منابع مقاله با موضوع مدیریت دانش، دارایی ها، سیستم مدیریت، استراتژی ها

دانلود پایان نامه ارشد

بیشتر جنبه ی شخصی دارد و تفکیک آن از اشخاص صاحب آن دانش کاری دشوار است. معمولاً کارکنان دانشی مالک دانش ضمنی هستند که این موضوع این گروه از کارکنان را برای سازمان مهم می سازد((Mladkova,2012. دانش در طولانی مدت به عنوان منبع کلیدی برای سازمان ها در نظر گرفته شده است و مدیریت مؤثر آن هم امری ضروری است(Nevo& Chan,2007).
مدیریت دانش به خودی خود در سازمان پا نمی گیرد. اجرای برنامه های مدیریت دانش نیازمند رهبری و اداره مؤثردانش در کلیه ی سطوح سازمانی است (ابطحی و صلواتی ،1385). نقش رهبری یکی از جالب ترین و مهمترین نقش ها در سازمان است، زیرا رهبر نقش محوری در تعیین اهداف، تخصیص منابع کمیاب، تمرکز توجه بر اهداف شرکت، هماهنگی تغییرات در سازمان، برقراری تماس های شخصی با پیروان و تعیین صحیح ترین جهت یا مسیر برای ادامه راه در در موقعی که شکست رخ داده است، دارد. تغییرات سریعی که این روزها باید توسط سازمان اجرا شوند، بسیاری را بر آن داشته تا نیاز به رهبری منعطف و سازگار را فریاد زنند. یک رهبر منعطف اگر چالش های پیش روی سازمان را درک کند می تواند در یک محیط پویا به صورت مؤثرتری کار کند، یا می تواند پاسخ مناسبی به آن دهد . رهبران سازگار ،با پیروان همکاری می کنند تا راه حل های خلاقانه برای مسائل پیچیده بیابند و خودشان را بالا می کشند تا بتوانند محدوده ی وسیع تری از مسئولیت های رهبری را ایفا کنند (sahertian & soetjipto ,2011).
2-2 تعاریف مدیریت دانش
تعاریف و دیدگاه ها ی متفاوتی در خصوص مدیریت دانش وجود دارد و هر یک از نظریه پردازان بر اساس کارکردهایی که برای دانش و مدیریت دانش در سازمان ها قائلند، تعریفی خاص از آن ارائه کرده اند. اکثر تعاریف ذکر شده در خصوص مفهوم مدیریت دانش را در دو سوی طیفی می توان تقسیم بندی کرد،که در یک سر آن تعاریف مبتنی بر سخت افزار و نرم افزار اطلاعاتی از مدیریت دانش وجود دارد و در سوی دیگر این طیف تعاریف مبتنی بر انسان و نقش انسان در طراحی و اجرای مفهوم مدیریت دانش را می توان قرار داد .
از میان نظریه پردازان گروه اول می توان به مالهترا40 (1998)، نیسن41 (2000)، اسوان42 (1999)، داونپورت43 و پروساک44 (1998) اشاره کرد،که بیشتر مدیریت دانش را به عنوان یک فناوری اطلاعاتی تعریف کرده اند که می تواند مواردی مثل بانک های اطلاعاتی، ویدئو کنفرانس ها، برنامه های رایانه ای، اینترنت و … را شامل می شود.
نظریه پردازانی که بیشتر به تأثیر نقش و حضور انسان و مفهوم سرمایه انسانی در سازمان و سیستم مدیریت دانش توجه کرده اند، افرادی مثل ماناسکو45 (1999) ، پتراش46 (2001) ، نوناکو47 (1995) ، و مارتنسون48 (2000) بوده اند که انسان را به عنوان محور اصلی اجرای سیستم مدیریت دانش دانسته اند و فناوری اطلاعات را پشتیبان سیستم مدیریت دانش تلقی کرده اند.
شاید بتوان گفت که جامع ترین تعریف از مدیریت دانش،که به نوعی در بر گیرنده ترکیبی از نگاه نظریه پردازان دو سر طیف به این مفهوم است را فرهنگ اصطلاحات مدیریت دانش (1998) بیان کرده است.
از دیدگاه نظریه پردازانی که این تعریف را ارائه کرده اند،”مدیریت دانش فرآیند سیستماتیک جست و جو، انتخاب، سازماندهی، پالایش و نمایش اطلاعات است. به طریقی که درک کارکنان در زمینه خاص بهبود و اصلاح شود و سازمان بصیرت و درک بهتری از تجربیات خود کسب کند. فرآیندهای مدیریت دانش، در حل مسئله، یادگیری پویا، برنامه ریزی استراتژیک، تصمیم گیری و محافظت دارایی هوشی از فرسودگی و تباهی، به سازمان کمک می کند و منجر به انعطاف پذیری فزاینده و افزایش هوش سازمانی می شود”(اعرابی و موسوی ،1389).
در جدول 1-2 فهرستی از تعاریف محققین مختلف از مدیریت دانش گرد آوری شده است .
جدول 1-2 : تعاریف مختلف مدیریت دانش
محققین
سال
تعریف مدیریت دانش (گردآوری توسط محقق)
Liebeskind
1996
سیستمی برای اداره، جمع آوری، اصلاح و اشاعه دانش در تمام اشکال آن در یک سازمان
Beckman
1997
ساز و کاری برای دستیابی به تخصص، دانش و تجربه که قابلیت های جدید را فراهم می کند، عملکرد بهتری را موجب می شود، نوآوری را تشویق می کند و ارزش مطلوب ذینفعان را افزایش می دهد .
Malhotra
1998
مدیریت دانش فرآیندهای سازمانی را در بر می گیرد، که در جستجوی ترکیب هم افزای توان پردازش داده ها و اطلاعات، تکنولوژی های اطلاعات و توان خلاقیت و نوآوری افراد است.
Chait
1999
یک فرآیند چند بعدی است که به مدیریت مؤثر و هم زمان چهار بعد نیاز دارد : محتوا ،فرهنگ، فرآیند، زیرساخت .
Barron
2000
رویکردی روشمند و یکپارچه جهت شناسایی، مدیریت کردن و به اشتراک گذاری دارایی های نامشهود یک مؤسسه است. این رویکرد دارایی هایی چون پایگاه های اطلاعاتی، اسناد، سیاست ها و روش های مدون را در بر می گیرد.
Hales
2001
فرآیندی که سازمان به واسطه ی آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود، دانش کسب شده را به گونه ای مؤثر در تصمیمات خود بکار گیرد.
Wiig
2002
ایجاد فرآیند های لازم برای شناسایی و جذب داده، اطلاعات و دانش های مورد نیاز سازمان از محیط درونی و بیرونی و انتقال آن ها به تصمیم ها و اقدامات سازمان و افراد.
Shankar
2003
مدیریت دانش فرآیند شناسایی و بهره برداری از دارایی های دانشی سازمان برای انتقال مزایای کسب و کار به مشتری یا سازمان است.
Gupta
2004
مجموعه ای از فرآیندها که ناظر بر خلق، اشاعه و بهره گیری از دانش است.
ادامه جدول 1- 2 : تعاریف مختلف مدیریت دانش
محققین
سال
تعریف مدیریت دانش(گردآوری توسط محقق)
Sabherwal
2005
مجموعه اقدامات مورد نیاز برای دستیابی به منابع دانش مورد نیاز می باشد.
Sousa& Hendriks
2006
مدیریت دانش سیاست ها، استراتژی ها و تکنیک ها را به منظور اثبات کارایی سازمان با بهینه سازی شرایط مورد نیاز برای بهبود کارایی، ابداع و مشارکت بین کارمندان بررسی می کند.
Jolly& Therih
2007
مدیریت دانش بدین تفکر وابسته است که کارکنان، دانشی را پردازش کنند که بتواند منجر به عملکرد عالی سازمان گردد.
Fernandez
2008
مدیریت دانش به شناسایی و بکارگیری دانش جمعی در یک سازمان اشاره می کند تا به رقابت در سازمان کمک کند.
King
2009
مدیریت دانش شامل برنامه ریزی، سازماندهی، انگیزش و کنترل افراد، فرآیندها و سیستم ها در سازمان است در جهت اطمینان از اینکه دارایی های دانشی افزایش یابند و به طور مؤثر به کار گرفته شوند.
Liao & Wu
2010
دانش به عنوان یک منبع اصلی مزیت رقابتی در شرکت ها به کار گرفته می شود. بنابراین، توانایی مدیریت دانش به فرآیندهای مدیریت دانش در یک سازمانی که دانش را در شرکت توسعه می دهد و استفاده می کند اشاره دارد.
Carlos et al
2011
فرآیند خلق، جمع آوری، سازماندهی، اشاعه و کاربرد دانش در سازمان یا هنر خلق ارزش از دارایی های نامشهود سازمان.
Keran
2013
فرآیندی که اطلاعات و دارایی های ذهنی را به ارزش های ماندگار تبدیل می کند.

3-2 تاریخچه مدیریت دانش
مدیریت دانش از اواخر دهه 1970 مطرح گردید. در اواسط دهه 1980 و با آشکار شدن جایگاه دانش و تأثیر آن بر قدرت رقابت در بازارهای اقتصادی، اهمیت آن مضاعف شد. در این دهه نظام مبتنی بر هوش مصنوعی و نظام های هوشمند برای مدیریت دانش به کار گرفته می شد و مفاهیمی چون « فراهم آوری دانش»، «مهندسی دانش49»، «نظام های دانش محور50» و مانند آن رواج یافت. در اواخر دهه 1980 سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش در مجلات حوزه های مدیریت، تجارت، علوم کتابداری و اطلاع رسانی را می توان مشاهده کرد. در همین دوران کتاب های مربوط به این حوزه منتشر شدند. در آغاز دهه 1990 فعالیت گسترده سازمان های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش به نحو چشمگیری افزایش یافت. ظهور وب جهانی در اواسط دهه 1990، تحرک تازه ای به حوزه مدیریت دانش بخشید. شبکه بین المللی مدیریت دانش51 در اروپا و مجمع مدیریت دانش ایالت متحده آمریکا52 فعالیت های خود را در شبکه اینترنت گسترش دادند. در سال 1995 اتحادیه اروپا طی برنامه ای به نام «اسپریت53» بودجه قابل ملاحظه ای را برای اجرای طرح های مدیریت دانش اختصاص داد.
به تدریج شرکت های بزرگی مانند «ارنست و یانگ54»، « بوز آلن55» و « همیلتون56» و ده ها شرکت دیگر به شکل تجاری وارد عرصه مدیریت دانش شدند. اکنون مدیریت دانش در سال های آغازین قرن 21 برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه است. شرکت های بزرگ اروپایی از سال 2000 به بعد حدود 55 درصد درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده اند(حسن زاده، 1386).

زمان
روند پیشرفت مفهوم مدیریت دانش
دهه 1970
مدیریت دانش مطرح شد .
دهه 1980
بر اهمیت مدیریت دانش افزوده شد و انتشارات مدیریت دانش سیر صعودی یافت.
اول دهه 1990
فعالیت شرکت های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش شدت یافت.
اواسط دهه 1990
شبکه های بین المللی مدیریت دانش پدید آمد.
اواخر دهه 1990
مدیریت دانش در زمره فعالیت های تجاری سازمان ها درآمد.
هزاره سوم
سازمان های بزرگ اروپایی حدود 55 درصد درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص دادند.

4-2 مدل های مدیریت دانش
مدیریت دانش موضوعی پیچیده و پویاست، موفقیت مدیریت دانش مستلزم نگرشی سیستمی است که کلیه ی عوامل و اجزاء و فرآیندهای مدیریت دانش را مدنظر قرار دهد (ابطحی و صلواتی ،1385). سیستم مدیریت دانش پیاده سازی شده باید بین افراد ارتباط برقرار کند بطوری که آن ها را قادر سازد تا باهم فکر کنند و در جهت تسهیم اطلاعات و دیدگاه ها و تجاربی که برای شرکتشان مفید است زمان صرف کنند (Mladkova,2012). بسیاری از سازمان ها بر این باورند که دانش مهمترین دارایی آنهاست، اما در عمل کمتر به آن پایبندند. یکی از دلایل عمده ی این امر آن است که سازمان ها نمی دانند که چگونه به سراغ مدیریت دانش بروند. برای این منظور در این قسمت مدل های مختلف مدیریت دانش مورد بررسی قرار می گیرند. بر اساس نگرش و رویکردی که صاحبنظران نسبت به مدیریت دانش اتخاذ کرده اند، مدل های مختلفی شکل گرفته اند (ابطحی و صلواتی ،1385).می توان علت اختلاف در تعاریف و مدل های مدیریت دانش را در نوع پارادایم حاکم بر دانش دانست. یک پارادایم محاسباتی است که سیستم محور و تکنولوژی محور بوده و تنها از دانش آشکار به صورت مکانیکی و ایستا جهت بهینه سازی استفاده می کند و پارادایم دیگر، پارادایم ارگانیکی بوده که با توجه به ابعاد اجتماعی- سازمانی خود، تنها انسان محور بوده و به صورتی پویا و با استفاده از دانش صریح و ضمنی به دنبال حداکثر سازگاری می باشد(Hazlett et al ,2011). اثربخشی هرکدام از این مدل ها به موقعیت و جایگاهی بستگی دارد که سازمان در آن قرار گرفته است (ابطحی و صلواتی ،1385).
1-4-2 مدل هفت سی
این مدل توسط انجمن بهره وری و کیفیت آمریکا57 در سال 1996 ارائه گردیده است و بر مبنای هفت واژه که حرف اول آن ها «C» است، بنا شده است و از این رو با نام مدل « هفت سی» شناخته می شود. اجزاء این مدل به شرح زیر است:
1. خلق و ایجاد58 دانش
2. در دام انداختن59 (مقید کردن : تعیین ایده های بهتر و مستند نمودن آن ها )
3. بسط و تسهیم60 : تسهیم ایده های خود برای کمک به دیگران
4. همکاری61 : تبادل دانش در سطح عمومی
5. مصرف کردن62 : استفاده تمامی دانش جمعی برای آنچه که باید انجام دهیم
6. مبادله و ارتباط63 :کمک به دیگران برای توجه به دانش و فایده دانش خارجی و بیرونی که ارزش فراگیری دارد
7. فرهنگ64 : بسط فرهنگ تسهیم دانش در تمامی سازمان (اعرابی و موسوی ،1389)
2-4-2 مدل شش گانه استیو هالس 65
این مدل استراتژی های شش گانه ای را به شرح ذیل ارائه کرده است:
1. جستجوی دانش جدید: در این مرحله مدیریت دانش باید در حوزه های مختلف، دنبال دانش جدیدی بگردد. این حوزه ها می توانند در درون سازمان یا

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع مدیریت دانش، دارایی ها، دانش ضمنی، تحلیل داده Next Entries منابع مقاله با موضوع مدیریت دانش، عوامل سازمانی، مدیریت دانش در سازمان، دانش آشکار