منابع مقاله با موضوع هنرهای زیبا، زبان فرانسه، زمینه گرایی، عوامل محیطی

دانلود پایان نامه ارشد

جداره ها مشاهده مي شود كنسول مي باشد. كنسول، حجمي است بيرون زده در ارتفاعي از سطح بدنه كه تمامي سطوح آن بسته مي باشند. كنسول ها از عناصر حجمي يك جداره هستند كه بسته به نوع و ارتباط مابينشان ايجاد ريتم يا تاكيد در جداره مي نمايند. در طراحي كنسول هماهنگي بين اجزاء كنسول و اجزاء جداره ضروري است. (چیتگرها، 1390، ص 24)
9- ترکیب بندی پنجره ها: روزنه ها فضاهاي ارتباطي درون و بيرون جداره اند، از قبيل پنجره ها، بازشوها و … كه شفاف بوده و عبور نور را باعث مي شوند. جا دادن و ترتيب روزنه ها در جداره باعث تقويت و يا تضعيف بدنه مي شوند و به بدنه وحدت داده و يا آن را از ميان مي برد. يكي از مواردي كه در سازماندهي روزنه ها بايستي به آن توجه شود، مساله ايجاد تعادل در نما است، كه براي دستيابي آرامش در نما، تمامي نيروهاي بصري در يك نما بايد يكديگر را خنثي نمايند، يعني جمع نيروهايي كه در يك جهت قرار مي گيرند بايد باجمع نيروهاي جهت ديگر به حال تعادل درآيند.
10- رنگ و بافت مصالح: يكي از عناصري كه به دليل پوسته اي بودن به راحتي قابل تنظيم بوده ودر ضمن تاثير زيادي در ايجاد هماهنگي بين ابنيه دارد، مصالح نما و بافت و يا نوع پرداخت و بكارگيري آن مي باشد. نكته ديگر رنگ است كه در اغلب كشورهاي جهان نيز جهت حفظ هويت شهري و ايجاد تمايز بين ابنيه خاص مسكوني به شدت تحت كنترل قرار مي گيرد. البته در جايي كه از نظر كاربردي و تيپولوژي تمايز بين طبقه همكف و طبقات بالاتر وجود دارد، مصالح، بافت و رنگ در طبقه همكف و در بالا به طور متمايز قيد خواهد شد. رنگ و مصالح از عوامل كليدي در انطباق توسعه هاي ميان افزا با بستر و زمينه محسوب مي گردند.
11- کنترل ارتفاع و حجم توده: يكي از روش هاي كنترل ارتفاع، محدوديت هاي ارتفاعي است. كنترل حجم ساختمان با تعيين حداكثر ابعاد افقي يا سطح زير بنا نيز بر ارتفاع ساختمان ها تاثير مي گذارد، اما تاثير آن چندان قابل پيش بيني نبوده و خود تحت تاثير شرايط متغير حاكم بر بازار تغيير مي كند.
قرار گرفتن ساختمان هاي مرتفع بزرگ و جديد در بين ساختمان هاي تجاري قديمي تر و نسبتا كوچكتر، مشكلي است كه عمدتا در بسياري از شهر ها به چشم مي خورد. در مناطق باز حومه اي مشكل را مي توان با بكارگيري سبزينه بيشتر در فضاي بين ساختمان هاي بزرگ و كوچك از نظر پنهان داشت، اما در مناطق شهري كه ساختمان ها داراي مرز مشترك هستند، قرار گيري فرم ها و ساختمان هاي بزرگ و كوچك در كنار هم موجب بروز عدم هماهنگي است. در چنين صورتي يك ساختمان كوچك، هرچند داراي معماري عالي و با ارزشي باشد مانند باقي مانده زشتي به نظر ميرسد كه تخريب آن به دست فراموشي سپرده شده است. استفاده از زواياي ديد اساسا براي حفظ يك مقياس خاص مي تواند مورد توجه قرار گيرد. زواياي ديد، سازنده را مستلزم مي دارد كه ارتفاع مازاد بر ارتفاع مجاز بدنه ساختمان را از نظر عابرين پنهان دارد. زواياي ديد براي احداث ساختمان هاي جديد در مناطق تاريخي كه حفظ مقياس منطقه حائز اهميت است بسيار مفيد مي باشد. (چیتگرها، 1390، ص 25)
2-14- شهر اکولوژیک
یک شهر اکولوژیک یعنی شهری که توجه به منابع حیاتی را که بستر آن بوده و به شدت به آن متکی است را در دستور کار خود قرار دهد. یک چنین شهری دارای حداقل چهار خصوصیت زیر خواهد بود:
* حداقل دخالت در محیط طبیعی
* حداکثر تنوع از نظر کاربری ها و فعالیت ها
* حتی المقدور به عنوان یک نظام بسته
* تعادل بهینه بین جمعیت و منابع
این فکر که طبیعت تنها منابعی را در اختیار ما می گذارد که باید از آنها استفاده به عمل آید، باید کنار گذاشته شود. در این راستا توجه به نکات زیر در طراحی شهری ضروری است:
– حفظ عوارض طبیعی.
– تعیین شکل شهر توسط پستی و بلندی ها و عوارض طبیعی.
– جلوگیری از توسعه افقی بی رویه.
– حفظ سنت های روستایی.
– سازگاری با طبیعت.
– توجه به آبخیزها به عنوان رکنی از بستر طبیعی. (احمدپور و همکاران، 1392)
فهم انسان در برخی از موارد، پروسه ای پیچیده به خود می گیرد و گاهی خیلی ساده اتفاق می افتد، در واقع گاهی فهم از حس برمی خیزد، گاهی از وجود، گاهی فهم ریشه در ادراکات حسی ما به خصوص حس بینایی از دنیای اطرافمان دارد و گاهی ریشه در معانی، که یا در وجود انسان شکل گرفته و یا از محیط پیرامون برداشت شده است. (شیرخانی، 1386، ص3) در معماری چنانچه قابل اثبات است ابتدا ماهیت و مفهوم وجود دارد، بعد ماده خلق می شود یعنی آنچه که تصور نامیده می شود شکل وجود به خود می گیرد و سرانجام تصویر این تصور به بیرون ذهن منتقل می شود. (شیرخانی، 1386، ص4) معماری، در محیط شکل می گیرد و محیط دارای ویژگی های جغرافیایی، ساخته شده، و فرهنگی است که با هم رابطه ای درونی دارند. (لنگ، 1386، ص117) از این رو، شناخت کلیه عوامل محیطی، جغرافیایی و انسانی برای پی ریزی بنیان های تأثیرگذار بر کالبد ضروری است. (وایت، 1385، ص9)
توجه به بستر معماری و داده های طرح از ابزار مولد اولیه معماران در فرایند طراحی هستند و رویکرد اصلی طراحی را تعریف می کنند؛ این رویکرد، به تجلی گسترده گزینه های طراحی منجر شده است و در نهایت ارزیابی موفق تر از را ه حل ها و طراحی های کاملتری را به دنبال دارد. (مهدوی نژاد و همکاران، 1390، ص21)
سابقه معماری شهر، وجه غالب معماری کنونی شهر، معماری معبر یا معابر مجاور، نیازها، توقعات، امکانات، محدودیت ها، مصالح و … مستنداتی اند که در هر تحقیق حتی خیلی هم کوچک لحاظ می شوند. نتایج حاصل از ادراک حسی اثر محیط بر ساختمان، در یک آزمایش به شرح زیر است:
محیط بر تجربه ادراک یک ساختمان اثری چشمگیر دارد. به طوری که ادراک بیننده از یک ساختمان در دو محیط متفاوت تغییر می کند؛ یعنی محیط در درک حسی نقش اساسی دارد؛
هر چه ساختمانی متعارف تر باشد، اثر محیط در ادراک آن کمتر و عکس آن نیز صادق است. (احمدی، 1388)

هماهنگی با زمینه و محیط حاصل حکمتی از ارتباط مستقیم معمار با محیط است، (مهدوی نژاد و همکاران، 1390، ص33) معماری زمینه‌گرا به ضرورت توجه به محیط پیرامون اثر معماری تاکید دارد و بر این باور است که توازن میان معماری و محیط می‌تواند هم برای خود اثر و هم برای زمینه عاملی موثر وتقویت کننده باشد. زمینه‌گرایی الگویی است برای خلق محیط مطلوب تر لذا شناخت وآگاهی بیشتر ودرکی عمیقتر نسبت به زمینه ومحیط برای معماران و طراحان امری ضروری واجتناب ناپذیر است. معماری زمینه گرد تلاشی است برای نشان دادن توان محیط مطلوب بصری در مقیاسی کلان تر از معماری پیام معماری زمینه‌گرا ضرورت توجه به محیط کالبدی پیرامون اثر معماری است.
بر اساس مقایسه شاخص ها و حوزه های مطرح در بحث زمینه گرایی و مراحل موجود در برنامه دهی معماری، علاوه بر تعریف عمیق تر خلاقیت معمارانه، باید نحوه نگرش معماران به این حوزه تغییر یابد. الهام از روحیه مکان در کنار توجه به روحیه زمان، توجه به ویژگی های جغرافیایی، اقلیمی، کالبدی، بصری و اجتماعی بستر، آموزش صحیح معماران از نتایجی است که باید در جامعه معاصر ایران، در برنامه دهی معماری همواره مدنظر قرار گیرد؛ تا با حضور آنها محیط مطلوب در معماری و در مقیاس کلانتر از معماری تعریف گردد. (احمدی، 1388)
2-15- بررسی نمونه های داخلی و خارجی
2-15-1- دانشکده هنرهای زیبا تهران
آموزش معماری در ایران با تاسیس دانشکده هنرهای زیبا در سال 1318 آغاز به فعالیت نمود. بنيان‌گذاران آموزش معماري در ايران، باستان‌شناسان فرانسوي و فارغ‌التحصيلان رشته معماري مدرسه عالي ملي هنرهاي زيبای فرانسه بودند و آموزش دانشكده نيز براساس روش تدريس معماري در فرانسه پايه‌گذاري شد. در ابتداي تأسيس، دوره آموزش در سه بخش كار عملي مقدماتي، سيكل اول و سيكل دوم تدريس مي‌شد. دروس نظري محدود به: هندسه فضايي، ترسيم فني و پرسپكتيو، ايستايي، بتن و فولاد، نقشه‌برداري و برآورد، عناصر و جزئيات ساختمان، تاريخ و هنر و زبان فرانسه بود. انتخاب دانشجوي معماري در دانشكده هنرهاي زيبا از سال 1334 با آزمون‌ ورودي اختصاصي صورت مي‌گرفت و دانشجويان پس از گذراندن دوره مقدماتي، وارد دوره‌هاي سيكل اول و سيكل دوم شده و كارهاي عملي معماران مدرن را تجربه مي‌كردند. آموزش دانشكده در سال‌هاي 1340 تا 1345 تغيير كرد و سيكل اول و دوم ادغام شدند و سیستم واحدی جایگزین شد.

شکل 2-7- دانشکده هنرهای زیبا – تهران
در ساختار جديد رشته معماري، كه در سال‌هاي اخير به صورت كارشناسي ارشد ناپيوسته اجرا شد، آموزش معماري به تربيت كارشناساني با كارايي‌هاي عمومي و حرفه‌اي اختصاص يافت. تقويت تخيل، تجسم فضايي، مهارت‌هاي بياني، تقويت قدرت خلاقيت و اعتماد به نفس محورهاي اصلي اين دوره‌ها را تشكيل مي‌دهند. اين محورها در قالب سه درس كارگاهي درك و بيان محيط، هندسه كاربردي، و مصالح و ساخت، سازماندهي شده‌اند، تأثير و تأثر بين دروس و طرح‌ها و روابط زنده بين آنها لازمه و شاخصة اجراي موفق برنامه آموزش معماري است. طراحي امري خلاقه است و آموزش آن نيز، كه با شكوفايي استعداد خلاقه سروكار دارد، خود امري خلاقه است، بنابراین در شيوه‌هاي ارتباط با دانشجو نياز به كار مستمر خلاق از سوي مدرسان و برنامه ‌ريزان دارد.
معماري نه تنها همواره سرپناهي براي انسان به وجود آورده، كه جايگاه بروز تمامي ارزش‌ ها، اعتقادات، روحيات و عواطف انسان با تمامي پيچيدگي‌هايش بوده است. معماري در حقيقت تنها معرفت‌ها و نظریه‌هاي مربوط به موضوع بنا نیست، بلكه معرفت و عمل در معماري به هم پيوسته‌اند. طراحي معماري، تأليفي يكپارچه و وحدت‌يافته از عرصه‌هاي مختلفي است كه از هم قابل تفكيك و تبيين نبوده و همه عوامل ذي‌نفوذ با پيوستگي و وحدت كامل در رشد و حركت طرح موثرند.
براي جستجو در ارتباط علوم و هنرها با معماري و نيز درك بهتر اين ارتباط، مي‌توان طراحي معماري را از نظر نوع و كيفيت به عرصه‌هاي ارزش‌ها، آگاهي‌ها، و تركيب تقسيم كرد. ارزش‌ها در حقيقت مبنا و اصول كار طراحي را به دست داده و معيارها و ضوابط، تكيه‌گاه‌هاي حركت را در اختيار معمار قرار مي‌دهند. در عرصه آگاهي‌ها، حوزه معماري نياز تركيب و طراحي و پديده آوردن فضاي زيست انسان در طبيعت است و دو موضوع «انسان» و «طبيعت»، سر منشاء همه اين معارف و دانش‌ها هستند. شناخت مسايل و مختصات محيطي و اقليمي، معمار را در انطباق هرچه بيشتر طرح با محيط بيروني و فراهم ساختن محيط مناسب براي انسان ياري مي‌كند. در عرصه تركيب، محدوده اصلي كار معمار خلاقيت و ابداع است. معمار در اين حوزه براساس ارزش‌ها، معرفت‌ها و دانش خود، سعی در خلق فضايي با كيفيت مطلوب زندگي برای انسان دارد. اگر علوم در زمينه دانش‌ها و معرفت‌هاي لازم براي كار معمار طرح مي‌شوند، هنرها در عرصه تركيب موثرند. به عبارتي، علوم در حقيقت مددكار، آگاهي دهنده و ايجادكننده امكانات براي معمارند، حال آن كه هنرها زمينه‌ساز سمت و سو يافتن و روح‌بخش بودن ذهن معمار و محصول كار او هستند. هنرها، نگاه و بينش كيفي را در خود دارند كه زمينه اصلي كار معماري است، در حالي كه علوم مختلف در موضوعات مشخص به تحقيق مي‌پردازند و نتايج حاصل شده را در اختيار معمار قرار مي‌دهند.

شکل 2-8- دانشکده هنرهای زیبا – تهران
در خصوص مقاطع تحصيلي و گرايش ‌هاي رشته معماري، لازم به ذكر است كه تا سال 1377 پذيرش دانشجو به صورت كارشناسي ارشد پيوسته معماري بود. از سال 1378 و در قالب برنامه متمركز كشوري، دوره كارشناسي ارشد پيوسته به دوره كارشناسي تغيير پيدا كرد. برنامه دوره دكتري در ايران نيز براي اولين بار در سال 1369 توسط گروه معماري دانشكده هنرهاي زيبا تهيه و به تصويب شوراي عالي برنامه‌ريزي وزارت علوم رسيد. از سال 1371 نيز پذيرش اولين دوره دكتري آغاز گرديد.
با توجه به نيازهاي جامعه به تخصص‌هاي روز، گروه معماري اين دانشكده براي اولين بار از سال 1379 اقدام به پيشنهاد تاسيس رشته تخصصي معماري نمود. براين اساس، طرح درس رشته معماري طراحي منظر، مرمت ابنيه و مديريت پروژه و ساخت، در مقطع كارشناسي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع زمینه گرایی، زمینه اجتماعی، اجتماعی و فرهنگی، ناسازگاری Next Entries منابع مقاله با موضوع هنر و معماری، طراحی صنعتی، فضاهای داخلی، هنرهای زیبا