منابع مقاله با موضوع ناخودآگاه، تحلیل عوامل، مفهوم سازی، انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

فوري و مورد نياز دائمي در آن قراردارد و حجم اين اطلاعات اندک است و فرد مي تواند اطلاعات جديد به آن اضافه کند ياازاطلاعاتآناستفادهکند.
ب: ضمير ناخود آگاه: ضميری است که درآن اطلاعاتی وجوددارند که کمتر مورد استفاده قرار مي گيرند، ميزان اين اطلاعات بسيار زياد است و انسان به راحتي نمي تواند از اطلاعات در ضمير ناخود آگه استفاده کند. و اين ضمير ناخوآگاه را خواب روي مسأله نيز مي گويد. به اين معنا که انسان موضوعی را به ذهنش بياورد ولي جواب آنرا در ذهن خودآگاه، پيدا نکند ، در اين صورت فرد موضوع را به فراموشي بسپارد تاموضوع به ضمير ناخوآ گاه منتقل شود ودرآنجا سئوال صورت بگيرد تا جواب به آن سئوال پيداشود.
6) درخشش ناگهاني يک فکر: شايد بتوان گفت که اکثر ابتکارات و نوآوري افراد خلاق حاصلجرقهزدنيکفکرجديددريکحالغيرقابلانتظاربودهاست؛البتهاينامربهشرايطوميزانتوجهودقتافرادبهجهاننيزبستگيدارد. زمانپیدايشاينحالتنامشخصاست. بهطوریکه گاهي ممکن است پس از گذشت چند لحظه، چند ساعت يا چند روز از مر حله قبلي، پيداشود و گاه ممکن است سالها طول بکشد تاذهن در مورد يک مسأله، طرح ياراه حل جديد راپيداکند. ( رضائیان ، 117 )

2-3-9 نظریه های خلاقیت
تاکنون به اجمال پیرامون خلاقیت و مفاهیم مرتبط ، مطالبی ارائه شد و اکنون مناسب است به طرح دیدگاههای مربوط به خلاقیت بپردازیم. دیدگاه یا نظریه ، معمولا نقطه نظر و دانشی است که درباره یک موضوع شکل گرفته است .در خلاقیت دیدگاه ها یا نظریه های متفاوتی وجود دارد که هر یک به جوانب مختلف خلاقیت پرداخته اند .در ادامه برخی از این نظریات را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
 2-3-9-1 نظریهیروحخدایی
بر مبنای این نظریه ی باستانی، خلاقیت از خدا به سمت انسان نزول می یابد و توزیعی جهانی ندارد. بر این مبنا، برخی از افراد سهم بیشتری نسبت به بقیه می برند. افرادی که خلاقند وابستگی بیشتری نسبت به منبع فیض دارند (پیرخایفی1387، 24).
     2-3-9-2 نظریهیخلاقیتیآریتی
آریتی خلاقیت را به عنوان سنتز سحرآسا شرح داده است. این سنتز سحرآسا به صورت اتصال نیروهای بدویِ غیر منطقیِ مغزِ ناخودآگاه، با مکانیزم های منطقیِ خردگرا و ادراکی مغزآگاه،تشریحگردیدهاست. ویعبارتفرایندسوم را برای قایل شدن وجه تمایز این فرایند با فرایندهای بدوی (ناخودآگاه) و ثانویه (منطقی، خردگرا) بکار می برد (تورنس 1372، 19).
 
2-3-9-3 نظریهیتعادلیادیوانگی
بر اساس شواهد تاریخی، برخی از مؤلفین همچون لومبر و زو نتیجه گرفتند که خلاقیت و دیوانگی دست در دست هم دارند. یک شخص دیوانه در دنیای شخصی خودش زندگی می کند. او بر مبنای علایق و تمایلاتش احساس، فکر و رفتار می کند. افرادی که خیلی خلاق هستند تا حدی شبیه بوده و رفتارشان نابهنجار و حتی دیوانه وار تعبیر می شود. مع الوصف، این یافته ها پایه ی عینی و پژوهشی ندارد (پیرخایفی 1387، 24).
 
2-3-9-4 نظریهیخلاقیتفطری
رویکرد دیگر، خلاقیت را به عنوان یک صفت فطری می نگرد، توانایی ذهنی ویژه یا توانایی شناختی منحصر به فرد که یاد گرفته نشده و قابل آموزش نیست(پیرخایفی 1387، 25).
 
2-3-9-5  نظریهیخلاقیتتایلور
 براساسنظریهیتایلور (1975) خلاقیترامیتوانبراساسپنجسطحوسلسلهمراتبمطرحکرد.
خلاقیت بیانی: بیان فی البداهه بدون توجه به کمیت، ابتکار و تولید.
خلاقیت تولیدی: توانایی تولید چیزهای ابداعی.
خلاقیت اختراعی: توانایی استفاده ی بدیع از چیزهای قدیمی.
خلاقیت ابداعی: توانایی تولید ایده های جدید و مفهوم سازی.
خلاقیت روییدنی: : عالیترینسطحخلاقیتکهبهندرتقابلدستیابیاست. بسیاریازقواعدعلومهنریوبیانیراایننوعخلاقیتشاملمیشود (پیرخایفی 1387، 26).

 2-3-9-6  دیدگاهعصبشناختی
نظریه ی عصب شناسی راشایدبتوانیکیازجدیدتریندیدگاه ها درباره ی خلاقیت دانست. در این دیدگاه رابطه ی خلاقیت با مغز و امواج مغزی مورد بررسی قرار می گیرد (سام خانیان 1387، ص 41).
بر مبنای این تئوری، عمل خلاقه حاصل تعامل بین دو نیمکره در مغز افراد است (پیرخایفی 1387، ص 25).
پژوهشگران معتـقدند که بخش چپ مغز مسئول آن دسته از فعالیت های ذهنـی است که عمدتـاً می توان آن ها را در حیطه ی تفکر همگراقرار داد. مانند حافظه ی محض، استدلال کلامی، منطق و یادگیری متکی به حافظه، در حالی که بخش راست مغز، آن دسته از فعالیت های ذهنی را تولید، کنترل و اداره می کند که در دسته ی تفکر واگرا قرار  میگیرند .

 2-3-9-7 دیدگاهشناختی
متقدمانِ دیدگاه شناختی را ، روانشناسانِگشتالتتشکیلمیدهند (پیرخایفی1387، 31). بنیانتفکرخلاقازدیدگاهگشتالت، مبتنی بر کُل گرایی است که پدیده ها را بر پایه ی ویژگی های کلی آن تبیین   میکند. نظریاتاساسیاینمکتبپیرامونخلاقیت،توسطورتیمر مطرحشدهاست؛اومعتقداستکهتفکر،پیرامونحلمسألهبایدشکلکلیداشتهباشد،یعنیموقعیتبهعنوانیککلدرنظرگرفتهشود (حسینی 1387، 38).
روان شناسانِ گشتالت بر نقش گشتالت ها یا ادراک در خلاقیت تأکید داشتند. در حقیقت آنان معتقد بودند که خلاقیت نوعی فرایند حل مسأله است و حل مسأله نیز وابسته به ادراک است. بدین ترتیب خلاقیت، پدیده ای کاملاً شناختی و ادراکی تصور می شد (پیرخایفی 1387، 31). در بین طرفداران این دیدگاه، می توان به کوهلرمایروایزبرگ واسترنبرگاشارهنمود (حسینی1387، 42-40).

 2-3-9-8  دیدگاهروانشناسیاجتماعی
در دیدگاه روان شناسیِ اجتماعیبه نقش همزمان فرایند خلاق، افراد خلاق و محیط خلاق توجه می شود (پیرخایفی1387، 33).
هالینگتون (1990) برمبنایشناختمحیطزیستدرزیستشناسی،نظریهیاجتماعیخویشراازخلاقیتپایهریزیمیکند. وی معتقد است: خلاقیت محصول فردی واحد، در زمان واحد و در جای خاص نیست، بلکه عبارت از یک زیست بوماست. همان گونه که در یک زیست بوم، موجودات زنده با یکدیگر و با زیست بوم شان مرتبط هستند، در  زیستبومخلاق نیز،همهیاعضاوهمهیجنبههایمحیطیدرحالتعاملهستندوارتباطغیرخطیدارند.

 2-3-9-9 دیدگاهروانسنجی
دیدگاه روان سنجی کهدررشدومعرفی خلاقیت نقش بسزایی دارد، همان تحلیل عوامل و عناصر خلاقیت (سیالی، اصالت، انعطاف پذیری و بسط) است که در حقیقت، ساختار بنیادی خلاقیت را   بهگونهایقابلسنجشوعلمیمطرحمیکند (پیرخایفی1387، 29).
اینمکتببهخلاقیت،اززاویهیآزمونهامینگردوتلاشمی کند با مقیاس های کمی، خلاقیت را در افراد اندازه گیری کند. از پیشروان مهم این مکتب، گیلفورد است. او خلاقیت را عبارت از تفکر واگرا میداند (حسینی 1387، 46).
2-3-9-10   دیدگاه رفتارگرایی
از دیدگاه رفتارگرایان یانظریهپردازانارتباطی،خلاقیت،ارتباطیاپیوندبینافکاراست. اینپیوندازقانون«تازگی»،«وضوح»و«فراوانی»پیرویمیکند. فردخلاقمیتوانددرمقایسهباسایرین،بینافکار خود ارتباط بیشتری برقرار کند و عمل او از روشنی و تازگی خاصی برخوردار است. بدین ترتیب نظریه پردازان ارتباطی معتقدند افکار خلاقه از پیوند بین تجربیات گذشته با یکدیگر و تولید افکار جدید بر می خیزد. در این ارتباط، کار فرد خلاق این است که افکار غیر مرتبط و ظاهراً پراکنده را به همدیگر مربوط سازد (پیرخایفی 1387، 28). از صاحب نظران این دیدگاه می توان به اسکینر ووودمن اشارهنمود (حسینی 1387، 38).
 2-3-9-11  دیدگاهروانکاویوروانکاویجدید
 یکیازنظریههایپرنفوذدرخلاقیت،دیدگاهروانکاویاست. فرویدبنیانگذارایندیدگاهاست (پیرخایفی1387، 26).
 ازدیدروانکاوی،خلاقیتدرنتیجهیتعارضیاستکهدرذهنناخودآگاهایجادشدهاست. ذهن ناخودآگاه تلاش می کند تا راه حلی برای این تعارض بیابد. اگر راه حل، با بخش آگاه یا «خود» هماهنگ باشد، می تواند راه حلی خلاق آمیز باشد، امَا اگر با بخش آگاه در تضاد باشد منجر به بیماری روانی می گردد. بنابراین از دیدگاه روان کاوی، خلاقیت و بیماری های روحی از یک منبع نشأت می گیرند. برعکس فروید، پیروان او، بر ذهن نیمه آگاه تأکید ورزیدند. به این ترتیب، ذهن نیمه آگاه، جانشین ذهن ناخودآگاه در فرایند تفکر خلاق شد. روان کاوان جدید معتقدند” زمانی که «خود» ف

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع خلاقیت و نوآوری، بهداشت روان، توسعه اقتصادی، روابط اجتماعی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع دانشگاهها، الهیات طبیعی، فرهنگ اسلامی، اراده آزاد