منابع مقاله با موضوع زبان فارسی، زبان عربی، ادبیات عرب، شعر فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

نگارش به زبان عربی همانند توانمندی او در نگارش به زبان فارسی است. وی بعدها در عراق به نگارش به زبان فارسی پرداخت و توانست از نویسندگان توانمند آن شود 339، او فرهنگ عربی و فارسی بسیار غنی و سرشاری داشت و از سخن شناسان عربها و ایرانیان به شمار رفت، اما در زبان فارسی به شعر و نثری از وی دست نیافتیم. یاقوت میگوید : وی دارای دیوان رسالههایی در چند جلد، دیوان شعری در دو جلد، دیوان « دو بیتی » و غیره است 340.
همچنین ما نمیدانیم که این دیوان « دو بیتی » یعنی رباعیات، اشعاری فارسی یا عربی را در بر دارد، هرچند بیشتر گمان میرود که رباعیاتی به زبان فارسی را در بر دارد. بنابراین بعید است که عماد الدین به نگارش با زبان فارسی بپردازد، اما بدان شعر نسراید و شاید این دیوان کوچک، از رباعیات فارسی باشد. چیزی که ما را به این پندار وا میدارد این است که شعر رباعی، قدیمیترین شیوۀ شعری زبان فارسی به شمار میرود و عربها هرگز آن را ابداع ننمودند. همچنین ایرانیان بحرهای شعری عربی را در تمام سبکهای شعری به جز رباعیات مورد استفاده قرار دادند 341، همچنان که شمس قیس دربارۀ رباعيات سخنی گفت که میل و گرایش ایرانیان به آنها و شیفتۀ آنها شدن را نشان میدهد و ابتکار وزن این نوع شعر را به رودکی نخستین شاعر بزرگ ایرانی نسبت میدهد 342.
اینها نشان میدهد که به احتمال زیاد شاعرمان رباعیات خود را با پیروی از شاعران ایرانی به زبان فارسی سروده است. همچنین از جمله نگارشهای عماد الدین کتابی است که دربارۀ سلطان صلاح الدین، برای دیوان خلافت در بغداد به رشتۀ تحریر درآورد و در آن فتح بیت المقدس در سال پانصد و هشتاد و سه را مژده داده است. « سپاس خدایی را که وعدۀ جانشینی را برای بندگان شایستۀ خویش محقق ساخت و به وسیلۀ یکتاپرستان، اهل شرک و خلاف را شکست داد و سلطان عزیز دیوان را برای این خلافت برگزید و دین همه پسند وی را استحکام بخشید و امنیّت را جایگزین ترس و حشت نمود ».
در تاریخ ادبیات عدّۀ زیادی از نویسندگان دیوانها به آرستگی نگارش شهرت یافتند که عماد الدین اصبهانی از آن جمله است. نگارشِ دیوانی در تمام قرنها به یک شیوه بود و تنها در دورۀ انحطاط لغوی تغییر قابل توجهی داشت 343. وی مدایحی دارد که از آن جمله قصیدهای است که فتح قدس و فلسطین و ستایش صلاح الدین را در آن جای داده است و از جمله سخن وی در غزل :
أفدي الذي خلبت قلبي لواحظه وخلفت لذعات الوجد في كبدي
فدای آن کسی هستم که نگاههای او قلبم را ربوده است و آتش شوق را در جگرم نهاد.
صفات ناظره سقم بلا ألم سكر بلا قدح جرح بلا قود
صفات بینندۀ وی بیماری بی درد و مستی بی پیمانه و زخم بی قصاصی است.
على محياه من نار الصبا شعل وورد خديه من ماء الجمال ندي
شعلههایی از آتش عشق بر رخ وی است و گل گونههای او از آب زیبایی و جمال نمناک است.
عماد اصبهانی در نظم و نثر خود با زبان عربی روشنی بیان میکند که در آن اثری از غیر عربی بودن وجود ندارد و در این امر میان وی و بسیاری از دوزبانان تفاوت نمایانی است، در حالی که عماد اصبهانی در میان نویسندگان زبان فارسی و شعرای آن از شهرت و مقامی برخوردار نمیباشد.
رشید الدین وطواط از جمله دوزبانههایی است که در ادبیات عرب و ادبیات فارسی شهرت بسیاری یافت. نسب این ادیب نویسنده و شاعر ایرانی با عمر بن خطاب پیوند خورده است، چرا که وی در نسب و زبان ایرانی عربی میباشد. وی به سبب ریزجثه بودنش به وطواط ملقّب شده بود و به حق از ادبای برجستۀ قرن ششم هجری به شمار میرود. او شاعری از شعرای صاحب دیوان است و تألیفاتی به زبان فارسی دارد که از نامههای دیوانی و اخوانی تشکیل شدهاند. اما حدائق السحر فی دقائق الشعر نام کتابی است که با ذوق بالایی از وی در بدیع و سرایش شعر به رشتۀ تحریر درآمد. وطواط در دیباچۀ کتاب خود میگوید : روزی اتسز خوارزمشاهی 344 وی را فرا خواند و کتابی با عنوان ترجمان البلاغة از فرخی شاعر ایرانی را تقدیم وی نمود، او در این کتاب نگریست اما مثالهای بکار رفته در این کتاب مورد پسند وی قرار نگرفت و نشان تکلّف و ناهنجاری زبانی را در آن مشاهده کرد. همچنان که در آن نقص و اشتباه نیز یافت، از این رو تصمیم گرفت تا با کتابی بهتر به معارضۀ آن برآید در نتیجه کتاب حدائق السحر خود را نگارش نمود 345.
وی در این کتاب خود دربارۀ محاسن سرایش به زبان عربی و زبان فارسی سخن گفت. همچنین کتاب « نثر اللآلی من کلام امیر المؤمنین علی(ع) » از آن اوست که در آن هر واژۀ عربی از سخن ایشان را شرح داده و به زبان فارسی ترجمه نموده است همچنان که مضمون هر بیت را با دو بیت به زبان فارسی ترجمه کرده است. این کتاب عنوان دیگری نیز دارد که « مطلوب کل طالب من کلام علی بن أبي طالب(ع) » میباشد. همچنان که منظومهای دربارۀ عروض زبان فارسی نیز دارد.
یاقوت دربارۀ وطواط میگوید : وی نویسنده و شاعری از نوادر روزگار و شگفتیهای آن و بهترین مردم زمان خود در نظم و نثر و داناترین مردم به سخن اعراب و اسرار نحو و ادب است. سپس مهارت وی در زبان عربی و زبان فارسی را توصیف نموده و اشاره میکند که در سرایش به این دوزبان به یک اندازه تسلط دارد و میگوید : وی در یک حالتی یک بیت به زبان عربی بر یک وزن و بیتی دیگر به زبان فارسی و بر وزن دیگری میسرود و آنها را با هم میخواند. همچنین وی دیوانی از نامههای عربی و دیوان نامههایی به زبان فارسی دارد و کتاب تحفة الصَدیق من کلام أبی بکر الصِّدیق و کتاب فصل الخطاب من کلام عمر بن الخطاب و أنس اللهفان من کلام عثمان بن عفان نیز از آنِ اوست. سپس نمونههایی از نظم و نثر وی را آورده است اما میگوید : رشید الدین وطواط شعری دارد که از نثرش کیفیت کمتری دارد 346.
از جمله چیزهایی که درخور نگرش متفکرانه است کتابی است از او با عنوان «أبکار الأفکار فی الرسائل والأشعار » زیرا از دو قسمت تشکیل میشود : یکی به زبان عربی و دیگری به زبان فارسی. قسمت نخست آن که به زبان عربی است، ده نامه و ده قصیده را در بر دارد و قسمت دوم آن نیز همین تعداد از نامهها و قصیدهها را در خود دارد و گویی وطواط خواسته است که نظم و نثر ادب خود را به دو زبان در یک کتاب جای دهد و آن را در دو قسمت کامل و شایستهای ارائه مینماید تا نشان دهد که وی به حق از دوزبانهها به شمار میرود و زبان فارسی و زبان عربی نزد وی دو کفۀ ترازو هستند که هیچ یک بر دیگری برتری ندارد و بدین وسیله برهان و دلیل خود را ارائه نمود.
یکی از داشمندان گفته است : وی پیش از دیدن این کتاب میپنداشت که دربارۀ صنعت شعر و نگارش است، اما وقتی توانست از آن آگاهی یابد یقین یافت که این کتاب جز برگزیدههایی از نظم و نثر وطواط به زبان عربی و زبان فارسی نمیباشد 347.
شعر فارسی وی دارای بدیعیات و آرایههای بسیاری است اما بافتی محکم و سبک متینی دارد و زیبایی لفظ در آن، از زیبایی معنا نمیکاهد که این مزیّت ویژگی منحصر به فرد رشید الدین وطواط در میان شاعران میباشد 348.
عطار از شعرای زبان عربی اقتباس نمود و محافظه کارانه میگوییم، شعرای زبان عربی نه شعرای عرب و این بدان سبب است که تنها از عربهایی مانند متنبی و ابوالعتاهیه اقتباس ننمود، بلکه از ایرانیانی همانند ابوالفضل مروزی که به زبان عربی شعر سرود نیز چیزهایی برگرفت.
مروزی گفته است :
من سام طمس الشمس جهلاً أخطأ الشمس بالتطیین لا تغطی
هر کس از روی نادانی بخواهد خورشید را محو سازد در اشتباه است چرا که خورشید با گل مالی پوشیده نمیشود.
عطار این معنی را در سخن خود بکار برده است :
بخندید آن زمان دیوانه و گفت که نتوانی بگل خورشید بنهفت
در کتابی از عطار یازده اقتباس از شعر عربی آمده است 349.
فرید الدین عطار، شاعر تصوّف در دوگانگی بیان تا حدودی به وطواط شباهت دارد، زیرا وی برای کتاب خود تذکرة الأولیاء دو مقدمه قرار داد، مقدمۀ نخست به زبان عربی و دیگری به زبان فارسی. اینها سطرهایی از مقدمۀ عربی است 350: «سپاس خدای بخشندۀ انواع نعمتها و منت گذار به بهترین شکلهای بخشش، ستایش شده به بالاترین درجات عزت و بزرگی، پرستش شده به بهترین انواع پرستشها در اعماق زمین و لایههای آسمان، صاحب بزرگی و قدرت مطلق و عظمت و ملکوت و شکوه، کسی که بلند مرتبه گشت و با نورهای شکوه و قداست و ستایش از دیدۀ بینندگان و نگاه صاحبان بصیرت پنهان ماند و نزدیک آمد و به دیدگان سوختگان در شعلههای رنج نزدیک شد و جاودانگی غوطه وران در قعر دریاهای یگانگیاش را با نابودی پیوند داده است و شرفِ نیست شدنِ غوطهور شدگان در جایگاه خویشاوندی زیبایی را با جاودانگی خالص درآمیخت و آنان را به عزّت نیاز به او از خواری اعتماد به اشیاء بی نیاز نمود و با نیست شدن از جاودانگی و با جاودانگی از نابودی بی نیاز ساخت. از این رو در نور نابودیِ نیست شدن قرار گرفتند و از هوای هواها رهایی یافتند و با وداعِ نیست شدنِ نابودی، بار و بنۀ انس را در بارگاه قداست فرود آوردند و با نور حقیقی از خیمه شب بازیهایی که ذات سیاهی و چهرههای آفرینش است جدایی یافتتند » 351.
پس عطار برای زیبا سازی عبارتها و آراستگی نگارش، در تمام سخن خود به یکنواخت بودن فاصلهها بر یک حرف پایبند میماند و به شیوۀ سخن راندن صوفیان عمل مینماید. همچنین با این سخن به وحدت وجود اشاره میکند : « خدایی جز او نیست و اگر در وجود بیاندیشیم اویی جز او نخواهد بود »، اما آن مقدمۀ فارسی که انگیزههای خود برای ارائۀ کتاب را با روشی و بدون زینت و آراستگی در آن یادآور شد، چنین نبود و گویی با این کار خود زبان عربی را ابزار بیان معنایی والا با شیواترین سخن به شمار میآورد.
بهاء الدین عاملی از شعرای علوی، یکی از دوزبانههاست. وی به شیخ بهایی معروف است و شهرت وی در ادبیات عرب به دو کتاب کشکول و مخلاة است. بهایی پس از آن که در سال 922 هـ وارد مصر گشت، کشکول را در آن جا به رشتۀ تحریر درآورد. وی در علوم و هنرهای مختلفی چون حساب و نجوم و احکام فقه تألیفاتی داشته است و او از شعرای عصر صفوی به شمار میآید 352. بهاء الدین عاملی در کنار شعر فارسی، شعری به زبان عربی دارد و از آن جمله قصیدهای است که امام زمان، امام مهدی (عج) را بدان مدح نمود و آن را وسیلة الفوز والأمان فی مدح صاحب الزمان نام نهاد. این قصیده قصیدۀ معروفی است که در مجلس یکی از بزرگان دمشق ذکر شد و به سبب بیان بسیار عالی آن مورد پسند وی واقع شد. از این رو احمد منینی آن را شرح داد تا این شخص بزرگ این شرح را به عنوان تحفهای در کتابخانۀ خود نگهداری کند . این فقیه دانشمند و شاعر قصیدۀ خود را با این سخن آغاز نمود :
سرى البرق من نجد و جدد تذکاری عهوداً بحزوى والعذيب وذي قار
برق آسمان از جانب نجد درخشید و خاطراتی در زمان حزوی و العذیب و ذی قار را برای من تداعی نمود.
وهيّج من أشواقنا كل كامن وأجّج في أحشائنا لاعج النار
و آرزوهای پنهان مار را برانگیخت و سوز و گداز عشق را در درونمان شعلهور ساخت.
الا يا لُييلات الغوير وحاجر سقيت بهام من بني المزن مدرار
هان ای شبهای غویر و حاجر با ابرهای پر باران سیراب شوید.
خليليَّ مالي والزمان كأنما يطالبني في كل وقت بأوتار
ای رفیقان، مرا چه شده است که گویی روزگار در هر زمانی به خون خواهی و انتقام گیری از من بر میآید.
فأبعد أحبابي و أخلى مرابعي وأبدلني من كل صفو بأكدار
پس عزیزانم را از من دور ساخت و منزل گاه مرا خالی کرد و هر خوشی مرا به اندوه مبدل ساخت.
سپس وارد هدف خود از سرایش قصیده که همان ستایش امام مهدی(عج) است، میشود. نمایان است که این شاعر ایرانی در توصیف برق به شیوۀ شاعران عرب عمل میکند و مکانهایی در سرزمین اعراب را یادآور شد که مشتاق آنها میگردد و بدین ترتیب نشانی عربی به قصیدۀ خود میدهد.
این امر ما را برمیانگیزد تا در این باره حکمی کلّی صادر نماییم و آن این است که ما بعید میدانیم که شیوا سخنی از دوزبانهها در یک زبان توان

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع زبان عربی، زین العابدین، زبان فارسی، علی بن الحسین Next Entries منابع مقاله با موضوع شعر فارسی، زبان عربی، سیف الدوله، شگفت انگیز