منابع مقاله با موضوع شهر اسلامی، خاورمیانه، معماری اسلامی، شهرهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ت شهری گام برداریم. ایدهی “شهر-فرهنگ” را در این راستا ارائه خواهیم نمود. شهر-فرهنگ نگرشی تکاملی به تاریخ شهرنشینی و شهرسازی است که معتقد است شهر در طی دوران مختلف، از شهر-دژها و شهر-معبدهای دوران باستان تا دولت-شهرهای سومری و شهر-قدرت های یونانی و …دوران تکامل خود را طی نموده و نهاییترین فرمی که به خود میگیرد شهر-فرهنگ میباشد. سعی بر این خواهد بود چارچوب نظری ایدهی شهر-فرهنگ با اصول کلی انعطافپذیر، توان کاربرد در تمامی شهرها در پهنهی گستردهی سرزمین اسلامی ایران را دارا باشد و قادر باشد هم به ساماندهی شهرهای آسیب دیده از روند مدرنیزاسیون و تاثیرات امواج بعدی ناشی از آن بپردازد و هم چارچوبی برای ساخت نوشهرها و شهرکهای جدید ارائه نماید. به دلیل گستردگی مبحث، تنها به بخش مربوط به ساماندهی شهرهای موجود پرداخته و بخش مباحث مربوط به نوشهرسازی را به فرصتی دیگر موکول مینماییم. ایدهی شهر-فرهنگ مبتنی بر بنیانهای فلسفی نوینی بوده و بر چند مبنای تئوریک استوار است که بیشتر با بازخوانی مفاهیم فلسفی و عرفانی مستتر در فرهنگ ایرانی-اسلامی به دست آمدهاند؛ مفاهیم نوینی که ریشه در تاریخ دارند و با بروز رسانی آنها بر آن خواهیم بود تا در مسیر کاستن از مشکلات شهرنشینی و شهرسازی کشور در حد توان گام برداریم. دور نمای کاری ما در این روال بر این محور استوار است که در شهر ایرانی-اسلامی، برای هویت بخشی اسلامی به شهرها به غیر از اینکه مکانهای عمومی را با اسامی مقدس و مفاهیم والای اسلامی و عرفانی نامگذاری کنیم میتوانیم اقدامات بنیانی و محکمتری برای این هدف بکار ببریم و در شهرسازی خود طریقتی برگزینیم که به صورت نمادین بازتابی از مفاهیم مقدس و الهی را داشته باشند.
1-3- سوالات تحقیق
1-3-1- آیا ایده شهر-فرهنگ میتواند شهر ایرانی-اسلامی را پایدار کند؟
1-3-2- چگونه میتوان ایده شهر-فرهنگ را در شهر ایرانی (خوی) تقویت کرد؟

1-4- پیشینهی تحقیق:
بررسی منابع تا حد امکان، نشان میدهد که تاکنون در خصوص تدوین چارچوبی کلی برای برنامهریزی و شهرسازی اسلامی از سوی نظریهپردازان و صاحبنظران ذیربط انجام نگرفته است. تحقیقات انجامشده و نظریات ارائه شده در خصوص شهرنشینی و شهرسازی اسلامی یا ایرانی-اسلامی صرفا در خصوص وضع این امر در طول دوران اسلامی و در متن تمدن اسلامی است و یا به تحلیل کالبدی و فضایی از شهرهای موجود فعلی در سرزمین های اسلامی پرداخته شده است. منبعی یافته نشد که نشانگر تلاش برای ایجاد و تدوین یک چارچوب نظری و عملی برای ساختن شهری ایرانی-اسلامی یا برنامه ریزی شهرهای اسلامی در دورهی معاصر و منطبق با شرایط جامعهی مدرن باشد؛ به گونهای که بتواند هم ویژگی اسلامی داشته باشد و هم بتواند به اقتضاعات جامعهی مدرن کنونی پاسخگو باشد. در هر صورت گزیدههایی از نتایج تحقیقات انجام شده در خصوص شهر و شهرسازی اسلامی و ایرانی-اسلامی در ذیل ارائه میگردد.
زنگانه و همکاران (1391) در مقالهای با عنوان ” بازشناسی هویت کالبدي در شهرهاي اسلامی” به دنبال شناخت مشخصههاي هویت کالبدي شهرتاریخی و سنتی اسلامی (مسجد، بازار و محله) در شهر ري است و مینویسند که: این مقاله سعی دارد به الگوي متداول ازعناصر شهر اسلامی دست یافته و کارکرد آنها را تبیین نماید. ایشان با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی در تلاشند تا به این سوال پاسخ دهند که آیا میتوان شهر ري را به لحاظ مشخصههاي کالبدي به عنوان شهري با هویت اسلامی شناخت؟ در پایان به این نتیجه میرسند که شهر ري در طول تاریخ تحول خود کارکردهاي شهر اسلامی را به عنوان مرکز سیاسی، مذهبی و اداري از خود نشان داده است. در زمان کنونی نیز همین کارکردها را با چهرههاي امروزین بازتاب میدهد. همچنین نتایج نشان میدهد که مشخصههاي کالبدي شهر اسلامی در شهر ري قابل بازشناسی هستند و شهر ري در سرزمین ایران هویت یک شهر اسلامی را از نظر عناصر کالبدي داراست و کارکردهاي لازم را ارائه میدهد.
نقی زاده (1383) در مقالهای به بررسی “بارزههای شهر و معماری اسلامی” پرداخته است. در این باره چنین ارائه میکند: صاحبنظران مختلف در مورد کاربرد تعابیر معماری و شهرسازی اسلامی اظهار نظرهای متفاوتی از رد کامل تا تشکیک و تا تایید کامل را ارائه میکنند. ایشان چنین ابراز داشتهاند که این اختلاف نظرها به وجود اختلاف نظر یا فقدان همزبانی در معانی، تعابیر و مصادیق ارتباط دارد و علاوه بر آن گاهی فراموش میشود که جهانبینی و معماری و شهرسازی ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. وی در این مقاله به ریشهها و مبانی امکان وجود معماری و شهرسازی اسلامی پرداخته و در خاتمه برای این تعابیر و تعابیر مشابه با آنها، تعاریفی ارائه کردهاند.
فلاحت (1390) در مقالهای با عنوان “برساخت مفهوم شهر اسلامی” مروری بر تاریخ پیدایش و سیر تحول مفهوم و اصطلاح “شهر اسلامی” داشته است. در این مقاله ایشان چنین ابراز داشتهاند که مفهوم شهر اسلامی اولین بار از سوی شرق شناسان فرانسوی به شهرهای شمال آفریقا و خاورمیانه اطلاق شده است که در دهههای آغازین قرن بیستم شکل شهری شهرهای خاورمیانه و شمال آفریقا را بصورت علمی مورد مطالعه قرار دادند. از آن زمان به بعد، تعداد زیادی از متون به نظریهپردازی در زمینهی شکل شهرهای مزبور پرداخته و آنها را بصورت علمی مورد مطالعه قرار دادند. ایشان ایدههای اصلی افراد برجستهی این نظریهپردازان را تحت سه گروه عمده که شامل: 1) ظهور مفهوم شهر اسلامی (1900- 1950)، 2) نظریههای تجدید نظر طلبانه (1950-1980)، 3) نظریههای پیشرو میباشند، جمع نمودهاند تا نشان دهند که چگونه پیش فرضهای خاصی بر توصیف آنها سایه افکنده و چگونه کلیشههای امروزی این حوزهی مطالعاتی ریشه در خوانشهای نخستینی دارد که به طور وسیع تحت تاثیر نظریههای شهری متداول عصر خود در اروپا بودهاند.
کونئو (1384) در کتابی با عنوان “تاریخ شهرسازی جهان اسلام ” در این خصوص به تحلیل پرداخته است. ایشان در این تفحص، تاریخ شهرسازی در جهان اسلام را به سه مقطع 1) از آغاز تا قرن دهم میلادی، 2) دوم از قرن دهم تا چهاردهم میلادی و 3) از قرن چهاردهم تا قرن نوزدهم میلادی تقسیم بندی و مطالعه کردهاند.
ریمون(1370) در کتابی به عنوان شهرهای بزرگ عربی-اسلامی از قرن دهم تا دوازدهم هجری، وضعیت شهرنشینی و شهرسازی دوران امپراتوری عثمانی را تحلیل کردهاند. ایشان در این کتاب به نقد تحقیقات قبلی که بیان کرده بودند که کلا در دورهی عثمانی شهرنشینی رو به انحطاط رفته و در بینظمی و هرج و مرج افتاده بودند، پرداختهاند. نتایج تحقیقات ایشان نشان میدهد که در دورهی عثمانیها که یک امپراتوری وسیعی بود است، وجود امنیت و بازار گسترده و محدودهای وسیع برای تجارت، موجب شد شهرهایی مانند حلب و دمشق به سرعت توسعه یابند. ایشان چنین ابراز داشتهاند که شهرهای عربی در طول یورشهای مغولها و کشورهای اروپایی دچار ویرانی گستردهای شده بودند. امپراتوری عثمانی هم سیاست توسعهی شهری و شهرسازی را به صورت گسترده دنبال نکرد ولی وجود بازار وسیع در گسترهی امپراتوری و نیز امنیت پایدار، مهلتی به دست داد تا این شهرها خود شروع به بازسازی خویش کنند و نیز جریانات داخلی نظیر مراسم حج که در دورهی عثمانی اهمیت بینظیر و بیسابقه داشت در توسعهی شهری و تجارت در دو شهر یاد شده سهم عمدهای داشته است.
سلطان زاده (1368) در کتابی با عنوان مقدمهای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، در چهار فصل به تحقیق و تحلیل در خصوص این موضوع پرداخته است. ایشان در فصل اول به شهر و شهرنشینی در ایران قبل از اسلام و در فصل دوم به شهر و شهرنشینی در ایران بعد از اسلام پرداختهاند. فصل سوم را به بیان ویژگیهای شهر و شهرنشینی در ایران بعد از سلام و فصل چهارم را به تجزیه و تحلیل عناصر و اجزای اصلی شهر در این دوره اختصاص داده است.
حبیبی و اهری (1385) در کتاب “مکتب اصفهان در شهر سازی، دستور زبان طراحی شالودهی شهری” ابتدا به ارائهی اهم نکات فلسفی و عرفانی که از آنها به صورت نمادین در معماری اسلامی استفاده میشود، پرداختهاند و با توجه به اینکه در دورهی صفوی سبک خاصی از فلسفه، تصوف و عرفان بسط و توسعه یافته بود و محققان متاخر از آن به مکتب الهی اصفهان نام برده و آرای فلسفی و حکمی این دوره را در ذیل یک مکتب قرار داده بودند، ایشان نیز به تاسی از این روند، شیوهی معماری و شهرسازی در اصفهان دورهی صفوی را برگرفته از مکتب الهی اصفهان قلمداد کرده و عنوان مکتب شهرسازی اصفهان را برای آن بکار برده است. ایشان با استفاده از شیوهی تحلیل زبانشناسی در طراحی شهری، شهرسازی اصفهان را از دید زبانشناسی تحلیل کردهاند.
“به سوی شهرسازی انسان گرا” عنون کتاب یار احمدی (1387) میباشد. این کتاب در چهار فصل به انضمام نتیجهگیری در فصل پنجم، تدوین شده است. فصل چهارم کتاب به بنیادهای شهرسازی انسانگرا اختصاص یافته است. ایشان اعتقاد دارند که “مردمان عصر حاضر از محیطهای شهری راضی نیستند. با وجود اینکه هنوز در مکان حضور دارند اما دیگر در آن سکونت اختیار نمیکنند. آنها در خانه نیستند زیرا بیش از این از موجودیت خود آگاهی ندارند و نمیدانند که هستند. برای تغییر وضعیت حاضر و استوار گرداندن آن بر مبنایی رضایتبخش، میباید بدون هرگونه درنگ نسبت به پایاندادن به حاکمیت ماشین، که تا حدود بسیار، مسئول شرایط نابسامان درون آبادیهای شهری است، همت گمارد”. تلاش برای پاسخ دادن به نیاز ضروری فوق را بیان کرده و امکان جابجایی نظام ماشینگرای شهری با نظامی انسانگرا را هدف خود در این پروسه عنوان کردهاند و علاوه بر پیشرفت فنآوری و صنعت، افزایش جمعیت و تمایل عمومی این جمعیت به زندگی در شهرها را عواملی میدانند که به معضلات شهری دامن میزنند. سه اصل نظم ارگانیک، مشارکت مردمی و شناخت محیطی را اصول شهرسازی انسانگرا معرفی میکنند.
پور جعفر و پور جعفر (1391) در مقالهای با عنوان ” الگوی پیشنهادی محله با مرکزیت مسجد و فضاهای عمومی مورد نیاز در شهر ایرانی-اسلامی” سعی بر این دارند که مبانی طراحی محلههای مسکونی در شهرهای ایرانی-اسلامی را به طور کوتاه از صدر اسلام تا کنون را مورد بررسی قرار داده و در پی مشخص کردن نقش و جایگاه مسجد به عنوان یکی از عوامل مهم و تعیین کنندهی ابعاد فیزیکی و همچنین برطرفکنندهی بسیاری از نیازهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بخشهای مسکونی شهر هستند. ایشان مبانی طراحی در محلات سنتی در شهر اسلامی را با مبانی طراحی واحدهای همسایگی در غرب مقایسه کرده و بر این باورند که مبانی طراحی محلهها در شهرهای اسلامی سنتی بر مبانی طراحی واحدهای همسایگی، برتری دارند. در پایان، ضمن ارایهی الگویی برای محله ایرانی-اسلامی، به نکتههای دارای اهمیتی همچون ایجاد بستری برای تعاملات اجتماعی به عنوان میدان محله-بدون مزاحمت ترافیک سواره، با در نظر گرفتن نقش مسجدها و حسینیهها به عنوان بناهای شاخص محله و دسترسی به صورت پیاده و راحت به آن، در طراحی محلههای مسکونی معاصر در شهرهای جدید، گسترش آتی شهرها و زنده کردن بافت موجود آنها اشاره شده است.
چربگو (1391)، در مقالهای با عنوان ” اصل کلیت، به عنوان چارچوبی برای طراحی شهر ایرانی-اسلامی”، مینویسد: امروزه بیشتر دیدگاهها نسبت به مقولههای شهری ناشی از زمینهای است که در آن تفکر جزئینگری حاکم است. با این وجود، افراد گوناگون بر آن شدند تا با استفاده از مفهومهای طرحشده در فیزیک کوانتوم، همچون کلیت، چارچوب تازهای در برخورد با آن مقولهها بیابند. ایشان با بیان نظریات الکساندر1 در زمینهی اصل کلیت در طراحی شهری، پیشینهی حقیقی این مسئله را در فلسفه و حکمت شرق دانسته و بازنمود آنرا در طراحی شهرهای ایرانی-اسلامی قابل مشاهده میداند. با مطالعهی موردی اصفهان عصر صفوی، آنرا نمونهای برای اثبات فرضیهی خود معرفی میکند و مینویسد: اصفهان دوران صفوی حاصل روابط غنی بین ساختارهای طبیعی و دستساز است که در آن به پشتوانهی کلیت ذهنی حاکم بر اندیشهی انسان سنتی، نقطههای رویارویی و همپوشانی این ساختارها، مرکزهای قویای را شکل میدهند که در تقویت این کلیت

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع شهر اسلامی، تمدن اسلامی، شهرسازی ایرانی، روانشناسی Next Entries منابع مقاله با موضوع روش تحقیق، شهر اسلامی، مبانی نظری، معماری اسلامی