منابع مقاله با موضوع هوش هیجانی، استرس شغلی، تاب آوری، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

(2007)، فورنهام و كريستفور (2007) به بررسی رابطه بین هوش هیجانی و شادکامی پرداخته اند.
با توجه به مطالب ذکر شده هدف اصلی پژوهش این است که چه رابطه ای بین هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری و شادکامی وجود دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
کار و شغل، نقش مهمی در زندگی افراد داشته، تأثیرات قابل توجهی در بهزیستی و شادکامی آنها دارد. از دهه 1960 تاکنون، توجه به شغل، سهم عمده اي از زندگی افراد را تشکیل داده و اگر چه اشتغال یک چالش هیجان آور براي افراد است، ولی همین شغل می تواند به عنوان یک منبع عمده استرس زا در زندگی افراد مطرح باشد (لانگ17، 1995) استرس هاي شغلی بر سلامت افراد تأثیر می گذارد، کیفیت زندگی را کاهش می دهد.
در حال حاضر دانشگاه ها به عنوان عامل كليدي توسعه اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي جوامع بشري، نقشي حياتي در امر آموزش سرمايه انساني ايفا مي كنند. تجزيه و تحليل عوامل موثر در رشد و توسعه جوامع بشري اعم از پيشرفته و در حال رشد، بيانگر آن است كه كارآمد و اثر بخش بودن نظام آموزشي در هر كشور، به رشد و توسعه همه جانبه آن كشور كمك شاياني مي كند. نهاد هاي آموزشي به اين نكته پي برده اند كه بدون داشتن نيروي انساني متعهد و متخصص، قادر نخواهند بود كه پاسخگوي نيازهاي روزافزون آموزش جامعه خود باشند(مشبکی، 1999).
روانشناسی تاکنون بر بیماری بیشتر از سلامت، بر ترس بیشتر از شهامت و بر پرخاشگری بیشتر از عشق تکیه داشته است.به عبارتی روانشناسان علاقه چندانی در کمک به مردم برای شادتر بودن، متکامل‏تر بودن، نوع دوست‏تر بودن و…نداشته‏اند و این در حالی است که مردم سرتاسر دنیا احساس روز افزونی به شادی و شادمانی در زندگی خود احساس می‏کنند
در مطالعه‏ای توسط سو و همکاران(1998) از نمونه‏ای دانشگاهی به حجم 7204 نفر در 42 کشور مختلف خواسته شد که نشان دهند در مورد شادمانی ذهنی چه مقدار فکر می‏کنند و شادمانی ذهنی برای آنها چقدر اهمیت دارد.نتایج نشان داد حتی در جوامعی که کاملا غرب‏زده 2 نیستند دانشجویان گزارش کردند که شادمانی و رضایت از زندگی برای آنها خیلی مهم است و آنها اغلب اوقات در مورد آن فکر می‏کنند.سطوح میانگین‏های علاقه به شادمانی در همه کشورهای مورد تحقیق بالا بود (دینر، 2000).محققین معتقدند، هرچند شادمانی به تنهایی برای زندگی خوب کافی به نظر نمی‏رسد(مثلا دینر و همکاران، 1998)، ولی به نظر می‏رسد که شناخت آن می‏تواند گامی در راستای زندگی خوب باشد.
از طرفی روانشناسان اکنون به تحقیقات جامعی در مورد نقاط قوت و فضیلت‏های انسانی نیازمندمند. روانشناسانی که با خانواده‏ها، مدارس، انجمن‏های مذهبی و شرکت‏ها کار می‏کنند نیازمند توسعه جوی هستند که بر این نقاط قوت تاکید نماید. امروزه نظریه‏های روانشناسی عمده به سمت دیدگاهی نوین مبتنی بر پرورش نقاط قوت تغییر مسیر داده‏اند بر این اساس با توجه به اینکه تاکنون در موردرابطه بین هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری و شادکامی در دانشگاه علوم پزشکی انجام نشده است لذا این نیاز احساس می شود که در این زمینه تحقیقات بیشتری انجام شود.
علاوه براین نتایج این نوع تحقیقات می تواند راهگشایی باشد برای پژوهشگران و دانشجویان روانشناسی که در این زمینه به تحقیق خواهند پرداخت.

1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
هدف کلی این پژوهش تعیین میزان ارتباط هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری و شادکامی است.

1-4-2- اهداف اختصاصی
1- تعیین میزان ارتباط هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری
2- تعیین میزان ارتباط هوش هیجانی و استرس شغلی با شادکامی
3- تعیین میزان ارتباط تاب آوری با شادکامی

1-5- فرضيه‏هاي پژوهش
1- بین هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری رابطه وجود دارد.
2- بین هوش هیجانی و استرس شغلی با شادکامی رابطه وجوددارد.
3- بین تاب آوری با شادکامی رابطه وجود دارد.
1-6-متغیر های پژوهش
1-6-1- تعریف مفهومی متغیرها
هوش هیجانی: هوش هیجانی شامل درک، فهم، استدلال و اداره هیجان در خود و دیگران (سالووی و همکاران، 2000) و مجموعه ای از توانایی ها، کفایت ها و مهارتهای غیر شناختی است که توانایی فرد را برای کسب موفقیت در مقابله با اقتضائات و فشارهای محیطی تحت تأثیر قرار می دهد (بار- آن، 1997).
استرس شغلی: موسسه بين المللي ايمني و سلامت شغلی (2002) استرس شغلي را بصورت پاسخ مضر جسمي و روحي تعريف مي كند كه در زماني رخ مي دهد كه نيازمندي هاي شغلي با توانايي ها، منابع حمايتي و نيازهاي فرد شاغل همخواني و هماهنگي نداشته باشد (جانگوی، 2007به نقل ازخاتونی و همکاران، 1389).
تاب آوری: تاب آوري صرف مقاومت منفعل در برابر آسيبها يا شرايط تهديد كننده نيست. بلكه فرد تاب آور، مشاركت كننده فعال و سازنده محيط پيراموني خود است. تاب آوري قابليت فرد در برقراري تعادل زيستي- رواني-معنوي، در مقابل شرايط مخاطره آميز مي باشد. (كانر و دايويدسون،2003)
شادکامی: شادكامي نگرشي است كه افراد را در رويارويي با رويدادهاي دشوار درمقابل افتادن درگرداب بي‌تفاوتي، نااميدي و افسردگي مقاوم مي‌سازد.( اشنايدر، 1991)
1-6-2- تعریف عملیاتی متغییرها
هوش هیجانی: در این پژوهش به منظور بررسی هوش هیجانی از پرسشنامه هوش هیجانی بارآن (1997) که شامل 90 سوال می باشد استفاده می شود.
استرس شغلی: در این پژوهش منظور از استرس شغلی میزان نمراتی است که پاسخگویان از پرسشنامه استرس شغلی HES (1979) بدست می آورند.
تاب آوری: در این پژوهش به منظور بررسی تاب آوری از پرسشنامه کونور و دیویدسون (2003) استفاده می شود.
شادکامی: در این پژوهش جهت بررسی شادکامی از پرسشنامه شادکامی آکسفورد(2002) استفاده می شود.

2-1- هوش هیجانی
2-1-1- هیجان چیست؟
واژه هیجان، اصطلاحی است که روانشناسان و فلاسفه بیش از یک قرن درباره معنای دقیق آن به بحث و جدل پرداخته اند. ریشه واژه هیجان کلمه ی لاتین «موتر18» است. به معنی (حرکت و جنبش) به اضافه پیشوند «را» به معنی (دور شدن) و نشان دهنده میل به عمل در هر هیجان است (گلمن، 2003). در فرهنگ های لغات تعاریف گوناگون و متناقضی از عواطف وجود دارد. که در اینجا به دو تعریف آن اشاره می شود. در فرهنگ لغت آکسفورد (1992) معنای لغوی هیجان چنین تعریف شده است: «هر تحریک یا اغتشاش در ذهن، احساس، فکر، حالت روانی و بیولوژیکی مختص آن، و دامنه ای از تمایلات شخصی برای عمل کردن بر اساس آن به کار می رود». در فرهنگ لغت راندوم هاووس، هیجان را «نوعی حالت احساسی یا عاطفی می داند که خودآگاه و ارادی است و طی آن حالت هایی چون شناخت یا انگیزش و اراده تفاوت دارد (مایر و همکاران، 2001).
تعداد هیجان های شناخته شده با درنظر گرفتن ترکیبات گوناگونی ها، تحولات و اختلافات جزئی میان آنها به صدها نوع می رسد. در واقع هیجان های ظریف بی شماری وجود دارد که برای آنها واژه ای نداریم (گلمن، 1995). درباره تظاهرات صوری شناخته شده و چهار حالت هیجان، ترس، خشم، ناراحتی و لذت بحث های زیادی صورت گرفته است. جهان شمول بودن تظاهرات صوری شاید بدواً توسط داروین (1965؛ به نقل از گلمن، 1995) مطرح شده باشد. داروین شواهدی را یافت که در آنها همراه با تکامل سیستم عصبی مرکزی این حالات هیجانی جلوه گر می شد. از نظر برخی از نظریه پردازان مجموعه هیجانات زیر جهان شمول هستند:
خشم: تهاجم، حتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخی، غیظ،آزردگی، پرخاش،خصومت، اذیت، تند مزاجی، دشمنی و شاید در بدترین حالت تنفر و خشونت آسیب شناختی.
اندوه: غصه، تأثر،دلتنگی، عبوسی، مالیخولیا، دلسوزی به حال خود، احساس تنهایی،دل شکستگی، نا امیدی، و در سطح آسیب شناختی افسردگی شدید.
ترس: اضطراب، بیم، نا آرامی، دلواپسی، بهت، نگرانی، توهم، ملاحظه کاری، تردید، زودرنجی، ترسیدن، ترس ناگهانی (شوک)، وحشت و از نظر آسیب شناختی هراس (خوبی) و وحشت زدگی.
شادمانی: شادی، لذت، آسودگی،خرسندی، سعادت، شوق، تفریح، احساس غرور، لذت جسمانی، به هیجان آمدن، وجد،خشنودی، شنگولی، بوالهوسی، از خود بی خود شدن و در نهایت شیدایی(مانی)
عشق: پذیرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، هم ریشگی، صمیمیت، پرستش، شیفتگی، مبهوت شدن.
شگفتگی: جا خوردن، حیرت، بهت، تعجب.
نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، اکراه، بیزاری، بی رغبتی.
شرم: احساس گناه، دستپاچگی،حسرت، احساس پشیمانی، احساس حقارت،افسوس،دل شکستگی و توبه. (گلمن، 1995).
هریک از این طبقه ها در مرکزش دارای هسته ای هیجانی است که به اشکال مختلف ظهور می کند. در میان پژوهشگران بحث بر سر اینکه آیا اصولاً می توان بعضی از هیجان ها را اصلی تلقی کرد، هیجان هایی که به مثابه الفبا باشند که کلمات از ترکیب آنها به وجود می آیند، فراوان است. نظریه هیجانات اساسی19 که قسمت اصلی آن از تامکین بوده و اکمن و ایزارد نیز به بسط آن کمک کرده اند، اصول اساسی معدودی دارد که عبارتند از:
1- هیجانات اساسی، بنیادی یا اولیه ای وجود دارد که همگانی هستند.
2- هیجانات همگانی اشکال یگانه ای دارند. هریک از عواطف با الگویی از حرکات چهره ای مربوط به عضلات خاصی از چهره در ارتباط است و در کودکان از بزرگسالان و اعضای فرهنگ های مختلف یکسان است.
3- نظام عواطف یک نظام انگیزشی ابتدایی20 است. گفته می شود هیجان ها نسبت به سائق ها اثر انرژی زایی و انگیزشی بیشتری دارند، بدین ترتیب که بسیاری از افکار و حافظه ها بر حسب ارتباطی که با یک عاطفه دارند سازمان می یابند. چنانچه این مطلب در مورد بسیاری از پاسخ های رفتاری نیز صحت دارد (باور، 1981، پروین، 1996).
4- با توجه به عوامل سرشتی و تجربه، افراد از جهت فراوانی و شدت هیجانی که تجربه می کنند متفاوتند. طبق نظر ایزارد در سال 1993 یک کارکرد عمده هیجانات و نظام هیجانی در سازمان صفات و ابعاد شخصیت منعکس است. هرچند ماهیت اساسی هر پاسخ عاطفی ذاتی و همگانی است، اما ارتباط بین هر هیجان تحرک خاص و نیز قواعد فرهنگی که مربوط به چگونگی محل بیان هر عاطفه است، مربوط به یادگیری است (پروین، 1996).
2-1-2-مبانی فیزیولوژیکی هیجان
مهمترین ساختار مغزی که هیجان را ایجاد می کند، سیستم لیمبیک21 (دستگاه کناری) است. این دستگاه مغز حیوانی نامیده می شود. زیرا قسمت ها و عملکردهای آن در همه پستانداران به طور اساسی مشابه می باشد. دستگاه لیمبیک در بالای پایه مغزی و در زیر قشر مخ واقع شده است. تعدادی از ساختها در پایه مغزی و قسمتهایی از قشر مخ نیز در به وجود آوردن هیجان دخالت دارند.
دستگاه لیمبیک با ساختهای پایه ای مغزی قشر مخ به وسیله راههای عصبی مرتبط می باشد. عمق مغز جلوی جانبی یک توده سلولهای خاکستری به اندازه یک گردو به نام آمیگدال یا بادامه قرار دارد. آمیگدال مغز جایگاه اصلی و نخستین حافظه هیجانی است. آزمایشات حیوانی نشان داده است که بادامه در به وجود آوردن پرخاشگری و واکنش به ترس نقش فعالی دارد. همچنین بادامه نقش کلیدی در توانایی یک حیوان برای تشخیص هیجانات چهره، به ویژه هیجانات منفی مثل ترس و حافظه هیجانی بازی می کند. در کنار بادامه، هیپوکامپ واقع شده است که نقش مهمی را در حافظه و حافظه هیجانی بازی می کند (بلوم، نلسون، لازارسن، 2001).
مدار پاپز. لین در سال 1970 با تغییراتی در مدار لیمبیک مطرح نمود که در دستگاه کناری سه مدار از همدیگر متمایزند: اولین مدار شامل بادامه و هیپوکامپ است که بر رفتارهای مرتبط با صیانت ذات تأثیر می گذارد و آسیب در بخش بادامه می تواند یک حیوان رابه شدت رام، غیر پرخاشگر و از لحاظ هیجانی پاسخ ده سازد. دومین مدار در دستگاه کناری مشتمل بر شکنج زاویه ای، دیواره و چند ساختار دیگر است که این مدار با لذت جنسی مرتبط است و سومین مدار شامل بخشهایی از هیپو تالاموس جلویی است که برای همکاری اجتماعی و جنبه های خاصی از رفتار جنسی اهمیت دارد (خداپناهی،1381). افزون بر این در سائقه ی مغز دستگاه شبکه ای نقش مهمی ایفا می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عاطفه مثبت، مثبت اندیشی، مهارت های اجتماعی، روابط اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع هوش هیجانی، سلامت روان، پیاده روی، کارکنان دانشگاه