منابع مقاله با موضوع عزت نفس، لذت گرایی، رضایت از زندگی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

در واقع دیدگاه مسلط در بین روان شناسان لذت گرا آن است که خوشبختی ، شامل بهزیستی روانی و تجربه های لذت بخش می باشد. اکثر پژوشگران در روان شناسی لذت گرایی جدید ٬از مفهوم بهزیستی روانی به عنوان متغیر اصلی استفاده می کنند .این مفهوم شامل سه جزء یعنی رضایت از زندگی ، وجود خلق مثبت و فقدان خلق منفی می باشد که غالبا” تحت عنوان شادکامی نامیده می شود. شعار پیروان این دیدگاه عبارت است از :« بهترین وبزرگترین خوبی ها برای بیشترین افراد ».منظوراز خوبی ، شادی است و شادی هم با کسب لذت و عدم حضور درد و رنج برابر می باشد (به نقل از نودینگ140 ،2003).
از دیدگاه سلیگمن141 و رویزمن142 (2003) معضل اساسی در دیدگاه لذت گرایی که با آن مواجهیم ، این است که در این دیدگاه مرکز ثقل توجه، بر انباشته کردن لذت های فرد بر روی هم است و سعی بر این است که افراد کسب لذت کنند بدون توجه به اینکه این لذت ها چگونه به دست می آیند. برای مثال تصور کنید که زندگی دو فرد شامل مقدار دقیقی از لذت و شادی است و هر دو به به یک میزان از زندگی لذت می برند لکن زندگی یکی در حال افول تدریجی است در حالی که دیگری در حال صعود و رشد تدریجی است و تفاوت های این دو تنها به وسیله بررسی قضاوت بازبینانه زندگی و ارزیابی آن مشخص می شود.
2-4-8-2- دیدگاه معنوی143
به رغم رواج دیدگاه لذت گرایی ، تعدادی از فلاسفه ، صاحب نظران و علمای دینی چه در غرب و چه در شرق این موضوع را زیر سوءال برده اند که شادکامی به خودی خود می تواند به عنوان مدارک اصلی خوشبختی باشد(ریان و دسی144 ،2001). از نظر فروم145 (1981) برای درک شاد کامی واقعی باید بین امیال و نیازهایی که به صورت ذهنی احساس می شوند و خوشنودی آن ها منجر به لذت های زود گذر می گردد و آن دسته از نیازهایی که در ماهیت انسان ریشه داشته و تحقق آن ها ، نمو انسان و فراهم ساختن معنویت یعنی خوشبختی و شادکامی واقعی را به همراه دارد، تمایز قائل شد. از دیدگاه وی، شادی یک معیار برتر در هنر زندگی است .
واترمن146 (1993) معتقد است که مفهوم معنوی از شادکامی، از خوشبختی است . او شادکامی مردم را بر اساس خود واقعی آنها تبیین می کند . طبق نظر وی این نوع شادکامی موقعی به دست می آید که فعالیتهای زندگی افراد بیشترین همگرایی یا جور بردن را با ارزشهای عمیق داشته باشد و آنان نسبت به این ارزشها متعهد گردند . تحت چنین شرایطی ، احساس نشاط و اطمینان به وجود می اید . واتر من از این حالت ، به عنوان جلوه فردی147 یاد کرد و همبستگی بالایی بین آن و اندازه های خوشبختی و شادکامی به دست آورد ریف148 و سینگر149 (1998)خوشبختی و شادکامی را دستیابی ساده و به لذت نمی دانند بلکه آن را به عنوان کوششی در جهت کمال در نظر می گیرند که بیانگر تحقق توان بالقوه واقعی فرد است . ریف و سینگر ، شش جنبه را بیانگر تعریف و نظری و عملی بهزیستی روان شناختی می دانند که عبارتند از خود مختاری150 ،نمو فردی،151خود پذیری ٬152 هدفمندی زندگی153 و روابط مثبت154. ریف و سینگر این جنبه ها را باعث ارتقاء سلامت جسمانی و هیجانی می دانند .به طور کلی می توان گفت، رویکرد های لذت گرایی و معنوی به ظاهر متضاد می باشند و هر کدام با تعریف گوناگونی از شادکامی ، انواع متفاوتی از پژو هش را در مورد علل ،پیامد ها و پویایی های این موضوع باعث شده اند ٬اما از انجا که شادکامی و بهزیستی روانی یک پدیده چند بعدی است ، جنبه هایی از هر دو رویکرد را در بر دارد . در این رابطه کامپتون155 و همکاران (1996 به نقل از یزدانی،1382)در یافتند که دیدگاههای لذت گرایی و معنو ی که شادکامی ، با وجود همپوشی ، در عین حال با هم تمایل دارند و درک ما را از شادکامی و بهزیستی روانی از طریق روش های متفاوت اندازه گیری ، افزایش خواهند داد.
2-4-8-3- نظریه ی داینر و همکاران
طبق این نظریه شادکامی ارزشیابی هایی است که افراد از خود وزندگیشان به عمل می آورند . این ارزشیابی می تواند جبنه ی شناختی داشته باشد مانند قضاوت هایی که درمورد رضایت در زندگی صورت می گیرد و یا جنبه ی عاطفی که شامل خود وهیجان هایی است که در واکنش به رویدادهای زندگی ظاهر می شود . بنابراین شادکامی، از چهار جزء تشکیل یافته که عبارت است از: 1-رضایت از زندگی ، 2-خلق و هیجان های مثبت و خوشایند، 3-نبود خلق و هیجانهای منفی 4- عوامل دیگر مانند خوش بینی ،عزت نفس و احساس شکوفایي در این نظریه ، ویژ گی های افراد شادکام عبارت است از: داشتن دستگاه ایمنی قویتر و عمر طولانی تر ، برخوردار ی از روابط اجتماعی بهتر ، مقابله مؤثر با موقعیتهای مشکل ، خلاقیت و موفقیت بیشتر و گرایش زیاد تر برای کمک به دیگرا ن (داینر156 ،2002). داینر ولو کاس157 (2000) با اشاره به بررسی ویلسون158 (1967)در مورد شادکامی معتقدند که بسیاری از نتیجه گیری های او ، از طریق مطالعات بعدی مورد تایید قرار گرفته است . ویلسون با بررسی شواهد تجربی و همبسته های شادکامی ، این طور نتیجه گیر ی کرده بود که به فرد شادکام ، فردی است : زنده دل ،سالم و فرهیخته ، برون گرا ، خوشبین ، آزاد از نگرانی ، مذهبی ، دارای عزت نفس بالا و کسی که از اخلاق حر فه ای و فروتنی برخوردار است.
2-4-8-4- نظریه ی آرگایل و همکاران
بنا به نظر آرگایل159 (2001، نقل از گوهری و همکاران ، 1383) شادکامی از دو جزء شناختی و عاطفی تشکیل شده است . او بر این باور است اگراز مردم سوءال شود که منظور از شادکامی چیست ، دو نوع پاسخ را مطرح می کنند:
الف) ممکن است حالت هیجانی مثبت مانند لذت بردن را عنوان کنند .
ب) به طور کلی آن را راضی بودن از زندگی یا رضایت از بیشتر جنبه های زندگی بدانند . از نظر آرگایل، شادکامی متضاد افسردگی نمی باشد ، اما شرط عدم آزردگی را برای شادکامی لازم می داند .
در این زمینه ،کاسیوپو و برنتوسون160(1991، نقل از آرگایل،2001) نیز معتقد اند ، همانگونه که عاطفه‌ی مثبت نقطه‌ی مقابل عاطفه منفی نمی باشد، خوشبختی نیز به معنی عدم وجود بیماری یا آسیب روانی نیست. بنابراین آرگایل و همکاران به سه جزء شادکامی اذعان دارند که عبار ت است از: هیجان های مثبت ، رضایت از زندگی و نبودن هیجان های منفی از جمله افسردگی و اضطراب. آنان دریافتند که روابط مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی، رشد فردی، دوست داشتن دیگران و طبیعت نیز از اجزا شادکامی می باشد.
2-4-9-دیدگاه های شناختی و شادی
موضوع تعیین کننده های شادکامی و چگو نگی ادراک شناخت آنها از مدت ها قبل مورد بحث بود است و دیدگاه های فلسفی و دینی را نیز در بر دارد . این دید گاه ها در مورد سود مندی تفکرات و شناخت هایی تاکید دارند که باعث هدایت هیجان ها و خلق فرد می گردد (داینر و ساه161،1997).برای مثال دربعضی ادیان برای مقابله با هیجانهای ناخوشایند ، گسلش روانی از دنیا توصیه می گردد و در برخی از آیین های فلسفی مانند رواقیون، نوعی تفکر به شیوه ای خاص توصیه شده است که فرد را در برابر مصایب مقاوم می سازد. یکی از نظریه های شناختی بهزیستی و شادکامی نظریه ی «اسناد162» می باشد که در مورد افسردگی به خوبی شناخته شده است. در این نظریه اعتقاد بر آن است که افراد افسرده ، وقایع منفی را درعلل پا برجا و کلی می دانند که پیوسته برای آنان اتفاق می افتد. از نظر بک163 (1967 به نقل از داینر و ساه ،1997)افراد افسرده به روش های خود ویرانگری در مورد جهان می اندیشند.
نظریه ی واینر164 (1986 به نقل از از تایلور، 165پپلا ئو166 و سیرز167، 1994) اسنا دهای مربوط به موفقیت و شکست را توصیف کرده است. به اعتقاد وی رویدادهای ذهنی ، نقش واسطه را بین متغیرهای مربوط به تکلیف و رفتار بعدی دارد و افراد ، نتایج رفتار ی خود را به علل درونی (شخصی ) بیرونی (موقعیتی)، پایدار و نا پایدار و کنترل پذیر یا کنترل نا پذیر اسناد می دهد . این ویژگی ها ، انتظارهای متفاوتی در آینده برای آنان ایجاد می کنند و منجر به واکنشهای عاطفی مثبت و یا منفی می گردد . وقتی که موفقیت یا شکست به عوامل درونی نسبت داده شود ، غرور-شادی و یا شرمساری-اندوه افزایش می یابد و اگر موفقیت یا شکست به عوامل بیرونی نسبت داده شود ، غرور-و شادی یا شرمساری-اندوه کاهش می یابد بنابراین ، موفقیتی که فرد آن را به سادگی تکلیف یا خوش اقبالی (عوامل بیرونی ) نسبت می دهد، از جنبه تقویتی برخوردار نخواهد بود. یکی از پیامدهای نسبت دادن علّی در رابطه با منابع کنترل درونی و بیرونی، رابطه ی آن با یکی از عوامی شادکامی یعنی عزت نفس است. اگر پیامد های مثبت رفتار به علل درونی مانند توانایی و تلاش نسبت داده شود ، باعث افزایش عزت نفس خواهد بود. بر طبق نظر واینر، موفقیت و شکست باعث به وجود آمدن احساس شادی و غمگینی می شود . این هیجان‌ها به علت اسنادی است که افراد متعاقب شکست یا موفقیت به کار می برند .
در حیطه ی موضوع بهزیستی روانی و شادکامی پژوهشگران نشان داده اند که افراد می توانند هیجان های خود را ازطریق افکارشان ، شدید و ضعیف یا مثبت و منفی نمایند و بدین ترتیب شادمانی یا غمگینی را تجربه نمایند (داینر و ساه168 ،1997). در نظریه های شناختی ، اعتقاد بر آن است که افراد شادکام رویداد های بیشتری را که از نظر فرهنگی مطلوب است ، تجربه می کنند و نیز رویدادهای خنثی را به صورت مثبت و رویدادهای مثبت را مثبت تر در نظر می گیرند . در واقع مردم قادرند از طریق کنترل افکارشان بهزیستی روانی و شادکامی خود را افزایش دهند . برای مثال ، این عقیده که در جهان یک نیرو و مقصد والایی وجود دارد که می توان به خوشبختی و شادکامی افراد بیفزاید (رز،1691996 به نقل از داینر و ساه ،1997).
2-4-10- دیدگاههای زمینه ای 170در مورد شادی
در برخی از نظریه ها مانند نظریه ی وینهوون171 (1994)این اعتقاد وجود دارد که بهزیستی روانی و شادکامی معلول برآورده شدن نیازهای اساسی و کلی انسان است . از نظر وی اگر نیازهای گرسنگی ، تشنگی ، سرما وگرمای مردم مرتفع شود، می توانند شادکام باشند در مقابل ، نظریه های زمینه های (محتوایی ) بر عواملی تاکید می ورزند که از نظر زمان و شرایط زندگی افراد تغییر می یابد، برای مثال در نظریه سازگاری، زمینه ی مربوط به زندگی گذشته فرد مورد توجه قرار می گیرد٬ درحالی که در نظریه های مقایسه اجتماعی ، زمینه ی اجتماعی دیگران مطرح می باشد ، زمینه های دیگر شامل ارزش ها، ایده آل ها و هدف های آگاهانه فرد است. بررسی و اندازه گیری این زمینه این امکان را فرا هم می آورد تا بفهمیم چگونه افراد از طریق دنبال کردن ارزش ها ، اهداف و نیازهای خود، تجربه های شادی بخش و خوشبختی خود را شکل می دهند (داینر و ساه172 ، 1997).
2-4-10-1- نظریه روابط و فعالیتهای اجتماعی
در واقع عشق منبع عظیمی از مسرت است و روابط اجتماعی و شادی را متاثر می سازد . افراد برون گرا شاد هستند زیرا دارای مهارتهای اجتماعی برتر و فعالیت های اجتماعی مکرر هستند. لذت بخشی از روابط اجتماعی ، یکی از دلایل عمده ی رضایت از فراغت و تفریح است که آن ها را در یک حالت خلقی خوب قرار می دهد و به دنبال فعالیت اجتماعی بیشتر برمی آیند . بین شادکامی ومعاشرت، رابطه نزدیکی وجود دارد ، اما این رابطه چگونه است؟
علت آن می تواند ناشی از رضایت از رفع نیازهای اجتماعی ، برآوردن نیازهای مربوط به عزت نفس یا یادآوری روابط نزدیک کودکی باشد (آرگایل173 ،2001 نقل از گوهر ی و همکاران ،1383).
2-4-10-2- شادی در نظریه فروید
فروید معتقد است که افراد روان رنجور به شیوه های عجیبی رفتار می کنند که موجب غمگینی می گردد و به نظر می رسد نمی توانند از تجربه ها ی خود نفعی ببرند . خاطرات ناخوشایند ، قبیح و رویدادهای فاجعه آمیز دوران کودکی در ضمیر ناهوشیار، پنهان می ماند ومانع شادی فرد می باشد . به نظر فروید ، بهترین راه جهت کاهش غمگینی بیماران روان رنجور، بینش دادن به آن ها درباره ی محتوای ضمیرنا هشیارشان است ، به همین منظور از هیپنوتیزم ،تحلیل رؤیا وتداعی کلمات استفاده می شود . البته بر طبق نظر وی ، افراد خودشان در مورد غمگینی

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع سطح انطباق، لذت گرایی، هیجانات منفی، هویت اجتماعی Next Entries منابع مقاله با موضوع روانشناسی، عاطفه مثبت، شناخت درمانی، عاطفه منفی