منابع مقاله با موضوع عالم مثال، اعیان ثابته، انسان کامل، عالم مجردات

دانلود پایان نامه ارشد

اول
اولینِ این حضراتِ کلیه، حضرت غیب مطلق است و عالَم آن، عالمِ اَعیانِ ثابته در حضرت علمیه است.
الف) ترتیب مراتب ظهورات هستی بعد از مقام ذات
در میان شارحان آرای ابن‌عربی درباره ترتیب مراتب ظهورات هستی بعد از مقام ذات، یعنی در جایگاه علم حق، دو تقریر وجود دارد: براساس تقریر اول ـ که از آنِ صدرالدین قونیوی و جندی و فرغانی و پیروان ایشان است ـ بعد از مقام ذات، مرتبه تعین اول و سپس مرتبه تعین ثانی است102. طبق تقریر دوم ـ که متعلق به عبدالرزاق کاشی و قیصری است ـ بعد از مقام ذات، واحدیت (تعین ثانی طبق قول اول) قرار دارد و واسطه‌ای با عنوان تعین اول (احدیت) وجود ندارد. در این تقریر، احدیت و تعین اول متعلق به مقام ذات است و مرتبه‌ای متمایز و پایین‌تر از آن به حساب نمی‌آید.103 و احدیت در مرتبه تعین اول را به احدیت مقام ذات تفسیر کرده‌اند104. قیصری105 احدیت را مقام ذات، از حیث خود ذات دانسته، و مقصود وی همان احدیت ذاتیه است. وی واحدیت (تعین ثانی) را نسبت و اعتبار برای ذات دانسته که نوعی تنزل از مقام ذات است.
ب) تفاوت ذات مطلق حق با احدیت
تفاوت ذات مطلق حق با احدیت در مقام ذات آن است که ذات مطلق «لابشرط» است و در همه تعینات و کثرات حضور دارد؛ اما در احدیت ذاتیه، ذات مطلق بی‌هیچ تعینی در نظر گرفته می‌شود. از این حیث، ذات حق «بشرط لا» است و تمام نسبتها و اعتبارات از او سلب می‌شود106.
ج) مرتبه تعین اول یا مرتبه احدیت
بر اساس دیدگاه قونوی، بعد از مقام ذات، تعین اول یا مرتبه احدیت است که جامع جمیع تعینات است. علم حق به تعینات نامتناهی، عین علم او به ذات خویش در این مرتبه است و چون ذات حق غیب‌الغیوب است و هیچ تعین علمی در آن وجود ندارد، به تعین اول، اولین تعین معلوم گفته شده است. در این مرتبه تمام کثرات اسمائی در احدیت ذات محو و مستهلک‌اند107.
د) مرتبه تعین ثانی یا واحدیت
رتبه تعین ثانی یا واحدیت، دومین مرتبه تعین حقانی است که ذات حق به خودش از حیث تفاصیل اسمائی علم دارد. در این مرتبه، اسمای الهی و اعیان ثابته به صورت ممتاز از یکدیگر، وجود علمی دارند؛ در مقابلِ اسماء مفصّل در تعینات خَلقی که وجود خارجی دارند108. مبدئیت حق تعالی در ایجاد تعینات خَلقی در این مرتبه است109. در تعین ثانی، اسم‌اللّه جامع همه اسماء و صفات حق است و در تمامی اسماء خود را نشان می‌دهد و عالَم، گسترش و تفصیلِ اسم‌اللّه است.
در این مرتبه دو حیثیت وجود دارد: اسماء الهی و اعیان ثابته. حیثیت اسماء هویت وجوبی دارد، زیرا همان وجوب اطلاقی حق است که متعین گشته؛ اما حیثیت اعیان، امکانی و ماهوی است110. اسماء رو به جانب حق و اعیانِ ثابته رو به جانب خلق دارند. تمام اسماء و اعیان متعین در تعین ثانی و نیز آنچه در تعینات خَلقی جلوه می‌نماید، فیض حق‌اند. این فیض دو نوع است: فیض اقدس، که به اسماء الهی و اعیان ثابته تبدیل می‌شود و موطن وجودیِ آن مرتبه تعین ثانی است؛ و فیض مقدّس، که پدید آورنده اعیان خارجی است111.
هـ) عدم اطلاق حضرت بر غیب مطلق از دیدگاه قیصری
از میان حضرات پنجگانه الهی،حضرت نخست یعنی غیب مطلق که در لسان عرفا به «لاهوت»نیز موسوم است، از نگاه قیصری به مرتبه ذات واحدیت حق تعالی و مقام اسماء و صفات و جایگاه اعیان ثابته می‌باشد(تعین ثانی طبق قول اول)، اختصاص دارد، بدین لحاظ مقام تعین اول ( که قیصری این را نمی‌پذیرد) و مرتبه ذات احدیت، جزء حضرات محسوب نمی‌شود، دلیل آن هم روشن است، چرا که این مرتبه از ذات اساسا عدم ظهور مطلق می‌باشد. اسماء و اشیاء در ذات احدیت، امتیاز مفهومی و مصداقی از ذات ندارند، بلکه وجوداً و مفهوماً عین ذات‌اند112.
1-1-2. حضرت دوم (مرتبه ارواح)
حضرت دوم مرتبه ارواح است که مرتبه ظهور حقایق مجرد و بسیط است و نمی‌توان بدان اشاره حسی کرد (در فلسفه به این مرتبه عالم عقول و مفارقات تام گفته می‌شود که تجرد عقلانی دارند). به این مرتبه «عالم غیب» (به جهت تعلقش به مرتبه غیب مضاف)، «عالم امر» و «عالم ملکوت» هم گفته می‌شود.113.

1-1-3. حضرت سوم (مرتبه مثال)
حضرت سوم مرتبه مثال است که واسطه عالم ارواح و عالم اجسام است که به گفته جامی اهل فلسفه به آن «عالم مثال» و اهل دین به آن «برزخ» می‌گویند. بخشی از این عالم، که قوای فکری انسانی شرط ادراک آن است، خیال متصل خوانده می‌شود. رؤیاها و عجایبِ آن به این عالم مربوط است. به بخش دیگر، که قوای فکری انسان در ادراک آن شرط نیست، خیال منفصل گفته می‌شود. تجسد ارواح و تروّح اجساد و تجسم اعمال و تشخص اخلاق و ظهور معانی به صورتهای مناسب و مشاهده مجردات در صور اشباح جسمانی در این مرتبه رخ می‌دهد114.
1-1-4. حضرت چهارم (مرتبه عالم اجسام)
چهارمین حضرت، مرتبه عالم اجسام است که همان حضرت شهادت مطلق، عالم مادّه و مرتبه حس و محسوسات است. ویژگی مهم این عالم، مکانی بودن آن است. در مراتب نزولی، این مرتبه نازل‌‌ترین مرتبه وجود است که ظهور وجود در آن به تمامیت خویش می‌رسد، زیرا نهایت ظهور وجود و آثارش در این مرتبه است. موجودات این عالم از حیث ترکیب و، به تبع آن، تجزیه در نهایی‌‌ترین حد هستند و قابل خرق و التیام‌اند. ادراک این عالم برای همگان میسر است، برخلاف عالم ملکوت که تنها برای خواص ادراک شدنی است115.
1-1-5. حضرت پنجم (مرتبه انسان کامل)
حضرت پنجم، مرتبه انسان کامل است که جامع جمیع مراتب الهی و کَونی (تعینات خَلقی) و تمام تنزلات وجود است. از این مرتبه به «کَون جامع» تعبیر می‌شود و از حیث شباهتی که به مرتبه الهیه دارد، به آن حضرت عمائیه نیز گفته می‌شود. فرق میان این مرتبه و مرتبه الهیه به ربوبیت و مربوبیت است و علم انسان به تمایزش از حق به سبب فقر او و بی‌نیازی حق. انسان کامل سزاوار خلافت حق و مَظهر و مُظهر (آشکار کننده) اسماء و صفات حق است116.
1-2. مراتب چهار گانه عالم به بیان فلاسفه
حال فلاسفه، حکما و عرفا معتقدند که هستی و عالم، طبقات و مراتب چهار گانه ای دارد که عبارتند از عالم ناسوت، عالم ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت؛ البته سه عالم ابتدائی مربوط به جهان آفرینش هستند و آخری، مربوط به عالم آفریدگار است.
1-2-1. عالم ناسوت
مراد از این عالم، همان عالم طبیعت و شهادت و مُلک است یعنی جهان جسمانی و اجسام و ماده و مادیات که در آن حرکت و زمان و مکان نقش دارد. عالم ناسوت مانند پوست است نسبت به عالم ملکوت یعنی قشر عالم ملکوت است117.
1-2-2. عالم ملکوت
مراد، همان، عالم غیب و عالم نفس و عالم مجردات غیر تام است که به آن عالم مثال و عالم برزخ هم اطلاق می گردد و آن مرتبه و نشئه ای است برتر از عالم طبیعت که دارای صور و ابعاد است امّا فاقد حرکت و زمان و تغییر است. این عالم خود بر دو قسم است یکی «ملکوت اعلی» که عالم مجردات محضه است مانند عالم ملائکه و دیگری «ملکوت اسفل» است که عالم صور مقداری است118. مانند وجود انسان ها در برزخ و قبر.
1-2-3. عالم جبروت
مراد، همان عالم عقل و عالم معناست که حتی از صور و ابعاد و اشباح مبرّاست و فوق عالم ملکوت است119.
1-2-4. عالم لاهوت
مراد همان عالم الوهیت و عالم ربوبی است. یعنی ذات مقدس واجب الوجود که مستجمع جمیع صفات کمالیه است. البته در آن مرتبه از وجود،‌ آنچه هست یک وجود اطلاقی است و بس. ذات پروردگار به تنهایی عالمی است و عظیم ترین عوالم است، زیرا ذات حق، محیط بر همة عوالم مادون است و ذره ای وجود از احاطة قیومی او خارج نمی باشد120.

نتیجه اینکه: فلاسفه، حکما و عرفا معتقدند که هستی و عالم خلق ، طبقات و مراتب چهار گانه ای دارد که عبارتند از عالم ناسوت، عالم ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت؛ که البته سه عالم ابتدائی مربوط به جهان آفرینش هستند و آخری، مربوط به عالم آفریدگار است.
2.مطابقت مراتب انسان با هستی(تطابق کونین)
در حکمت متعالیه و عرفان انسان را عالَم صغیر و عالَم را انسان کبیر می نامد. بنا براین در اصطلاح عارفان و اهل تصوف، از عالم به انسان کبیر تعبیر می شود؛ چراکه تمام آنچه که در عالم هست، عبارت است از تمام آنچه که در نشئه انسانی می باشد؛ یعنی اعیان عالم تفصیل نشئه انسانی است. بنابراین انسان از جهت صورت، عالَم صغیر و مجمل است و عالَم، انسانِ کبیر و تفصیل یافته است121
در فصل گذشته با بیان روایات در باب مراتب نفس می توان به این نتیجه دست پیدا کرد که انسان با مراتب هستی تطابق دارد علامه با بیان دو روایت زیر می فرمایند که این دو روایت چیزی را از تطابق دو عالم فرگذار نکرده است :
«ان الله عز و جل خلق ملكه على مثال ملكوته، و أسس ملكوته على مثال جبروته ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته»122
الصورة الانسانية هى‏ اكبر حجج الله على خلقه، و هى الكتاب الذى كتبه بيده. و هى الهيكل الذى بناه بحكمته، و هى مجموع صور العالمين، و هى المختصر من اللوح المحفوظ، و هى الشاهدة على كل غائب، و هى الحجة على كل جاحد، و هى الطريق المستقيم الى كل خير، و هى الجسر (الصراط- خ ل) الممدود بين الجنة و النار123.
علامه با توجه به بیان بالا می‌فرمایند: بدان كه ظاهرت كه عالم ملك تست، با عالم ملك است، و خيالت با عالم مثال، و عقلت با عالم عقول، قابل حشر با همه‌اى، و داراى سرمايه كسب همه، صادق آل محمد صلى الله عليه و آله فرمود:
«ان الله عز و جل خلق ملكه على مثال ملكوته، و أسس ملكوته على مثال جبروته ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته.»
اين حديث شريف عالم را بر سه مرتبه و هر مرتبه را آيت مرتبه ديگر و محاكى آن معرفى كرده است كه عالم شهادت مطلقه و عالم مثال و عالم غيب مطلق است يكى از اصول علمى به حكم تطابق كونين تثليث مراتب‏ عالم و آدم است.
كه در آداب شب نيمه شعبان آمده است كه حضرت خاتم صلى الله عليه و آله در سجده مى فرمود:
«سَجَدَ لَكَ‏ سَوَادِي‏ وَ خَيَالِي، وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي‏»124
‏ آدم‏ و عالم‏ در تكوين وزان و عديل يكديگرند125.
2-1. انسان يك هويت ممتده از فرش تا عرش
علامه با اشاره به این مطلب که هر مرحله وجودي انسان قابل ارتباط به همان مرحله عالم مسانخ و مجانس خود است می فرمایند : انسان در هر مرحله مى تواند مرحله ديگر را نيز مطالعه كند و به حقايق آن راهى پيدا كند كه ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته، و در سوره مباركه واقعه قرآن تلاوت مى فرمايد كه:
«وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى‏ فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ‏»126
«و قطعاً پديدار شدنِ نخستين خود را شناختيد؛ پس چرا سَرِ عبرت گرفتن نداريد؟»

و در كافى از حضرت امام سجاد عليه السلام روايت فرموده است كه:
«الْعَجَبُ‏ كُلُ‏ الْعَجَبِ‏ لِمَنْ‏ أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرى‏ وَ هُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الْأُولى» ‏127

از جمع اين دو حديث شريف، عظمت سعه وجودى انسان روشن مي شود كه رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود:
«ما من مخلوق الا و صورته تحت العرش‏، و نيز فرمود: قلب المؤمن عرش الله الاعظم»
در تثليث مراحل وجود عالم و آدم بايد دانست كه نفس ناطقه در حد هيچ يك از قوى و اعضاء محدود نيست و در عين حال همه است يعنى عال فى دنوه و دان فى علوه كه النفس فى وحدته كل القوى.128‏
2-2.مقارنه هستی و نفس آدمی
ایشان با توجه به تطابق عالم و آدم و مستنداتی که ذکر شد معتقدند که انسان با تمام اجزا و اعضای خود با حقیقیت عالم و تمام ابعاض و افراد آن، یعنی آنچه که در آسمان‌ها و زمین است، مشابهت دارد و انسان را «عالَم صغیر» و عالَم را «انسان کبیر» نامیده است ؛ اما از آنجا که وی حقیقت آدمی را «نفس ناطقه» و بدن را مرتبه نازل نفس می‌داند و نفس آدمی را که حقیقت ذات اوست، مبدأ واحد برای تمام قوای انسان می داند،كه می‌توان اين نکته را به عنوان نتیجه مقایسه نفس آدمی با عالم به دست آورد:
همان‌گونه که هستی در عین وحدت، دارای مراتب بی‌نهایت است و این کثرت، منحصر در سه عالَم کلی؛ یعنی ماده، خیال و عقل است، انسان نیز

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع عالم مثال، انسان کامل، حضرات خمس، تعریف انسان Next Entries منابع مقاله با موضوع عقول مفارق، حرکت جوهری، دانش پژوه