منابع مقاله با موضوع هنر و معماری، طراحی صنعتی، فضاهای داخلی، هنرهای زیبا

دانلود پایان نامه ارشد

ارشد ناپيوسته تهيه و به تصويب وزارت علوم رسيد و از سال 1381 اقدام به پذيرش دانشجو گرديد. ضمناً در قالب تداوم ايده فوق، دو رشته جديد «انرژي معماري»، و «تكنولوژي معماري» نيز تعريف و تصويب رسيده است و از سال 1384 دانشجويان در اين دو رشته مشغول به تحصيل مي‌باشند. این گرایش ها در سال های اخیر نیز مورد بازبینی قرار گرفته و تعداد گرایش های آنها بیشتر از قبل شده است.
دانشكده هنرهاي زيبا در سال 1384 به پرديس هنرهاي زيبا تغيير نام يافت و گروه‌هاي موجود در دانشكده هنرهاي زيبا، تحت عنوان دانشكده به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌دهند. در حال حاضر گروه معماري با عنوان «دانشكده معماري» و با ساختاري جديد، داراي گروه‌هاي آموزشي “معماري”، “فناوری معماری”، “مرمت” و “منظر” مي‌باشد. (arch.ut.ac.ir)

شکل 2-9- دانشکده هنرهای زیبا – تهران
2-15-2- مدرسه معماری باوهاوس
باوهاوس (آلمانی: Bauhaus، به معنی خانه معماری) نام یک مدرسه معماری و هنرهای کاربردی در آلمان بود که از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ به پرورش هنرمندان پرداخت و نقش مهمی در برقراری پیوند میان طرح و فن ایفا کرد. آموزه‌های آن پیش و پس از انحلال به عنوان نماد مدرنیته شناخته شد و در سالهای بعد نیز پیروانی داشت. این آموزه‌ها جنبش هنری‌ای با همین نام به وجود آورد که از جریانات مهم و تأثیرگذار قرن بیستم محسوب می‌شود.
مدرسه باوهاوس در سه شهر آلمان، در سه دوره زمانی (وایمار از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵، دسائو از ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۲ و برلین از ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳) و تحت مدیریت سه معمار (والتر گروپیوس از ۱۹۱۹ تا ۱۰۲۷، هانس مه یر از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ و لودویگ میس ون دروهه از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳) به فعالیت پرداخت. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-10- مدرسه معماری باوهاوس – آلمان
والتر گروپیوس در سال ۱۹۱۹ با ادغام آکادمی هنرهای زیبا و مدرسه هنرها و پیشه‌ها، مدرسه باوهاوس را در وایمار بنیان نهاد. او در نخستین بیانیه خود، نظر ویلیام ماریس درباره تعالی صنایع دستی را با فکر وحدت همه هنرها (با رعایت تقدم معماری) درآمیخت و مرزبندی میان جنبه‌های تزیینی و کاربردی در هنرها را مردود شمرد. او چندی بعد در سال ۱۹۲۳ اهمیت طراح-صنعتگر در تولید صنعتی کلان را مورد تاکید قرار داد، که به عنوان اصل عمده آموزه باوهاوس دانسته شد. پس از آن کارگاه‌های باوهاوس به صورت آزمایشگاه‌های ساخت پیش نمونه برای تولید ماشینی درآمدند و بسیاری از فرآورده‌های این کارگاه‌ها (به خصوص میز و صندلی، منسوجات و لوازم چراغ برقی) با موافقت صاحبان صنایع در خط تولید کارخانه‌ای قرار گرفتند. سبک فرآورده‌های باوهاوس خصلت هندسی و ساده داشت و به سبب صرفه‌جویی در وسایل و مطالعه در کیفیت مواد از پالودگی خط و شکل برخوردار بود. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-11- مدرسه معماری باوهاوس – آلمان
با طراحی تعدادی ساختمان تازه در دسائو (که نتیجه کار گروهی گروپیوس، معلمان و شاگردان بود) باوهاوس از وایمار به مکان جدید انتقال یافت. پس از این تغییر مکان، تأثیر باوهاوس در معماری و هنرهای کاربردی اروپا رخ نمود و تا پایان جنگ دوم نیز پایدار ماند.
در سال ۱۹۳۲ میس ون باوهاوس را به برلین انتقال داد، اما فعالیت آن در برلین دیری نپایید چراکه یک سال بعد، در ۱۱ آوریل ۱۹۳۳ دولت نازی باوهاوس را تعطیل کرد.
چندی بعد موهولی ناگی و برخی دیگر از معلمان مدرسه جدیدی به همین نام در شیکاگو برپا کردند. تا اواخر دهه ۱۹۶۰ اکثر مدارس طراحی و معماری اروپا و ایلات متحده دست‌کم بخشی از برنامه‌های آموزشی باوهاوس را پذیرفتند.
تعدادی از هنرمندان بزرگ قرن بیستم همچون پل کله، واسیلی کاندینسکی، والتر گروپیوس، موهولی ناگی، یوزف آلبرس و دیگران در این مدرسه هنری تدریس می‌کردند.
استادان باهاوس به شاگردان خود یاد می دادند که همه چیز را بر مبنای نیازها طراحی کنند و از هیچ عنصری که فاقد کارکرد باشد و تنها جنبه زیباشناسانه داشته باشد استفاده نکنند. در مدرسه باهاوس تاریخ معماری جایی میان دروس دانشجویان نداشتند، چرا که در باهاوس قرار بود همه چیز بر مبنای اصول اولیه معماری و بدون توجه به آثار گذشتگان ساخته شود.
باهاوس در ابتدا برای تأمین بودجه خود به سوبسیدی که از جمهوری وایمار می گرفت وابسته بود. اما بعد از ایجاد تغییراتی در حکومت محلی وایمار، این مدرسه در سال ۱۹۲۵ به شهر دسائو که بافت صنعتی و شهری بیشتری داشت و با ایده های مدرن مدرسه باهاوس هم خوان بود، منتقل شد. پس از انتقال مدرسه باهاوس به دسائو، بخش طراحی صنعتی این مدرسه که مشکل کمتری با حکومت محافظه کار محلی داشتند، در وایمار باقی ماندند. مدرسه طراحی صنعتی باهاوس بعدها نام خود را به دانشکده فنی معماری و مهندسی عمران تغییر داد و از سال ۱۹۹۶ به بعد نیز به نام دانشکده باهاوس آلمان خوانده می شود.
در سال ۱۹۲۷ سبک باهاوس و آثار آرشیتکت های مشهور آن نمایشگاه معماری اشتوتگارت را که با موضوع خانه سازی برگزار می شد، به شدت تحت تأثیر خود قرار داد. پس از گروپیوس، مدیریت باهاوس را هانس مه یر و سپس میز وان دروهه به عهده گرفتند. با قدرت رسیدن رژیم نازی ها در آلمان و افزایش فشار سیاسی بر این مدرسه، باهاوس در سال ۱۹۳۳ تعطیل شد. حزب نازی و دیگر گروه های فاشیستی آلمان از ابتدا با فعالیت مدرسه باهاوس مخالف بودند و آن را سنگر کمونیسم می دانستند.

شکل 2-12- مدرسه معماری باوهاوس – آلمان
نویسندگان نازی چون ویلهلم فریک و آلفرد روزنبرگ نیز در نوشته هاشان باهاوس را «غیرآلمانی» می نامیدند و سبک مدرن آن را به باد انتقاد می گرفتند. در واقع باهاوس یکی از مظاهر «هنر منحط» بود که هیتلر و حزب نازی آلمان کمر به نابودی آن بسته بودند.
از جمله مهم ترین ساختمان ها و آثاری که در طول فعالیت مدرسه باهاوس عمدتاً به دست استادان و مدیران مدرسه ساخته شد می توان به عمارت سامرفیلد و خانه اوته در برلین، خانه اوئرباخ در یانا و برج تریبیون در شیکاگو (که مدرسه باهاوس پس از برنده شدن در یک مسابقه بین المللی طراحی آن را بر عهده گرفت) اشاره کرد. اما مهم ترین بنایی که سبک معماری باهاوس در این دوره در آن متجلی شده است، ساختمان خود مدرسه در دسائو است که توسط والتر گروپیوس، مدیر وقت باهاوس، طراحی شده است.
پس از به قدرت رسیدن نازی ها و تعطیلی مدرسه باهاوس، مدیران و استادان مدرسه که همه از معماران طراز اول آن زمان بودند، به کشورهای مختلف در اروپای غربی، آمریکا و همچنین اسرائیل مهاجرت کردند. همچنین شماری از معماران باهاوس که به شیکاگو رفته بودند، باهاوس جدید را در این شهر تأسیس کردند و به تربیت معماران جوان ادامه دادند. این مسئله کمک قابل توجهی به ترویج سبک معماری باهاوس در سراسر جهان کرد و آن را به گفتمان مسلط در معماری و طراحی صنعتی مدرن تبدیل کرد، چنان که این مکتب هنری امروز نیز همچنان نفوذ جهانی خود را حفظ کرده است. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-13- مدرسه معماری باوهاوس – آلمان
2-15-3- دانشگاه هنر و معماری لندن
دانشگاه هنر و معماری جدیدی در King’s Cross لندن تاسیس شده که بسیار کامل و عظیم بوده و به خانه دانشجویان نخبه تبدیل شده است. از ویژگی های منحصر به فرد این دانشگاه می توان به وجود امکانات کامل برای دانشجویان رشته های مختلف هنری،مثل معماری عکاسی…. اشاره کرد. اتاق های طراحی لباس، اتاق اینترنت، کلاس های بزرگ و مجهز و کتابخانه های غنی از جمله ویژگی های این دانشگاه است. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-14- دانشگاه هنر و معماری- لندن
بخش خلاقیت و طراحی این دانشگاه به گونه ای ساخته و تدارک دیده شده که کلیه امکانات مورد نیاز دانشجویان در آن یافت می شود. King’s Cross به خانه دانشجویان هنرمند و نخبه تبدیل شده است. این دانشگاه در 4 طبقه به شکل بی نظیری معماری شده است. فضاهای بزرگ، کارگاه های خلاقیت، مراکز فرهنگی و کتاب خانه های عظیم این دانشگاه امکانات لازم و کافی برای 4000 دانشجو و 1000 نفر پرسنل آن را فراهم کرده اند.
* فضاء 40 هزار متر مربعی
* سالن های نمایش و لابراتورهای آموزشی
* کارگاه های ریختگری، نجاری، آهنگری
* کارگاه های فیلم نامه نویسی
* استودیو های فیلم سازی، افکت های سینمایی و استودیو صدا
* استودیوهای معماری
* کلاس و کارگاه معماری
* استودی های و مد لباس و منسوجات
* استودیوهای عکاسی و اتاق تاریک
* استودیوهای صنعت و تولید
* استودیوهای گرافیک و طراحی ارتباطات
* کارگاه تولید جواهر
* استودیوهای هنر
* معماری این دانشگاه توسط Stanton Williams انجام شده است. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-15- دانشگاه هنر و معماری- لندن
اتاق های درس همانند مکعب های شیشه ای طراحی شده و فضای ظاهرا بازی دارند. ساختمان دیگر این دانشگاه که Central Saint نام دارد، توسط یک بنا به جنوبی ترین قسمت این دانشگاه متصل شده است. طراحی ساختمان به گونه ای است که همه قسمت های آن از طرق مختلف به هم متصل شده اند. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-16- دانشگاه هنر و معماری- لندن
2-15-4- دانشکده هنر و معماری ییل آمریکا
در میان نسل دوم معماران مدرن که پس از جنگ جهانی دوم سعی در تعدیل عقاید افراطی، اعتلای آرمان ها و رفع چالش های معماری مدرن داشتند، لویی کان و پل رودولف بیش از سایرین موفق بودند. این دو معمار هر یک به نحوی تحت تاثیر اساتید معماری مدرن و مشتاق به کشف پتانسیل های مصالح جدید نظیر بتن بودند.در سال 1963 پل رودولف (Paul Rudolph) ساختمان دانشکده هنر و معماری دانشگاه ییل را در نبش تقاطعی در”نیوهاون” آمریکا طراحی نمود که درست در کنج مقابل آن گالری آثار هنری دانشگاه توسط لویی کان طراحی شده بود. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-17- دانشگاه هنر و معماری ییل – آمریکا
بنای گالری که یک دهه پیش از طرح رودولف احداث شده بود می توانست الگویی الهام بخش برای رودولف باشد؛ ساختمانی چهار طبقه با نمایی از شیشه و فولاد، متاثر از معماری مینیمال “میس وندر روهه”. با این وجود رودولف که درصدد تبیین زبان معماری شخصی خود بود با الهام از ساختمان لارکین اثر فرانک لوید رایت و آثار متاخر لکوربوزیه، توانست سبک معماری بروتالیستی و تندیس گرا را اعتلا بخشیده و بنایی درخور تحسین و ماندگار خلق کند، بنایی که به عنوان یکی از سمبل های معماری مدرن متاخر شناخته شده و نقشی تاثیرگذار در شکل گیری معماری دهه شصت و هفتاد میلادی داشته است. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-18- دانشگاه هنر و معماری ییل – آمریکا
رودولف با آشکار ساختن عناصر سازه ای بتنی و تاکید بر بافت مصالح، طبیعت بی آلایش مصالح مدرن را ستوده و سبک معماری بروتالیستی را اعتلا بخشید. نکته شاخص دیگر در این بنا، تضاد میان سیالیت فضاهای داخلی و صلبیت جداره های خارجی در ساختار درونگرای پروژه است.
در اغلب آثار رودولف ایده های اصلی طرح در مقطع شکل می گیرد و چنانچه در مقاطع این پروژه نیز مشاهده می شود تعدد طبقات در داخل ساختمان بسیار زیاد بوده و سطوح داخلی ساختمان به بیش از سی تراز ارتفاعی مختلف قابل تفکیک است، حال آنکه نمای خارجی ساختمان پنج طبقه به نظر می رسد.
در سال 1969 حریقی شبانه بخش زیادی از فضاهای داخلی را از بین برد ودر عملیات بازسازی آن قسمت هایی از طرح نیز تغییر نمود. در سال 2008 نیز طرح بازسازی و گسترش دانشکده هنر و معماری ییل توسط چارلز گواثمی، معمار صاحب نام آمریکایی طراحی و اجرا گردید. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-19- دانشگاه هنر و معماری ییل – آمریکا

2-16- نتیجه گیری
هنرها هر یک با ابزار های خاص خود به اشکال متفاوت ظاهر می شوند و هرکدام به طریقی از قوه احساس انسان استفاده می کنند اما از آنجا که از یک منشأ فطری نشأت می گیرند، اشتراکات زیادی دارند. معماری موسیقی مجسم است که آوای فرشتگان ملکوتی را در چشم مخاطبان متبلور می سازد. معماری و هنر یک روح در دو جسم هستند هیچوقت از هم جدا نمی شوند زیرا معماری با هنر و تفکر و خلاقیت به وجود می آید زمانی این دو باهم معنی پیدا می کنند که هر کدام مکمل هم باشند. یک اثر معماری به

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع هنرهای زیبا، زبان فرانسه، زمینه گرایی، عوامل محیطی Next Entries منابع مقاله با موضوع توزیع فراوانی