منابع مقاله با موضوع هوش هیجانی، توانایی ها، پردازش اطلاعات، کنترل تکانه

دانلود پایان نامه ارشد

می کند (ویسینگر، 1998).
هوش هیجانی طبق نظر گاروی (1997) شامل چندین توانایی است که عبارتند از: توانایی پیگیری و با انگیزه بودن، توانایی کنترل تکانه ها، توانایی کنترل هیجانات و همدلی کردن. بار- آن نیز معتقد است که هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی ها و قابلیتها و مهارتهایی است که فرد را برای سازگاری با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز می کند و صفت هیجانی در این نوع هوش رکن اساسی است که آن را از هوش شناختی متمایز می کند (بار- آن، 1999).
2-1-5- دیدگاه های موجود در باب هوش هیجانی
نگاهی به تعاریف متعدد هوش هیجانی دو خط نظری کلی را در این زمینه نشان می دهد: یکی دیدگاه اولیه از هوش هیجانی است که آن را بعنوان نوعی از هوش تعریف می کند که هیجان و عاطفه را نیز در بر می گیرد. دوم دیدگاه ترکیبی که هوش هیجانی را با سایر توانایی ها و ویژگیهای شخصیتی نظیر انگیزش ترکیب می کند.
2-1-5-1- دیدگاه توانایی (پردازش اطلاعات)
اصطلاح هوش هیجانی، اولین بار از سوی سالووی و مایر(1990)، بعنوان شکلی از هوش اجتماعی مطرح شد. الگوی اولیه آنها از هوش هیجانی سه حیطه از توانایی ها را شامل می شود:
1- ارزیابی و ابراز هیجان: ارزیابی و ابراز هیجان در خود با دو مؤلفه کلامی و غیرکلامی،همچنین ارزیابی هیجان در دیگران با مؤلفه های فرعی ادراک غیر کلامی و همدلی مشخص می شود.
2- تنظیم هیجان در خود و دیگران: تنظیم هیجان در خود به معنی تجربه فراخلقی،کنترل، ارزیابی و عمل به خلق خویشتن است و تنظیم هیجان در دیگران یعنی تعامل مؤثر با سایر افراد (برای مثال: آرام کردن هیجانات درمانده کننده در دیگران) می باشد.
3- بهره برداری از هیجان: استفاده از اطلاعات هیجانی در تفکر، عمل و مسئله گشایی است. به عنوان مثال افراد همواره از اثر بخشی و ارزش اجتماعی کمک به کسانی که دوستشان دارند، آگاه هستند و نسبت به آن احساس خوبی نشان می دهند. لذا افرادی که توانایی کنترل هیجانات دیگران را دارند به گونه مؤثر و فرا اجتماعی عمل می کنند و می توانند شبکه های حمایت اجتماعی محکم تری بسازند (سیاروچی، فورگاس و مایر، 1383).
مایر، سالووی و کارسو (2000) مدل اصلاح شده ای از هوش هیجانی تدوین کردند که بر مؤلفه های شناختی رشد هوشمندانه و هیجانی تأکید بیشتری داشت. این مدل هوش هیجانی را به صورت عملیاتی در دو سیستم شناختی و هیجانی بررسی می کنند: سیستم استعداد تشخیص یا وارد کردن اطلاعات و توانایی پردازش اطلاعات هیجانی در تمام مدت و دستکاری سریع نمادها و ارجاع به دانش تخصصی. هر دو سیستم در یک الگوی کاملاً یکپارچه عمل می کنند. مدل مورد نظر از چهار شاخه یا مؤلفه تشکیل می شود (مایر و سالووی،1997) که هریک طبقه ای از توانایی ها را که بر اساس پیچیدگی و به صورت سلسله مراتبی مرتب شده اند، نشان می دهد. مهارت های فرعی هر شاخه مطابق با پیچیدگی هر شاخه سازمان یافته است که میزان این پیچیدگی به طور چشم گیری با مهارتهای شاخه های دیگر مدل بستگی دارد.
نظریه توانایی (تجدید نظر شده در سال 1998) مایر، سالووی و کارسو، هوش هیجانی را به چهار حوزه تقسیم می نماید:
1- توانایی آگاهی عاطفی به منظور دریافت صحیح عواطف: این حوزه شامل ادراک و ابراز عواطف می باشد که در بر گیرنده ی ارزیابی صحیح عواطف در خود و دیگران است.
2- توانایی کاربرد عواطف جهت تسهیل جریان تفکر: این حوزه از هوش هیجانی شامل توانایی کاربرد عواطف جهت تسهیل تفکر است که در بر گیرنده ی پیوند و ارتباط صحیح عواطف با سایر احساسات و نیز توانایی کاربرد عواطف برای بهبود و افزایش تفکر می باشد.
3- توانایی فهم و درک عواطف و معانی آنها: این حیطه از هوش هیجانی،شامل تجزیه کردن عواطف به اجزای مختلف، فهمیدن و درک تغییر احتمالی از یک حالت احساسی به حالت احساسی دیگر و فهم احساسات پیچیده در موقعیت های اجتماعی می باشد.
4- توانایی مدیریت عواطف: حوزه چهارم از هوش هیجانی مدیریت عواطف است که شامل توانایی اداره ی احساسات خود و دیگران می باشد.
2-1-5-2- دیدگاه ترکیبی (شخصیتی- اجتماعی- هیجانی) هوش هیجانی
هوش هیجانی از سوی برخی محققان برای توصیف اسنادها یا توانایی هایی که برخی از جنبه های شخصیتی را نشان می دهد، به کار رفته است. مایر، سالووی و کارسو (2000) مدل توانایی را از مدل مختلط هوش هیجانی متمایز کردند. مدل مختلط شامل طیف وسیعی از متغیرهای شخصیتی است که مخالف با مدل توانایی مایر و سالووی می باشد که کاملاً شناختی است. یک وجه کاملاً متفاوت این دو مدل متفاوت میان مفهوم «صفت» و «پردازش اطلاعات» هوش هیجانی است. این وجه تفاوت در دیدگاه های مختلف سنجشی و تعاریف عملیاتی از سوی نظریه پردازان مدل مختلط و توانایی نمایان است. مفهوم «صفت» هوش هیجانی با شاخص های بین موقعیتی34 رفتار نظیر همدلی، جرأت و خوش بینی ارتباط دارد، در حالیکه مفهوم «پردازش اطلاعات» مربوط به توانایی هایی نظیر توانایی تشخیص، ابراز و برچسب زدن هیجان می باشد. مفهوم «صفت» ریشه در چارچوب شخصیتی دارد که از طریق پرسشنامه های خودسنجی که رفتار خاصی را می سنجند، اندازه گیری می شود (بار- آن، 1997). این دیدگاه در بررسی هوش هیجانی تحت الشعاع متغیرهای شخصیتی (نظیر همدلی و تکانشی بودن) و ساختارهایی که همبستگی بالقوه با آنها دارند (مانند انگیزش، خودآگاهی و امیدواری) قرار می گیرند. برعکس دیدگاه پردازش اطلاعات بیشتر بر بخش های سازنده و رابطه آن با هوش سنتی متمرکز می شود. از نظریه پردازان مدل فوق، می توان از بار- آن و گلمن نام برد.
2-1-6- مدل مختلط هوش هیجانی بار- آن
یکی از نظریه پردازان مدل مختلط هوش هیجانی بار- آن (1997) است که مدلی از توانش های هیجانی را ارائه داده است. بار- آن هوش هیجانی را در پانزده خرده مقیاس پرسشنامه بهر هیجانی بار- آن معرفی کرده است. هوش هیجانی و مهارتهای هیجانی طی زمان رشد می کنند، طی زندگی تغییر می کنند و می توان با آموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیک های درمانی آنها را بهبود بخشید. پانزده عاملی که توسط بار- آن به عنوان عاملهای هوش هیجانی در نظر گرفته شده اند عبارتند از:
1- آگاهی، 2- جرأت ورزی، 3- حرمت نفس، 4- خود شکوفایی، 5- استقلال، 6- همدلی، 7- روابط بین فردی، 8- مسئولیت پذیری اجتماعی، 9- حل مسئله، 10- واقعیت آزایی، 11- انعطاف پذیری، 12- تحمل استرس، 13- کنترل تکانه، 14- شادکامی، 15- خوش بینی (بار- آن، 1997).
2-1-6-1- مقیاسهای کلی یا ترکیبی EQ-I بار- آن (1997)
1- هوش عاطفی درون فردی35: این حیطه شامل 5 خرده مقیاس است: خودآگاهی هیجانی، ابراز وجود (جرأت ورزی)، حرمت نفس، خود شکوفایی و استقلال. کسانی که دارای هوش درون فردی بالا هستند، در تماس با عواطف خود هستند. در بیان عقاید و باورهای خود مطئمن و قوی هستند. سطح بالای توانایی درون فردی می تواند مزیت به حساب آید، مثلاً متصدی فرشندگی، روابط عمومی و بازاریابی از این جهت می توانند موفق عمل کنند. این افراد درباره خودشان احساس مثبتی دارند.
2- هوش عاطفی بین فردی36: این حیطه شامل سه خرده مقیاس است: همدلی، مسئولیت پذیری اجتماعی و روابط بین فردی. افرادی که دارای هوش بین فردی بالا هستند در موقعیت هایی که احتیاج به کار گروهی37 و تعامل با دیگران است، خوب می باشند. مهارتهای بین فردی برای افرادی که در خدمات فروش، مدیریت و رهبری مشغول هستند و دارای مهارتهای اجتماعی خوبی هستند و در روابط و تعامل و درک با دیگران خوب عمل می کنند، یک ویژگی مهم است.
3- توان سازگاری (سازش پذیری)38: این حیطه از هوش هیجانی شامل سه خرده مقیاس است: حل مسئله، آزمون واقعیت و انعطاف پذیری. این مؤلفه از هوش هیجانی بیانگر توانایی فرد در کنار آمدن موفقیت آمیز با مقتضیات محیطی و کنار آمدن با موقعیت های دشوار است. میزان بالای سازش پذیری نشان دهنده انعطاف پذیری عمومی، واقع گرایی، توانایی درک موقعیت های دشوار و کفایت لازم در پیدا کردن راه حل مناسب است، به طور کلی این افراد قادر به یافتن راه حلهای خوب در مواجهه و مقابله با مشکلات روزمره هستند.
4- مدیریت استرس39 : این حیطه از هوش هیجانی از خرده مقیاسهای کنترل تکانه و تحمل استرس تشکیل شده است (مایر، 2001). افرادی که دارای میزان بالایی از تحمل تنیدگی و کنترل تکانه می باشند، اشخاصی هستند که قادر به مشاهده و تحمل استرس، بدون اینکه از آن اجتاب کنند یا کنترل خود را از دست بدهند و در شرایط تحت فشار روانی خوب کار می کنند. این اشخاص قادر به کنار آمدن با وظایف پر تنش بوده و در موقعیت های اضطراب برانگیز یا موقعیت های خطرناک از تسلط برخوردارند.
5- خلق و خوی عمومی40: این حیطه از هوش هیجانی دارای دو خرده مقیاس شادکامی و خوش بینی است، این مؤلفه از هوش هیجانی،توانایی فرد را در لذت بردن از زندگی و دید او نسبت به زندگی و احساس کلی رضایت خاطر را اندازه می گیرد. توانایی بالا در این میزان نشان دهنده ی افرادی است بشاش، مثبت، امیدوار و خوش بین که می دانند چگونه از زندگی لذت ببرند. این صفت علاوه بر اینکه در تعامل با دیگران یک عنصر اساسی است، همچنین یک مؤلفه انگیزشی مؤثر در حل مسئله و تحمل فشار است (بار- آن، 1997).

2-1-7- مدل مختلط هوش هیجانی گلمن
یکی دیگر از نظریه پردازان رویکرد التقاطی (ترکیبی)، دانیل گلمن است. گلمن در کتاب هوش هیجانی به نقل از مایر و سالووی مهارت های هوش هیجانی را به پنج دسته تقسیم می کند (گلمن، 1995):
• شناخت احساسات خود: خوداگاهی یا تشخیص احساس در همان زمان که در حال وقوع است، بخش مهم و کلیدی هوش هیجانی را تشکیل می دهد. توانایی کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسات، نشان از درک خویشتن و بصیرت روان شناسانه دارد. ناتوانی در توجه به احساسات واقعی باعث محرومیت از خاصیت رهایی بخش آن میشود.کسانی که به احساسات و عواطف خود اطمینان بیشتری دارند، زندگی را با مهارت بهتری هدایت می کنند و شناخت عمیق تری از احساس واقعی خود نسبت به شغلی که می خواهند انتخاب کنند، به دست می آورند.
• کنترل احساسات: کنترل و اداره ی احساسات (مناسب بودن آنها در هر موقعیت) مهارتی است که بر پایه خودآگاهی شکل می گیرد. کسانی که از اداره و کنترل احساسات خود عاجزند، دائماً در وضعیت اضطراب و افسردگی قرار دارند.
• برانگیختن و به هیجان آوردن: هدایت احساسات در جهت هدف خاصی برای تمرکز توجه، ایجاد انگیزه در خود برای تسلط خویشتن و خلاقیت، بسیار مهم است. کنترل احساسات زمینه ساز هر نوع مهارت و موفقیت است و کسانی که قادرند احساسات خود را به موقع برانگیزانند، در هر کاری که به آنان واگذار شود، سعی می کنند مولد و مؤثر باشند.
• شناخت احساسات دیگران: توانایی دیگری که بر اساس خودآگاهی عاطفی شکل می گیرد، همدلی با دیگران است (بلیز، 2002) که نوعی مهارت مردمی است. کسانی که همدل و غمخوار دیگران هستند، با پیامهای اجتماعی مشخصی که بیانگر نیاز و خواسته دیگران است، آشناترند. این گونه اشخاص برای مشاغلی چون پرستاری، آموزگاری، فروشندگی و مدیریت مناسب ترند.
• تنظیم روابط دیگران: هنر مراوده و ارتباط با مردم، به مقدار زیاد، مهارت کنترل و اداره ی احساسات دیگران است. این مهارت، نوعی توانایی است که محبوبیت، قوه رهبری و نفوذ شخصی را تقویت می کند ( لن گلی، 2000). کسانی که در این مهارتها برتری داشته باشند، در هر گونه فعالیت اجتماعی موفق خواهند بود و در زمره ستارگان اجتماعی قرار خواهند گرفت.
در جدول 2-2 مؤلفه های هوش هیجانی، از دیدگاه دو رویکرد توانایی و التقاطی(ترکیبی) نشان داده شده است.
جدول 2-2) مؤلفه های هوش هیجانی (به نقل از مایر، 2001)
رویکرد توانایی
رویکرد التقاطی (ترکیبی)
مایر، کارسو و سالووی
(به نقل از مایر و سالووی)
بار- آن Baron
گلمن (به نقل از گلمن، سالووی و مایر)
1- توانایی آگاهی عاطفی به منظور دریافت صحیح عواطف
عواطف موجود در صورت افراد، موسیقی و طرح ها
1- عواطف موجود در صورت افراد، موسیقی و طرح ها
1- هوش عاطفی (درون

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع هوش هیجانی، هوش عاطفی، توانایی ها، روانشناسی Next Entries منابع مقاله با موضوع هوش هیجانی، فشار روانی، استرس شغلی، توسعه حرفه ای