منابع مقاله با موضوع زمینه گرایی، زمینه اجتماعی، اجتماعی و فرهنگی، ناسازگاری

دانلود پایان نامه ارشد

هايي عيني دارد. اگر جامع هاي خود را از گذشته جدا كند، تلاش انسان گذشته را بيهوده انگاشته است. انسان در يك كلمه، طبيعتي ندارد، آنچه دارد تاريخ است. تنها فرق ميان تاريخ انسان و تاريخ طبيعي آن است كه تاريخ انسان هرگز نمي تواند از ابتدا آغاز شود. چندين هزار سال است كه حيوانات روز خود را به مانند گذشته آغاز مي كنند، اما در مورد انسان قطع استمرار تاريخي تحقير حيات گذشته است. به گفته پوپر ما تحقيقي را انتخاب مي كنيم كه سابقه اي از تكامل علم در پس آن نهفته است و سعي در ادامه آن داريم. بايد از آنچه گذشتگان انجام داده اند بهره گيريم، در غير اين صورت در هنگام مرگ هنوز مانند آدم و هوا رفتار خواهيم كرد. اگر بخواهيم در علم پيشرفت كنيم بايد بر روي شانه پيشكسوتان بايستيم و سنت خواصي را ادامه دهيم. جوهر جامعه و توسعه آن پيوند خورده است. همانطور كه فرضيه براي كشف واقعيت ها در علم به كار مي رود، سنت همين نقش را براي جامعه دارد. گرچه سنت قابل نقد و تغيير است، اما نظمي خواص ايجاد مي كند و مبنايي است براي عمل. (Rowe,C & F.Koetter, 1978, p118-119)

2-11-3- زمینه اجتماعی و فرهنگی
زمينه گرايان اجتماعي–فرهنگي معتقدند كه فرهنگ مجموعه قواعدي را مي آفريند كه شكل ساخته شده بازتابي از آن است. مردم به كمك فرهنگ يعني مجموعه ارزش ها، باورها، جهان بيني و نظام هاي نمادي مشترك به محيط خود معني مي دهند و فضاي خالي را به مكان تبديل مي كنند. (Rapoport, A, 1977, p1)
اساس نظريه مكان درك خصوصيات انساني و فرهنگي فضاي كالبدي است. فضا به لحاظ كالبدي زمين خالي، اما داراي محدوده و هدف است كه اشيا را به هم پيوند مي دهد؛ وقتي فضا محتواي فرهنگي مي يابد “مكان” ناميده مي شود. ويژگي مكان، هم اشيايي را كه داراي شكل، بافت و رنگ است در بر مي گيرد و هم روابط فرهنگي را كه بر اثر مرور زمان ايجاد مي شود. وظيفه شهرسازان ايجاد مكان هاي پايداري است كه بهترين تناسب را ميان زمينه فرهنگي، كالبدي، نيازها و انتظارات استفاده كنندگان فراهم آورد. بحث آنها بيشتر بر روي معني به جاي قواعد شكلي استوار است، زيرا به نظر آن ها شكل فضايي به دنبال معنايي كه داشته ايجاد شده و معني پديده در زمينه اي كه ظاهر مي شود درك مي شود. (Norberg-Schulz, C. 1980,p18-19)
2-12- گونه های معماری در زمینه
بسته به اینکه طراحی با چه هدفی انجام گیرد، تا اینکه طراح چقدر در خلق یک اثر هماهنگ با زمینه پیرامون اثر موفق باشد، حالت های مختلفی بوجود خواهد آمد تا طیفی از نهایت سازگاری و تطابق گرفته تا ناساگارترین حالت را شامل خواهد شد. جدول زیر گونه های مختلف زمینه گرایی و نا زمینه گرایی را نشان می دهد. تعیین سازگاری وناسازگاری یکی از موضوعات و چالش های اساسی در این بحث می باشد، از اینرو نمونه های انتخابی نیز ممکن است شامل این اختلاف نظر یا سلیقه شخصی گردد. (حسین پور و همکاران ، 1392)
جدول2-1- گونه های مختلف معماری در زمینه (حسین پور و همکاران، 1392)
نوع معماری در زمینه
مشخصه
کاملا زمینه گرا
طراحی بنا بگونه ای است که مافوق زمینه بلافاصل خود بوده و تاثیرش تا آن سوی حوزه زمینه موجود ادراک می شود. در عوض برای خودش ایجاد زمینه می کند. نقش مهمی در هویت شهر ایفا نموده و به احتمال بسیار زیاد تبدیل به یک شمایل می گردد.
عمیقا زمینه گرا
طراحی ساختمان به محیط پیرامون بخوبی جوابگوست. بدون گسستگی با محیط ترکیب می شود البته نه در جهت حفاظت از زمینه بلکه در جهت ارتقاء آن.
حالتی بین دو وضعیت بالا
ساختمان در نظر اول نشان دهنده توجه زیاد به خود است به عنوان نتیجه ای از یک طراحی عالی. اما در اصل به نوعی دیگر زمینه گراست. یقینا به تنهایی به عنوان یک شمایل است اما بدلیل احترام به زمینه قابل تقدیر است.
کاملا نا زمینه گرا
طرح بنا در درک و توجه به زمینه ورود پیدا نکرده، ضمن اینکه نتواسته بر آن تفوق داشته باشد. در نهایت این نوع بناها به طور ناجور دیده شده و بدون تبدیل شدن به شمایل و ناتوان از ایجاد یک زمینه در متن شهر می باشد. نمونه اینگونه بناها در ساختمان های مدرن که به واحدهای همسایگی تجاوز کرده و خود را به طرز قابل بخشش تحمیل کرده است.
نازمینه گرای موفق
ساختمان همانند یک انگشت زخمی بیرون زده است. اما طرح بنا معمار را به عنوان فردی خلاق معرفی می کند. معمولا این کار از روی قصد و برنامه ریزی قبلی است و بنا به تنهایی جلوه خوبی دارد زیرا که قصد آن جذب مخاطبان صرفا به بنای مورد نظر است، فارغ از زمینه.
نازمینه گرایی ناخواسته
در این نوع نا زمینه گرایی سعی معمار خلق معماری با توجه به زمینه و درک محیط است اما به دلایلی در آن موفق نمی شود. از جمله بدلیل طراحی ضعیف، نقص در برقراری ارتباط با محیط، یا ترکیبی از هر دو. معمولا این حالت زمانی اتفاق می افتد که معمار سعی در الحاق عناصری که قرار است به صورت جفتی زمینه را شکل بدهند، اما در نهایت منجر به طرح کل نگرانه نمی گردد. معمولا این حالت را زمانی را یک ساختمان مدرن درصدد انعکاس یا چاپلوسی یک ساختمان عظیم تاریخی را دارد می بینیم.
زمینه گرایی مطیعانه
طرح ساختمان عناصر محیط و همسایگی را بخوبی منعکس نموده و ساختمان با منظر کلی خیابان بصورت یکپارچه ترکیب می شود. این موضوع با هدف قرار گیری مسالمت آمیز ساختمان در درون زمینه خود انجام می گیرد.
زمینه گرایی موشکافانه
در این نوع زمینه گرایی در نگاه اول ممکن است زمینه گرایی و تبعیت ساختمان از زمینه ظاهر نگردد، اما در واقع با شواهدی اندک تر از بازتاب سبک محیط اطراف و یا انطباق با عناصر فیزیکی مشابه این زمینه گرایی مشخص است.
زمینه گرای سبک شناسانه
طرحی بنا بگونه است که آن را بر اساس دوره زمانی که ساخته شده و همچنین بر اساس سبک غالب که بر معماری آنجا حاکم است، زمینه گرا می نماید. ما اغلب اینگونه ساختمان ها را زمینه گرا می نامیم چون بخوبی سبک شان را بازگو می کنند بدون اینکه نیازی به باز تعریف سایر ساختارها و نمونه ها باشد.

2-13- سیمای شهری زمینه گرا
سيماي شهري عبارت است از شكل شهري و هر آنچه كه به صورت بصري نمايان و قابل ادراك است. همه اطلاعات بصري كه ناظر از فضا در طول زمان ادراك مي كند. سيماي شهر، تركيب ظاهر ساختمان ها و فضاي بين آنها يا فضاهاي درون شهرها است كه شامل همه عناصري مي شود كه در تركيب با يكديگر جلوه ظاهري آن فضا را مي سازند. سيماي شهري شامل عناصري چون: سيماي زمين، سيماي جداره ها، جلوه ظاهري فعاليت هاي در حال انجام در فضاي شهر، نمود ظاهري انسان ها و جلوه ظاهري كليه الحاقات ثابت و متحرك فضا مي باشد. در واقع سيماي شهري شهر ماهيتي پويا دارد.
به عبارتي سيما و منظر مجموعه كيفيت هاي بصري از محيط واقعي هستند كه ناظر با اتكا به تجارب بصري خود از محيط آنها را زيبا و دلپذير و يا نامطلوب ادراك مي نمايد. محمل دريافت اين كيفيت ثابت نبوده و ناظر با حركت خود در فضا و زمان كيفيت هاي بصري متفاوتي را از محيط دريافت مي كند. بنابراين سيماي شهر كيفيت هاي بصري متغيري از فضاي شهر مي باشد كه ناظر در حركت و گذر زمان از محيط دريافت مي نمايد. (ذکاوت، 1389، ص53)
ويژگي هاي منظر شهري زمينه گرا:
* مطرح بودن آن به عنوان يك ساختار اجتماعي-فضايي است.
* پديداري كه تنها از طريق تجربه انساني و در تعامل ميان انسان و محيط آشكار مي شود.
* از مفهوم سه بعدي فراتر رفته.
* لحاظ كردن بعد معنا در پارادايم مكان و فضا: مكان فضايي است كه معنايي بدان افزوده شده باشد.
* مجدداً خيابان به مثابه يك عنصر معمارانه و اجتماعي مورد توجه قرار مي گيرد.
* بهره گيري از آرايه هاي ساختماني
* رنگ مجددا در دستور كار طراحان مطرح مي شود.
* حفاظت از ساختمان ها و بافت هاي ارزشمند شهري براساس توجه به اصل حس مكان صورت مي گيرد.
* طرح اهميت مسئله حركت در ارزيابي منظر شهري.
* مديريت هندسي و مديريت مفهومي مناظر شهري.
نقش های منظر شهری زمینه گرا عبارتند از:
* سه نقش عملكردي، زيبا شناختي عيني و زيبا شناختي ذهني- عيني.
* ايجاد تركيب هاي بصري هماهنگ با بستر و زمينه محيط.
* وظيفه تامين نور و هوا در ساختمان ها. (shahrsazanfarda.ir)
2-13-1- عوامل موثر در سیمای شهری زمینه گرا
زمينه گرايان معتقدند كه اجزاي كالبدي شهر زير پوشش نيروها يا ويژگي هاي دروني خود نمي باشند، بلكه به محسط و مجموعه پيرامون آن وابسته هستند. از اين رو، نمي توان فقط در جستجوي خواص و ابعاد پديده ها بود و به جوهر پديده ها بدون توجه به بعد زمان و زمينه اي كه در آن قرار دارند، نگريست. واحد تحليل در اين رويكرد، مطالعه بناها يا فضاها در ارتباط با عوامل محيطي آن است و هرگونه تغيير و دخالت در آنها نيز به اين عوامل وابسته مي باشد. (Stokols, D. & I.Altman, 1997, p15)
عوامل موثر در سيماي شهر عبارتند از:
1- خط آسمان: خط آسمان فصل مشترك تاج بنا با آسمان است. انتهاي جداره، جايي است كه از لحاظ بصري جداره به آسمان مي رسد و اصطلاحا لبه برخورد به آسمان يا خط آسمان ناميده مي شود. اين لبه در مقابل لبه برخورد به زمين جاي دارد. (چیتگرها، 1390، ص 24) خط آسمان يكي از عناصر پايه و مهم سيماي خيابان به شمار مي رود، حد جدايي جداره كالبد خيابان از آسمان است و در واقع فصل مشترك سطح جداره با آسمان مي باشد. اجزاء خط آسمان خط پايه و خط تركيب است. خط پايه خطي است كه جداره مسطح بنا به آن ختم مي گردد. خط تركيبي خطي است كه حد نهايي جداره خيابان يا بام و … را مشخص مي كند.
2- خط زمین: خط زمين محل برخورد جداره با كف مسير است.خط زمين مي تواند به صورت صاف يكنواخت باشد و يا به صورت شيبدار و پلكاني؛ كه صاف يا شيبدار بودن سطح بستگي به موقعيت زمين و نحوه طراحي جداره دارد.
3- خط ساختمان: ميزان پيش آمدگي يا عقب نشيني از جداره به عنوان خط ساختمان مطرح مي شود كه اين پيش آمدگي و عقب نشيني براي ايجاد تنوع در جداره تاكيد در بخش هايي از جداره و همچنين با توجه به عملكرد جداره مي باشد.
4- تناسبات: تناسبات صفحه اصلي نما ساختمان ها در جداره خيابان بايستي مورد بررسي قرار گيرد. نسبت طول به عرض نماي هر ساختمان، بايستي در تعادل با نسبت كلي نماي ديگر ساختمان ها باشد. براي مثال اگر ساختماني بيش از حد تناسب افقي داشته باشد، با نسبت كلي جداره در تعادل نيست و همچنين مي تواند ايجاد يكنواختي كند.
5- زمینه جداره و سبک معماری: زمينه جداره به جنبه هاي عمومي معماري، رنگ و تكرار اجزاء و عناصر كالبدي اطلاق مي گردد كه در كل جداره خيابان حضور دارند و عامل وحدت و هويت بخشي به آن محسوب مي گردد. در شهرهاي گذشته رنگ هاي طبيعي مصالح محلي كه بناها به وسيله آن ساخته مي شد به شهر چهره اي هماهنگ و همگون مي داد و با روحيه، اقليم و فرهنگ مردم نيز بيشتر تطبيق مي كرد، به اين ترتيب، رنگ هر شهر جنبه اي از هويت آن محسوب مي شد. (بهزادفر، 1386، ص 62)
6- ریتم: خطوط نماي جداره مي توانند ريتم هايي را در جهت افقي و يا عمودي ايجاد كنند. وجود تعادل در اين ريتم ها مي تواند به غناي بصري جداره كمك كند. خطوط افقي جداره از چهار دسته خط تشكيل شده اند:
1- خط پايه يعني تقاطع دو سطح كف و بدنه.
2- خط انتهايي طبقه اول، بالاي مغازه ها و ورودي ها.
3- خط فوقاني طبقات.
4- خط آسمان
خطوط عمودي از امتداد كنار روزنه ها يا امتداد عنصر عمودي در نما تشكيل مي شوند. گاه در جداره خطوط عمودي آنچنان غلبه اي بر خطوط افقي مي يابند كه خطوط افقي كاملا ناديده گرفته مي شوند.
7- دانه بندی: هر جداره از تركيب چندين نماي مستقل و يا نماي قطعات تفكيكي متفاوت تشكيل شده است.براي نمايش عرض قطعات، مي توان از لبه نماهاي مجاور به عنوان مبدا استفاده نمود.فاصله ميان دو لبه يك نما با نماهاي مجاور، عرض قطعه را مشخص مي سازد.
8- تخلخل: وضعيت متعادل نسبت پر و خالي در جداره ها مي تواند هماهنگي نسبي را پديد آورد و با طراحي مناسب، غناي خاصي به محيط ببخشد. وجود تخلخل در طبقه بالاي همكف؛ سايه روشن هاي مطلوبي را ايجاد مي كند. يكي از تخلخل هايي كه در برخي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع انقلاب اسلامی، دانشگاه تهران، روش های تدریس، خلاقیت و نوآوری Next Entries منابع مقاله با موضوع هنرهای زیبا، زبان فرانسه، زمینه گرایی، عوامل محیطی