منابع مقاله با موضوع سازمان تجارت جهاني، تجارت آزاد، بازار سهام

دانلود پایان نامه ارشد

قرون پانزده و شانزده، يعني آغاز عصر جديد شروع شد. به اين ترتيب، با پذيرش مفهوم عام جهاني شدن و بدون تأكيد بر وجوه امروزي و پيچيده جهاني شدن بايد به نظر آن دسته از صاحب‌نظران توجه بيش‌تري داشت كه ريشه تاريخي جهاني شدن را بسيار طولاني مي‌دانند و گاه حتي سابقه اين پديده را در تمدن‌هاي باستان جستجو مي‌كنند؛ چه آن‌كه اين تمدن‌ها به اقتضاي منطق و ساختار دروني خود، تمدن‌هايي گسترش طلب بوده و همواره از لحاظ سياسي، نظامي و فرهنگي گرايش به گسترش و جهان‌گير شدن داشتند. حتي اديان الهي كه همواره داعيه‌اي جهان شمول داشته و بنيان گذار تمدن‌هاي بزرگي بودند، بخشي از تاريخ جهاني شدن بوده‌اند.
صاحب‌نظراني چون گوندرفرانك و امانوئل والرشتاين، معتقدند جهاني شدن هنگامي آغاز شده كه نطف? نظام جهاني بسته شده است و اين موضوع به 2500 سال پيش از ميلاد مسيح برمي‌گردد. آن‌ها از پنج هزار سال تاريخ نظام جهاني و به تبع آن پنج هزار سال تاريخ جهاني شدن سخن مي‌گويند. “اريك ولف”35 و “ويلكنسون”36 از جمله نويسندگاني هستند كه تاريخ جهاني شدن را 1500 سال پيش از ميلاد و از مصر باستان و تمدن سومر، يعني نخستين تمدن‌هاي باستاني مي‌دانند. بعضي از صاحب‌نظران نيز تمدن شرق باستان و اسلام را نقطه آغاز جهاني شدن خوانده‌اند.37
“رابرتسون” مراحل مختلفي را براي سير جهاني شدن بر مي‌شمارد:
مرحله اول: مرحله نطفه‌اي كه از اوايل قرن پانزدهم تا قرن هيجدهم در اروپا ادامه داشت و شامل رشد اجتماعات ملي و نزول نظام فراملي قرون وسطي، گستردگي حيطه كليساي كاتوليك، نظريه خورشيد محوري جهان، پيدايش جغرافيايي جديد و گسترش تقويم گريگوري بود.
مرحله دوم: آغاز جهاني شدن كه از نيم? قرن هيجدهم تا ده? هفتاد قرن نوزده ادامه يافت و شامل گرايش به ايد? دولت واحد همگن، تبلور انگار? روابط رسمي بين‌المللي و فرد به عنوان شهروند، توجه به ميثاق‌هاي بين‌المللي، ترازبندي موضوع ملي- بين‌المللي بود.
مرحله سوم: مرحله خيزش كه از 1870 شروع شد و تا ده? بيست قرن بيست ادامه يافت. در اين دوره، گرايش‌هاي جهاني كننده پيشين قالبي واحد و بازگشت ناپذير شامل چهار مرجع اصلي ملي، فرد، جامعه بين‌المللي و نوع بشر تبديل شده است.
مرحله چهارم: مرحله‌اي كه از نيمه دهه بيست قرن بيست شروع شد و تا اواخر 1960 ادامه يافت و شامل منازعه بر سر وضعيت مسلط جهاني، تأسيس جامعه ملل و بعد سازمان ملل، تثبيت استقلال ملي، جنگ سرد، تبلور جهان سوم و رقابت قدرت‌ها و … بود.
مرحله پنجم: مرحله بلاتكليفي كه از اواخر 1960 شروع شد و از اوايل دهه نود قرن بيست عوارض بحراني در آن نمودار شد و شامل بالا گرفتن آگاهي نسبت به جهان، صعود به ماه، تحكيم ارزش‌هاي پست مدرنيسم، پايان جنگ سرد، رشد نظام ارتباط جمعي، تلاش براي تك قطبي شدن جهان و … بود.
با توجه به تنوع آرا و ديدگاه‌هاي موجود درباره سير جهاني شدن و سابقه و تاريخچه آن مي‌توان چنين دريافت كه جهاني شدن بسته به گستر? تعريف و ابعاد آن، در طول تاريخ بشر به صورت امواج مختلفي پديدار شده است كه صاحب‌نظران بسته به نوع رويكرد خود به اين مفهوم، به تبيين وقايع تاريخي با ميزان قراردادن اين پديده پرداخته‌اند.38
بنابراين، در يك نگرش كلي، جهاني شدن از زماني آغاز شد كه بشر توانست بر ذهنيت جزمي و غيرعلمي خود مبني بر مسطح بودن و مركزيت زمين در عالم، رهايي يابد و كروي بودن و در نتيجه محدوديت و قابل اكتشاف بودن آن را به روش علمي دريابد. به دنبال تحول اساسي، گام‌هاي اوليه براي ارتقاء افق‌هاي فكري و ذهني از سطح بومي و محلي به سطح فراملي و سپس سطح جهاني برداشته شد. البته بايد جايگاه اديان الهي، مخاطب قرار دادن انسان و توسعه شمول دعوت خود به عرصه جهاني را به عنوان نهاد‌‌هاي ديرين جهاني شدن مورد توجه قرار داد. البته اين بينش جهاني، تا زماني كه به درك علمي و روشهاي عيني اكتشاف و پيشبرد امور جهان توسط علم و خرد منجر نشده بود، بستر لازم و نهادها و ابزار مورد نياز براي درك جهاني شدن و جهاني انديشيدن را فراهم نياورد.39
با اين حال تعيين يك لحظه خاص به عنوان زمان آغاز روند جهاني شدن يا تشريع مراحل دقيق شكل‌گيري آن كار دشواري است. تعيين نقاط آغاز يا دوره‌هاي مختلف جهاني شدن، غير دقيق و مورد اختلاف است. تاريخ هيچ نقطه عطف روشن و دقيقي را به عنوان نقطه شروع جهاني شدن كه همگان روي آن توافق داشته باشند، نشان نمي‌دهند. محققان زمان‌هاي متفاوتي را به عنوان زمان آغاز جهاني شدن تعيين كرده‌اند، مبدأهاي زماني مختلفي از جمله ابتداي مهاجرت بين قاره‌اي انسان، آغاز عصر مدرن، اواخر قرن نوزدهم، اواخر دهه 1950 يا دهه 1970 مورد اشاره قرار گرفته است.40

مبحث سوم: ابعاد جهاني شدن
جهاني شدن يك پديده چند وجهي است. يكي از ناكامي‌هاي محققان در ارائه تعريفي جامع از جهاني شدن، در همين چند بُعدي يا چند وجهي بودن آن است. اين چند وجهي بودن را هم در علل يا دلايل جهاني شدن و هم در پيامدها و بازتاب‌هاي جهاني شدن مي‌توان مشاهده كرد. براي جهاني شدن ابعاد گوناگوني از جمله اقتصادي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، پزشكي و بهداشتي، ارتباطاتي، امنيتي، زيست محيطي و غيره نام برده مي‌شود كه در اين قسمت تلاش خواهد شد تا برخي از مطرح‌ترين اين ابعاد، از جمله بُعد اقتصادي، بعد سياسي و بعد فرهنگي مورد بررسي قرار گيرد.
بند اول: جهاني شدن اقتصاد
جهاني شدن اقتصاد به لحاظ تأثير بر شيوه‌هاي توليد و مصرف، تجارت جهاني، سرمايه گذاري مستقيم خارجي، بازارهاي مالي و سرمايه، انتقال تكنولوژي و غيره بارزترين و مشخص‌ترين نمونه جهاني شدن به شمار مي‌آيد. به عبارت ديگر جهاني شدن در بعد اقتصادي از گستردگي، سرعت و عمق بيش‌تري برخوردار مي‌باشد. وجه مسلط و غالب جهاني شدن اقتصاد به گونه‌اي است كه ابعاد سياسي و فرهنگي اين فرايند تحت تأثير بعد اقتصادي شكل گرفته و درحال انجام است. اين مهم در عينه در مباحث نظري و تئوريك جهاني شدن در معناي امروزي آن جلوگر مي‌باشد. پژوهشگران اقتصادي، جهاني شدن اقتصاد را به طرق مختلف تعريف كرده‌اند و هر يك از منظر خاصي به اين مسأله نگاه كرده‌‌اند. “سايكيف”41 و “گلين”42 با تأكيد بر گسترش سرمايه داري جهاني شدن را با به هم پيوستگي بيش‌تر اقتصادها مشخص مي‌کنند. “آنتوني مك گرو” نيز خاطر نشان مي‌كند، جهاني شدن اقتصاد به معناي تحولي ژرف در اقتصاد جهاني، ايجاد يك بازار مشترك جهاني و نابودي دولت- ملت‌ها به عنوان موجوديت‌هاي اقتصادي مي‌باشد.43
ذكر اين نكته ضروري است كه جهاني شدن دو مشخصه ممتاز را شامل مي‌شود. حيطه و عمق از يك طرف در بر دارنده مجموعه‌اي از فرايند‌هاست که در سراسر جهان نمود پيدا مي‌کند و از طرف ديگر مستلزم سطوح بالاي تعامل يا وابستگي متقابل ميان دولت‌ها و جوامع كه تشكيل دهنده جامعه جهاني هستند، مي‌باشد. در اين شرايط، جهاني شدن اقتصاد فرايندي رو به پيشرفت است كه در آن تعاملات فرامرزي به سرعت در حال شکل گيري و گسترش است.44
در مطالعه جهاني شدن اقتصاد، عوامل و عناصر مختلفي يافت مي‌شود كه هر يك به نوبه خود در ايجاد و تداوم آن مؤثر واقع شده و مي‌شوند، اما به طور كلي، چهار عنصر اساسي و بنيادين، كه به طور ملموسي چرخ‌هاي جهاني شدن اقتصاد به شمار مي‌روند و ساير پديده‌ها و عوامل جهاني شدن را تحت تأثير قرار داده‌اند، عبارتند از: رشد تكنولوژي، تجارت جهاني، سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي و بازارهاي مالي، سرمايه و تكنولوژي. افزايش همكاري جهاني براي دستيابي به تكنولوژي‌هاي پيشرفته‌تر و گستردگي جهاني توليد تكنولوژي از پديده‌هاي جديد تكنولوژي در عصر جهاني شدن اقتصاد است. درحال حاضر شركت‌هاي بزرگ تجاري و توليدي با هدف دستيابي به تكنولوژي‌هاي دانش‌گراتر و افزايش رشد كيفي محصولات خود، همكاري گسترده‌اي در اين زمينه دارند كه در برخي موارد نيز به ادغام آن‌ها نيز منجر شده است. علاوه بر اين، در حال حاضر فرايند توليد و به كارگيري تكنولوژي صرفاً‌ به چند كشور پيشرفته مانند گذشته منحصر نمي‌شود و اين پديده در نتيجه اقدام شركت‌هاي چند مليتي به بسياري از كشورهاي درحال توسعه و توسعه نيافته نيز منتقل شده است. اين وضعيت، جهاني شدن تكنولوژي را به عنوان يكي از شاخص‌هاي مهم جهاني شدن اقتصاد مطرح ساخته و اخيراً نيز در چارچوب سازمان تجارت جهاني، قوانيني براي تنظيم روند توليد، انتقال و بهره‌گيري از تكنولوژي‌هاي جديد به تصويب رسيده است.
توسعه كمي و كيفي تجارت در سطح جهاني از بنيادي‌ترين، مهم‌ترين و بارزترين عناصر جهاني شدن اقتصاد به شمار مي‌آيد. اين عنصر كه سابقه‌اي به قدمت جهاني شدن اقتصاد دارد، بار اصلي و اوليه آن را نيز به دوش مي‌كشد. به عبارت ديگر، تجارت بين‌المللي اولين نمود و سمبل جهاني شدن اقتصاد به شمار مي‌آيد كه سابقه آن به اواسط قرن نوزدهم باز مي‌گردد. علاوه بر اين در طول دو قرن گذشته، كميت و كيفيت تجارت بين‌المللي عامل تند ‌كننده يا كند ‌كننده جهاني شدن اقتصاد بوده است. اين مهم در افزايش سياست‌هاي حمايت‌گرايانه از توليدات ملي و درنتيجه افزايش موانع تعرفه‌اي و غير‌‌تعرفه‌اي بر صادرات و واردات و همچنين كاهش اين موانع و كنار گذاشتن سياست‌هاي حمايت‌گرايانه در برهه‌اي ديگر تعريف مي‌گردد. در واقع تجارت آزاد شكل مطلوب و كارآمد جهاني شدن اقتصاد است. بر اين اساس، تخصصي شدن فعاليت‌هاي اقتصادي موجب افزايش كيفيت و كميت توليد و در نتيجه افزايش درآمد و رفاه اجتماعي مي‌شود. اين مهم بر مبناي اصل مزيت نسبي و در چارچوب سيستم تجارت آزاد صورت مي‌گيرد.45
با اين حال در عصر جهاني شدن اقتصاد، تجارت از اشكال سنتي و محدود يعني مديريت تجارت جهاني از سوي سازمان تجارت جهاني و ظهور منطقه‌گرايي و در پيوند با پديده‌هاي ديگر اقتصاد جهاني يعني سرمايه گذاري‌هاي مستقيم خارجي و بازارهاي مالي، به روند رو به رشد خود ادامه مي‌دهد. اين روند در جهاني شدن اقتصاد به اندازه‌اي مهم است كه برخي جهاني شدن را تغيير شكل توليد، توزيع و بازاريابي كالا و خدمات و همچنين گسترش رژيم‌هاي تجاري بين المللي به همه كشورها تعريف مي‌كنند. نتيجه چنين سيستمي ايجاد يك الگوي تجاري است كه بازيگران مختلف منافع خود را در آن جستجو مي‌كنند.
جريان سيال و پرتحرك سرمايه گذاري‌هاي مستقيم خارجي، امروزه جديدترين نمود جهاني شدن اقتصاد است. در پرتوي جهاني شدن، سرمايه‌ها با هدف كسب سود بيش‌تر به آساني و با حجم عظيمي در سراسر جهان در حركت مي‌باشند و اين جريان سيال زمينه ساز تحولات اقتصادي مهم در سراسر جهان و در نهايت پويايي و حيات سرمايه داري جهاني است. همان گونه كه ذكر شد، يكي ديگر از ويژگي‌ها و عناصر جهاني شدن اقتصاد در دوران كنوني، ادغام گسترده بازارهاي مالي ملي و گسترش فعاليت بازارهاي ديگر بين‌المللي است. در واقع استقلال و كاركرد بازارهاي مالي ملي در عصر جهاني شدن به شدت تحت تأثير عوامل مالي و پولي بين‌المللي كاهش مي‌يابد و همچنين پيوستگي بازارهاي مالي به ويژه بازار سهام و اوراق قرضه در ميان كشورهاي توسعه يافته به طور طبيعي مانع از دخالت بيش از حد دولت در ساختار اين بازارها مي‌شود و كشورهاي ضعيف در اقتصاد جهاني مجبور به فعاليت در قالب فضاهاي ايجاد شده از سوي بازارهاي مالي و پولي بين‌المللي مي باشند؛ به عبارت ديگر، فعاليت و سازگاري در اين فضا از الزامات جهاني شدن اقتصاد مي‌باشد.46
هرچند انتقادات زيادي نسبت به روند جهاني شدن وجود دارد و عده‌اي با اتكا به آمار موجود مي‌كوشند نشان دهند كه فرايندهاي جهاني در واقع گسترش فاصله طبقاتي و اختلاف ميان فقير و غني است، اما واقعيت نشان دهنده آن است كه روند اقتصاد جهاني هم فرصت و هم تهديد پديد آورده است. اقتصاد جهاني در مجموع رشد كرده و آن‌هايي كه از اين شرايط بيش‌تر استفاده كرده‌اند، به سرعت موفق شده‌اند و آن‌هايي كه ساختارهاي داخليشان با آن ناهماهنگ بود دچار مخاطره شده‌اند. در گزارش رسمي بانك جهاني47 در سال 2003 آمده است: جهاني شدن و رشد همگرايي اقتصادها و جوامع مختلف در سراسر جهان يكي از داغ‌ترين بحث‌هاي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع دوران مدرن، دولت - ملت، مواد مخدر Next Entries منابع مقاله با موضوع مفهوم دولت