منابع مقاله با موضوع سطح انطباق، لذت گرایی، هیجانات منفی، هویت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

75/0 رابین خوش بینی و شادی نشان داد . لوکاس103 و همکاران (1996)دریافتند که خوش بینی با مقیاس های شادمانی مانند رضایت از زندگی عاطفه مثبت و عاطفه منفی رابطه دارد. شیرر وینتروب104 وکارور (1986)در یافتند که افراد خوشبین در هنگام بروز موفقیت های مشکل ازمقابله مسأله مدار استفاده کرده و به جستجوی حمایت اجتماعی بر می آیند ودر ضمن بر جنبه های مثبت رویداد های منفی تأکید و تمرکزمی کنند. در حالی که منفی گراها از مکانیزم انکار استفاده کرده و با تمرکز بر احساس تنش خود را از اهدافشان دور و منفک می سازند. ظاهرا” کسانی که مثبت اندیش ترند راهکارهای مقابله ای مثبت تری را نیز در پیش می گیرند(نقل از مک گوان105 2006).
سگرسترام106 و همکاران (1998)دریافتند که دانشجویان حقوق دارای خوش بینی بالا در زمان نخست سیستم های ایمنی فعال تری در زمان دوم داشتند واین تا اندازه ای ناشی از داشتن خلق مثبت تر دریافت استرس کمتر و عدم استفاده از روش های اجتنابی مقابله با ترس بود.
2-4-6-6-تداوم شادی
میزان شادی در هر رویدادی ثابت یا مطلق نیست بلکه شادی نسبی است و تا حد زیادی به ثباتی که تجربه های قبلی فراهم آورده اند و همچنین به بافت آن نیز بستگی دارد. مسأله دیگری که در این مورد وجود دارد سطح انطباق است.هلسن107(1991 نقل ازلوکاس وبیرد 2004)رد مورد پدیده سطح انطباق بیان می کند که تأثیر هر رویدادی تا حدزیادی به این امربستگی دارد که چقدرازآنچه انتظار داشته ایم منحرف می باشد.اگر آنچه عملا” روی می دهد کاملا” با سطح انطباق تناظر داشته باشد آنگاه اثرات روان شناختی این رویدادناچیز است. نظریه سطح انطباق متأسفانه گویای آن است که شادی معمولا” پدیده ای موقتی است؛ زیراتنها هنگامی سطوح بالایی از شادی قابل دستیابی است که رویدادها خیلی بهتر از انتظارهای یاسطح انطباق ما باشد. پس به طور تناقض آمیزی شادی وقتی قابل دسترسی است که تجربه های قبلی ما آنقدر غمبار و غیر شاد بوده باشد که انتظار چندانی از زندگی نداشته باشیم . نظریه سطح انطباق بر این باور است که تکرار سبب می شود حتی لذت بخش ترین فعالیت ها هم به خاطر افزایش سطح انطباق پیش بینی خود را از دست دهند (آیزنک108 1990 نقل از فیروز بخت و بیگی 1375).
در تعریف شادمانی عقل سلیم ایجاب می کند که مدت و شدت هیجان های مثبت با هم ترکیب شوندیعنی افرادی شادتر در نظر گرفته شوند که در بیشتر مواقع عمیقا” شاد باشند.اما در واقع یافته های داینر109 (2000)کمی مخالف این مفهوم است. به نظر وی اینکه فرد چه مدت زمانی هیجان های مثبت را تجربه می کند پیش بینی کننده بهتری است تا اینکه فرد با چه شدتی این هیجان های را تجربه نموده است. لحظات خلق مثبت بسیار بالا حتی در بین شادترین افراد هم نادر است بلکه به جای آن افراد شاد هیجان های مثبت کم تا متوسط را در اغلب زمان ها چه درهنگام تنهایی و چه با دیگران چه در کار و وچه دراوقات فراغت گزارش می دهند. نکته ای که از این یافته ها استنباط می شود این است که اگر افراد بخواهند در اکثر مواقع به واسطه انجام کار یا ایجاد روابط عاشقانه به حالت وجد و سرخوشی بالا برسند احتمال اینکه نا امید شوند وجود دارد و حتی بدتر از آن ممکن است برای کسب سطح بالای شادمانی به دنبال روابط و کارهایی باشند که لزوما” ایجاد یک شادمانی آن هم به مدت طولانی نمی نماید انسان ها باید بدانند که تجربه های فوق العاده خوشایند اساس یک زندگی شاد نیست یکی از دلایل این موضوع این است که طبق نظریه برخی پژوهشگران که در مورد انطباق کار می کنند. تجربه های فوق العاده لذت بخش به علت اینکه سایر تجربه های مثبت باآن ها مقایسه می شوند باعث بی ارزش ساختن رویدادهای دارای خوشایندی متوسط می شوند و بنابراین تأثیرمنفی ایجاد می کنند. طبق اصل انطباق انسان ها جهت دستیابی به یک هدف لذت بخش تلاش می کنندولی وقتی به آن هدف رسیدند انتظارهایشان هم بالا می رود و دوباره به آن وضعیت جدید عادت می کنند و این سطح جدید دیگر آن ها را خوشحال نمی کند.اصل انطباق در مورد شرایط منفی و دشوار هم بدین گونه است یعنی افراد با یک بدبختی وناراحتی مواجه می شوند درابتدا احساس نا شادی زیادی می کنند اما به زودی سازش یافته واین وضعیت دیگر آن چنان آن ها را آزار نمی دهد. مثلا” افراد دچار آسیب های نخاعی بلافاصله پس ازاتفاقی که آن ها را معلول ساخت شدیدا” غمگین بودند اما به سرعت شروع به سازش نمودند ودرطول مدتی حدود 8 هفته آزمودنی ها یک گزارش نزولی در هیجان های منفی و یک گرایش صعودی درهیجان های مثبت را پیدا کردند که این موضوع بازگشت به همان شرایط خلق پایه ای که اکثرافراد دارا بودند را باعث شد(داینر110 2000).
بر اساس نظریه انطباق شانس بزرگی همچون بردن مقدارزیادی پول درشرط بندی مسابقات فوتبال باید ثأثیرات اندکی برشادی درازمدت افراد بگذارد.گرفتن جوایز بزرگ دارای منافع و ضررهای آشکاری است.ازجنبه مثبت داشتن قدرت خریدهرچه که فردمی خواهد امری خوشایند است و برخی ازبرندگان جوایز این مزیت را به دست می آوردند که شغلشان را ترک گویند وحرفه مورد نظرشان را درپیش گیرند. از جنبه منفی بردن جایزه می تواند رویدادی مخرب باشد بیشتر آن ها با بردن جایزه ازکار دست می کشند و اغلب منزوی شده و به مشروب روی می آورند. از لحاظ هویت اجتماعی هم آن ها دچار تعارض می شوند و نمی دانند به طبقه کارگری یا متوسط قبلی تعلق دارند یا طبقه بالای مرفه . یکی از زیان های بردن جایزه این است که می تواند زندگی زنا شویی فرد را تهدید نماید و مورد آخر غلبه خویشان دوستان و همکاران می باشد .بریکمن111 و همکاران (1978) به بررسی اثر ثروت ناگهانی پرداختند آنان از برندگان لاتاری112 در مورد سطح شادی شان در سه مرحله مختلف از زندگی سوءال کردند: پیش از بردن لاتاری پس از بردن لاتاری و دو سال پس از آن . برندگان لاتاری پس از بردن جایزه نسبت به قبل احساس شادی بیشتری نکردند تا دو سال بعد نیز انتظار شادی افزون تر نداشتند. بر طبق نظریه سطح انطباق خوشی ناشی از یک شانس بزرگ باید سطح انطباق و انتظاری برندۀ جایزه و بالا ببردو بنابراین رویداد های لذت بخش زندگی امروزه را کمتر از گذشته لذت بخش سازد (آیزنک113 1990 نقل از فیروز بخت و بیگی 1375).
2-4-7- جنبه های پنهان شادی
بیماری آتش سوزی خانه سقوط هواپیما، تجاوزهای شرارت آمیز در کوچه پس کوچه های تاریک هیچ کس آرزوی چنین مواردی را ندارد اما مردم در کمال تعجب در می یابند که تحمل این آزمایش های عذاب آور نهایتا” باعث کمال انسان می شود . شعار آن ها چیزی شبیه این جمله است : «امیدوارم این اتفاق نیفتاده بود اما من اکنون انسان کامل تری شده ام »(به نقل از مک گوان114 2006). افرادی که فجایع را به خوبی تحمل می کنند شاهد زنده یکی از قضایای متناقض شادی هستند: مابه چیزی بیش از لذت برای زیستن با بهترین زندگی ممکن نیازمندیم جستجوی کنونی ما برای شادی به یک لحظات شکار برای خوشی زندگی مصون از احساس های بد و جدا از هر گونه دردو سردرگمی تنزل یافته است. این تعریف آرام بخش از شادی نیمه زیباتر داستان را یعنی شادی کامل وغنی ای را که از یک زندگی معنادار نشأت می گیرد راحذف می کند.این ماهیت تاریک شادی است (مک گوان115 2006).
خصیصه غیر قابل توصیفی که ما در زنان و مردان خردمند تحسین می کنیم و آرزوی به دست آوردن آن را در زندگی خود داریم و این مطلب نشان می دهد مردمی که بیش از همه رنج کشیده اند و درگیر دست و پنجه نرم کردن با شوک هایی که هیچ وقت انتظارش را نداشته اند و تفکر دوباره درباره زندگی خود می شوند و این مردم ممکن است بیشترین حرف را در مورد سفر بنیادی و سخت ارضا کننده ای که فیلسوف ها آن را جستجو برای «روز زندگی خوب» و «زندگی معنادار » نامیده اند برای گفتن داشته باشند و این تعریف واضح از خوب زیستن آمیخته ای است از رضایت شدید و یک ارتباط عمیق با دیگران.این احساس های تحت سلطه احساس های شاد ماست اما با احساس غربت و افسون نیز ممزوج است (مک گوان116 2006).
لوراکینگ117 روان شناس دانشگاه میسوری118 در دانشگاه کلمبیا معتقد است شادی در میان معدود ارزش های زندگی بشر یگانه است. شفقت فرزانگی ایثار بینش و خلاقیت گاهی تنها آزمایش های سخت می توانند این خصایص راپرورش دهند چون گاهی فقط این آزمایش ها می توانند ما را وادار به تعهد به روند دردناک تغییرات کنند. برای زیستن با یک زندگی کامل انسانی آسودگی و بی دغدغگی کافی نیست. ماچنین نیازمند رشد هستیم وا ین رشد گهگاه درد ناک است(به نقل ازمک گوان119 2006).
فلوار (2009)نیز درد و رنج را بخشی از شادکامی می داند و معتقد است شادی پاداش فرار از درد نیست؛ حتی مستلزم این است که با احساس های منفی مواجه شوید بدون اینکه شما را در هم بشکند. هاریس120 (به نقل از فلورا121 2009)معتقد است زندگی واقعی پر از یأس زوال و آسیب است و اغلب مردم متوجه نیستند که اگر بخواهند به زندگی پر معنا و هدفمند و شادمانی دست یابند باید تا حد زیادی این هیجانات راتجربه کنند. دیویدسون122 متخصص اعصاب دانشگاه ویسکانسین123 نیز دریافت که سخت کارکردن برای دستیابی به اهداف و برنامه ریزی برای تحقق اهداف نه تنها احساس های مثبت را فعال می کند بلکه هیجانات منفی را نیز سرکوب می نماید. تجربه ها و احساس های منفی مارا به آنچه می خواهیم تغییر دهیم راهنمایی می کند. شادکامی بی معنی خواهد بوداگر غم نباشد و با وجود تیرگی است که روشنی معنا پیدا می کند(فلورا124 2009). بدون درد خداحافظی هیچ لذتی از پیوستگی در تجدید دیدار وجود ندارد واحساس نمی شود و بدون درد اسارت ما لذت آزادی را نمی توانیم تجربه کنیم (وایلنمت 125به نقل از گیلبرت 2007). افرادی که در فجایع ارزش می یابند سرسخت ترين یا خردمند ترین مردم نیستند آنان معمولی ترین مردم هستند چیزی که آنان را متمایز می کند این است که آن ها می توانند چیزی که برایشان اتفاق افتاده است را وارد داستان زندگی خود کنند. شاید یکی از کلیدها برای رشد و پختگی داشتن ظرفیت «آسیب پذیری خود» باشد(مک گوان126 2006).
داشتن ظرفیت مواجه شدن با کمبودها و رشد کردن به صورت همزمان یک قسمت معمولی از زندگی است یک حالت حزن انگیز پیچیده حسی که شاید بزرگترین پاداش بلوغ باشد. لوراکینگ127 معتقد است که: حتی خاطره های مثبت گذشته هم خوشایند وهم ناخوشایند هستند. داشتن کودکی دو ساله که به تدریج شاهد بزرگ شدن آن هستیم گرما و غنایی و باور نکردنی دارد اما حتی احساس غم در این خاطرات و جود دارد. دانستن اینکه آن ها مختص زمان خاصی از زندگی ات بوده اندو اینکه دیگراین تجربه های برایت تکرار نمی شوند باعث این غم می شود. سرانجام آن پاداش روانی می تواند سختی ها و دردها و بحران ها را جبران کند.

2-4-8- دیدگاه های نظری در مورد شادکامی
2-4-8-1- دیدگاه لذت گرایی128
تاریخچه طولانی این دیدگاه به قرن چهار قبل از میلادی می رسد . برخی از فیلسو فان یونانی هدف از زندگی را تجربۀ لذت و به حداکثر رساندن آن می دانستند.
از نظر آنان شادکامی کل لحظات لذت بخش زندگی افراد است. این افراد دیگر از جمله هابز129 دی سد130و بنتهام131 پیروی گردیده است (نقل از ریان 132و دسی 133،2001). هابز معتقد بود که شادکامی ، دنبال کردن موفقیت آمیز امیال ذاتی انسان است . دی سد بر این باور بود که دنبال کردن احساس لذت ، هدف نهایی زندگی است. بنتهام نیز ادعا داشت که برای ساختن یک جامعۀ خوب کوشش افراد برای به حد اکثر رساندن لذت و علایق فردی مهم می باشد (ریان و دسی134 2001). دامنۀ توجه دیدگاه لذت گرایی ، از لذت های بدنی تا امیال ذاتی و علایق فردی در نوسان می باشد. روان شناسانی که این نظریه را می پذیرند، بر مفهوم گسترده ای از لذت گرایی تاکید دارند که شامل رجحان ها و لذائذ ذهنی و بدنی است(کوبوروی 1351999 به نقل از یزدانی ،1382).
کانمن136 ،داینر 137و شوارز138 (1999 ،نقل از داینر و لوکاس139 ،2000)روان شناسی لذت گرایی را مولود پدیده هایی می دانند که تجربه های لذت بخش و غیر لذت بخش زندگی را به وجود می آورد .

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع عزت نفس، برون گرایی، انعطاف پذیری، رضایت مندی Next Entries منابع مقاله با موضوع عزت نفس، لذت گرایی، رضایت از زندگی، روابط اجتماعی