منابع مقاله با موضوع زبان فارسی، زبان عربی، خسرو پرویز، ادب فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

و ایرانیان روابطی برقرار میسازد.
اعشی قیس نخستین کسی است که در زمان جاهلی در آواز خوانی شهرت یافت. وی رفت و آمد زیادی به دربار حیره و دربار خسرو پرویز داشت و در مدائن با انوشیروان دیدار نمود. الفاظ فارسی بسیاری در شعر اعشی آمده است. وی مجالس انس ایرانیان را توصیف کرده و گفته است :
ولقد شربت ثمانياً وثمانيا وثمان عشرة واثنتين و أربعا
هشت و هشت و هیجده و دو و چهار پیاله نوشیدم.
من قهوة باتت بفارس صفوة تدع الفتى ملكاً يميل مصرّعا
از بادۀ کهنۀ زلالی در ایران که مرد را پادشاه متمایل و سرمست میسازد.
بالجلســـان وطـــــيب أردانه بالون يضرب لي يكر الإصبعا
با گلبرگهای گل سفید و بوی خوش آستینهایش برای من مینوازد و انگشتش را به سرعت به حرکت درمیآورد.
والناي رنم وبربط ذو بحّة والصنج يبكي شجوه أن يوضعا
نی آواز سر داد و عود صدای گرفتهای دارد و چنگ نگران است که مبادا رها شود و از این رو ناله سر میدهد.
اعشی نیز سناجة العرب یعنی نوازندۀ چنگ نام گرفت و « چنگ » آلت موسیقی ایرانی میباشد.
زنان ترانه سرا در میکدههای حیره پیدا شدند که تمام آنان عرب نبودند و برخی از دانشمندان معتقدند که اینان با زبان فارسی یا یونانی خود آواز میخواندند نه به زبان عربی. نظر دیگری نیز وجود دارد که عربها گوش دادن به شعر عربی از زبانی بیگانه را روا نمیدانستند 470.
اما ما معتقدیم که نمیتوان در این باره نظر قاطعانهای ارائه نمود، هرچند که به احتمال زیاد این آواز با آهنگی فارسی یا رومی و به زبان عربی بوده است. بدان دلیل که مثلاً اعشی در نغمه سرایی با شعر عربی خویش از آهنگهای ایرانیان تقلید مینمود، و ما سراغ نداریم که وی به زبان فارسی نغمه سرایی کرده باشد، همچنین گفته شده است : نضر بن حارث بن کلده نخستین کسی بود که با عود با آهنگهای ایرانی نغمه سرایی کرده است. وی به دیدار خسرو پرویز رفت و نواختن عود و ترانه خوانی را آموخت و به مکه آمد و به مردم مکه آموزش داد. سعید بن مسجح و نیز گفته میشود طویس نخستین کسی بود که در اسلام با آهنگهای ایرانی آواز خواند. چرا که گفته میشود وقتی که ساختمان کعبه سست شد، عبد الله بن زبیر آن را تجدید بنا نمود و صنعت گرانی از ایران در آن جا بودند که با آهنگهای خود نغمه سرایی میکردند و ابن مسجح ترانه خوانی عربی را بر این آهنگها پیاده کرد 471.
این امر نشان میدهد که اعراب آهنگهای فارسی را بر آواز عربی خود وارد کردند، هرچند که احتمال دارد که زنان ترانه خوان ایرانی به زبان خود ترانه سرایی کرده باشند، همچنان که ضرورت آواز خوانی به زبان عربی را اثبات نمیکند یا شاید برخی از آنان با زبان خود و برخی دیگر به زبان عربی آواز میخواندند. ما میدانیم که نشیط ایرانی در مدینه و در زمان عبدالملک بن مروان با ترانههای فارسی خود آواز خواند و معبد و ابن سریج و جمیله و عزة المیلاء هنر آواز خوانی را از وی آموختند 472. همچنین اعراب واژۀ « دستان » که مکان انگشتان در عود و طنبور است را از ایرانیان به عاریت گرفتند. همچنان که وتر اول و چهارم را هم زیر و بم نامیدند، اما نام وتر دوم و سوم که مثنی و مثلث هستند را تغییر ندادند 473.
بربط که همان عود است، از جمله سازهایی است که عربها از ایرانیان شناختند. زبان شناسان عرب در شرح معنای این واژه معتقدند که از « بر » به معنای سینه و بط به معنای مرغابی است و گویا به معنای سینۀ مرغابی میباشد. و درست آن است که این ساز بنام بربد یا باربد نامیده شد که نام خوانندۀ مشهور خسرو پرویز است. این باربد سیصد و شصت آهنگ برای خسرو پرویز ساخت و نظر وی در موسیقی قانونی بود که تمام موسیقی دانان از آن پیروی میکردند و همگی از وی آموختند و تقلید نمودند 474.
شعرای عرب دربارۀ این سازها شعر سرودند، سرایندهای دربارۀ بربط گفته است :
وناطق بلسانٍ لا ضمير له كأنّه فخذٌ نيطت على قدم
و چه بسا با زبان بی جانی سخن میگوید و گویی رانی است که بر پایی آویزان گشته است.
يبدى ضمير سواه في الحديث كما يبدى ضمير سواه منطق القلم
در سخن گفتن جان دیگری را نمایان میسازد، همانگونه که سخن قلم چنین مینماید.
سرایندۀ دیگری نیز در توصیف آن و توصیف کسی که بر آن مینوازد گفت :
وكأنّه في حجرها ولدٌ لها ضمته بين ترائب و لبان
عود گویی کودکی در دامان اوست که او را میان سینهها در آغوش گرفته است.
أبداً تدغدغ بطنه فإذا سها عركت له أذناً من الآذان
مدام شکم او را نوازش میکند و اگر به خواب رفت گوشی از گوشهایش را گوشمالی میکند (آن را تنظیم میکند).
یکی از شعرای ایرانی نیز گفته است :
بربط نگر آبستن و نالنده چو مریم زایندۀ روحی که کند معجزه زایی
دربارۀ چنگ که زبان شناسان عرب میگویند سازی است که تنها به ایرانیان اختصاص دارد، سرایندهای گفته است :
گر چه تن چنگ شبه ناقۀ لیلی است نالۀ مجنون ز چنگ رام برآید
بیست و چهارش زمام تافته و لیکن ناله نه از ناقه از زمام برآید
چیزی که در این زمینه نمیتوان آن را نادیده گرفت این است که کسانی که در میان عربها به ترانه خوانی و نوازندگی شهرت یافتند از ایرانیان بودند و داستانهای آنان در کتاب الأغانی ابوالفرج اصفهانی پراکندهاند، همانند ابن محرز که ایرانی الأصل است. وی به ایران رفت و آهنگهای ایرانیان را آموخت و آوازشان را فرا گرفت و چیزهایی که نمیپسندید را حذف نمود. همچنین وی نخستین کسی بود که با شعر عامیانۀ عربی ( زجل ) آواز خواند و پیش از وی کسی با این شعر یا به زبان فارسی نغمه سرایی نکرده بود. سلک نخستین کسی بود که در زمان هارون الرشید با شعر عامیانۀ فارسی نغمه سرایی کرد. وی آهنگی از ابن محرز را پسندید و آن را به زبان فارسی برگرداند و بدان آواز خواند 475.
سائب خائر که غلام بنی لیث است از جملۀ نغمه سرایان بود. وی نخستین کسی بود که در مدینه عود ساخت و ترانههای فارسی را خواند. از میان اینان کسانی همانند یونس کاتب که به هرمز منسوب است علاوه بر خوانندگی به نگارش دربارۀ این هنر پرداختند. وی ترانههای زیبا و صنعت بسیار و شعر بسیار خوبی دارد و کتاب وی در موضوع ترانهها و نسبت آنها به کسانی که بدانها نغمه سرایی کردند، اصلی است که بدان رجوع میشود. یونس کاتب نخستین کسی به شمار میآید که در موضوع آواز تألیف نمود.
صاحب نهایة الأرب فصلی در بخش چهارم کتاب خود با عنوان « اخبار المغنین الذین نقلوا الغناء من الفارسیة إلی العربیة ومن أخذ عنهم » ( داستانهای خوانندگانی که آواز را از زبان فارسی به زبان عربی برگرداندند و کسانی که از آنان آموختند )، آورده است.
همچنین عربها واژۀ ««خیناگر یا خنیاگر » به معنی خواننده و موسیقی را از ایرانیان برگرفتند و فعلی با وزنی عربی از آن ساختند که « خَنکرَ » است و به معنای آواز خواند. در داستانهای ابراهیم موصلی با برمکیان آمده است که مخارق شاگرد وی در ترانه سرایی او را آگاه کرد که یکی از برمکیان عطای بسیار میبخشد، این رو ابراهیم گفت ای مخارق اگر خواهان معاشرت باشی با چنین کسانی معاشرت کن و اگر ترانه خوانی برای چنین کسانی بخوان ششصد هزار در برابر یکصد و شصت هزار درهمی که به ودیعه مینهی. تمام اینها را بدست آوردم در حالیکه در مجلس خود نشسته و آن را ترک نکردم، چنین کسانی کی دست یافتنیاند 476؟
تمام اینها دلیلی کافی است بر این که هنر نغمه سرایی، پیوندهایی را میان ایرانیان و عربها رقم زد.

فهرست منابع

• فهرست منابع و مأخذ ترجمه و تحقیق کتاب
الف- کتابها:
1- قرآن کریم
2- امامي، نصر الله، ( 1377) مباني و روش هاي نقد ادبي، انتشارات جامي، تهران.
3- ترابی، سید محمد، ( 1382) نگاهی به تاریخ و ادبیات ایران از روزگاران پیش از اسلام تا اوایل قرن هفتم، انتشارات ققنوس، تهران.
4- جفری، آرتور، (1386) واژه های دخیل در قرآن مجید، ترجمه دکتر فریدون بدره ای، انتشارات توس، تهران.
5- حکیمی، محمد رضا،( 1389) ادبیات و تعهد در اسلام، انتشارات دلیل ما، قم.
6- زرين كوب، عبدالحسين، ( 1361 ) نقد ادبي ج 1، انتشارات امير كبير، تهران.
7- سعدی، شیخ مصلح الدین، ( 1367) گلستان، به تصحیح محمد علی فروغی، انتشارات اقبال.
8- شيرازي، آيت الله مكارم ( 1370 )، تفسير نمونه، ج 9 ، انتشارات دارالكتب الإسلامية، طهران.
9- صفا، ذبیح الله، ( 1371) تاریخ ادبیات ایران، ج 2، انتشارات فردوس.
10- طه ، ندا، (1991 الف)، الأدب المقارن، دارالنهضة العربية، للطباعة و النشر، بيروت،.
11- عناني، محمد زكريا و سعيده محمد رمضان،( 1988) مدخل لدراسة الأدب المقارن. قاهره،.
12- فاخوري، حنا، ( بي تا) تاريخ ادبيات عرب، ترجمه عبدالمحمد آيتي، انتشارات توس،.
13- فرشيد ورد، خسرو( 1363) در باره ادبيات و نقد ادبي، ج 1، انتشارات امير كبير، تهران.
14- کفانی، محمد عبدالسلام، ( 1389) ادبیات تطبیقی و پژوهشی در باب نظریه ادبیات و شعر روایی، ترجمه دکتر سید حسین سیّدی، انتشارات آستان قدس رضوی ( به نشر ). مشهد.
15- گیپ، هامیلتون الکساندر راسکین،( 1362) درآمدی بر ادبیات عرب، ترجمه یعقوب آژند، انتشارات امر کبیر، تهران.
16- مجيب المصري، حسین، (2000م) ، كربلاء بين شعراء الشعوب الإسلامية، الدار الثقافية للنشر، قاهره،.
17- هاني الدهني، نسرين، ( 2008 ) استقبال الأدب الفارسي المعاصر في الوطن العربي، مركز الحضارة لتنمية الفكر الإسلامي، بيروت،.
18- هلال، محمد غنيمي، ( 1999ب ) الأدب المقارن، دار العودة، بيروت.

ب- مقالات و پایگاه های اینترنتی:
19- اکبری، صاحبعلی، (1388) مجله علمی- پژوهشی در فرهنگ ایرانی و عربی، فصلنامه تابستان و پاییز و زمستان، دانشگاه لبنان شماره های مسلسل 67- 68- 69 .
20- بابايي، طاهر، مقاله پيامبر (ص) در گونه هاي ادبي تركي، پايگاه اينترنتي اشراق نيوز. www.eshraghneowz.com
21- پرويني، خليل، (2010 م )مقاله نظريه ادبيات تطبيقي اسلامي، مجله انجمن ايراني زبان و ادبيات عربي، علمي پژوهشي، شماره 14، بهار 1389ه.ش
22- طاهري اسماعيلي، احسان ( 1393 ) كتاب ماه ادبيات و فلسفه، شماره 77، مقاله جهان عرب و زبان فارسي، پايگاه اينترنتي ايران بوم ( نگرشي بر تاريخ و فرهنگ ايران زمين ) www.iranboom.ir
23- قریبی، حسن،( 1388) دومین مجموعه سخنرانی های مشترک فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد ایران شناسی، زیر نظر حسن حبیبی، مقاله بوالحسن نجفی درباره ادبیات تطبیقی و قلمرو آن، انتشارات فرهنگستان زبان وادب فارسی، تهران.
24- مجلة الجمعية العلمية الإيرانية للغة العربية و آدابها،( 1389 ) مقاله دكتر خليل پرويني در باره ادبيات تطبيقي، فصل نامه علمي- پژوهشي ( علوم انساني ) به زبان عربي- فارسي، شماره 14، 1389.
25- محسني، حسين( 1385) ترجمه، تحقيق و نقد كتاب كربلاء بين شعراء الشعوب الإسلامية، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس، تهران،.
26- ميرزايي، فرامرز و علي سليمي، (1391 ) مقاله تأملی در جایگاه فرهنگ و ادب فارسی در عرصۀ مجلات عربي، منتشر شده در مجله گزارش ميراث، دو ماهنامه تخصصي در حوزه نقد و تصحيح متون، دوره دوم، شماره 3 و 4، مرداد ماه 1391.
27- نغزگوي كهن، مهرداد، ( 1387) نقش باز تحليل در تغييرات صرفي زبان فارسي، مجله علمي و پزوهشي زبان و ادبيات فارسي دانشگاه آزاد اسلامي، 11: 168- 151
28- پايگاه اينترنتي اسلام آنلاين. www.islamonline.net
29- پایگاه اینترنتی اشراق نیوز. www.eshraghnews.com
30- پایگاه اینترنتی كتابخانه ديجيتال استان قدس رضوي. www.digital.aqlibrary.ir

• فهرست منابع و مأخذ کتاب
1- ألقرآن الکریم .
2- ابوفرج اصفهانی: اغانی، جـ 2 ، ص120 (قاهره 1928).
3- ابن عبد ربه: العقد الفرید، ج 3، ص374 (قاهره 1928).
4- المیدانی: مجمع الأمثال، ج 2 ، ص 352 (قاهره 1342).
5- ابن قتیبه : المعارف ، ص 278 (قاهره 1378).
6- ابن الکلبی: کتاب الأصنام، ص 46 (قاهره 1994).
7- اصطخری: المسالک والممالک، ص 18

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع شعر فارسی، هنر ایران، خلیج فارس، معماری سنتی Next Entries منابع مقاله با موضوع کلیله و دمنه، تاریخ ادبیات، تاریخ ادبی، زین العابدین