منابع مقاله با موضوع زمینه گرایی، توسعه پایدار، توسعه پاید، منطقه گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

دو مؤلفه اصلی و اساسی اش– مکان و زمان- در تشخص و تعین مقداریش به میان آورده می شوند و همین چگونگی های مقداری، پس از شناخته شدن از سوی همگان، بار تجربی و فرهنگی پیدا می کنند یعنی دارای کیفیت هایی می شوند که کم یا بیش قابل اندازه گیری اند. از این رو است که فضا به معنای گستره ای در اصل اثیری، به تدریج که بوسیله انسان زیست می شود و هویت مکانی– زمانی پیدا می کند، دارای چگونگی هایی هم چندی و هم چونی می شود که بر آموزش ها و رفتارهای مردمان اثرگذاری می کنند. (فلامکی، 1369، ص2) عنصر هویت بخش به مسئله فضا در جهان ماده مکان و زمان است. هر اثر معمارانه زاده از فضای معمارانه ای است که معمار به تصور خود درمی آورد، در نتیجه هر فضایی تداعی کننده معماری خاص خود و موسیقی خاص خود است. (فلامکی، 1369، ص 13)
با در نظر گرفتن فضا به عنوان اصلی ترین عامل ایجاد معماری میتوان گفت پس از آن که هنرمند معمار فضای موردنظر خود را برای آفرینش اثر در ذهن خویش یافت دست به آفرینش آن فضا از طریق اثر خود میزند. به همین دلیل است که هنرمند معمار قادر است با ایجاد فضاهای گوناگون اثرات عاطفی و روحی را القا کند. (ملاح، 1369، ص 37)
به اعتقاد اکثر نظریه‎ فضا به عنوان یک منبع لایتناهی و در دسترس، موضوع و ماده جوهری معماری به ‌شمار می‌رود. عموم معماران، فضا را اصلی ترین یا یکی از اصلی‌ ترین عناصر معماری می‌ شناسند. چنانکه سردنیس لاسدن فضا را به عنوان بغرنج‎ ترین جنبه معماری، لیکن عصاره آن معرفی می ‌کند. از دیدگاه وی، فضا سرمنزلی است که معماری باید به سوی آن حرکت کند. بنابراین در نظر او فضا در معماری هدفی نهایی محسوب می‌شود. زیگفرید گیدئون (sigfried giedion) نیز در کتاب مشهور خود فضا، زمان و معماری، از فضا به عنوان بحث اصلی و مرکزی معماری یاد می‌کند.
تعاریف مختلفی که تاکنون از معماری ارائه شده است، اغلب به گونه ‌ای بر اهمیت فضا در معماری تأکید می‌ کنند، بطوری‌ که وجه مشترک بسیاری از این تعاریف، در تعریف معماری به عنوان فن سازماندهی فضا است. به عبارت دیگر موضوع اصلی معماری این است که چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روش‎ های مختلف، به نحوی خلاق سازماندهی کنیم. به عقیده برونو زوی (bruno zevi) معماری هنر ساختن فضا می‎باشد. از دیدگاه اگوست پره (auguste perret) معماری هنر سازماندهی فضاست که این هنر از راه ساختمان بیان می‌شود. ادوارد میلر اپژوکوم(edvard miller upjokom) نیز معماری را هنر ساختن و هدف کلی آن را محصور کردن فضا برای استفاده بشر تعریف می‌کند.
از دیدگاه تاریخی نیز بخش مهمی از تحول معماری در دوره‌ های مختلف، از دگرگونی مبانی تنظیم و تدوین فضا نشأت گرفته است. نگاهی به تاریخ معماری ملل مختلف در قرون گذشته بیانگر این واقعیت است که عامل ایجاد تحولات اساسی در معماری، دگرگونی روش ‎های سازماندهی فضایی بوده است، نه تغییر در سلیقه و زیبایی ‌شناسی. از این رو نیکولاس پوزنر تاریخ معماری را تاریخ شکلگیری فضا به دست انسان می‌داند. (عباسی، 1388) ایجاد فضای تهی توسط معماران و هنرمندان شرقی امکان خلق فضایی را به آنها می دهد که در آن صرف غیاب جسمانیت به درونگرایی و نظارگی منتهی می شود. (فعال محمدعلی و همکاران، 1393)
2-9- توسعه پایدار
تخریب مداوم کره زمین از طریق بهره برداري بیش از حد و استفاده نادرست از منابع نه تنها توانائی آنرا در تولید منابع اصلی کاهش داده است، بلکه امکان تجدید آنها را نیز محدود نموده است. شرط اولیه پایاماندن اکوسیستم حفظ یکپارچگی و تمامیت آن است، چرا که در این حالت می تواند فشارهایی راکه از سوي بشر به آن وارد شده جبران نماید و از لحاظ زیستی پویا و مولد باقی بماند. (کاملی و همکاران، 1393) توسعه پایدار و پایداری با هر دیدگاهی که باشد باز و منعطف بوده و مراد سه گانه زیر را در نظر می گیرد:
1- مفهوم رابطه میان جامعه، اقتصاد و محیط
2- عدالت در بهره وری از منابع و فرصت ها
3- زندگی با محدودیت های موجود در زمین
از تعاریف توسعه پایدار می توان چهار مفهوم یا تعهد اصلی نهفته زیر را دریافت:
* آینده گرایی: مسئولیت رفع احتیاجات نسل های آینده جهت تامین نیازشان از منابع طبیعی و پشتوانه های علمی و فرهنگی آن.
* محیط گرایی: مسئولیت حمایت و مدیریت موثر از منابع محیطی و زیستی
* عدالت گرایی: مسئولیت در دسترس قرار دادن منابع در مقیاس محلی و جهانی بر اساس عدالت و ایجاد فرصت برای همه
* مشارکت گرایی: مسئولیت مدیریت جامعه برای تشخیص مسائل مرتبط با محیط بر اساس مشارکت مردم و دسترسی آزادانه به اطلاعات. (مفیدی شمیرانی، 1390، ص 131)
هدف غایی معماري پایدار یافتن راه حل هاي ممکن مطلوب در تامین مزایاي کیفی، کمی، کالبدي و روانشناختی بهره برداران فضا است. از این منظر، اقتصاد منابع، چرخه عمر طراحی و طراحی انسان، سه اصل مهم در طراحی پایدار بوده و نیازمند آگاهی از منابع محیطی و همراهی معماران در این امر است. راهبردهاي هر یک از این اصول، بر مبناي ادراك تعامل میان انسان و محیط (در مقیاس محلی، ملی و جهانی) است. (Ghani, 2010,p5)

شکل 2-6- روند طراحی اقلیمی از گذشته تاکنون (نیوی، 1393)
2-10- معماری و شخصیت زمینه
معماری زبان فیزیکی و ساختاری شهر است. شهر یک ارگانیسم زنده با فرهنگ و گذشته منحصر بفرد است که “زمینه تاریخی” نامیده می شود و آینده ای که در آن ساختمان های جدید به مثابه رشته هایی هستند که سنت های زنده شهرها را با بافت کلی و جدید شهر به هم پیوند می زنند. پروژه های معماری باید به مثابه جزئی از اجرای طرح های طراحی شهری باشند که این امر مستلزم تجمیع بینش ها با بافت شهری و چگونگی استفاده مردم از فضاهای شهری است. نقش معمار در مقیاس های مختلف می تواند باشد، طراحی فکورانه فضاها و مکان های عمومی، ساختن شخصیت منحصر بفرد و بهترین کیفیت فرم های ماندگار در محدوده جغرافیایی مورد نظر.
هویت بخشی به مکان، تشکیل دهنده هسته معماری به شمار می رود. مکان در معماری به مثابه معنی در زبان است. بازشناسی، حافظه فردی و جمعی، شریک شدن با دیگران، اکتساب معنی همگی در فرایند طراحی معماری مشارکت دارند.
معماری در زمینه نه یک کم توجهی و نه یک نوآوری افراطی است، بلکه یک ارتباط بصری شیوا و قوی با محیط است. یک ساختمان منفرد در ابتدا به عنوان جزئی از کل محسوب می شود. خلق فضاها و مکان هایی که زندگی مردم را با کفیت نماید اساس کار معماران به حساب می آید. هر ساختمان می تواند و می باید در گفتگو و تعامل با تاریخی، اعتقادات و نیازهای زمان و مکان خاص باشد. به لحاظ تاریخی، طرح مباحث مربوط به ساختارهای جدید در محیط های با ارزش و تاریخی با ظهور فن آوری و شهرسازی جدید در قرن نوزدهم میلادی هم زمان است. زیرا در این دوره تضاد آشکار میان شهرهای سنتی با مفهوم توسعه شهرها به شیوه جدید بوجود می آید. کامیلوست از اولین طرفداران حفاظت بافت ها و بناهای با ارزش بیان می کند که ارزش هر بنا به محیط اطراف آن بستگی دارد، موضوع اصلی در این نظریه روابط فضایی موجود بین بنا و محیط اطراف است، نه روابط کاربری بناها و فضاهای تهی مجاورشان. (قدیری، 1385، ص13)
معماری زمینه گرا نه تاکید بر تقلید دارد و نه مانع نوآوری و خلاقیت است. پیام آن ضرورت توجه به محیط کالبدی پیرامون اثر معماری است و نشان می دهد که این توجه می تواند هم برای خود اثر معماری و هم برای زمینه عاملی مثبت و تقویت کننده باشد. معماری زمینه گرا تلاشی است برای نشان دادن توان ایجاد محیط مطلوب بصری در مقیاسی کلان تر از معماری. از نظر ادموند بیکن معماری رنسانس این موضوع بخوبی رعایت شده و موفقیت فضاها و نماهای شهری این دوره را تضمین نموده است. ارتباط بصری، ویژگی های مرموزی که توسط متخصصین حرفه ای قابل درک باشند نبوده، بلکه ویژگی های ساده و ابتدایی هستند. تناسبات پنجره ها، محل قرار گیری درب ورودی، عناصر تزئینی، سبک، مصالح و خط آسمان نمونه ویژگی هایی هستند که بوجود آورنده وحدت و یا عدم وحدت و یکپارچگی یک خیابان، محله یا منطقه می باشند. هر محل برای خود دارای ترکیبی از این عناصر و درجه آزادی برای ایجاد تنوع در طراحی می باشد. یک ساختمان برای تناسب با زمینه و تقویت وحدت بصری منطقه، نیازی به تقلید دقیق شکل و فرم ساختمان های مجاور ندارد، بلکه می بایستی ویژگی های مشترک و اساسی معینی را داشته باشد. طراحی در درون زمینه لزوما به معنی یکنواختی نیست. باید میان تنوع بصری که اغتشاش ایجاد می کند و تنوعی که در آن توان دیده می شود فرق گذاشت. هردوی اغتشاش و یکنواختی ناخوشایند هستند. ارزیابی کیفیت زمینه یکی از موضوعات اساسی در زمینه گرایی است که لازمست به آن پرداخته شود. (Brolin, 1980, p150)
2-11- زمینه و زمینه گرایی
عنوان زمینه از واژه لاتین contexere به معنی با هم یکی شدن (یکپارچه و ممزوج شدن) می آید. در یک مفهوم معمارانه، زمینه می تواند به مثابه کل متحد و یکپارچه فرض شود. که معنای اجزای گوناگون یک ساختمان را می دهد. زمینه، محیط و مجموعه پیرامونی یک عنصر است. (بحرینی، 1388، ص264)
زمینه گرایی بینشی فلسفی است که هر رویداد را به مثابه عملی لاینفک از زمینه موجود و تاریخی مستمر و مدام می داند و در رویکردی کارکردی و بنیاد گرایانه در ارتباط با حقیقت و معنا در نظر گرفته می شود. ریشه استعاری زمینه گرایی عمل در زمینه است. ملاک و معیار زمینه گرایی کار موفق یا عمل موثر می باشد. (J. Fox, 2008,p66) زمینه گرایی یک دیدگاه رایج در شهرسازی است که زمینه را به مثابه رویدا تاریخی میپندارد. زمینه گرایی ابتدا به ابعاد صرفا کالبدی توجه داشت، اما به تدریج به ابعاد انسانی گرایید و حوزه مطالعه خود را به ابعاد فرهنگی اجتماعی جامعه گسترش داد. زمینه گرایان معتقدند که اجزای کالبدی شهر زیر پوشش نیروها یا ویژگی های درون خود نمی باشند، بلکه به محیط و مجموعه پیرامون آن وابسته هستند. از این رو نمی توان به جستجوی خواص و ابعاد پدیده ها بود و به جوهر پدیده ها بدون توجه به بعد زمان و زمینه ای که در آن قرار دارند نگریست. (تولایی، 1380، ص 38)
زمينه گرايي، سازگاري با زمينه كالبدي، تاريخي و اجتماعي- فرهنگي است كه بر طبق آن ايده ها و اشكال گذشته در شكل دادن به كالبد شهرهاي معاصر حضور دارند. شهرساز زمينه گرا بايد قادر باشد ويژگي هاي يك مكان را دريابد و آن را بخشي از فرايند طراحي خود قرار دهد. (تولایی، 1380، ص 39)
در معنای کلی میتوان گفت که آغاز زمینه‌گرایی محله است اما زمینه‌ گرایی در دو جهت خرد وکلان بسط می یابد. زمینه‌گرایی در مقیاس کلان به منطقه گرایی می‌رسد و در مقیاس خرد به حال و هوای درونی بنا می‌رسد. اما وجه جهانی منطقه گرایی نیز از حد منطقه فراتر رفته و بعدی جهانی می‌یابد بدین سان معماری زمینه‌ گرا خود را اگرچه عمیقا در مکان فرو می‌برد اما حضور خود را تا دوردست‌ها تا شهرها و کشورها تا جهان و کیهان برمی افرازد. (حسین پور و همکاران، 1392)
2-11-1- زمینه کالبدی
در زمينه گرايي، اجزاي شكل شهر به تنهايي ارزيابي و مطالعه نمي شوند، بلكه در زمينه وسيع تر محيطي قرار مي گيرند. يك اثر معماري با نظام بزرگ تر شهري مرتبط است و در سلسله مراتبي از مجموعه ها قرار مي گيرند. بنابراين زمينه گرايي پيوندي ميان معماري و شهرسازي در زمين هاي معين است. به عبارت ديگر زمينه جايي است كه معماري و شهرسازي را به هم مربوط مي سازد. گرايش شهرسازان به ساخت و ساز در مجموعه موجود به معني در هم بافتن نو و كهنه به نحوي است كه بتواند يك كل زنده و مطلوب ايجاد كند. (Waterhous, A, 1978, p7) بنابراين زمينه خود ميتواند منشا الهام براي طراحي باشد. به اين منظور چند پيشنهاد ارائه كرده اند:
1- بطور كامل از نقشمايه هاي موجود تقليد شود؛
2- اشكال اصلي مشابه در نظر گيرند و آرايش آن ها را تجديد كنند؛
3- اشكال جديدي بسازند كه مشابه تاثير بصري بناي قديمي باشند؛ (Tugnutt, A, 1987, p121)
2-11-2- زمینه تاریخی
تاريخي گرايان بر اين عقيده اند كه گذشته، براي شهرسازي كنوني درس

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع فضاهای آموزشی، زیباشناسی، مجسمه سازی، فرهنگ و تمدن Next Entries منابع مقاله با موضوع زمینه گرایی، زمینه اجتماعی، اجتماعی و فرهنگی، ناسازگاری