منابع مقاله با موضوع عقد ازدواج، نکاح منقطع، عقد نکاح

دانلود پایان نامه ارشد

– الماسي، نجاد علي، حقوق بين المللي خصوصي: “اگر زن ايراني بدون اجاز? دولت ايران شوهر خارجي اختيار کند دادگاههاي ايران نبايد اثري بر اين ازدواج مترتب نمايند چه حکم به صحت آثار چنين ازدواجي (مثلاً وراث شناختن اولاد حاصل از اين ازدواج) مانند صحيح دانستن اصل ازدواج است.
3- کاتوزيان، ناصر، حقوق خانواده، جلد اول : در صورت ازدواج زن ايراني با مرد تبعه بيگانه بدون کسب اجازه از دولت منجر به عدم نفوذ ازدواج خواهد شد.
4- بوداغي، فاطمه، فصلنامه شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان، ازدواج و تابعيت زن ايراني
5- تدين، عباس. مجيد يوسفي، مقاله تاثير ازدواج مرد خارجي و زن ايراني بر تابعيت فرزندان
6- عابديني، حسين، مقاله، ابعاد حقوقي ازدواج با تبعه بيگانه
7- و غيره

ج : روش تحقيق
روش تحقيق، روش تحليلي و توصيفي بوده که با بررسي و مطالعه کتابها و ديگر منابع موجود در خصوص موضوع، به جمع آوري اطلاعات و نقد و بررسي موضوع پرداخته مي شود.

هـ : تقسيم مطالب
مطالب اين پايان نامه در 4 فصل بيان شده است:
در فصل به مطالبي در خصوص مفاهيم و كليات آن پرداخته شده است در فصل دوم به شرايط ازدواج با تبعه بيگانه اشاره شده است. در فصل سوم آثار و پيامدهاي ازدواج و در فصل چهارم به تابعيت و تعارض قوانين در ازدواج با بيگانگان، مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

در اين فصل به مفاهيم و كليات مي پردازيم، مفاهيمي كه بيشترين كاربرد اصلاحي يا لغوي را در اين تحقيق بر عهده داشته به طور مجزا و مختصر بيان مي شود تا در پرتو آن بتوانيم مطالب اصلي را كه در فصل هاي بعدي خواهد آمد روشن تر و بهتر ارزيابي كنيم.

مبحث اول : واژگان كليدي
گفتار اول : تعريف نکاح و ازدواج
نکاح يا ازدواج در قانون مدني ايران و بسياري از کشورها تعريف نشده است. گرچه ممکن است تصور شود بداهت امر مقنن را از تعريف بي نياز کرده است ولي شايد متنوع بودن آثار و نتايج نکاح و روشن نبودن ارکان و عناصر اصلي آن مقنن را از تعريف اين تأسيس حقوقي مهم، منصرف کرده باشد.
نکاح مصدر ثلاثي و از ريشه نکَحَ مي باشد و در لغت به معني تقابل است و در زبان عرب هرگاه دو کوه در مقابل يکديگر قرار گرفته باشد گفته مي شود و ازدواج مصدر ثلاثي مزيد از باب افتعال است و در اصطلاح فقهي و قانوني، به معناي رابطه اي است حقوقي که لازمه آن، جواز کامجويي بين زن و مرد
مي باشد هر چند از نظر لغت، ازدواج به معناي متحد شدن دو انسان و نکاح به معناي همخوابگي آن دو
مي باشد. برخي از استادان حقوق نکاح را چنين تعريف کرده اند: نکاح عقدي است که به موجب آن زن و مرد، به منظور تشکيل خانواده و شرکت در زندگي، با هم متحد مي شوند.1
اين تعريف جامع و کامل نيست، شرکت در زندگي و تشکيل خانواده و اتحاد زن و مرد، اهدافي است که معمولاً در ازدواج دائم مطرح است و نکاح منقطع که از نظر فقهي و قانون مدني که مسلماً مشمول عنوان کلي نکاح است را در بر نمي گيرد؛ چرا که در ازدواج موقت يا ازدواج با کنيزان که در اسلام و بسياري از شرايع ديگر مطرح است هدف اصلي کامجويي است، بنابراين چنين قصدي در عقد ازدواج شرط نيست.
عده اي ديگر از حقوقدانان نکاح را رابط? حقوقي مي دانند که به وسيله عقد بين زن و مرد حاصل مي گردد و به آنها حق زندگي با يکديگر را مي دهد و مظهر بارز اين رابطه را حق تمتع جنسي مي دانند.2
ايرادي که به اين تعريف مي توان گرفت آن است که تمتع جنسي جزء ماهيت نکاح نيست و بدون آن نيز نکاح مي تواند تحقق پيدا کند. البته تمتع جنسي از مهم ترين اغراض نکاح است و شايد مهم ترين هدفي است که اشخاص را به عقد نکاح وا مي دارد، ولي اغراض ديگر مانند توالد و تناسل و همکاري در زندگي نيز در نکاح وجود دارد و در عين حال هيچ يک از اين اغراض جزء ماهيت نکاح نيست و بدون هر يک از آنها تحقق نکاح ممکن است. اگر بخواهيم از تعاريف ياد شده الهام بگيريم مي توانيم نکاح را چنين تعريف کنيم: نکاح رابطه اي است حقوقي يا عاطفي که به وسيله عقد بين زن و مرد حاصل مي گردد و به آنها حق زندگي با يکديگر و کامجويي را مي دهد. در اين که آيا اين لفظ (نکاح) دلالت بر همخوابگي است يا عقد، يا ميان هر دو مشترک لفظي است اختلاف نظر وجود دارد. بنابراين مراد از نکاح، همان حق همخوابگي است و مجازاً به عقد ازدواج اطلاق مي گردد اين به جهت علاقه سببيّتي است که بين عقد خاص با حصول اين حق وجود دارد و ازدواج به معني به وحدت رسيدن است که معناي است لغوي و عقد عامل پيدايش اين حق است؛ هر چند فقها و حقوقدانان مقصودشان از نکاح و ازدواج عقد خاص مي باشد. 3

بند اول : اهميت ازدواج
در عالم بشريت، ازدواج يک سنت فطري و طبيعي است که از ديرباز به عنوان يک نهاد اجتماعي شناخته شده و همه شرايع و قوانين آن را ترغيب کرده اند. مصلحت فرد و اجتماع در اين است که زن و مرد پيمان زناشويي ببندند و خانواده تشکيل دهند. زن و مردي که خود را آماده پذيرفتن مسؤوليت مي بينند، کساني که خود را شايسته پدر و مادر شدن مي دانند و آنان که عشق خود را بهم جاودانه مي پندارند، به امضاي اين پيمان تن در مي دهند. ازدواج نخستين گام در راه لجام زدن به خودخواهي ها و پذيرفتن بار مسؤوليت هاي اجتماعي است، مانع آلودگي فرد و غوطه ور شدن او در ورطه فساد است. کسي که به تنهايي زندگي مي کند و از ازدواج مي گريزد و به ارضاء غريزه جنسي، نظمي صحيح و اخلاقي نمي دهد دستخوش فساد و تباهي و بيماري است و نمي تواند سلامت جسمي و روحي خود را حفظ کند. ترديدي نيست ازدواج موجب آسايش و آرامش انسان وموجب دلبستگي بيشتر به زندگي است و قرآن کريم4 در اين باره مي فرمايد: از آيات خدا اين است که براي شما از خودتان همسراني آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميان شما دوستي و مهرباني نهاد که در اين، براي گروهي که انديشه مي کنند آيتهاست.
از لحاظ اجتماعي ازدواج را ارزشي فراواني است جامعه اي سعادتمند مي شود که رابط? جنسي و توالد و تناسل در آن منظم و براساس اصول صحيح استوار باشد جامعه اي که در آن رابط? جنسي، در آن آزاد و
بي بند بار باشد با فساد و تباهي دست به گريبان خواهد بود؛ چرا كه هسته مرکزي جامعه خانواده است که با ازدواج شکل مي گيرد. جامعه اي که افراد آن از تشکيل خانواده و قبول مسئوليتهاي ازدواج شانه خالي
مي کنند روي خوشبختي و ترقي را نخواهد ديد.
فرزندان ناشي از ازدواج و تربيت شده در خانواده هستند که مي توان در گرداندن چرخهاي اجتماع و بهسازي اجتماعي و اقتصادي به آنها اميد بست. بقاء نوع انسان به نحوي که شايسته او باشد فقط در پرتو ازدواج در روابط صحيح زن و مرد ميسر است. ازدواج در توسعه اقتصادي يک ملت نيز مؤثر است چه آنانکه ازدواج مي کنند و خانواده تشکيل مي دهند، فعاليت اقتصادي بيشتري از خود نشان مي دهند و بيشتر و بهتر کار مي کنند بيشتر پس انداز مي کنند تا بتوانند زندگي خود و خانواده شان را به نحو بهتري تأمين کنند و اين در توسعه اقتصادي کشور نقش مؤثري خواهد داشت.
ازدواج پيش از آنکه سازان حقوقي باشد، پيوند اخلاقي و مذهبي است پيمان مقدسي که تجاوز از آن چنداني ساده نيست، بيهوده نيست که پيامبران و عالمان اخلاق در لزوم آن پافشاري کرده اند، چون نيک
مي دانستند که اين پيمان آغاز اجتماعي شدن انسان و نشان? احترام به نظام هاي اخلاقي است همچنان که پيامبر اسلام فرمود: ازدواج سنت من است هر که از اين سنت سرپيچي کند از من نيست و بشارت مي دهد کسي که ازدواج نموده نيمي از حقيقت دين را يافته است و خداوند وعده داده که از فضل خود او را
بي نياز مي کند. ازدواج قراردادي بسيار مهم است از لحاظ فردي و اجتماعي قابل مقايسه با قراردادهاي ديگر نيست؛ از اين رو قانونگذار شرايط و آثار خاصي براي آن قائل شده و آزادي اراده افراد را در اين زمينه محدود کرده است مثلاً آثار ازدواج را خود تعيين کرده و اراد? افراد نمي تواند اين آثار را تغيير دهد. در حاليکه بيشتر قواعد راجع به قراردادهاي مالي، تفسيري است. تقريباً همه قواعد ازدواج امري و مربوط به نظم عمومي است و توافق اراده افراد بر خلاف آنها نمي تواند ارزش و اعتباري داشته باشد. بنابراين در عقد ازدواج بايد بيش از ساير عقود التفاف نمود. 5

بند دوم : اهميت خانواده
خانواده با اينکه قوانين ما آن را تعريف نکرده و براي آن شخصيتي حقوقي قائل نشده است، قديمترين و مهم ترين گروه اجتماعي است. خانواده به گروهي از اشخاص گفته مي شود که در اثر قرابت يا نکاح با هم همبستگي دارند.6
قديمترين گروه اجتماعي است چرا که يک گروه طبيعي است که از آغاز زندگي بشر وجود داشته است، مهم ترين گروه است براي آنکه بدون آن زندگي در اجتماع متصور نيست. خانواده هست? مرکزي اجتماع است و نخستين اجتماعي است که شخص در آن گام مي نهد و آداب زندگي و اصول و رسوم اجتماعي و تعاون و از خود گذشتگي را در آن فرا مي گيرد. خانواده کانون حفظ سنن ملي و اخلاقي و مرکز رشد عواطف و احساسات است. خانواده نه تنها مکتب آموزش تعاون و فداکاري است بلکه کانوني براي حمايت از انسان است. خانواده از زن و شوهر و کودکان ناشي از ازدواج حمايت مي کند. کساني که از حمايت خانواده برخوردار نيستند، بي پناهند و در معرض فساد و تباهي و بيهودگي قرار مي گيرند. کودکاني که بدون خانواده بزرگ مي شوند داراي کمبودهاي عاطفي و اخلاقي فراواني هستند. زن و مردي که از کانون گرم خانوادگي بي بهره اند اغلب با فساد و تيره روزي هم آغوشند. چرا که اگر پدر به حمايت و سرپرستي از فرزندان خود پاي بند نباشد و آنان را در دل اجتماع بي پناه گذارد، معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظار آنهاست و تا چه اندازه مي توان به آموزش و پرورش سالم چنين کودکاني اميدوار بود. نوزادي که در خانواده به دنيا مي آيد و در آغوش پدر و مادرش پرورش مي يابد، دست کم در حمايت و سرپرستي کساني است که با هم? وجود خود به او عشق مي ورزند و به فضيلت و پاکي او بي اعتناء نيستند. ولي کودکي که بطور مستقيم با پليدي ها و ناپاکي هاي جامعه روبرو مي شود و در مبارزه زندگي يارو ياوري براي خود نمي بيند، از اين موهبت بي بهره است. نيازي به استدلال و سخنوري نيست، هم? ما تفاوت کساني که در خانواده اي پرهيزگار تربيت شده اند با آنها که فقط نام پدر و مادر را بر سر داشته اند مي بينيم.
اصل ( دهم قانون اساسي) نقش بنيادي خانواده را در حقوق نيز اعلام مي کند. در اين اصل مي خوانيم ” از آنجا که خانواده واحد بنيادي جامعه اسلامي است، هم? قوانين و مقررات و برنامه ريزي هاي مربوط بايد در جهت آسان کردن تشکيل خانواده، پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانوادگي بر پايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد”
اين اصل، نه تنها تکليف دو قوه قانونگذاري و اجرايي را دربار? خانواده معين مي کند، در بيان نظر قانونگذار بهنگام تفسير قوانين و ايجاد رويه قضايي نيز مؤثر است و هدف نظام حقوقي را درباره خانواده معين مي کند. خانواده در حفظ گسترش قدرت ملي نقش مؤثري ايفا مي کند به بيان ديگر رابطه اي نزديک بين قدرت ملي و خانواده وجود دارد و سستي و تباهي خانواده ها انحطاط ملت را به دنبال مي آورد چرا که تواناترين ملتها، مللي بودند که خانواده در آن قوي ترين سازمان را داشته باشد.
قانون حمايت از خانواده: اهميت اجتماعي خانواده بايد محرک قانونگذار در حمايت از آن باشد. هر
قاعده اي که قانونگذار در اين باره مي آورد مي تواند در تحکيم يا تضعيف آن مؤثر باشد. بنابراين در زمين? خانواده قانونگذار بايد با احتياط کامل عمل کند و از هر اقدامي که به ضعف خانواده منتهي شود بپرهيزد و در اصطلاحات و نوآوريهاي خود تثبيت خانواده را همواره در مدنظر داشته باشد. بي شک قانونگذار بايد به منافع هر يک از افراد خانواده توجه کند؛ ليکن آنچه در درج? اول اهميت قرار دارد، نفع خانواده به عنوان يک نهاد و واحد اجتماعي است و استحکام و حمايت از آن بايد پيش از هر چيز مد نظر باشد. در اصطلاحات قوانين و مقررات مربوط به خانواده بايد عرف و عادات و سنن خانوادگي در نظر گرفته شود
وگرنه اجراي قانون با مشکلات بسياري مواجه خواهد شد و

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع وزارت امور خارجه، عقد ازدواج Next Entries منابع مقاله با موضوع وزارت خارجه