منابع مقاله با موضوع قرآن کریم، ترتیب نزول، سوره ی اعراف، مشرکان قریش

دانلود پایان نامه ارشد

از مخاطبان هم عصر نزول می خواهد که از تجارب و سرگذشت امم پیشین عبرت گیرند.

– قواعدی برای مطالعه ی قصص قرآنی
جابری در ابتدای این بخش چند قاعده را برای آغاز کردن بحث قصص قرآنی در نظر می گیرد:
نخست اینکه قصص قرآن را به مثابه مثل تلقی کرده و در نتیجه به آنچه در این باب قرآن کریم آمده، بسنده کرده است.
دوم آنکه در بحث خود فقط به متن قرآنی استناد می کند و به تفاسیر دیگر نمی پردازد.79
او موضوع حقیقت تاریخی قصص را نادیده گرفته، زیرا از نظر جابری‏ هدف اصلی و یگانه ی قصص، عبرت بوده است. بنابراین بحث از حقیقت تاریخی محل و معنایی ندارد.
موضوع دیگر بررسی قصص‏ قرآن کریم برحسب ترتیب نزول است، نه ترتیب مصحف. در چنین دیدگاهی، دیگر تسلسل زمانی وقایع قصه موضعیت ندارد، بلکه مهم این است که قصص همان ‏گونه ملاحظه شوند که قرآن‏ کریم برحسب نزول بدان پرداخته است، زیرا قرآن کریم کتاب‏ قصه نیست، بلکه کتاب دعوت است و قصه را نیز بدین منظور به کار گرفته است. بنابراین،غرض از مطالعه ی قصص در این مرحله‏ این است که روشن شود قرآن چگونه این داستان ‏ها را بسته به‏ نیاز و شرایط دعوت به کار گرفته است.

– تقسیم قصص قرآنی بر حسب اهداف آنها
جابری به تصنیف قصص قرآنی طبق اهداف آنها پرداخته و آنها را طبق اهدافشان بررسی و اینچنین طبقه بندی کرده است:
الف) گروه نخست؛ شامل قصصی است که در آنها سرانجام‏ اقوام پیشین تکذیب کننده ی انبیاء، مورد توجه قرار گرفته است. مخاطب این داستان‏ ها، قریشیان مخالف دعوت محمدی ‏اند و منظور اصلی از آنها ترساندن و تحذیر ایشان از سرانجامی مشابه‏ است. بخش عمده ی این قصص به اهل قری(عاد، ثمود، مدین و غیره) و انبیای آنان – که غالبا ذکری از ایشان در تورات و انجیل‏ نیامده است- مربوط می ‏شود.
ب) گروه دوم؛ شامل داستان‏ هایی است که به ستایش انبیای‏ گذشته پرداخته و «آیات بینات» یا همان معجزات که در اختیار داشته‏ اند تا صدق نبوت و رسالت ایشان اثبات شود و البته اکثر آنان‏ در زمره ی انبیای بنی اسرائیل هستند.
ج) دسته ی سوم؛ مربوط به مرحله ی مدنی است. وجه ممیزه ی آن‏ ها از دیگر قصص قرآن، مجادلاتی است که با یهود و نصاری درباره ی تصورشان از خدا و انحراف آنان از دین ابراهیم(ع)، در آنها طرح‏ شده است.
این دسته‏ بندی براساس اهداف قصص قرآن کریم است اما داستان‏ها برحسب ترتیب نزول قابل تقسیم به سه مرحله ‏اند: دو مرحله ی مکّی و یک مرحله ی مدنی.

مرحله ی اولِ مکی:
از سوره ی مبارکه ی فجر (سوره ی دهم در ترتیب‏ نزول) آغاز و به سوره ی مبارکه ی قمر (سوره ی 37 در ترتیب نزول) ختم می ‏شود.
در سوره ی مبارکه ی فجر (10) داستان عاد و ثمود و فرعون به‏ ایجاز مطرح شده است (آیات 6-14) اما هدف حکایت کردن این‏ داستان‏ ها نیست، زیرا داستان عاد و ثمود نزد عرب مشهور بوده و داستان فرعون را نیز از همسایگان اهل کتاب خود شنیده بوده‏ اند، بلکه مراد توجه دادن به این موضوع بوده است که خداوند همواره‏ در کمین است «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ / فجر؛ 14» تا سران قریش پند گیرند و دست از سرکشی و استکبار بردارند.
در سورهء مبارکه ی نجم ‏(23) دوباره داستان عاد و ثمود و موسی تکرار شده و داستان‏ نوح و مؤتکفه بدان افزودن شده است (آیات 48-56). تا این‏ جا داستان ‏ها، نه به تفصیل- چنانکه پس از این خواهد آمد- بلکه‏ مجمل و اشاره ‏وار آمده ‏اند، زیرا هدف از آنها صرفا انذار قریش از سرانجام اقوام طغیان گر پیشین و تسلّی خاطر و امید بخشیدن به‏ پیامبر(ص) و مؤمنان بوده است.
سوره ی مبارکه ی شمس (26) نخستین سوره‏ای است که در آن‏ جزئیاتی از وقایع داستان قرآنی (قصه ی ثمود)، البته در سیاقی مشابه‏ سوره‏ های قبلی ذکر شده است (آیات 11-15).
در سوره ی مبارکه ی قلم- که آیات نخست آن در شمار نخستین سوره‏ های نازل شده‏ قرار گرفته است، (ولی بقیه ی آیات در زمانی متأخرتر نازل شده ‏اند) داستان «اصحاب الجنه» (مزرعه‏ داران) در یمن آمده است (آیات‏ 17-33). ذکر اقوامی که در سوره‏ های پیشین، به همراه برخی‏ دیگر از اقوام (اصحاب رسّ، اصحاب ایکه، قوم تبّع) مجددا در سوره ی مبارکه ی ق(34) تکرار(آیات 12-14) و سپس یکی از صحنه ‏های قیامت که در آن وعید الاهی محقق می ‏شود،ترسیم‏ شده است «وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ * لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ / ق؛ آیات 21-22».
در سوره ی مبارکه ی قمر (37) یک‏ یک اقوام مذکور در سوره‏ های پیشین و سرانجام آنان به ایجاز آمده است. همه ی این‏ موارد سیاقی واحد دارند؛ یعنی پاسخ به مشرکان که با وجود اطلاع‏ از عاقبت اقوام سلف، آیات و معجزات الهی را انکار می ‏کردند (آیات 1-4).
در پایان هر داستان یادآوری می‏شود که قرآن کریم‏ این داستان را به ‏طور موجز آورده است تا پند گیری از آن آسان‏ باشد، ولی آیا کسی پند می ‏گیرد؟ «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ / قمر؛ 17»
.در نهایت به قریشیان که پیامبر را تکذیب می ‏کردند به کنایه گفته می ‏شود:«آیا شما از گذشتگان برترید؟» (آیات‏ 43-53).

مرحله ی دوم مکی:
از سوره ی مبارکه ی ص (38 در ترتیب نزول) تا سوره ی مبارکه ی عنکبوت (85 در ترتیب نزول و آخرین سوره ی مکّی‏ که در آن قصه ذکر شده است) را در برمی ‏گیرد.
سوره ی مبارکه ی ص بنابر شأن نزولی که درباره ی آن ذکر شده‏ است، با آیاتی آغاز می‏ شود که از ماجرای پیشنهاد بزرگان قریش‏ به پیامبر(ص) در سال پنجم هجرت حکایت دارد (آیات 1-11). در ادامه، سرانجامِ برخی از اقوام پیشین که ماجرایی همچون‏ قریش داشته‏ اند، یادآوری شده است (آیات 12-16). آنگاه‏ پیامبر(ص) به صبر و پایداری در برابر آنان توصیه می ‏شود (آیات‏ 17-20) و مثالی آورده شده است از نعمت‏ های فراوانی که داود و سلیمان در اختیار داشتند، و این نعمات، که بسیار فراتر از آن چیزی بود که قریش به او پیشنهاد می ‏کردند. سیاق هر دو قصه یکسان است و هردو پیامبر از امتحان ‏های الهی سربلند بیرون آمدند (آیات 21-26 و 30-40). در پایان سوره، قصه ی ایّوب نبی و فضل خدا بر او که به سبب توفیق در امتحان الهی‏ به وی ارزانی شده، یادآوری شده است (آیات41-48).
در ادامه، جابری در بحثی مبسوط، در سیاق ثنای بر انبیای‏ گذشته و ذکر آیات و معجزاتی که در اختیار ایشان بوده، به‏ داستان حضرت ابراهیم(ع) پرداخته است. به نوشته ی او، این‏ داستان در هشت سوره پراکنده است که به ترتیب نزول عبارت‏اند از: مریـــم (44):41-50، شعــــراء (47):69-89، انعـــــــام (55):74- 92، صافـــــات (56):83-113، نحــــــــل (70):120-123، ابراهیــــــــم‏ (71):35-41، انبیــــــاء (73):51-73 و عنکبـــــوت (85):18-35.
با اینکه مرحله ی دوم با سوره ی مبارکه ی ص آغاز می ‏شود، ولی جابری‏ بحثی مستوفی را به سوره ی مبارکه ی اعراف (39 در ترتیب نزول) تخصیص داده است، زیرا نقل مفصل قصص با این سوره آغاز می‏ شود. بسیاری از داستان‏ های سوره ‏های بعدی، تفصیل بخشی‏ از جوانب مذکور در این سوره ‏اند، یا بیانی دیگر از مطالب آن‏ برحسب مقتضای مقام و سیاق سوره.
در این سوره، طرحی جامع‏ از قصص قرآن آمده است، اعم از قصصی که در تورات ذکری از آنها نیست و بسیاری از پیامبران که در تورات از آنها سخن رفته‏ است. در سوره ی مبارکه ی اعراف انبیای اعراب ضمن سلسله ی پیامبران ‏مذکور در تورات شمرده شده‏ اند و ترتیب زمانی آنها نیز رعایت شده‏ است: داستان آدم و ابلیس، نوح و توفان، عاد و ثمود، لوط، ابراهیم، شعیب، موسی و فرعون، و سرانجام، سوره به رویارویی پیامبر(ص) و مشرکان قریش ختم شده است.
جابری در این فصل پس از ذکر هر قصه، درباره ی هریک از انبیای فوق در سوره ی اعراف به تفاوت ‏های‏ بیان همین داستان ‏ها در دیگر سوره ‏ها نیز اشاره کرده و اهداف‏ قرآنی از طرح مجدد یا متفاوت آنها را برشمرده است.
از آن‏ جا که داستان موسی و فرعون و قوم بنی اسرائیل در مواضع گوناگون قرآن کریم به تفصیل آمده است، جابری در کتاب‏ خود در فصلی مستقل به این موضوع پرداخته و زوایای مختلف آن‏ را واکاویده است. به نوشته ی جابری، جزئیات داستان موسی در شش‏ سوره ی مکی که همگی با حروف مقطّعه آغاز می‏شوند، مطرح شده‏ است:اعراف (المص)، طه (طه)، شعراء (طسم)، قصص (طسم)، یونس (الر) و غافر (حم)، جالب ‏تر آنکه در مطلع همگی این سوره‏ ها به خود قرآن کریم اشاره شده که به تصریح یا به تلویح، حاکی ازمحور اصلی و اساسی سوره است. بدیهی است که ترتیب زمانی‏ اجزای داستان، با آنچه که در ترتیب نزول (و نیز ترتیب مصحف) ذکر شده، متفاوت است. ترتیب زمانی اجزای داستان موسی، چنانکه جابری شماره ‏گذاری کرده، از این قرار است:
1) تولد موسی(ع) و رشد او در خانه ی فرعون مصر؛
2) قتل‏ یکی از قبطیان به دست موسی و فرار او به مدین؛
3) بازگشت‏ به مصر و گفت ‏وگو با پروردگار و برگزیدگی وی به عنوان پیامبر بنی اسرائیل؛
4) خروج از مصر به قصد فلسطین و تعقیب فرعون‏ و غرق لشکریان فرعون؛
5) گفت ‏وگوی دوم با پروردگار و دریافت‏ الواح و گمراهی بنی اسرائیل و گوساله ‏پرستی آنان؛
6) نکته‏های‏ جنبی داستان؛
با توجه به جدول فوق روشن می‏ شود که بخش‏ های سوم‏ و ششم از داستان، بیش از سایر بخش‏ ها تکرار شده ‏اند،زیرا موضوع قرآن مکّی دعوت است که با محتوای بخش سوم و ششم‏ هماهنگی و مناسبت بیشتری دارد.
مجموعه ‏ای از داستان ‏های مستقل که همگی پس از سوره ی مبارکه ی اعراف نازل شده‏ اند، به همین مرحله (قرآن مکّی)، ملحق‏ می ‏شوند. بسیاری از این قصص، فقط یک بار و صرفا در سوره‏ ای‏ مکّی آمده ‏اند و برخی دیگر با بیانی متفاوت در سوره‏ های مدنی‏ تکرار شده‏ اند که البته سیاق بحث متفاوت است. سیاق همه ی این‏ داستان ‏ها به امور خارق العاده و معجزات پیامبران مربوط است و اینکه خداوند قادر به چنین معجزاتی است و اینکه به پیامبر(ص) معجزه‏ای ممتاز داده شده که با معجزات انبیای پیشین متفاوت‏ است. این در واقع پاسخ رد به مخالفان پیامبر(ص) نیز هست که از او معجزاتی خارق العاده طلب می ‏کردند. از جمله ی این قصص است‏ داستان زکریا و زن نازای او که سرانجام خداوند به آنها فرزندی‏ عطا می ‏کند (مریم:1-15) و قصه ی مریم که بدون تماس با مرد باردار می ‏شود (مریم:16-33) و قصه ی یوسف (یوسف:4-101)، اصحاب کهف، ذو القرنین و موسی و خضر (در سوره ی مبارکه ی کهف).

مرحله ی سوم (قرآن مدنی):
جابری از این مرحله با عنوان دوره ی دولت یاد می‏ کند.سوره‏های این مرحله همگی در دوران مدینه نازل شده ‏اند. در این مرحله قصص شکلی تازه دارند و در آنها جنبه ی جدل با اهل کتاب غالب است. این جدال نخست با یهود آغاز می ‏شود تا آنکه به اخراج آنها از مدینه می‏ انجامد. سپس قرآن کریم به محاجه ی با نصاری و به ویژه مسأله ی تثلیث پرداخته است. البته داستان‏های‏ مدنی از قصص مکی کوتاه ‏ترند و در گفتمان جدلی علاوه بر عناصر موجود در قصص مکّی، از قصه‏های دیگر یا عناصر جدیدی‏ استفاده شده است. به نظر جابری، لحن گفتار در این داستان‏ها متناسب با شرایط تغییر کرده است: مثلا سوره ی مبارکه ی عنکبوت، هنگامی که پیامبر(ص)در مکه بود و خود را برای هجرت آماده‏ می ‏کرد، با لحنی آرام آغاز شده است: «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ / عنکبوت؛ 46» اما چون یهودیان آزار و تعرض به مسلمانان را آغاز کردند، لحن گفتار به مرور تند شد تا آنکه به برخورد دو طرف و تبعید یهود از مدینه انجامید.
در این مرحله نخست آیاتی نازل شدند که نعمت‏ های خدا را بر بنی اسرائیل یادآوری می‏ کردند (برای

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع قرآن کریم، نزول قرآن، زبان عربی، ترتیب نزول Next Entries منابع مقاله با موضوع قرآن کریم، علوم قرآن، تفسیر قرآن، سپتامبر 2001