منابع مقاله با موضوع شخص حقوقی، شخصیت حقوقی، حقوق عمومی، اشخاص حقوقی

دانلود پایان نامه ارشد

موسسات تجاري يا خيريه و غيره كه قانون به آنها شخصيت مي‌دهد يعني براي آن ها حقوق و تكاليفي شبيه به حقوق و تكاليف انساني تا حد امكان قائل ميشود.
با توجه به تعریف فوق می توان گفت، شخص حقوقی همانند شخص حقیقی و طبیعی موجودی است که برای نیل به هدف خاصی به وجود می آید و می تواند طرف حق و تکلیف باشد.
در این باره، همانند بسیار از اصطلاحات حقوقی از دیدگاههای متفاوت سخن رانده شده است. اختلاف موجود از یک سو به برداشتهای گوناگون از ماهیت و معنای عبارت شخصیت حقوقی باز می گردد و از سوی دیگر به عناصر ناهمگونی که هریک از ارائه کنندگان تعریف بر می شمارند، مربوط می شود. فقدان تعریف درحقوق موضوعه و سکوت رویه قضایی به این اختلاف دامن زده است. زیرا که قانون گذار با به رسمیت شناختن مفهوم شخصیت حقوقی در قوانین مختلف، تنها به برخی از پیامدهای شناسایی این نهاد اشاره نموده است.24
هرچند تعریف کاملی از شخصیت حقوقی که مورد پذیریش همه ی حقوقدانان باشد ارائه نشده است، لکن با جمع بندی تعاریف گوناگون، می توان به تعریفی کمه متضمن اوصاف اصلی همه آن تعاریف باشد، دست یافت.دکتر شایگان، نهاد شخصیت حقوقی را این گونه به رشته ی تعریف در آورده اند: « شخص حقوقی یا اعتباری، عبارت از دسته ای افراد انسان یا موسسه ای از موسسات تجارتی یا خیریه و امثال آنهاست که قانون به آنها شخصیت می دهد، یعنی برای آنها حقوق و تکالیفی شبیه به حقوق و تکالیف تجاری، دانشگهاها، بیمارستانها، اشخاص حقوقی هستند».
دکتر کاتبی شخص حقوقی را تنها « اجتماع و تشکیل و همبستگی افراد انسانی یا اشخاص حقیقی» به شمار می آورد که « به منظور انجام مقصد و هدفی اعم از انتفاعی یا غیر انتفاعی تحت شرایط و مقررات قانونی به وجود می آید» . در تعریف اخیر، اشخاص حقیقی عنصر محوری شخصیت حقوقی به شمار رفته اند؛ در حالی که همان گونه که در تعریف دیگری به دستی اشاره شده اشخاص حقوقی نیز می توانند خود شخصیت حقوقی مستقل جدیدی را ایجاد کنند. به موجب این تعریف:
((شخص حقوقی عبارت از شخصیتی است که به وسیله شخص یا اشخاص، اعم از حقیقی و حقوقی به وجود
می آید و می تواند دارای همه نوع دارایی و حقوق و تکالیف و اعمال آنها جز آنچه که مختص به فرد انسان است بشود.)) 25
برخی از حقوقدانان ایرانی، برای این منطور بیشتر تلاش نموده اند تا ماهیت و فرضیه های مربوط به شخصیت حقوقی و آثار آن را تبیین نمایند، شماری دیگر، ضمن تاکید بر اینکه تعریف و شناسایی شخصیت حقوقی مستلزم شناسایی شخص حقوقی است، شخصیت حقوقی را عبارت از اهلیت و صلاحیت دارا شدن حقوق و تکالیف، قبول تعهدات و اجرای آنها از طرف شخص حقوقی می دانند. در تعریف اخیر برای آشنایی با مفهوم شخصیت حقوقی، ناگزیر باید ابتدا شخص حقوقی و ویژگیهای آن را شناخت26. در نزد برخی حقوقدانان، شخصیت حقوقی، معنایی برابر باموجودیت و ماهیت شخص دارد و شخصیت حقوقی را به معنای عام کلمه به دارنده حقوق اعم از انسان و یا جمعیت و موسسه اطلاق نموده اند. براین اساس، شخصیت حقوقی مفهومی کلی دارد و نباید به دسته خاصی از اشخاص بارگردد. دکتر حسن امامی که در زمره ی معتقدان به این تحلیل است، شخصیت حقوقی را عبارت از قابلیتی در انسان به شمار می آورد که به واسطه ی آن بتواند((در جامعه دارای تکلیف و حق قرار گیرد و آن را با واسطه یا بدون واسطه اجرا نماید. بنابراین در اصطلاح علم حقوق، شخص حقوقی به کسی گفته می شود که بتواند دارای حق گردد و عهده دار تکلیف شود و بتواند آن را اجرا نماید. بنابر این در اصطلاح علم حقوق، شخص حقوقی به کسی گفته می شود که بتواند دارای حق گردد و عهده دار تکلیف شود و بتواند آن را اجرا نماید. چون حق و تکلیف از موضوعات حقوقی است آن وضعیت موجود را در شخص، ((شخص حقوقی)) گویند)). ایشان با توضیح مزبور، به تعریف دقیق از شخصیت حقوقی نزدیک تر می شوند: ((در میان روابط حقوقی که در جامعه موجود است حقوق و تعهداتی مشاهده می شود که موضوع آن اشخاص طبیعی نیستند، بلکه جمعیتها و موسساتی هستندکه مانند اشخاص طبیعی دارایی دارند که آنها را اشخاص حقوقی، اعتباری یا اخلاقی می نامند)). به نظر میاید آنجا که می گوید: ((اگر آن گونه که گفته شد شخصیت عبارت است از: وصف و شایستگی شخص برای اینکه طرف و صاحب حق و تکلیف باشد، بنابراین، شخصیت مزبور می تواند اعم از حقیقی و حقوقی باشد.))27
دکتر ابوالحمد ضمن تفکیک میان شخص حقوقی و همه ی عناصر متشکله ی آن، شخص حقوقی را ((عبارت از اجتماع منافع و هدفهای می داند که قدرت عمومی آن را به عنوان واحد مستقل از عناصر تشکیل دهنده اش تلقی می کند مورد حمایت قرار می دهد.))28
با ملاحظه ویژگی های شخصیت حقوقی و نیز تعاریف داده شده در این رابطه، می توان این نهاد را این گونه تعریف نمود:
((شخصیت حقوقی عبارت از مجموعه اموال یا اشخاص است که برای تحقق هدفی معین و مطابق ضوابط یا تشریفات خاصی شکل یافته و صلاحیت دارا شدن حقوق و تکالیف مستقل را دارد. ))
در تعریف بالا، مجموعه اموال و اشخاص به عنوان عنصری محوری به کار رفته است. زیرا که تصور تشکیل شخصیت حقوقی به صرف وجود مالی بدون وجود اشخاص و یا عکس آن تصوری باطل نیست. برای نمونه در مورد وقف و به ویژه از نوع عام، اشخاص عنصر تشکیل دهنده وقف به شمار نمی آیند. در مقابل ، موسسات با اهداف فرهنگی، خیریه و …..ممکن است صرفا متشکل از اشخاص و بدون سرمایه تاسیس گردند.

3-2 شرائط تشکیل و ضرورت وجودی شخص حقوقی
برای تشکیل یک شخص حقوقی دو شرط اساسی ضرورت دارد .
1-  قصد و اراده تشکیل  شخص حقوقی
2-  هدف دار بودن گروه
امروزه یکی از ضرورت های زندگی  اجتماعی،وجود شخص حقوقی است،زیرا اداره جامعه و جریان امور بدون حکومت و دولت و نهاد حکومتی و تخصیص پاره ای اموال به آنها و تاسیس شرکتهای تجاری و غیر تجاری اعم از انتفاعی و غیر انتفاعی امکان پذیر نیست به همین دلیل انواع مختلف شخص حقوقی در رشته های حقوق  عمومی و حقوق خصوصی مورد توجه قرار گرفته اند.

3-3 عوامل ايجاد شخصيت حقوقي
بررسي معني و مفهوم شخصيت حقوقي اين پرسش را در ذهن ايجاد مي کند که براي تحقق اين عنوان و ايجاد شخصيت حقوقي به چه شرايط و عواملي نياز منديم؟ «براي فراهم آوردن شخصيت حقوقي عوامل ذيل لازم است»

افراد انساني;
– مصلحت خاصي که اقتضا نمايد که آن افراد به عنوان جمعي موضوع حق و تکليف شوند;
– اعتبار دادن قانون به دو عامل فوق يعني اينکه تحت عامل جمعي بتوانند موضوع حق و تکليف قرار گيرند.
البته اين تقسيم بندي نسبت به تمام مصاديق شخص حقوقي نمي تواند صحيح باشد و به طور کلي است. بعضي ديگر عناصر تشکيل دهنده شخصيت حقوقي را دو دسته دانسته اند:
وجود يک واقعيت خارجي که بايد حمايت شود و آن عبارت است از اجتماع منافع و هدف هاي خاص; – وجود مجموعه اي از مقررات حمايت گرانه اي که براي حفظ منافع شخص حقوقي بايد وضع شده باشد. اين مطلب همان چيزي است که حقوقدانان فرانسوي به آن اشاره کرده اند.29
واقعيت اين است که با توجه به مصاديق گوناگون و مختلفي که از شخصيت حقوقي وجود دارد، نمي توانيم صرفا با بيان يک ضابطه کلي اين عناصر را بيان کنيم; زيرا براي تحقق هر يک از اشخاص حقوقي به عناصري نياز منديم که شايد در ديگري، از اين عوامل و عناصر، بي نياز باشيم.

3-4 پيشينه و سير تاريخي شخصيت حقوقي
اگر بخواهيم از عنوان شخصيت حقوقي به معناي وسيع و گسترده امروزي آن در جوامع ابتدايي سراغ بگيريم، بايد بگوييم که چنين عنواني با اين اوصاف در آن جوامع نمي توان يافت; ولي مي توانيم بگوييم که فکر شخصيت حقوقي در جوامع اوليه بشري به صورت ابتدايي و نيمه متبلور وجود داشته است. «در جوامع بدوي، واحد اجتماعي را خانواده مي دانسته اند و دوام و ابديت اين نهاد منظور اصلي هر يک از افراد خانواده بوده است. به همين جهت مهم ترين جنايات در آن دوره آنهايي بوده که تعادل خانواده را به عنوان واحد اجتماعي متزلزل مي ساخته است». «در اين جوامع اموال و از آن جمله زمين بيشتر متعلق به خانواده بوده تا افراد خانواده» علاوه بر فکر شخصيت حقوقي خانواده در جوامع بدوي، موضوعات ديگري نيز وجود داشتند که تا حدودي نشانگر وجودي گنگ و مبهم از شخصيت حقوقي مي باشد. يکي از اين موضوعات، معابد و پرستشگاه ها و اماکن عبادي و مذهبي است که از روزگاران نخست بشر به فکر ايجاد و تاسيس آنها بوده است; زيرا «مردمان بدوي نيز براي خود خدايي داشته اند که مطابق اعتقادات خاص خود آنها را مي پرستيدند. وجود اين معابد، که سابقه اي بسيار قديمي دارد، موجب گرديده که اموالي به اين اماکن اختصاص يابد تا اولا از درآمد آنها عمران و نوسازي و اقامه مراسم و اداره معابد صورت گيرد ثانيا خادمان، حافظان و نگهبانان معابد از در آمد آنها ارتزاق کنند. اختصاص اموال به معابد مزبور تحت هر عنواني مانند: وقف، حبس و… چيزي جز مالک دانستن و حق تصرف دادن به آن اماکن نيست و اين معنا، خود برداشتي سطحي و ابتدايي از مفهوم شخصيت حقوقي معابد است»30

3-5 شخصيت حقوقي در ايران
با توجه به ارتباط فرهنگ و حقوق اين مرز و بوم با اسلام و حضور فقيهان و آشنايان با اسلام همچون مرحوم مدرس از اولين ادوار قانون گذاري در مجالس مقننه کشور مي توان گفت که آشنايي با مفهوم شخصيت حقوقي و قبول اين فکر از گذشته در نظام حقوقي ما وجود داشته است. اگر چه در فقه بابي را تحت عنوان شخصيت حقوقي نمي يابيم; ولي فقهاي ما براي عناوين و موضوعاتي مثل حکومت حاکم، موقوفات، بيت المال، وجوهات شرعيه و موضوعاتي از اين قبيل آثار و نتايجي قائل بودند که بي تشبيه به اشخاص حقوقي عصر فعلي نمي باشد. بر اين اساس، با مراجعه به قوانين مصوب کشورمان در مي يابيم که نخستين بار عنوان شخصيت حقوقي در قانون تجارت مصوب 1304 مطرح شد و بعد به موجب قانون تجارت 1311 نظامات و قواعد و احکام و آثار قانوني آن بيان شد.

3-6 اقسام شخص حقوقی
شخص حقوقی دارای اقسامی است که ممکن است مربوط به حقوق عمومی یا حقوق خصوصی باشد.31
الف) شخص حقوقی حقوق عمومی
شخص حقوقی ممکن است مربوط به حقوق عمومی باشد، مانند شرکت ملی نفت و شهرداری تهران. به طور کلی دولت و شهرداری‌ها و برخی مؤسسات و سازمان‌های عمومی که از استقلال مالی و اداری برخوردارند از این دسته‌اند. شرکت‌های دولتی نیز از اشخاص حقوق عمومی هستند. ماده‌ی 587 قانون تجارت مقرر می‌دارد: «مؤسسات و تشكیلات دولتی و بلدی(شهری) به محض ایجاد و بدون احتیاج به ثبت دارای شخصیت حقوقی می‌شوند.» البته منظور از مؤسسات و تشکیلات دولتی و بلدی مذکور در این ماده، شرکت‌های تجاری دولتی نیست.32
بنابراین اشخاص حقوقی مربوط به حقوق عمومی به محض ایجاد، شخصیت حقوقی پیدا می‌کنند و اصولاً نیازی به ثبت آنها نیست. البته ممکن است ثبت اشخاص حقوقی حقوق عمومی به موجب قانون خاص لازم باشد، مانند شرکت واحد سهامی اتوبوسرانی عمومی که طبق ماده‌ی یک آئین نامه‌ی اجرای قانون تأسیس شرکت اتوبوسرانی باید براساس مقررات قانون تجارت به ثبت برسد.
گاهی تشخیص این که یک شخص حقوقی مربوط به حقوق عمومی یا حقوق خصوصی است، دشوار است اما به طور کلی می‌توان گفت اگر سرمایه شخص حقوقی کلاً یا بیشتر آن متعلق به دولت و شهرداری باشد یا هدف و فعالیت آن از اهداف و فعالیت‌های عمومی باشد، شخص حقوقی مربوط به حقوق عمومی تلقی می‌شود.

ب) اشخاص حقوقی حقوق خصوصی
این دسته از اشخاص حقوقی با روابط خصوصی مردم سروکار دارند و فعالیت آنها در زمینه‌ی حقوق خصوصی است.اشخاص حقوقی حقوق خصوصی رامی توان به سه دسته تقسیم کرد: 33
1) شرکت‌های تجارتی
شرکت تجارتی از گروهی از افرادتشکیل می‌شود که اموال یا خدماتی را به منظور فعالیت بازرگانی مشترک و تقسیم منافع بین خود، در میان می‌گذارند. شرکت‌های تجارتی دارای انواع مختلفی است که در قانون تجارت آمده است. 34برابر با ماده‌ی 583 ق.ت: «كلیه شركت‌های تجارتی مذكور در این قانون شخصیت حقوقی دارند.»
شرکت‌های تجاری از حین ایجاد دارای شخصیت حقوقی هستند اما شخصیت آنها زمانی کامل می‌شود که طبق مقرات به ثبت برسند.

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع تأمین اجتماعی، بیمارستان، منابع مالی، خدمات عمومی Next Entries منابع مقاله با موضوع شخص حقوقی، شخصیت حقوقی، حقوق و تکالیف، اشخاص حقوقی