منابع مقاله درباره آداب و رسوم، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

کار نبود فردي که بناي تأسيس سلسله اي را داشت در آن شرايط که مدعيان در شرق و غرب فراوان بودند نمي توانست بدون بسياري از اين قبيل اقدامات کارش را پيش ببرد.
شاه اسماعيل نه تنها در تبريز با جنبشي روبرو نشد بلکه در بسياري از شهرهاي مرکزي ايران مشکل نداشت. در شيراز بسياري از مردم به راحتي اسلام را پذيرفتند در عين حال گزارش شده است که خطباي کازرون را که بسيار صاحب مکنت و ثروت بودند به علت تسنن به قتل رساندند. (غفاري قزويني، احمد بن محمد،، تاريخ نگارستان، مصحح مدرس گيلاني، مرتضي، ص 268، بيگ شيرازي، عبدي، تکمله الاخبار، عبدالحسين نوايي ، ص 42 ) .
2-3 : آيا صفويه به شيعه خدمت کرد يا شيعه به صفويه(تاثير متقابل صفويه و شيعه):
يکي از نکات مهم تاريخي و آخرين بحث اين بخش پرداختن به تاثيرات متقابل هر يک از حکام صفويه و مذهب تشيع بر يکديگر بود شکي نيست که مذهب شيعه يک مذهب شاخته شده و حتي در عصر پيامبر اکرم (ص) بوده و در دوره امام صادق (ع) به اوج رسيده است و در نگاه حضرات معصومين (ع) شيعه اثني عشري مذهب حقه است و شيعه در لسان روايات فرقه ناجيه است و به لحاظ تاريخي قبل از دوران صفويه نيز شيعه در عصر آل بويه در ايران مذهب رسمي بود و سلسله پادشاهان صفوي و در رأس آنان شاه اسماعيل صفوي به انگيزه هاي مختلف و از جمله برخورداري از يک منطق قوي ديني و مذهبي در کنار دولت عثماني که مروج مذهب تسنن بوده اند؛ اقدام به رسمي کردن مذهب شيعه در ايران نموده است و توانسته، يک دولت يکپارچه واحد ايراني و شيعي را بنيان گذاري نمايند. بي ترديد جداي از برخي افراطها که در اين زمينه از سوي حکام صفوي صورت گرفته و به خود رنگ تقدس داده بودند و خواب هاي مختلفي را نقل کرده اند ليکن آنچه بلحاظ تاريخي مسلم است اينکه صفويه نقش بسزايي در ترويج فرهنگ شيعي ايفا نموده اند و در واقع اين مذهب شيعه اثني عشري بود که به دولت صفويه رسميت بخشيد و دولت هاي صفويه همگي وام دار مذهب شيعه هستند و کوتاه سخن اينکه صفويه پيش از آنکه در به اوج رساندن شيعه نقش داشته باشند از مذهب شيعه براي رسيدن به اوج استفاده کردند. در اين دوره هويت ايراني، طراحي جديدي يافت که مي توان از آن با عنوان ” مسلمان شيعه ايراني فارسي زبان ” ياد کرده و آن را بر بيشتر ساکنان ايران زمين تطبيق کرد، چه حتي سنيان ايران نيز گرايش شيعي داشته و دارند، چندان که در مقياس زباني ساکنان ايران زمين به رغم داشتن زبان بومي فارسي را مي خوانند، مي فهمند و گاه در قالب آن مي نويسند و حتي شعر مي سرايند.
تفاوت عمده ايران صفوي با دوره پيش از آن، در نقشي بود که اين بار، مذهب شيعه در هويت جديد بر عهده داشت. تا پيش از دولت صفوي، مذهب در ايران مجموعه اي آميخته از سه گرايش تسنن، تصوف و تشيع بود به لحاظ توده اي، سراسر ايران تحت سلطه خانقاه بود دولت ها به طور غالب سني بودند و فقه و قضاوت نيز تحت سيطره عالمان اهل سنت بود در اين دوره بجز درچند شهر خبري از فقه و فکر و آداب و رسوم شيعي نبود.
اين بار زماني که در دوره صفوي تشيع رسميت يافت، رواج مذهب جديد، تنها به مثابه نشر يک مذهب ساده همانند، مذهب حنفي يا شافعي نبود، بلکه به همراه آن، فلسفه سياسي خاصي مطرح شد. براي مثال انديشه هاي فلسفي و کلامي در ايران که تحت سلطه اشعري گري، به حيات ضعيف خود ادامه داده بود، در اين دوره، رواجي تمام يافت و مهم ترآن که مذهب تشيع در طرز تلقي مردم از هر جهت تأثير ويژه اي از خود بر جاي نهاد.

بخش سوم:

اختلاف اصوليين و اخباريين

مقدمه:
دراين بخش و در قالب سه فصل به طور مفصل و مشروح به نزاع بين اصوليين و اخباريين مي پردازيم.
در قرن دهم مقارن تاسيس دولت صفويه و انتخاب مذهب شيعه و پايتختي اصفهان وضعيتي پديد آمد که موجب جلب علما و طلاب به آن ديار گرديد و حوزه نجف ميراث خود را به ايران انتقال داد. در اين قرن شاهد نزاع اصوليين و اخباريين هستيم که در رشد علمي موثر بود و تا قرن 12 که اوج مباحث و گفتمان بين اخباري ها و اصولي هاي حوزه کربلا اين نزاع ادامه داشت. اما حوزه نجف به فعاليتهاي محدود خود ادامه مي داد و حيات علمي آن به طور کلي خاموش نشد. در اين قسمت از پايان نامه ما در طي سه فصل به چگونگي و پيدايش گرايش اخباري گري و مکتب آنان و نزاع آنان بااصوليين و مباني هر يک از اين دو دسته و مشاهير فقهاي آنان اشاره مي کنيم و هدف ما در اين بخش تبيين تحولات فقهي عصر پادشاهان صفويه است تا ثابت نماييم که در عصر صفويه که مي توان آن را عصر شکوفايي علمي نام نهاد چه تحول عظيمي در عرصه فقاهت شيعه به وجود آمد و پيشرفت علمي مجتهدين در اين عصر محصول و مرهون بستري است که پادشاهان صفويه آن را بنيان نهادند.

فصل اول: مکتب اخباريين
در اين فصل در قالب سه گفتار به چگونگي پيدايش و زمينه هاي شکل گيري مکتب اخباريين و تبيين مباني نظري مکتب آنان خواهيم پرداخت تا با پي جويي انديشه اخباري گري و سير فکري و آغاز نهضت اخباريين در عصر صفويه، که محور اين پايان نامه است بنحوي آشنا شويم.
1-1 : زمينه شکل گيري انديشه هاي اخباريين:
در اوايل قرن يازدهم هجري قمري مقارن با پيدايش “صفويّه”، در ايران جرياني به وجود آمد، و فرقه اي ظاهر شد، که ادعامي کردند که فقط پيغمبروامام حق دارند به قرآن رجوع کنند، و ديگران چنين حقي را ندارند. و بايد افراد ديگر و عموم مردم، به اخبار و احاديث رجوع کنند. اين گروه(اخباريون) در عين حالي که رجوع به قرآن را ممنوع کردند، رجوع به “اجماع” و “عقل” رانيز منکر شده، جائز نشمردند. چون ادعا مي کردند که “اجماع” را اهل تسنن، از پيش خودشان ساخته اند؛و عقل هم به خاطر اينکه ممکن است خطا کند، قابل اعتماد نيست. بنابراين تنها منبع براي رجوع انسانها، اخبار و احاديث مي باشد، به همين دليل است که اين گروه “اخباريون” ناميده شدند.
به هر کدام از “اخباريون” نيز مي توان گفت “اخباري” يا “اخباري مسلک” اين گروه به خاطر انکار حق رجوع به قرآن، انکار حجّيت اجماع و عقل، اساساً “اجتهاد” را هم منکر شدند، زيرا “اجتهاد” به معناي فهم دقيق و استنباط عميق است؛ و روشن است که فهم عميق، بدون استفاده از عقل و استنباط غير ممکن است. بنابراين اخباريون معتقد بودند که مردم بدون مراجعه به مراجع و مجتهدين، بايد خودشان مستقيماً به اخبار و احاديث رجوع کنند. همانطور که مردم عوام به توضيح المسايل رجوع مي کنند، و مسايل خود را دريافت مي کنند.
بنيان گذار اين مکتب ملا محمد امين استرآبادي بود که در حجاز سکونت داشت وکتاب معروف وجنجال برانگيزش”الفوائد المدنيه” را در همان سرزمين تاليف کرد. وي در اين کتاب سرسختانه به مجتهدان حمله کرده وحتي به آنان نسبت تخريب دين داد. پس از او اخباريان تندرويي چون شيخ عبد ا…سماهيجي وشيخ محمد اخباري روند تاختن وحتي فحاشي به مجتهدين را دنبال نمودند ومنشاء يک چالش بزرگ در ميان شيعه شدند به طوري که گاه پدر اصولي بود و پسر اخباري و برادر اصولي در رد برادر اخباري اش کتاب مينوشت، حتي در مواردي کار به نزاع وخونريزي ميکشيد همان طور که مردم شيخ محمد اخباري را بدليل هتاکي به مجتهدين به قتل رساندند. اين چالش نزديک به دو قرن ادامه يافت واخباري گري به دليل آنکه خود را متعبد محض به روايات معرفي ميکرد و چهره حق به جانبي داشت در اين مدت نفوذ فراواني در ميان جامعه شيعه بدست آورد.
در مقابل اخباريه، “اصوليون” و پيروان مکتب اجتهاد قرار دارند، که احکام را از “کتاب و سنت و اجماع و عقل” استنباط مي‌کنند و معتقدند که تنها اخبار و روايات نمي تواند مصدر همه تکاليف و جوابگوي همة نيازهاي جامعه، در هر عصر و زمان باشد. پيش از غيبت امام عصر(عج)، وظايف مکلفين شيعه از سوي امامان(ع)، به صورت شفاهي يا کتبي، مستقيماً يا توسط اصحاب و شاگردان، ابلاغ مي گرديد. و به ظواهر آن عمل مي شد، و مشکلي پيش نمي آمد. اما بعد از غيبت امام عصر(عج)و باگذشت زمان، و پيدا شدن مسايل و مباحث جديدي که در عهد ائمه(ع) مبتلا نبوده است، و بعد از آنکه اخبار و روايات جعلي توسط دشمنان ساخته شد، گروهي از فقهاي شيعه، ظواهر قرآن و روايات را براي پيدا کردن حقايق احکام الهي و صدور فتوي، کافي نديدند، و کمر به اجتهاد و تحقيق بستند؛ و به علم کلام و اصول، و علوم عقلي روي آورند، و احکام شرع را با احکام عقل تطبيق نمودند. اين فقها را “اصولي” مي گفتند. پس بايدگفت که، شيعه به دو دسته در عقايد تقسيم نشده است، که يکي از آنها اصولي و ديگر اخباري باشد، بلکه اخباري و اصولي در اصول عقايد مشترک هستند (توحيد- نبوت- معاد-امامت عدل و …) و همينطور در همه فروع با هم مشترک هستند مثل (نماز و روزه وحج و زکات و خمس و….) وهچنين بايد دانست که اختلاف آنان فقط در منهج علمي و روش و طريقه وصول به حکم شرعي مي باشد.
اساس اختلاف اخباري ها با مجتهدان (اصوليان) درمنابع وروش بدست آوردن معارف اعتقادي واحکام شرعي بود. درآغاز شکل گيري فقه شيعه يعني در عصر حضورمعصومين (عليهم السلام) بدليل دسترسي شيعيان به ايشان وعدم تنوع وپيچيدگي مسائل مختلف عبادي واجتماعي طبعا فقه شيعه عبارت بود از نقل احاديث وفقهاء دراين دوره تنها به دسته بندي روايات مي پرداختند وعمليات استنباط در ميان آنها مطرح نبود. دراوايل دوران غيبت نيز اين روند ادامه داشت وکتاب هاي “کافي” اثر شيخ کليني (ره) و “من لا يحضره الفقيه” تاليف شيخ صدوق (ره) با همين سبک نگارش يافتند.اما از آنجا که اهل سنت قائل به عصمت اهل بيت (عليهم السلام) نبودند ودر اخذ احکام به ايشان مراجعه نميکردند با توجه به شکل گيري سوالات جديدي که پاسخ آنها در قرآن وروايات رسول اکرم (صلي ا…عليه وآله وسلم) نيامده بود به استنباط و اجتهاد روي آوردند ومذهب هاي مختلف فقهي در ميان آنان شکل گرفت که در منابع وروش اجتهاد با هم اختلاف داشتند. مهمترين مذاهب فقهي سني ها حنفي، مالکي، شافعي وحنبلي هستند. علل و عواملي براي پيدايش و گسترش تفکّر اخباري گري در مکتب شيعه بيان شده است. در اين قسمت، کوشش بر آن است تا به برخي از مهم ترين نظريه ها در اين موضوع اشاره شود:

1-2 : احاديث امامان (عليهم السلام)، دربار? قياس

امامان معصوم (عليهم السلام) در احاديث بسياري، اصحاب و شاگردان خود را از عمل به قياس در امر دين و فتوا دادن از روي رأي شخصي برحذر داشته، کيفرهاي دردناکي براي سرپيچي از اين سفارش بيان کرده اند. اين احاديث به رغم معناي روشني که دارند، دستاويزي براي توجيه مسلک خِرَدستيزانه اخباريان شده است. از ميان تمام علل و عواملي که براي منشأ گرايش خردستيزانه اخباريان برشمرده اند، استناد به اين دسته از احاديث، بيش از همه مورد توجه خود اخباريان بوده است. ( ر.ک،حر عاملي، محمد بن حسن، الفوائد الطوسية، ص ???ـ ??? و ???ـ 428 ) برخي از روايات عمل به قياس به شدت نکوهش کرده و حتي سبب نابودي دين و هلاکت ابدي دانسته است: “سنت که به قياس درآيد، دين به نابودي گرايد” .( کلينى، محمد بن يعقوب، کافي، ج ?، ص ??، “إِنَّ السُّنَّةَ إِذَا قِيسَتْ مُحِقَ الدِّينُ”. ) “هر که به قياس عمل کند، به طور قطع نابود مي شود”. ( همان، ص ??، “مَن عَمِلَ بالمقائيسَ فقد هَلَکَ”. ) “به درستي که دين خدا فقط از راه تسليم و اطاعت (در برابر اولياء) به دست مي آيد و نه به وسيله خِردهاي خُرد و انديشه هاي سست و قياس هاي فاسد، پس کسي که خود را تسليم ما کرد، سالم ماند و کسي که از ما هدايت جست، به مقصود رسيد و کسي که از قياس و رأي خود پيروي کرد، نابود شد”.( شيخ صدوق، کمال‏الدين، ج ?، ص ???، “اِنّ دينَ اللّه ِ لايُصابُ

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره شاه عباس اول، شاه طهماسب، سلطان محمد Next Entries منابع مقاله درباره معرفت بخش، علم اصول فقه، استنباط حکم