضوع را نشان داد: هنگامي كه تداوم اطلاعات به وراي سال جاري برسد، مقدار ضريب واكنش در برابر اطلاعات با نرخ بهره رابطه معكوس پيدا خواهد كرد. جنبه ديگري از ضريب واكنش در برابر اطلاعات اين است كه تداوم آن مي تواند به رويه هاي حسابداري شركت بستگي داشته باشد. مي توان با انتخاب رويه حسابداري بخش هاي تشكيل دهنده صورت سود و زيان را به گونه اي در آورد كه مقدار تداوم به صفر برسد. براي مثال، فرض كنيد شركتي مبلغ بزرگي از هزينه هاي تاسيس را به عنوان هزينه سرمايه ای منظور نمايد. اين كار باعث خواهد شد كه در صورت سود و زيان سال جاري خبر خوب بدهد، زيرا بدان سبب كه هزينه ها به حساب سرمايه منظور شده اند، در آن دوره هزينه هاي قابل ملاحظه اي وجود ندارد. ولي، فرض كنيد كه ارزش

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره هزینه نگهداری، تامین مالی، نرخ تنزیل، مدیریت موجودی Next Entries منابع مقاله درباره مدیریت موجودی، بازده سهام، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران