منابع مقاله با موضوع پناهندگان، افغانستان، وزارت امور خارجه

دانلود پایان نامه ارشد

ذم? امضا کرده باشند، به مردان اجازه ازدواج به لحاظ شرايطي داده شده ولي از آن جا که زنان به صورت نسبي در معرض تأثيرپذيري جدي تري قرار دارند، از اين ازدواج مطلقاً منع شده اند.36

گفتارچهارم: انواع بيگانه در ايران
به طور کلي بيگانگان را مي توان از نظر نحوه ورود و نوع حقوقي که از آن برخوردارند به دسته هاي مختلف تقسيم کرد مانند بيگانه عادي، مسافر، دانشجو، بازرگان، مأمور و … که هر يک به عناويني وارد کشور مي شوند در ذيل به چند نمونه متناسب با موضوع بحث اشاره مي شود.

بند اول) مهاجرين
الف: دارندگان کارت آبي ( افغانيها)
پس از کودتاي مارکسيستي در افغانستان و اشغال آن کشور از سوي شوروي سابق تعداد بسيار زيادي از افغانيها به کشور ايران هجوم آوردند. در سال 1361 وزارت کشور از طريق فرمانداريهاي سراسر کشور اقدام به صدور کارت شناسايي سفيد رنگ جهت اين افراد نمودند و چون روند ورود اين مهاجرين از راههاي غيرمجاز ادامه داشت و اين امر تبعاتي را به دنبال مي آورد در سال 1363 به تجديد اقدام به شناسايي افاغنه شد و اين بار کارتهاي سفيد رنگ مخصوص که مشخصات و تصوير اين افراد روي آن الصاق مي شد براي آنها در نظر گرفته شد چون وضعيت افغانستان همچنان بحراني و نامعلوم بود و هجوم آنها به ايران نيز متوقف نشد و هر ساله تعداد زيادي به مهاجرين افغاني افزوده مي شد به همين منظور در سال 1367 مسئولين کشور تصميم گرفتند که براي سومين بار افغاني ها را شناسايي کنند که در اين سال کارتهاي آبي رنگ براي اين منظور در نظر گرفته شد. لازم به ذکر است که اين کارتها همانطور که در آنها قيد شده صرفاً به منظور شناسايي در نظر گرفته شده اند اما عملاً اکثر آنها به عنوان کارت اقامت قانوني استفاده مي کنند ولي مقامات ايران با توجه به وضعيت اسفبار افغانستان با ديد? اغماض نسبت به اقامت آنان اقدام کرده اند. 37
ب) دارندگان کارت سبز (عراقي ها)
حضور عراقي ها در ايران را به طور محسوس مي توانيم بعد از سال 1975 ميلادي مشاهده کنيم ورود انبوه اين افراد بعد از انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي آغاز شده به صورتي که هم اکنون تعداد زيادي از اتباع خارجي موجود در کشور ما را اين دو گروه تشکيل مي دهند. اين افراد گروهي ايراني الاصل هستند که رانده شده از عراق بوده و عمدتاً در اردوگاههاي موجود در غرب کشور اسکان داده شده اند گروهي نيز به علل ديگر از عراق خارج شده و به ايران رو آورده اند و گروهي نيز از دارندگان کارت سبز، اسرايي هستند که نادم شده و بعضي از آنها حتي در کنار نيروهاي ايراني در جنگ تحميلي بر عليه عراق جنگيدند. مسئولين وزارت کشور جهت عراقي ها کارت سبز را در نظر گرفتند در پايين کارت عراقي ها اين جمله نوشته شده است ” اين کارت جهت استملاک اموال غيرمنقول اعتبار ندارد” مفهوم مخالف اين جمله اين است که جهت ساير اعمال حقوقي معتبر است اما در عمل اينطور نيست و اعتبار چنداني به کارت داده
نمي شود. چرا که اين کارت نيز مانند کارت آبي افاغنه در اصل براي شناسايي در نظر گرفته شده است.38 در مقام مقايسه اين دو کارت مي توان گفت با توجه به واقعيت هاي عملي و موجود هم و غم مسئولين کشور در جهت حمايت بيشتر از آوارگان عراقي بوده است و اين را مي توان از مقايسه امکانات اعطاء شده به اين دو دسته استنباط کرد. مثلاً براي عراقي ها در تعدادي از استانهاي غربي کشور شهرک هايي ساخته شده است که مهاجران عراقي در آن ساکن هستند و امکانات به نسبت بيشتري نسبت به افغانيها دريافت مي کنند در حالي که در هيچ کجاي کشور شهرک مسکوني در اختيار آوارگان افغاني نيست.

بند دوم : دارندگان دفترچه پناهندگي
ماده اول آيين نامه پناهندگان مصوب 25/9/1342 مقرر مي دارد: ” مقصود از پناهنده فردي است که به علل سياسي، مذهبي، نژادي يا عضويت در گروه هاي خاص اجتماعي از ترس جان و شکنجه خود و افراد خانواده اش که تحت تکفل او مي باشند به کشور ايران پناهنده شوند”. اعطاي پناهندگي موکول به درخواست است و شخص متقاضي بايستي دلائل موجهي ارائه کند که لزوم اعطاي پناهندگي را به اثبات برساند. پناهندگي يکي از حقوق مسلم بشري در اعلاميه جهاني 1948 شناخته شده است.39 هر چند دولت ايران با الحاق به كنوانسيون مربوط به وضع پناهندگان و پروتکل مربوط به آن، خود را متعهد و مکلف به اجراي مواد آن نموده است و در عمل پناهندگان بي شماري را پذيرفته است اما چون دولتها هيچ الزامي در پذيرش پناهندگي ندارند در صورت عدم پذيرش تقاضاي شخص پناهنده جاي هيچ گونه اعتراضي باقي نمي ماند و متقاضي بايد خاک ايران را ترک کند. ترسي که موجب پناهندگي خواهد شد بايد ناظر به “جان” باشد و شامل “مال” نخواهد شد، بنابراين کسي نمي تواند به خاطر ترس از مصادره شدن اموالش به ايران پناهنده شود.
تقاضاي پناهندگي به طريق زير امکان پذير است: اول) عبور شخص از منطقه مرزي به خاک ايران، که در اين حالت بايد به محض ورود، خود را به اولين پاسگاه مرزي يا مقام رسمي صلاحيت دار معرفي و تقاضاي خود را تسليم نمايد دوم) تقديم درخواست از طريق يکي از خارجيان ساکن خارج از ايران مبني بر پناهندگي به ايران سوم) تقديم درخواست خارجيان مقيم ايران داير به قبول پناهندگي. براي رسيدگي به امور پناهندگان کميته اي در وزارت کشور به نام “کميته دائمي پناهندگان” تحت نظر معاون وزارت کشور و با حضور نمايندگان وزارت امور خارجه و وزارت کار و امور اجتماعي و وزارت اطلاعات و ستاد ارتش و نيروهاي انتظامي و مدير کل سياسي و رئيس اداره سياسي وزارت کشور تشکيل مي گردد.
کميته دائمي پناهندگان صلاحيت رسيدگي به قبول يا رد پناهندگي و ساير امور مربوط به پناهندگان را دارد و تقاضاي پناهندگي موقعي پذيرفته خواهد شد که اطمينان حاصل شود:
1- متقاضي از تقاضاي پناهندگي به ايران سوءنيت نداشته باشد 2- منظور از پناهندگي اشتغال به کسب و کار نباشد، چون قبول تقاضاي پناهندگي از موارد اعمال حق حاکميت است و فردي که تقاضاي او رد شده است از اين جهت حق شکايت به محاکم دادگستري و يا ديوان عدالت اداري را نخواهد داشت. از آنجا که پناهندگان به دو طريق وارد ايران مي شوند: يک دسته افرادي که از راههاي مجاز وارد کشور شده و سپس درخواست پناهندگي مي نمايند دسته ديگر افرادي هستند که به صورت غيرمجاز وارد کشور شده اند چون تحقيق در مورد افرادي که پس از ورود به خاک ايران تقاضاي پناهندگي مي نمايند محتاج به زمان کافي است تا ثابت شود که فرد متقاضي حائز شرايط مي باشد يا خير در اين مدت نمي توان به او اجازه اقامت در ايران را داد، بنابراين چنين افرادي را به اردوگاههاي که معروف به “اردوگاه قرنطينه اي” است اعزام
مي نمايند تا در مورد اسناد و مدارک آنان و صحت اظهارات آنها تحقيق کافي به عمل آيد. پس از تحقيقات لازم و تشريفات قانوني مقرر در صورتي که تقاضاي آنان مورد موافقت قرار گيرد و ضمناً سلامت جسمي و روحي و عدم ابتلاي آنان به بيماريهاي واگيردار احراز شود، اجازه ترخيص صادر خواهد شد. به افراد ساکن در اردوگاه مستمري بطور ماهيانه پرداخت مي شود. ميزان مستمري را دولت جمهوري اسلامي ايران با توجه به امکانات مالي خويش و ميزان مستمري بگيران و احتياجات آنان تعيين مي نمايد و به سرپرست خانواده هاي ساکن اردوگاه اعم از پدر و مادر و يا فرزند بزرگتر و يا هر فردي که به عنوان سرپرست خانواده محسوب مي شود پرداخت خواهد شد.40
نکته قابل توجه آن است که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، در مورد آوارگان افغاني و معاودين عراقي، عملکرد اجرائي دولت بدين نحو بود که براي اکثريت آنان بدون آن که تقاضاي پناهندگي مورد پذيرش قرار گرفته و آنان مشمول مقررات خاص مربوط به پناهندگان باشند، کارت اقامت صادر شده بود41 و از برخي حقوق و مزاياي قانوني، از قبيل اجازه اقامت، اجازه کار، استفاده از سهميه هاي دولتي و … برخوردار شده بودند. مهم ترين اثر قبول پناهندگي اجازه اقامت است، کسي که تقاضاي پناهندگي او قبول مي شود حق دارد در ايران اقامت کند و در اين مورد بايد با پناهنده، مساعدترين رفتاري که با خارجيان مقيم در ايران بعمل مي آيد رفتار نمود.

بند سوم : مقيمين و جهانگردان
الف: دارندگان پروانه اقامت
هر کشوري، براي ورود بيگانگان به خاک آن کشور مي تواند شرايطي را پيش بيني نمايد، معمولاً براي اقامت در يک کشور بايد از طرف مقامات صلاحيتدار آن کشور اجازه نامه اي صادر گردد که در آن مدت و محل اقامت قيد مي گردد. در ايران نيز اين اجازه نامه در بدو ورود بيگانه به خاک ايران از طرف نيروي انتظامي صادر مي شود. در قانون ورود اقامت اتباع خارجه در ايران، دو نوع اقامت براي بيگانگان پيش بيني شده، اقامت دائم و اقامت موقت. هر بيگانه که طبق قانون در خاک ايران داراي اقامتگاه قانوني اختيار نموده باشد اقامت وي دائم است و اگر اقامتگاه نداشته باشد اقامت وي موقت است.
هر بيگانه اي که بخواهد در ايران اقامت نمايد مکلف است ظرف 8 روز پس از ورود به ايران برگهاي درخواست صدور پروانه اقامت را تنظيم و تکميل و امضاء نموده به انضمام ساير مدارک لازم به نيروي انتظامي محلي که مي خواهد در آنجا اقامت اختيار کند تسليم نمايد.
مثلاً کسي که براي سياحت يک ماهه وارد ايران مي شود، يا بيگانه اي که براي ديدار اقوام و خويشان چند روزي به ايران مي آيد، اقامت موقت دارد. اقامت بيگانه چه بصورت دائم و چه موقت، محتاج صدور پروانه از شهرباني (نيروي انتظامي) است. شهرباني محل در برگ اقامت، موقت يا دائم بودن آن را قيد مي کند که در صورت موقت بودن بايد مهلت آن معين باشد.42
آيين نامه اجرايي قانون ورود اقامت اتباع بيگانه مصوب 12/3/1352 براي اقامت دائم شرايطي را مقرر داشته و فقط براي بيگانه اي که آن شرايط را دارا باشد، پروانه اقامت دائم صادر مي گردد.
اين شرايط از 5 سال سابقه قانوني اقامت متناوب يا متوالي در ايران به شرط آنکه متقاضي هنگام تقاضا 18 سال تمام داشته باشد، يا 2 سال سابقه اقامت قانوني متوالي يا متناوب به شرط داشتن مقامات عالي علمي يا شغلي در تخصص در امور توليدي و عمراني، يا داشتن سابقه خدمت ارزنده براي امور عام المنفعه ايران، يا سرمايه گذاري در ايران با داشتن تملک مالي، و يا داشتن زن و فرزند ايراني، پروانه اقامت دائم صادر
مي گردد كه هر سه سال تجديد مي گردد.
اجازه اقامت دائم از نيروي انتظامي مرکز ناحيه اي که بيگانه مي خواهد در آن ناحيه اقامت کند صادر
مي گردد، مگر در مواردي که نمايندگان ايران در خارج اين پروانه را صادر کرده باشد.
ب: بيگانه جهانگرد
از آن جا که مدت اقامت جهانگردان و گردشگران در هر کشوري کوتاه است و معمولاً منبع با ارزشي جهت توليد درآمد مملکت به شمار مي آيند، اغلب کشورها جهت جلب جهانگردان مقرراتي براي تهسيل امور آنان از نظر ورود و اقامت در نظر گرفته اند حتي در بعضي کشورها جهانگردان از جهت نرخ ارز داراي امتيازاتي مي باشند، جهانگرد يا توريست حق کار کردن در کشوري که به اين عنوان وارد شده را ندارد، اين بيگانگان معمولاً با اخذ ويزاي توريستي از نمايندگان کنسولي کشور مقصد در کشور مبدأ، به آن کشور سفر مي کنند مگر اينکه بين کشور مبتوع شخص توريست و کشور مقصد، قرارداد لغو رويداد باشد که در اين صورت از اخذ ويزا معاف است.
بعضي افراد به عنوان توريست به کشوري وارد مي شوند و پس از پايان مدت تعيين شده در ويزاي ورود به صورت غير قانوني در آن کشور زندگي مي کنند. به عبارت ديگر اين افراد عملاً در آن کشور مقيم
مي باشند اما قانوناً مقيم نيستند. لذا هر زمان مدارک آنها بررسي شود، مسئولين آن کشور مي توانند آنها را اخراج کنند.

در اين فصل به قوانين و مقرراتي اشاره خواهيم كرد كه به موجب آن بانوان ايران مي توانند با مردان بيگانه در صورت رعايت مقررات مربوطه ازدواج نمايند. ابتدا شرايط ازدواج زن ايراني با مرد بيگانه مورد بررسي قرار خواهد گرفت سپس از ازدواج مرد ايراني با زن بيگانه سخن مي گوييم.

مبحث اول : ازدواج مسلمان با غير

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع اسناد و املاک، شرکت در انتخابات، وزارت امور خارجه Next Entries منابع مقاله با موضوع زنان مسلمان، ناسخ و منسوخ، عقد نکاح