منابع مقاله با موضوع فضاهای آموزشی، زیباشناسی، مجسمه سازی، فرهنگ و تمدن

دانلود پایان نامه ارشد

که انسان بدوی این تصاویر را برای جذب جفت خود حک می کرده است. اما احتمالا نتیجه گیری نزدیک تر به واقعیت این است که این نقش ها به منزله یادداشت های شکار بوده است و او برای شناسایی و یادآوری شکارش، حک تصویر آن را ضروری می دید. دریافت امروز ما از زندگی انسان بدوی به اختصار چنین است:
او ابتدا روی دو پا ایستادن را آموخت، خطرهای روی زمین را شناخت، جمعی زندگی کردن را دریافت، ابزار دفاعی ساخت، محدوده ای امن یافت و ضرورت حک تصاویر را بر دیواره غار حس کرد. به تدریج انسان بدوی در زندگی و کار جمعی خود ضرورت هماهنگی را درک کرد. کار آنها به طور طبیعی به نحو موزونی هماهنگ شد .مثل پارو زدن در آب، شکستن هیزم و یا وقتی که برای حمله کمین می کرد و با اشاره سر و صورت نظر خود را می فهماند. نتیجه هماهنگی پیدایش اشارات بود که برای موفقیت در کار لازم بود. به علت فشار زیادی که هنگام هیزم شکنی به آنها وارد می شد گاهی اصواتی از گلو خارج می شد؛ به تدریج این اصوات شکل کلمه به خود گرفت که در تکامل خود به ترانه های ابتدایی مبدل شد. با ریتم یکنواخت ضربات بالا و پایین هیزم شکنی صوت تولید می شد. ترانه های ریتمیک اولیه با الهام از این اصوات به وجود آمد که به نوبه خود در افزایش میزان کارشان تأثیر گذاشت. این حرکت اولیه آغاز گر موسیقی در تاریخ است. (زندباف، 1379 ،ص 43)
2-5-1- سلسله مراتب هنرها
بشر در طول تاریخ همواره به تلاش های گوناگونی دست زده است تا باورها و آرمان های انسانی خویش را در قالب اشکال مختلف بیان و به دیگران منتقل کند. بی تردید تا کنون اهمیت هیچ یک از این تلاش ها به اندازه هنر در نمایان ساختن جوهر پندار و اندیشه انسان در طول تاریخ، فرهنگ و تمدن بشر ارزشمند نبوده است. اندیشه هایی که با کشیدن، نواختن یا ساختن بیان شده است. “بندتوکروچه” در تعریفی که از هنر به عمل می آورد اشاره به درون دارد، درونی که معنی خاصی دارد. او می گوید: “اعجاز هنر نه درتجسم صورت بلکه در درک و فهم آن است، تجسم امری است فنی که به مهارت و چیره دستی مربوط است.” مقام هنر از علم بالاتر است زیرا علم از راه کوشش برای جمع مواد و اشکال احتیاط آمیز به هدف می رسد و هنر از راه شهود و تجلی به غرض خویش نایل می شود. برای علم، داشتن استعداد کافی است، ولی هنر احتیاج به نبوغ دارد. هنر غم و اندوه زندگی را تسکین می دهد زیرا ما را از امور جزیی و زودگذر به جهان کلی و ابدی می کشاند. به قول “اسپینوزا” ذهن هرچه بیشتر منظر جاودانی اشیا را ببیند، به همان قدر در ابدیت سهیم است. (ماسالی، 1385، ص 35)
میزان “شوپنهاور” برای طبقه بندی و ترتیب سلسله هنرها، درجات عینیت یافتن خواست یا اراده است. به این ترتیب که هنرها از معماری و مجسمه سازی که هنرهایی سه بعدی هستند به نقاشی که مانند همه هنرهای مکانی هنری دو بعدی است و سپس به سوی شعر و از همه بالاتر موسیقی که هنری یک بعدی و زمانی است رو به کمال می روند. معماری فرا نماینده برخی ایده های بستر همچون سنگینی، همبستگی، استواری و سختی است. یعنی صفات کلی سنگ در نگارگری و پیکرتراشی تاریخی فرانماینده ایده انسان است، اگر چه سروکار پیکر تراشی در اصل با زیبایی و لطافت است و سروکار نگارگری بیشتر با فرا نمودن ویژگی و شور … در موسیقی هنرمند برای بیان درونیات خود تنها از بعد زمان بهره می جوید، اما والاترین همه هنرها موسیقی است، “هگل” و “کانت” در بیان مراتب هنرهای زیبا موسیقی را در میان نقاشی و شعر قرار داده و مقام شعر را برتر دانسته اند، اما شوپنهاور موسیقی را مافوق تصورات دانسته و آن را عالی ترین هنر انسانی شمرده است. (پناهی، 1394)
2-6- معماری
معماری مهرازی از هنر و فن طراحی و ساختن بناها، فضاهای درونی و بیرونی برای پاسخ هم آهنگ به نیازهای کارکردی و زیباشناسانه است. معماری سبک طراحی و شیوه ساخت ساز ساختمان و دیگر ساختار فیزیکی است. به گفته موتیسوس معماری وسیله واقعی سنجش یک ملت بوده و هست و از آنجایی که معماری یکی از مظاهر بیرونی فرهنگ یک جامعه است نماد مناسبی برای مطالعه فرهنگ آن جامعه محسوب می شود و هر فرهنگ دارای معماری مختص خود است. دور افتاده ترین قبایل نیز چادرها، کلبه ها، تزیینات و شیوه مجتمع سازی مربوط به خود را دارند. (شفیع زاده، 1390)
معماری به طور کلی فضایی سه بعدی است که ما در آن زندگی می کنیم. برآمدگی ها وتورفتگی ها، هم در موسیقی و هم درحوزه هنرهای بصری، اهمیت دارند. برخورد درست با نسبت ها در اینجا ضرورت دارد. در هنر معماری، هنرمند معمار برای بیان یافته هایش خود را به طور همزمان نیازمند به چهار بعد طول، عرض، ارتفاع و زمان می یابد. معماری ترکیبی است از علم، هنر و تجربه که در رشته هایی نظیر ساختمان قدمتی چند هزار ساله دارد. معماری یعنی ارایه توصیفی فنی از یک سیستم که نشان دهنده ساختار اجزا آن، ارتباط بین آنها و اصول و قواعد حاکم بر طراحی و تکامل آنها در گذر زمان باشد. (منصوری، ،1384، ص52)
بهترین معماری باید نه با تزریق، بلکه با نسبت ها و حجم های سازنده سروکار داشته باشد. “هایدگر” برای تجسم بخشیدن به تصورات خود از هنر به مثالی منبعث از معماری متوسل می شود، او معماری را در کنار نقاشی، مجسمه سازی و موسیقی نشانده نام می برد. معماری یک هنر بصری است، درحوزه بصری اجزای “ذاتا شاعرانه” و به صراحت از آن تحت عنوان یکی از هنرهای سازنده ای وجود دارد که مرتبط با آن چیزی است که ما حوزه عقلانی اش می خوانیم و در عین حال بخشی از موسیقی نیز به حساب می آید. (پناهی، 1394)
معمار و هنر معماری یک هنر اجتماعی است. معماران گاه بناهایی را با ایدهای شخصی طراحی می کنند و حتی می سازند. ولی بیشتر ساختمان ها با توجه به نیازهای اجتماعی طراحی می شوند. معمولا از معماران انتظار می رود که یک ساختمان مشخص در یک مکان مشخص طراحی کنند. در روند ساخت یک ساختمان افراد زیادی درگیر می شوند به مقدار زیادی سرمایه و منابع و به تخصص های دیگری به جز معمار نیاز است. در طراحی یک ساختمان معمار تصمیم گیرنده نهایی است ولی خواست جامعه قوانین و در خواست های کارفرما بر تصمیم های او اثر می گذارد.
معماری به عنوان علم و هنر بارها در گذشته مورد بحث و مجادله بوده است. بیشتر مردم اتفاق نظر دارند که معماری هر دوی اینها است اما چه (میزان هنر) و (چه میزان علم) یا برتری یک عامل بر دیگری در طول زمان بر حسب وضعیت های مختلف متفاوت بوده است. این موضوع بحثی همیشگی است که اغلب تضاد ها و ستیزهای سختی را در میان معماران به همراه داشته است. معماران متمایل به فرم و جاذبه بصری اغلب معماری را برای خود مطالعه می کنند. موضوعات اجتماعی یا معماری خورشیدی اغلب در برابر گروه فرم گرا موضعی دفاعی پیش می گیرند. برای درک توده و حجم معماری هنر از علم لطیف تر است و بودن تامل و تفکر در تاثیرات هنر که بسیار گسترده و نامحسوس است عموما نمی توان تاثیرات بی واسطه و محسوس علم را بر زندگی خود دریافت کرد. (شیرخانی، 1386، ص25) معماری به عنوان نقطه تلاقی علم و هنر، با هدف ارتقای کیفیت مکان، امروزه به صورتی گسترده دست به گریبان نظریات و مقوله های درهم تنیده نشانه شناختی شده است. مفاهیمی همچون دلالتگری دیداری، تأویل پذیری و هرمنوتیک، متدولوژی بیان و طراحی و … که از پیامدهای نشانه شناسی در عرصه های مختلف هنری هستند، در شناخت مسائل معماری و ارائه تبینی روشنگرانه از آنها تاثیری بسزا دارد. (فلاحت و همکاران، 1391، ص 18)
2-7- آموزش معماری در جهان
حدود 20 سال قبل از میلاد ویترویوس معمار رومی چیزی را که امروز نخستین کتاب باقی مانده در باب معماری شناخته می شود را نوشت. در این کتاب ویترویوس کیفیت های لازم معماری را در سه رده اصلی ایستایی کارایی و زیبایی تقسیم بندی کرد این رده بندی بین معماران کاملا پذیرفته شده بود و در طراحی های خود انجام دادند و در آخر معماری بر سه قسم است یکی ساخت بناها و دومی ساخت ساعت ها و سوم ساخت ماشین آلات.
می توان به نظر ماریا ریبا نویسنده کتاب (تسهیلات آموزشی) که اگر دیسپیلینی وجود داشته باشد که بتوان تکامل بشر را کاملا و به روشنی در آن مشاهد کرد آن دیسیپلین معماری است. زیرا با توجه به انواع تعدد و بسط و گسترش فرم های معماری در طول تاریخ می توان مسیر طولانی و چه بسا نامنظم تحول تاریخی را ترسم کرد و از آنها به شرایط اجتماعی مذهبی اقتصادی یا شرایط اخلاقی و ساسی پی برد. خلاصه آنکه معماری به شیوه درک زندگی اجتماعی کمک می کند آما آنچه که در این مجال به دنبال آن هستیم به عنوان مساله مل طرح شده است. طراحی دانشکده معماری با تکیه بر کیفیت فضاهای آموزشی است. خلق فضا همواره مقصود معماری بوده است فضای آموزش نیز بی شک یکی از راهبردهای رسیدن به این مقصود می باشد و دو هدف را دنبال می کند تعلیم و تربیت معمار. (شیرخانی، 1386، ص26)
آموزش معماري در جوامع سنتي همچون هنرهاي ديگر، در قالب نظام چهره به چهره يا استاد و شاگردی بود. انقلاب صنعتي به عنوان رويدادي بزرگ در دوران معاصر غرب و پديده هاي ناشي از آن سبب تقسيم وظايف معمار و شکل گيري حرفه جديد مهندسي سازه شد و دامنه اين تغييرات تا ايران نيز نيز کشيده شد. به دنبال آن فضا، سازه و ديگر اجزاء معماري از هم تفکيک شدند. در همين اثنا، آثار و نتايج نامناسب اين انفصال، لزوم ايجاد تعادل ميان معماري و سازه را در پي ‌آورد. آموزش معماري در ايران داراي سه لايه آموزش آکادمي، آموزش در دفاتر کار و آموزش کارگاهي است که در گذشنه اين لايه ها به هم متصل بودند ولي در حال حاضر از هم جدا شده اند؛ همين عامل باعث به وجود آمدن مشکلات زيادي در معماري معاصر گرديده است.
رشته معماری یکی از رشته های مهم دانشگاهی است که امروزه در دانشکده های فنی یا هنری دنیا تدریس می شود كه این رشته دارای دو جنبه هنری و فنی است؛ زيرا در اين رشته درس هایي چون طراحی، زیباشناسی و غیره که جنبه هنری رشته و سازه های بتنی و فلزی، مقاومت مصالح و …دارند، تدريس مي شود. رشته معماری به عنوان یک تخصص چند رشته ای به شمار می آید که هم شامل مباحث فنی و مهندسی است و هم بر خلاقیت، ذوق هنری و زیباشناسی تاکید دارد و هم باید در این راستا مباحث اجتماعی، اقتصادی و روانشناسی را مورد توجه قرار دهد. دانشجوی این رشته علاوه بر توانمندی در طراحی و قدرت تجسم و خلاقیت، لازم است که در درس ریاضی بخصوص در هندسه قوی باشد چون برای آموزش فن و تکنیک معماری باید دروسی مثل هندسه کاربردی، هندسه مناظر و مرایا و ریاضیات و آمار را مطالعه کرد. (شفیع زاده، 1390)
امروزه دغدغه بسیاری از معماران و منتقدین آموزش معماری این است که دانشکده های معماری توانایی آن را ندارند تا دانشجویان خلاق و نوآور را وارد عرصه کار کنند. در باب این مشکل اگر چه پژوهشگران و اساتید معماری فعالیت های چشمگیری انجام داده اند اما این راه حل ها محدود به مسئله آموزش معماری است و این مسئله با رویکرد توجه به فضاهای آموزش معماری کمتر مورد تحلیل و پژوهش قرار گرفته است. از آنجایی که دانشجویان معماری در دوران تحصیل، زمان قابل ملاحظه ای را در محیط آموزش معماری سپری می کنند، لذا نمی توان نقش محیط آموزش را در برانگیختن انگیزه و پرورش استعدادهای خلاقه آنان نادیده انگاشت. با بدست آوردن الگوهایی در خلق فضاهای آموزش معماری و همسو کردن این الگو ها با نیاز دانشجویان، علاوه بر ارتقاء سطح پاسخگویی فضاهای آموزشی، دانشجویان را در بستری مناسب تر هم از لحاظ تمرکز ذهنی و هم ادراک حسی-بصری قرار خواهیم داد. در این صورت علاوه بر ارتقاء سطح انگیزشی و یادگیری موثرتر، فرآیند تفکر را برایشان تسهیل نموده و موجبات خلاقیت و نوآوری را در آنها فراهم می نماید. حضور فیزیکی یا بصری طبیعت در آتلیه های معماری و ایجاد قلمرو شخصی برای دانشجویان در آتلیه های معماری بر تمرکز، تفکر خلاق و انگیزه دانشجویان مثبت و معنادار است. در این راستا میتوان فضاهای آتلیه دانشکده معماری را به گونه ای طراحی کرد که علاوه بر بالا بردن حس انگیزشی دانشجویان و افزایش تمرکز ذهنی،

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع آموزش عالی، زبان عربی، قرون وسطی، مراکز آموزش عالی Next Entries منابع مقاله با موضوع زمینه گرایی، توسعه پایدار، توسعه پاید، منطقه گرایی