منابع مقاله با موضوع خلاقیت و نوآوری، بهداشت روان، توسعه اقتصادی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

کاربرد ساختن آن افکارنو و تازه است( الواني1372 ،223) .
درعملنميتواناين دو را ازهممتمايزساختوليميتوانتصورکردکهخلاقيتبستررشد و پيدائي نوآوري هاست. از خلاقيت تا نوآوري غالبا راهي طولاني در پيش است وتاانديشه اي نو به صورت محصول يا خدمتي جديد در آيد زمان طولاني مي گذرد و تلاشها وکوششهاي بسيار به عمل مي ايد. گاهي ايده وانديشهاينوازفردميتراودودرسالهايبعدآنانديشهنوبوسيله فرد ديگري به صورت نو اوري در محصول ياخدمت متجلي مي گردد.( منبع اخیر ) نوآوريمفهوممتفاوتوکاملترازخلاقيت است. خلاقيتپايهواساسنوآورياست. امانوآوريکاربرديساختنخلاقيتاستخلاقيتتوليديکانديشهوفکرجديد،درحاليکهنوآوريعمليوکاربرديساختنانديشه و فکر مي باشد.
خلاقيت: بروز پديده اي نو در جريان کار سيستم است و از ويژه گيهاي آن اين است که ممکن است نيازبه اطلاعات گذشته نباشد.
نوآوري: نوعي خلاقيت است که در داخل سيستم روي مي دهد و در رستاي فعاليتهاي موجود جريان مي يابد. اين نوع خلاقيت با استفاده از دودسته اطلاعات ميسر مي شود:
1) اطلاعات مشابه: که به تکميل اطلاعات قبلي کمک مي کند.
2) اطلاعات کاملا دور از ذهن: که کاملا در مقابل اطلاعات گذشته قرار دارد.
2-3-4 اصول اولیه خلاقیت
به طور کلی خلاقیت فرایندیاستکهطیزمانادامهداشتهوابتکار،انطباق‌پذیریوتحققازخصوصیاتبارز آنبهشمارمی‌آیندومی‌تواندجوابگوییبرایمشکلاتباشد. برخی از محققان اصولی برایمشخصشدنمرزهایخلاقیتتعریفنموده‌اند: اولاینکهخلاقیتمتضمنپاسخیا مفهومینوباشدیاآنکهاحتمالوقوعآنبسیارکمباشد. امابایدتوجهداشتکهنو بودنواصالتباآنکهشرطلازمخلاقیتاستاماکافینیست.زمانییکپاسخرامی‌توان بخشی از یک فرایند خلاقیت به شمار آورد که تا اندازه‌ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاًواقعیباشد. دومخلاقیتبایدگره‌ایرابگشایدیاباوضعیتیتناسبداشتهو یامقصودمعینیرابرآورد. سوم،خلاقیتواقعیمشروطبهدوامآنبینشابتکاری، ارزیابیوتفسیرورشدآنباشد. در جمله‌ای کوتاه می‌توان اینگونه بیان کرد «خیلی‌هاایده‌هایخوبدارنداماعدهکمیآنهاراعملیمی‌کنند».
2-3-5 خلاقیت وراثتی یا آموختنی:
در پاره‌ای از تحقیقات که روی دوقلوهای یکسان و غیریکسان انجام گرفته ، نقش عوامل ژنتیکی بسیار ضعیف گزارش شده است. در اکثر تعاریفی که از خلاقیت شده بر ضعیف بودن نقش وراثتی و ذاتی خلاقیت تأکید شده است و بر توانایی‌هایی اشاره می‌شود که قابل پرورش بوده و می‌توان آن‌ها را افزایش داد بنابر این خلاقیت قابل تعمیم به تمام افراد جامعه می‌باشد و همگی از درجاتی از خلاقیت برخوردارند.
امروزه دیگر بحثی راجع به اینکه خلاقیت ذاتی است و یا اکتسابی وجود ندارد بلکه دنیای امروز تلاش می‌کند خلاقیت و مباحث مرتبط با آن را چه زمینه‌های روانشناسی و علوم تربیتی و چه در زمینه‌های مدیریت کسب و کار به درستی بشناسد و ابعاد مختلف آن را توسعه دهد.
خلاقیت به عوامل متعدد درون فردی و میان فردی نیازمند است. محیط مناسب ، والدین آگاه ، مربیان شایسته، برنامه‌های آموزشی تفاوت‌های فردی و سخت کوشی از جمله لوازم خلاقیت هست.
2-3-6 عناصر خلاقیت:
خلاقیت متشکل از عناصر و اجزای مختلفی است.”آمابیل” رییس مرکز پژوهش‌های دانشکده بازرگانی دانشگاه هارواردسه عنصر مهارت‌های مربوط به قلمرو یا موضوع مهارت‌های مربوط به خلاقیت و انگیزه را اجزای اصلی خلاقیت می‌داند.

2-3-6-1مهارت‌های مربوط به موضوع:
مهارت‌های مربوط به موضوع عبارتند از دانش و شناحت ما نسبت به حقایق اصول و نظریات آن موضوع که این از طریق استعداد، تجربه و آموزش در آن حوزه به دست می‌آید. کاملا واضح است که انسان قبل از آنکه در یک زمینه خلاق شود باید دارای مهارت باشد که اکثرما آن را نادیده می‌گیریم. اماچه کسی شنیده است که دانشمندی بدون فراگیری شیمی بتواند در این زمینه کار خلاقی انجام دهد؟
“دیوید بوهم” شرط لازم برای خلاقیت را یادگیری مطالب تازه می‌داند، حتی اگر یادگیری متضمن ابطال ایده‌ها و پندارهایی باشد که برای فرد ارزشمند و بدیهی به نظر می‌رسند.
بنابراین برای رفع چالش فوق باید مهارت‌هایی که خلاقیت را کمک می‌کند تا قید و بندها و قالب‌های ذهنی ناشی از آگاهی‌های موضوعی شکسته شود را با مهارت‌های موضوعی همراه کرد.
تنها در سایه‌ی این ترکیب است که دیگر از افزایش دانسته‌های فردی ترسی به وجود نخواهد آمد زیرا او قادر خواهد بود با مهارت‌های خلاقیت، قید و بندهای موضوع را رها کند و ایده‌های جدید به وجود آورد.

‌2-3-6-2 مهارت‌های مربوط به خلاقیت:
اگر فردی از بالاترین حدمهارت نسبت به موضوع برخوردار باشد اما از مهارت خلاقیت بی بهره باشد هرگز قادر به انجام کار خلاقی نخواهد بود بلکه مهارت‌های موضوعی او بزرگ ترین مانع خلاقیت خواهد بود ولی اگر مهارت‌های خلاقیت را به دست آورد، می‌تواند از مهارت موضوعی در راه جدیدی استفاده نماید و یا آنها را افزایش داده و شیوه‌های بهتری برای به کارگیری آنها اتخاد کند.
ارزش‌های فکری زیرمهارت‌های خلاقیت را تقویت می‌کند:
ـ شکستن عادت ، کنارگذاشتن شیوه‌های فکری و عملی پیشین و استفاده از روش‌های جدید
ـ به تعویق انداختن قضاوت و ارزیابی ایده‌ها برای جلوگیری از ضایع شدن ایده‌ای که در ابتدا ممکن است جالب و مفید به نظر نیاید.
ـ درک مسائل پیچیده به هنگام مواجه شدن با آنها و تلاش در حل این مسائل
ـ متفاوت دیدن مسائل و مشاهده امور به شیوه تازه‌ای که قبلاً به آن توجه نشده است.
ـ وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده‌های متفاوت.

2-3-6-3 انگیزه:
یکی از مهم‌ترین اجزاء خلاقیت انگیزه است که با وجود آن کار برای افراد جالب و لذت بخش خواهد بود. بدیهی است توانایی یادگیری موضوعات جدید در کل به “وضعیت ذهنی” انسان بستگی دارد نه به یک استعداد ذاتی و خدادادی، و این توانایی یادگیری هنگامی به اوج می رسد که فرد نسبت به آن چه انجام می‌دهد، علاقه‌ای کامل و بی‌قید و شرط داشته باشد، درست مانند علاقه‌ای که کودک در حین یادگیری راه رفتن نشان می‌دهد، اگر به دقت نگاه کنیم می‌بینیم که او “تمام وجودش” را برای راه یافتن به کار می‌گیرد فقط در پرتو چنین علاقه‌ای است که انرژی ذهنی لازم برای درک موضوعات نو و متفاوت پدید می آید.”آمابیل” می‌گوید: من طی 12 سال و با انجام 12 تحقیق دریافتم که انگیزه‌ی درونی مهم ترین نقش را در خلاقیت ایفا می‌کند اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و بدون فشارهای خارجی و با لذت و رضایت کار را شروع کنند، می‌توانند خلاقیت بیشتری از خود نشان دهند. اگرچه “آمابیل” در نظریات خود براصل انگیزه‌ی درونی خلاقیت تأکید دارد، ولی در یک طرح جامع پژوهشی درباره حمایت خلاقیت کارآفرین‌ها، وی به این نتیجه رسیده است که نوع ویژه‌ای از انگیزه‌ی بیرونی می‌تواند درخدمت انگیزه‌ی درونی قرار گیرد. به این شکل که هر نوع عامل بیرونی که احساس کفایت فرد را حمایت کند، بدون آن که احساس خود مختاری وی را کم کند، به انگیزه‌ی درونی خواهد افزود. همچنین، پاداش‌هایی که کفایت فرد را افزایش دهد و یا فرد را قادر به انجام کارهای جالبی کند می‌تواند به عنوان انگیزه های بیرونی موثر باشد. استقلال در فرآیند کار نیز به خلاقیت دامن می‌زند زیرا اعطای آزادی در زمینه‌ی چگونگی برخورد با کار، انگیزه‌ی درونی کارکنان و احساس مالکیت آنها را می‌افزاید.

جدول 2-9 عناصر و اجزا خلاقیت- آمابیل 1990

2-3-7 نقش و اهمیت خلاقیت
نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری را می توان از سه جنبه کلی ،فردی و سازمانی به شرح زیر مورد بررسی قرار داد :
2-3-7-1 نقش و اهمیت خلاقیت از جنبه کلی و عمومی
1)خلاقیت و نوآوری یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین ویژگی های خاص انسان است .
2)مجموعه تمدن انسان محصول خلاقیت ها و نوآوری انسان است .
3)ادامه حیات انسان بدون خلاقیت و نوآوری امکان پذیر نیست .
4)خلاقیت و نوآوری یکی از اصلی ترین اهداف تعلیم و تربیت است .
5) خلاقیت و نوآوری عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش رفاه و آسودگی و رفع مشکلات و موانع است .
6)خلاقیت و نوآوری موجبات رشد و توسعه اقتصادی ، علمی و صنعتی را فراهم می سازد.
7)همه سازمانها و کارخانه ها و کلیه تولیدات و محصولات و خدمات حاصل خلاقیت و نوآوری است.
8)جوامع پیشرفته دارای خلاقیت و نوآوری بیشتر هستند.

2-3-7-2 نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري از جنبه فردي
1) خلاقيت و نوآوري عامل رشد و شکوفايي استعداد ها و سوق دهنده به سوي خود شکوفايي است .
2) خلاقيت و نوآوري عامل موفقيت فردي ، شغلي و اجتماعي .
3)خلاقیت و نوآوری در رشد و ظهور مهارت ها مانند مهارت های حل مساله ، خود آگاهی و مهارت هنری ، حرکتی ، علمی و مکانیکی موثر است.
4)خلاقیت و نوآوری از طریق ایجاد زمینه ها ی انعطاف پذیری ذهنی و رفتاری در توسعه روابط اجتماعی نقش مهمی دارد.
5)خلاقیت و نوآوری زمینه کنجکاوی ، تلاش و تفکر را نیز فراهم می آورد.
6)خلاقیت و نواوری باعث ارتقای سطح بهداشت روانی می شود.
2-3-7-3 نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري از جنبه سازماني
1) خلاقيت و نوآوري عامل پيدايش سازمان؛
2) خلاقيت و نوآوري عامل توليدات و خدمات ؛
3) خلاقيت و نوآوري عامل افزايش کميت ، تنوع توليدات و خدمات ؛
4) خلاقيت و نوآوري عامل افزايش کيفيت توليدات و خدمات و موفقيت در رقابت ؛
5) خلاقيت و نوآوري عامل کاهش هزينه ها ، ضايعات و اتلاف منابع ؛
6) خلاقيت و نوآوري عامل افزايش انگيزش کاري کارکنان سازمان ،
7) خلاقيت و نوآوري عامل ارتقاي سطح بهداشت رواني و رضايت شغلي کارکنان سازمان ؛
8) خلاقيت و نوآري عامل ارتقاي بهره وري سازمان؛
9) خلاقيت و نوآوري عامل موفقيت مجموعه مديريت و کارکنان سازمان؛
10) خلاقيت و نوآوري عامل رشد و بالندگي سازمان؛
11) خلاقيت و نوآوري عامل تحريک و تشويق حس رقابت؛
12) خلاقيت و نوآوري عامل کاهش بوروکراسي اداري ((کاهش پشت ميزنشيني ومشوق عمل گرايي))؛
13) خلاقيت و نوآوري عامل تحريک و مهيا کردن عوامل توليد .

2-3-8 فرايند خلاقيت
چگونگي فرايند خلاقيت مشتمل بر مراحل ذيل است:
1) ايجاد نگرش موافق براي پذيرش افکار و طرحهاي جديد:براي فعال شدن استعداد بالقوه خلاقيت در افراد، بايدزمينهتقويتنگرشمثبتبهآزاديفکروارائهطرحهايجديدفراهمآيد؛بهگونهايکهافرادبتوانندعليرغمواکنشهاينامطلوباحتماليديگران،بااعتمادبهنفسکافيبهخلاقيتبپردازند. افرادخلاقنبايدتحتتأثيرپیشفرض ها قرار گيرد زيرا در اين صورت بانااميدي دست از نوآوري مي کشند و طرحهاي جديدآن به دليل: 1- تنبلي ذهن 2- موانع فرهنگي 3- قضاوتهاي ناپخته از بين مي رود. موانع فرهنگي خلاقيت عبارتند از: ميزان دانش افراد در مراحل پيشين، گروه و جمع بستن و نهاد هاي که بر الگو هاي رفتاري فرد نفوذ دارد.
2) افزايش حساسيت افراد نسبت به مسأله: اهتمام به شناخت و تشخيص مسائل و موانع بهبود طراحي برنامه ها از بارز ترين علائم حساسيت افراد خلاق نسبت به مسايل است. افراد خلاق ابتدا آنچه را که مي خواهند انجام دهند مشخص مي کنند. تقويت فراگرد خلاقيت هنگامی موثر خواهد بود که افراد بدانند، چرا ارائه طراحها و فکر هاي جديد ضرورت دارد.
3) مهيا ساختن شرايط خلاقيت از طريق فراهم کردن مواد خام لازم:فکر ها وطرحهاي جديد مبتني بر دانش، انديشه ها، و تجربيات افرادهستند اين منابع از طريق مطالعه، مشاهده، مصاحبه با اشخاص آگاه، مسافرت، و رسانه هاي گروهي توسعه مي يابد. جستجوي واقعيات بايد در دامنه اي وسيع انجام شود و همه اي اجزا مسأله را مد نظر بگيرند تا گنجينه اي از اطلاعات فراهم گردد. بهر حال، اطلاعات موجود يا مواد خام تفکر بايد طبقه بندي و دسته بندي شود تا قابل استفاده باشد.
4) ايجاد سلاست فکر: سلاست فکر بر توان گرد آوري فکر هاو طرحهاي متنوع و متعدد در مورد مسأله دلالت دارد. ارزش اين کار درآناستکهباافزايشميزانفکرهايموجود،احتماليافتنراهحلعمليافزايشمييابدبههميندليل،فراگردهاوطرحهانيزحايز اهميت است (رضائیان ، 115 )   
5) استمرار فعاليت ضمير ناخود آگاه بر روي مسأله: ضمير که در انسانوجود دارد دوگونه است:الف: ضمير خود آگاه: بخش از ذهن است که اطلاعات

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع تحول گرا، رهبری تحول گرا، تلاش مضاعف، رهبری عدم مداخله گر Next Entries منابع مقاله با موضوع ناخودآگاه، تحلیل عوامل، مفهوم سازی، انعطاف پذیری