منابع مقاله درباره امنیت غذایی، حقوق کودک، حقوق بشر، انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

تقریباً 15% خطر ابتلا به ویروس یعنی حدوداً 1 به 7 را از طریق تغذیه با شیر‌مادر ایجاد می‌کند. علاوه بر‌این خطر انتقال‌HIV در‌طول حاملگی و زایمان 1 به 3 می‌باشد. زنانی که از وضعیت‌HIV خودشان اطلاعی ندارند باید در تغذیه با شیر‌مادر مورد‌حمایت قرار گیرند و آموزش ببینند که چطور از خودشان در مقابل عفونت‌HIV محافظت کنند.
7.4.2.2. تهدید برای امنیت غذایی
در‌طول جنگ، کیفیت مواد‌غذایی در دسترس می‌تواند بدتر شود و خانواده‌ها احتمالاً نمی‌دانند چطور یا قادر نیستند یک رژیم غذایی متعادل مخصوصاً برای کوچک‌ترین اعضای خانواده‌شان را حفظ کنند. به‌همین دلیل است که دولت‌ها و آژانس‌های امدادی باید اطمینان دهند که منابع غذایی موجود غلظت بالایی از انرژی و مواد‌مغذی را دارد.
کمک‌های غذایی نباید به‌تنهایی به‌عنوان یک راه‌حلی در‌نظر گرفته شود بلکه باید قسمتی از یک راهبرد گسترده‌تر باشد که یک تغذیه خوبی را ایجاد کرده و سلامت عمومی را بهبود بخشد. در سودان به خانواده‌هایی که غذا داده می‌شود همچنین حمایت برای کشاورزی، دام، شیلات مورد‌حمایت قرار می‌گیرند. هدف اصلی کمک‌های غذایی باید تأمین نیازهای اصلی غذایی خانواده‌ها باشد. در بسیاری از موقعیت‌ها، سازمان‌ها مسئله تغذیه کودکان را به‌طور جداگانه از کل خانواده بررسی کرده‌اند و برنامه‌های تغذیه خاص برای کودکان را بدون درنظر گرفتن سایر روش‌های مؤثرتر برای بهبود وضعیت تغذیه کودکان ایجاد کرده‌اند مانند بهبود کلی امنیت غذایی خانواده‌ها و مراقبت‌های عمومی.140 در هر موردی نظرسنجی‌های‌WHO حاکی از این است که کمتر از 50% مادران، کودکان مبتلا به سوء‌تغذیه را به مراکز می‌آورند. بعضی خانواده‌ها در مورد استفاده از این مراکز احساس شرم می‌کنند. مادران احتمالاً زنان، امکانات عمومی و منابع‌آب ندارند. آنها می توانند به‌طور واقعی شیوع بیماری را افزایش دهند.
برنامه غذایی جهان‌(WFP) قصد دارد به زنان کنترل بیشتری روی کمک غذایی بدهد و آنها را برای شرکت در طراحی، اجرا و کنترل سیستم‌های توزیع غذایی تشویق کند. 141در سودان که در حدود 3‌میلیون نفر کمک غذایی دریافت می‌کنند، WFP و شرکای NGO تلاش می‌کنند تا اطمینان دهند که زنان نقش مهم‌تری در تخصیص و توزیع غذا دارند. زنان انتخاب می‌شوند – تا در کمیته‌امداد که تصمیم می‌گیرد در سطح جامعه چطور و به چه کسانی غذا توزیع شود – شرکت کنند. برای بسیاری از زنان این اولین فرصت است که در تصمیم‌گیری مشارکت کنند.142 برنامه دیگری در اردوگاه‌های آوارگان سودان به زنان در مورد بهداشت و سلامت خانواده و استفاده مفید از جیره آموزش می‌دهد و آنها را برای مشارکت‌دادن دیگران تشویق می‌کند.
WFP اعلام کرده است که زنان کمتر در مشکلات سیاسی محلی که می‌تواند توزیع کمک‌ها را تحت‌تأثیر قرار دهد، درگیر می‌شوند و بیشتر به نیازهای فوری خانواده‌ها اهمیت می‌دهند. در مقابل آن، مردان تمایل به کنترل ساختارهای اداری جامعه دارند، با وجود این کمک‌های داده شده به مردان احتمالاً به زنان و کودکان نمی‌رسد. چیز بدتر اینکه، مردان احتمالاً منابع‌غذایی را برای سلاح تجارت می‌کنند. چنین تلاش‌هایی می‌تواند به ‌هر‌حال موجب مقاومت مردان شود. در افغانستان، WFP از 350 نانوای زن حمایت کرد که نان برای تقریباً 7000 خانواده با سرپرست بیوه زنان جنگ فراهم می‌کردند این پروژه در ژوئن سال 2000 توسط مقامات طالبان بسته شد که به کار کردن زنان بیرون از خانه اعتراض می‌کردند.143
حتی وقتی جنگ تمام می‌شود برای بازگشت به رژیم‌های غذایی طبیعی زمان زیادی احتیاج می‌باشد. برای مثال، در موزامبیک، تعدادی از زوج‌های جوان بعد از برگشتن از اردوی پناهندگی نمی دانستند چطور غذاها را آماده کنند به جز ذرت، لوبیا و روغن که برای آنها به عنوان جیره توزیع شده بود.144 آنها با غذاهای سنتی یا شیوه‌های تغذیه آشنا نبودند و نمی‌دانستند‌ وقتی غذاهای مکمل را برای تغذیه با شیر‌مادر نوزادانشان معرفی می‌کنند کدام غذای مرسوم را استفاده کنند و در شرایطی که والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ ها از بین رفته بودند کسی نبود که به آنها آموزش دهد.
3.2. مقابله با تأثیرات جنگ در کودکان و نوجوانان
تأثیرات جنگ روی زندگی کودکان منفی بوده و در کنار این‌که سبب کشته و زخمی شدن و قطع اعضای بدن کودکان شده، هم‌چنین کودکان را از دسترسی به حقوق اساسی‌شان، از جمله آموزش و پرورش و مراقبت‌های کافی بهداشتی محروم کرده و موجب فقر و آسیب‌پذیری بیش‌تر در میان کودکان شده‌ است.
اهميت آسيب‌ديدگي كودكان به‌حدي است كه عدم‌توجه به اين مسائل مي‌تواند باعث سلب حضانت والدين شود. بنابراين كودك بيشتر از اين منظر در حقوق بشردوستانه مورد‌توجه است كه نه تنها نبايد نسبت به او تعرضي صورت گيرد بلكه بايد حمايت ويژه‌اي از او صورت گيرد
در كنار آسيب‌ديدگي طبيعي و ناشي از سن، به ويژه در دوران رشد رواني قبل از 15سالگي، بعضي از شرايط اين آسيب‌ديدگي را مضاعف مي‌كند مانند جنگ، طوفان، زلزله و بسياري از موارد طبيعي و غيرطبيعي كه اين آسيب‌پذيري را از بالقوه بودن به بالفعل تبديل مي‌كند و به‌همين دليل اكثر كشورهاي دنيا در اين موارد قوانين حمايتي را براي كودكان پيش‌بيني كرده‌اند. ‌از این‌رو بررسی راه‌های مقابله با این تأثیرات از اهمیت زیادی برخوردار است.

1.3.2.کودکان
همه کودکان تحت‌تأثیر جنگ قرار می‌گیرند اما نه به یک روش مشابه یا به اندازه یکسان. توانایی یک بچه برای مقابله و بی‌تردید انطباق با شرایط نامطلوب بستگی به مجموعه‌ای از عوامل دارد مانند سن، مرحله رشد، جنسیت، شخصیت، سوابق فرهنگی، تجربه، انعطاف پذیری، دسترسی به حمایت اجتماعی و نوع و تعداد وقایع خشونت‌آمیز در زندگی کودکان. روشی که کودکان با تأثیرات درگیری مقابله می‌کنند احتمالاً توسط سیستم غالب باور فرهنگی تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد.
روشی که کودکان اضطراب و افسردگی را نشان می‌دهند احتمالاً در‌طول دوره رشدشان تغییر می‌کند. توانایی دانش آموزان کوچکتر برای تمرکز و یادگیری احتمالاً به طور نامطلوبی تحت تأثیر قرار می‌گیرد مخصوصاً وقتی با سوء‌تغذیه و محیط‌های نامساعد یادگیری ترکیب می‌شود کودکان کوچک احتمالاً بیش از‌حد به مراقبان وابسته هستند در‌حالی‌که نوجوانان احتمالاً رفتار ضد‌اجتماعی، گرایش به خودکشی یا اختلالات غذاخوردن را نشان می‌دهند.
قرار گرفتن در‌معرض جنگ همچنین به درونی‌سازی فرهنگ خشونت یک بچه کمک می‌کند. کودکان مراقبان بزرگسال را سرمشق خود قرار می‌دهند بنابراین وقتی آنها شاهد موقعیت‌هایی هستند که در آن اضطراب و آسیب پذیری والدینشان نشان داده می‌شود آنها مستعد نگرانی و تشویش بیشتری هستند. کودکان همچنین می‌توانند مشکل درک نامنظم با نگرش استبدادی یا بیش از‌حد حمایتی نسبت به بزرگسالان داشته‌باشند.
فقدان یک رابطه‌ی نزدیک در بین مهم‌ترین عوامل، در پیشرفت زخم‌های عاطفی مادام‌العمر می‌باشد. کودکانی که مورد‌حمله یا سوء‌استفاده توسط همسایه‌ها یا دوستانشان قرار می‌گیرند همان‌طور که در روآندا و یوگسلاوی سابق اتفاق افتاد، توانایی اعتماد و برخورد با دیگران را از دست می‌دهند.145 یک پسر بوسنی درگیری زمان جنگ را به دوستی که بیشتر دوران کودکی‌اش را با او سپری کرده توضیح می‌دهد. پسر به خاطر می‌آورد که «من او را دیدم و امیدوار بودم که او زندگی من را نجات دهد، اما او آماده کشتن من بود».146
تعمیم در مورد وقوع بلندمدت یا دائمی آسیب روحی کودکان در موقعیت‌های درگیری آسان می‌باشد. اما مهم است که از این حقیقت غافل نشویم که بسیاری از کودکان، انعطاف پذیری قابل توجهی را در مواجهه با سختی از خود نشان می‌دهند.147 انعطاف‌پذیری به توانایی برای غلبه و مقابله با سختی اشاره دارد. وابستگی به ویژگی‌های فردی و عوامل محیطی یک مفهوم سیال می‌باشد و برنامه‌های حمایت روانی باید براساس این توانایی‌های ذاتی ایجاد شود.
وقتی کودکان خانواده‌های پشتیبان دارند و در جوامع‌شان احساس امنیت می‌کنند آنها توانایی بیشتری برای غلبه بر تأثیرات منفی مخاصمات مسلحانه دارند.148
2.3.2. نوجوانان
نوجوانان اغلب در برنامه‌های حمایت روانی نادیده گرفته می‌شوند. در‌حالی‌که بلوغ آنها آگاهی بیشتری را به آنها می‌دهد و مهارت‌های استدلالی را در یک زمان از زندگی تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. وقتی که آنها به شدت روی ایجاد هویت تمرکز می‌کنند. 149در پی جنگ بسیاری از نوجوانان مشکل تصور آینده‌ای را دارند که برای آنها جایگاه مهمی را نگه می‌دارد. آنها با از دست دادن نمونه‌ها و سایر منابع مثبت دچار افسردگی شدید و در بدترین شرایط دست به خودکشی می‌زنند.
در‌طول جنگ، نوجوانان اغلب احساس می‌کنند که زیر‌بار مسئولیت مهمی هستند که آنها آمادگی آن را ندارند. کسانی که سرپرست خانواده می‌شوند- که اکثریت دخترها هستند- باید با سختی‌های بزرگسالان در حمایت از خواهر و برادرهای کوچک‌تر مقابله کنند. سلامت روانی دخترها می تواند با فقدان دسترسی به آموزش و خدمات بهداشتی مناسب توسط تبعیض جنسی و خشونت و سوء‌استفاده جنسی به شدت آسیب ببینند. ممنوعات جنسی برگشت به جامعه را برای دخترانی که از نظر جنسی مورد سوء‌استفاده قرار گرفتند را به طور‌خاص سخت می‌کند. دختران نوجوان همراه با کودکان با موانع بزرگ‌تری روبرو‌‌‌‌‌‌ می‌شوند و کودکان آنها اغلب بدنام می‌شوند و تأثیرات سوء‌استفاده را به نسل‌های بعدی انتقال می‌دهند. خطر بزرگ تجاوز و خشونت جنسی علیه پسرها و هم دخترها به عنوان یک اولویت در برنامه‌های امدادی باید مورد‌توجه قرار گیرد. اقدامات خاصی باید برای تضمین کیفیت دسترسی به همه خدمات انجام شود که به شرح زیر است:
اصول راهنما
اصولی برای کمک به کودکان جنگ‌زده به طور فزاینده‌ای در طراحی و کاربرد برنامه‌های روانی توسط آژانس‌های UN و NGOs و سایرین مورد‌استفاده قرار می‌گیرد.
حقوق بشر: همه برنامه‌های مربوط به کودکان در موقعیت‌های اضطراری باید برای حمایت از حقوق کودکان و هماهنگ با کنوانسیون حقوق کودکان(CRC) طراحی و اجرا شود.
عدم تبعیض: برنامه‌ها باید در اختیار کودکان بدون هرگونه تبعیض قرار گیرد در‌حالی‌که اطمینان می‌دهد شامل دخترها و کودکان مخصوصاً گروه‌های آسیب‌پذیر، مظلوم یا ‌زجر کشیده می‌شود.
بهترین منافع بچه: در همه تصمیم‌گیری‌هایی که سلامت اجتماعی و روانی بچه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد باید به بهبود سلامتی بچه هماهنگ با CRC و کنوانسیون حذف انواع تبعیض علیه زنان توجه عمده شود.
ارزش ها و فرهنگ: برنامه‌های روانی باید مبتنی بر ارزشیابی موقعیتی باشد و شامل اطلاعاتی در مورد فرهنگ و ارزش‌های جامعه‌ای که کودکان دوباره به آن ملحق می‌شود باشد.
مشارکت کودکان: برنامه‌ها باید مبتنی بر درک اصولی باشد که از معالجه، سلامت و پیشرفت حمایت کند و اطمینان دهد که کودکان در بهبودی خودشان مشارکت دارند. مشارکت متضمن حقی برای ملحق شدن به گروه‌ها، بیان عقاید و دیدگاه‌ها و دسترسی به اطلاعات و آگاهی می‌باشد.
رویکرد جامعه‌مداری و خانواده: برنامه‌ها باید توانایی جوامع را به‌منظور برآوردن نیازهای کودکان برای هویت فرهنگی، تأمین اقتصادی و امنیت فیزیکی افزایش دهد. همه برنامه‌ها باید شامل شیوه‌های رضایت بخش مراقبت کلی و حمایت از خانواده‌ها و جوامع شود.
رویکرد مبتنی بر جامعه و خانواده: مشارکت خانواده‌ها و جوامع به بهبود طولانی‌مدت کودکان کمک خواهد‌کرد و از تجاوز بیشتر به حقوق آنها جلوگیری می‌کند. برنامه‌ها به منظور فراهم کردن خدمات دائمی باید از مالکیت پروسه‌های بهبود روانی جامعه حمایت کنند.
سلامت و پیشگیری: برنامه‌های روانی باید یک وضعیتی از سلامت اجباری را برای پیشرفت سلامتی کودکان دوباره ایجاد کنند در‌حالی‌که از آنها در برابر آسیب بیشتر محافظت می‌کنند. این برنامه‌ها شامل آموزش همگانی در مورد تأثیرات روانی و اجتماعی خشونت روی کودکان و آموزش والدین و سایر مراقبان برای شناسایی آنها می‌باشد. قسمت اصلی برای یک رویکرد پیشگیرانه تشخیص مداوا به عنوان یک پروسه طولانی‌مدت می‌باشد.
موقعیت تجزیه و تحلیل و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره خدمات بهداشتی، برنامه آموزشی، دسترسی به خدمات، کشورهای در حال توسعه Next Entries منابع مقاله درباره پناهندگان، برنامه آموزشی، آموزش ابتدایی، آموزش و پرورش