منابع مقاله با موضوع وجوه نقد، حاکمیت شرکتی، تامین مالی

دانلود پایان نامه ارشد

بگیریم، شرکتهای دولتی متمرکز مالکیت بسیار زیادی دارند. اگرچه برخلاف سهامداران عمده خصوصی، مالکیت دولتی با پولی سرمایهگذاری شده است که نهایتاً به طورکلی متعلق به دولت است، نه افراد درون دولت که در فعالیت شرکت نفوذ دارند. تبدیل مالکیت دولتی به مالکیت خصوصی، که خصوصیسازی30 نامیده میشود، محیط مطلوبی برای آزمون اثرات مالکیت بر عملکرد شرکتها فراهم میکند.
سرمایهگذاران نهادی
گروههای پرشماری در حاکمیت شرکتی نفوذ دارند. در این میان، سهامداران، بهویژه سرمایهگذاران نهادی نقش مهمی ایفا میکنند. در انگلستان، چهار نوع اصلی از سرمایهگذاران نهادی عبارت از صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای بیمه عمر ، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک31 واحدهای اوراق بهادار و صندوقهای سرمایه گذاری مشترک سرمایهگذاری32می باشند . از دیدگاه سرمایهگذاران نهادی، یکی دیگر از سازوکارهای حاکمیت شرکتی نیرومند را بازنمایی میکنند که میتوانند بر مدیریت شرکت نظارت داشته باشند و هم میتوانند منافع گروه سهامداران را همسو کنند. راههایی که بدانوسیله سهامداران میتوانند بر مدیریت نظارت کنند عموماً در چارچوب نظریه نمایندگی معرفی میشود. هر روز بر اهمیت نقش نظارتی سرمایهگذاران نهادی افزوده میشود. زیرا آنان بسیار بزرگ و با نفوذ شدهاند و درعینحال تمرکز مالکیت قابل ملاحظهای رابهدست آوردهاند. البته، در نوشتههای حاکمیت شرکتی از تمرکز مالکیت بهعنوان سازوکاری مهم یاد میشود. که مشکلات نمایندگی را کنترل و حمایت از منافع سرمایهگذران را بهبود میبخشد. (شلیفر33 و ویشنی34، 1997).
باوجود این، چنین تمرکزی میتواند اثرات منفی هم داشته باشد، مانند دسترسی به اطلاعات محرمانه که عدم تقارن اطلاعاتی را از بین آنان و سهامداران کوچکتر ایجاد میکند. سرمایهگذاران نهادی همچنین میتوانند تضادهای نمایندگی را به واسطه وجودشان در مقام کارگمار (یا مالک) عمده، که مشکلات برخاسته از جدایی مالکیت و کنترل را کاهش میدهد، وخیمتر کنند. اگرچه با رشد تمرکز مالکیت این مشکل هم برطرف میشود. سرمایهگذاران نهادی، میتوانند مشکلات کارگزاری را به دلیل توانایی برخورداری از مزیت صرفه اقتصادی مقیاس و تنوع بخشی حل و فصل نمایند. لذا به نظر میرسد سرمایهگذاران نهادی، در مقام سهامداران شرکتها، هم علت و هم چاره یا راهحل مشکل نمایندگی را بازنمایی میکنند و وجود آنها در مقام سهامدار باعث جدایی مالکیت و کنترل میشود، درحالیکه درگیری فزاینده آنها در شرکتها و متمرکزکردن مالکیت، راهی برای نظارت بر مدیریت شرکت بهدست میدهد (حساس یگانه و باغومیان، 1385).
در صورتیکه سرمایهگذاران نهادی مالک درصد عمدهای از سهام شرکت باشند، فروش سهام و خروج از شرکت مشکلتر میشود. و نظارت آنها در شرکت مزبور افزایش مییابد. سرمایهگذاران نهادی به دنبال ارتباط با مدیران ارشد شرکتهای موجود در پرتفوی خود هستند و در فعالیتهای نظارتی «پشت درهای بسته» شرکت میکنند (رامسی و دیگران،2000 و استاپلدان،1996). این سرمایهگذاران از طریق فعالیتهای نظارتی خود درک بهتری از شرایطی دارند که عملکرد شرکتها را تحت تأثیر قرار میدهد و احتمال کمی دارد مدیران شرکتهای موجود در پرتفوی خود را، به دلیل سود پایین که به دلیل مدیریت ضعیف آنان نیست، جریمه کنند.
با توجه به موارد پیشگفته، سازوکارهای حاکمیتی خاص مانند اعضای غیرموظف هیئت مدیره با مالکیت سرمایهگذاران نهادی با نظارت بر کیفیت اطلاعات افشاشده توسط مدیران، باعث انگیزهبخشیدن به مدیریت شرکت میشوند. بهنظرمیرسد سرمایهگذاران و مدیران غیرموظف بر بهبود پیشبینی سود و دقت و بهموقع بودن آن اثر داشته باشند چون دامنه وسیعی از ساختار و اثربخشی هیئت مدیره و مالکیت در شرکتهای سهامی عام وجود دارد.
کیفیت افشای اطلاعات و سرمایهگذاران نهادی
سرمایهگذاران نهادی نقش عمدهای در بازارهای مالی بازی میکنند. مباحث اخیر منتشر شده در مطبوعات مالی با بیان این موضوع ، مدیران را به محترم شمردن فعالیتهای حاکمیت شرکتی و بهبود شفافیت فرا میخوانند. سرمایهگذاران نهادی فراهم کنندگان بزرگ وجه نقد در بازار مالی هستند و اغلب به عنوان عامل عمده و اصلی حاکمیت شرکتی، مجموعۀ بزرگی از سهام شرکتهای بزرگ را در اختیار دارند (شلیفر و ویشنی،1997).
سرمایهگذاران نهادی نسبت به فعالیتهای مربوط به افشای شرکت حساس هستند. زیرا اولاً، آنها بهدلیل اثر افشای بهتر اطلاعات بر کاهش اثر قیمت معاملات، بیشتر جذب شرکتهای دارای کیفیت افشای خوب میشوند. ثانیاً، افشای خوب میتواند بهطور بالقوه بر فرصتهای معاملات سودآوری اثرگذار باشد که منافع آنها را افزایش میدهد. از طرف دیگر اگر سرمایهگذاران نهادی بر اطلاعات عمومی بازار متکی باشند یا منابع کافی برای به کارگیری اطلاعات محرمانه نداشته باشند، سهام شرکتهای دارای افشای مفید را ترجیح میدهند. از آنجایی که افشا، یکی از سازوکارهای کاهش هزینۀ نظارت بر عملکرد شرکت است، سرمایهگذاران نهادی انگیزههایی برای اجبار مدیران به افشای اطلاعات مربوط35 خواهند داشت (بوشنی و نو،2000). در تأیید این موضوع الگازار (1998) بیان کرد مالکیت نهادی ممکن است موجب افشای داوطلبانۀ بیشتر شود. وجود سرمایهگذاران خارجی بزرگ اثر مفیدی بر راهبرد افشا دارد. بنعلی (2009) بیان میکند مداخلۀ سرمایهگذاران نهادی خارجی برای بالابردن استانداردهای حاکمیت شرکتی بینالمللی استفاده میشوند. نظارت فعال از طریق بلوکهای سرمایهگذاری بزرگ، هزینههای نمایندگی (جدایی مالکیت از مدیریت) و تقاضای افشای بیشتر و مفید را کاهش میدهد. تحقیقات پیشین نتایج گوناگونی در بررسی ارتباط مالکیت بلوکهای سرمایهگذاری خارجی و سطح افشا ارائه کردهاند. برای مثال، شادوتیز و بلونیز (1998) ارتباطی منفی میان مالکیت نهادی و افشای اطلاعات برای نمونهای از شرکتهای بورس فنلاند یافتند درحالیکه انگ و مک (2003) ارتباط مثبتی میان مالکیت دولتی بزرگ و میزان افشای اختیاری در بورس سنگاپور یافتند.

بخش دوم: حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری
2-3- جریانات نقدی و حساسیت آن بر سرمایه گذاری
2-3-1-تعریف جریان های نقدی
درک جریان های نقدی برای یک شرکت جهت تصمیمگیریهای سرمایه گذاران، مدیران و سایر اشخاص ذینفع مهم است. هر شرکتی برای تداوم حیات خود و باز پرداخت اصل بدهیها و بهره باید به نقدینگی کافی دسترسی داشته باشد. در بلند مدت جریان وجوه نقد ناشی از عملیات باید برای پوشش نیازهای نقدی کفایت داشته باشد. اگر خالص جریان وجوه نقد ناشی از عملیات یک شرکت منفی باشد ،معمولا این شرکت با مشکلات مالی متعددی روبرو می شود(عربصالحی و اشرفی، 1390).
در کوتاه مدت نیز شاید شرکت قادر به کسب نقدینگی مورد نیاز از طریق استقراض یا فروش دارائی ها باشد، اما در بلند مدت با بکارگیری این روش ها قادر نخواهد بود در عرصه رقابت موفقیت لازم را کسب نموده ودر صحنه باقی بماند. بستانکاران و اعتباردهندگان از استقراض به شرکتی که نمی تواند خالص جریان وجوه نقد ناشی از عملیات را مثبت کند، امتناع میورزند. بر همین اساس ، خالص جریان وجوه نقد ناشی از عملیات منفی، همراه با خالص جریان وجوه نقد ناشی از فعالیت های سرمایه گذاری مثبت(از طریق فروش داراییها) و خالص جریان وجوه نقد ناشی از فعالیت های تامین مالی مثبت (از طریق استقراض) نشانه های منفی محسوب می شوند. به عبارتی شرکتی که بطور موفق عمل می کند ، خالص جریان وجوه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی آن مثبت خواهد بود.این وجوه نقد مازاد می تواند برای اهداف مربوط به توسعه شرکت و یا اهداف تامین مالی استفاده شود.
ارزش یک شرکت در حال رشد معمولا در حال ازدیاد است. در مواردی که شرکت از راه تحصیل داراییهای جدید توسعه مییابد قادر به تولید و فروش محصولات بیشتری خواهد بود که در نتیجه آن به سودآوری اضافه دست خواهد یافت و جریان وجوه ناشی از عملیات آن نیز بیشترخواهد شد. از سویی اگر خالص جریان وجوه نقد ناشی از عملیات شرکت به آن میزان مثبت باشد که پس از رفع نقدینگی مورد نیاز فعالیت های سرمایهگذاری، باز هم نقدینگی مازاد باقی بماند، معمولا از این وجوه جهت بازپرداخت بدهی ها با پرداخت به سهامداران استفاده خواهد شد(کاشانی پور و تقی نژاد،1388)
2-3-2-اهمیت وجه نقد در تصمیم گیری استفاده کنندگان صورتهای مالی
از آنجا که هدف های حسابداری و گزارش های مالی از نیازها و خواسته های اطلاعاتی استفاده کنندگان بیرون سازمانی سرچشمه می گیرد و هدف اصلی گزارشگری مالی خارجی , بیان اثرات اقتصادی رویدادها و عملیات مالی موثر بر وضعیت و عملکرد واحد تجاری برای اشخاص خارج از واحد تجاری جهت کمک به آنان در اتخاذ تصمیمات مالی در ارتباط با واحد تجاری است (نقی نژاد،1389).
وجوه نقد و جریان وجه نقد یک واحد انتفاعی، جزء اساسیترین رویدادهایی است که شالوده بسیاری از تصمیم گیری ها و قضاوت های استفاده کنندگان از اطلاعات مالی را درباره آن واحد انتفاعی ، ممکن می سازد (همان ماخذ).
لذا با نگرش به اینکه وجه نقد که از یک طرف به عنوان سیال ترین دارائی و از طرف دیگر به عنوان کوچکترین دارایی مولدی که شرکت ها نگهداری می کنند و همچنین وجوه نقد اصلیترین عنصر از گروه داراییهای جاری و مهمترین مولفه سرمایه در گردش واحدهای انتفاعی است . به نحوی که تداوم فعالیت و تحقق اهداف واحدها را تسهیل می نماید، بسیار با اهمیت می باشد(کاشانی پور و تقی نژاد،1388).
بنابراین وجود مقدار زیادی دارائی جاری مخصوصآ وجه نقد به شرکت قوت می بخشد و ریسک فقدان نقدینگی را کاهش می دهد ، لذا اتخاذ تصمیمات اقتصادی توسط استفاده کنندگان صورت های مالی مستلزم ارزیابی توان واحد تجاری جهت ایجاد وجه نقد و زمان قطعیت آن میباشد. این توان در نهایت تعیین کننده ظرفیت واحد تجاری جهت انجام پرداخت هایی از قبیل پرداخت به تامین کنندگان، پرداخت مخارج مالی, انجام سرمایه گذاری است(کمیته تدوین استانداردهای حسابداری،1390).

2-3-3-مفهوم نگهداری وجوه نقد مورد انتظار(مطلوب)
نگهداری وجه نقد برای شرکت ها جهت فراهم آوردن نقدینگی است ، چرا که وجود آن در جهت پژوهش عملیات واحدهای تجاری حیاتی است. دراین خصوص کینز (1936) سهانگیزه نیاز به انجام معاملات، انجام اقدامات احتیاطی و مقابله با شرایط دارای ریسک را سبب نگهداری وجه نقد دانست وهرکدام را این گونه بیان کرد که:
1-انگیزه معاملاتی: هدف از نگهداری وجوه نقد در این حالت ، پوشش نیازهای نقدی معاملات جاری شخصی و مبادلات تجاری شرکت ها و پرداخت تعهدات جاری آنهاست.
2-انگیزه احتیاطی یا جبرانی: هدف از نگهداری وجوه نقد در این حالت ، پوشش ریسک ناشی از کسب وجوه نقد و معادل آن ها جهت تامین منابع اهداف مشخص بطور مناسب می باشد .
3- انگیره سفته بازی: هدف از نگهداری وجوه نقد طبق این دیدگاه ، کسب سود ناشی از نوسانات قیمت بازار در آینده که خلق ارزش می کنند ، می باشد.
پژوهش های انجام شده در زمینه نگهداری وجه نقد توسط شرکت ها ، انگیزه انجام معاملات(وجود هزینه معاملاتی) و انگیزه احتیاطی را بیشتر مورد تاکید قرار داده اند.انگیزه انجام معاملات بیشتر به دلیل هزینه بر بودن استفاده از سایر دارایی ها(بجز وجه نقد) در انجام معاملات تجاری است. بر ایناساس می توان گفت شرکت هایی که با کمبود منابع داخلی روبرو هستند، می توانند با فروش دارایی ها، ایجاد بدهی های جدید و یا با عدم پرداخت سود سهام نقدی ، منابع خود را افزایش دهند(عنایتی،1388).
بنابراین، انتظار می رود شرکت هایی که با هزینه معاملات بیشتری روبرو هستند ، مبالغ بیشتری از دارایی های نقدی را نگهداری کنند.از طرف دیگر، انگیزه احتیاطی بیشتر مورد مقابله با ریسک کمبود نقدینگی، استفاده از فرصت های تجاری و اجتناب از ورشکستگی است. بنابراین شرکت ها موجودی نقد را برای مواجهه با وقایع پیش بینی نشده نگهداری مینمایند و در صورتیکه هزینه سایر موارد تامین مالی بسیار زیاد باشد، برای تامین مالی سرمایهگذاری های خود از موجودی های نقدی نگهداری شده استفاده می شود (همان ماخذ).
نگهداری وجوه نقد در شرکت ها ، علاوه بر مزایا ، مخاطرات یا هزینه هایی نیز بهمراه

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع هیئت مدیره، ارزش شرکت، افشای اختیاری Next Entries منابع مقاله با موضوع تئوری نمایندگی، وجوه نقد، تامین مالی