منابع مقاله با موضوع خسرو پرویز، ناصر خسرو، ضرب المثل، خسرو انوشیروان

دانلود پایان نامه ارشد

ایرانیان در هنر نگارگری که هنر اصیل ایرانی است گرد هم میآیند. دلیل اصالت هنر نگارگری نزد ایرانیان نیز این است که مانی که یکی از پیامبران آنان است در قرن سوم میلادی ظهور کرد و قوم خود را به مذهبی دعوت کرد که در آن تعالیم زرتشتی با عناصری بودایی و مسیحی در آمیخته است، وی در کشورها گردشگری و سیاحت نمود و توانست هنرهای چینی را فرا گیرد و با آموختههای خود به کشورش که مردم آن به هنر علاقمند بودند بازگشت در حالی که هنرمند سررشتهای بود 457. مانی نیز به عنوان نگارگری که در زبردستی و مهارت ضرب المثل گشت در شعر فارسی یاد میشود. دیانت مانوی نیز هنر را تأیید و مورد حمایت قرار میدهد.
وقتی اعراب با تمدن ایرانیان آشنا شدند در پذیرش نگارگری، که اسلام از آن بیزار بود و آن را ناپسند میدانست، چشم پوشی و سهل انگاری نمودند. هر چند که مسلمانان مدت درازی بر بیزاری خود از نقاشی ماندگار بودند. همچنین در بغداد هنر نقاشی کتابهای عربی پدیدار گشت که عنصر ایرانی در کنار عناصر دیگر در آن نمایان بود. مهمترین اثر این هنرِ صورتگری در بغداد، نسخۀ خطی مشهوری از مقامات حریری است که هم اکنون در کتابخانۀ ملی در پاریس است و تصاویر این نسخۀ خطی زندگی قرن هفتم هجری را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که تصویرگر آن استعدادی اصیل و ذوق حساسی دارد و از اصول هنر آگاه است 458.
برخی از شعرا به توصیف جامهای شراب و تصاویر زینت بخش آنها میپرداختند و یادآور میشدند که تصاویر خسرو پرویز و بابک و شهسواران ایرانی بر آنها نقاشی شدهاند. این نشان میدهد که آنان صنعتی ایرانی را توصیف میکردند که با اعراب ارتباطی نداشت 459.
ما بر این موضوع درنگ میکنیم تا بگوییم : این شاعران به دورهها و محیطهای متفاوتی منسوبند که نشان میدهد تزیین جامها با تصاویری ایرانی از سنتهای هنری شده بود که سازندگانشان بدان خو کرده بودند. اما این غیر از آن چیزی است که مثلاً از شعری در این باره از ابونواس در ذهن متبادر میشود که ایرانی الاصل است و در عصر عباسی و در محیط بغدادی میزیست که به شدت تحت تأثیر ایرانیان قرار گرفت، بنابراین نوآوری نیست که تصاویری ایرانی بر جامهای وی نقاشی شده باشد.
سری رفاء که در شام زیست و با سیف الدوله ارتباط داشت و در سال 360 هجری درگذشت، یکی از این شاعرانی است که با سخن خود ادعای ما را تأیید مینمایند و اوست که میگوید :
وموسومة كاساتها بفوارس من الفرس تطفو في المدام وتغرق
شهسوارانی ایرانی بر جامهای آن نقاشی شدهاند که در باده شناورند و در آن غرق میشوند.
أقابل منها كل شاك سلاحه وفي يده سهمٌ إليَّ مفوّق
با شهسوارای که مجهّز به سلاح است رو به رو میشوم در حالی که تیری به سوی من نشانه گرفته است.
ابن قلاقس اسکندری مصری که به کشور یمن رفت و به صقلیه منتقل شد و در سال 567 هـ درگذشت نیز از آن جمله است. وی ابیات متعددی دارد که در آنها تصاویر ایرانیان بر جام شراب را توصیف میکند. همچنان که در این سخن اوست :
دارت زجاجتها وفي جنباتها كسرى أنوشروان في ايوانه
شيشۀ باده چرخید در حالی که در دو طرف آن نقش خسرو انوشیروان در ایوان خود نقاشی شده بود.
فخلعت عن عطفيه حلّة قهره وشربتها فغدوت في سلطانه
پس جامۀ اندوه را از پیکرش برکندم و آن را نوشیدم و در سلطنت او گشتم.
ابن سناء الملک که در مصر چشم به جهان گشود و سال 608 در آن جا درگذشت نیز دو بیت دارد که نشان میدهند تصویر خسرو پرویز بر جام وی کشیده شده است :
ألا إنّ شرّاب المدام هم الناس و غيرهم فيهم جنون ووسواس
همانا شراب خوارن خود انسانند و دیگران دیوانه و وسواسیاند.
فياليت أني مثل كسرى مصوّر فليس يزال الدهر في يده كأس
ای کاش من همانند خسرو پرویز نقاشی میشدم که تا ابد جام در دستش باشد.
نمونهها بسیار است اما ما به این مقدار بسنده میکنیم و در حد توان میگوییم : نگارگری بر جامهای شراب، پیوندی میان اعراب و ایرانیان به شمار میرود زیرا شاعرانی از عربها را به ذکر و یادآور شدن مستمر ایرانیان و پادشاهانشان برانگیخت و این امر تنها در میان شعرا نبود بلکه دیگرانی که با این جامها شراب نوشیدند و آن جامها را مشاهده کردهاند نیز چنین نمودند.
از جمله هنرهای اسلامی که ایرانیان تأثیر نمایانی در آن داشتند، هنر نقاشی بر گچبری است. در قصر ولید بن عبد الملک، خلیفۀ اموی، تصویری است که دشمنان اسلام نام دارد. این تصویر شش مرد را نشان میدهد که سه تن از آنان در حالی که دستهای خود را دراز کردهاند به صف ایستاده و بقیه پشت سر آنان ایستادهاند. مرتب ایستادن اشخاص در صفهایی، برگرفته از سنتهای ساسانی است که در نقشهای سنگی نزد بیستون و نقش رستم، سراغ داریم. پوشیده نیست که دراز کردن دستها نشانۀ تسلیم شدن در مراسم ساسانیان است و تصویر « دشمنان اسلام » در قصر ولید بن عبد الملک از جهت موضوع و سبک و جزییات، شباهت زیادی با تصاویر ساسانی دارد.
در یکی از کاخهای هشام بن عبد الملک تصویری است که شکار آهو را به تصویر میکشد و چه بسا این تصویر داستان بهرام گور به همراه تیر و کمانش را به نمایش گذاشته است و این همان داستانی است که در شاهنامه و کتابهای داستانی دیگر ایرانیان ذکر شده است.
خلفای عباسی نیز به تزیین مجالس و کاخهای خود با نقاشی تمایل داشتند. مثلاً هارون الرشید تالاری در باغ قصر خود را با تصاویری به سبک نقاشیهای ساسانی تزیین کرده است 460.
هنر سفالگری نیز از هنرهایی است که ایرانیان در آن تجلی یافتند. همچنین نقاشی فیل بر سفال در حالی که گلولههای گرد کوچک سفید رنگی بر پاهای آن است، از جمله هنرهایی است که در دورۀ ساسانی رواج یافت و این گلولههای کوچک بر لبۀ طبق در سفال سامرا و سفال طولونی نیز نقاشی شد 461.
اين امر تأثیر هنر ساسانی را نشان میدهد که عربها در سرزمینهای دورافتاده و دورههای پی در پی آن را فرا گرفتند. پس از هنر سفالگری هنر بافندگی ذکر میشود، هنری که در دورۀ ساسانیان شکوفا شد و با نقطهها و حاشیهها و برگچههای درختان و خطهای درهم تنیده و متقاطع و استفاده از دایرههای متصل و درهم رفته و قسمتهایی که هر یک از آنها برخی از منظرههای شکار یا تصاویر حیوانات و پرندگان را در برداشت، تزیین میشدند. این منسوجات از زمان جاهلی شهرت یافتند 462. اینها انواع جامهها همانند مطیر که جامهای منقّش به تصاویر پرندگان است و نیز مخیل که نقاشیهایی مانند تصاویر اسب در آن است را بیادمان میآورند که عربها باید آنها را از ایرانیان فرا گرفته باشند. این در کنار نامهای بیشمار جامههای است که از زبان فارسی معرّب شدهاند. از جمله چیزهایی که عربها را در هنر بافندگی با ایرانیان پیوند میدهد، این است که اعراب واژۀ « تراز » را از آنان گرفته و در زبان عربی «طراز» شده است که اسم خاص لباس و مکانی است که جامههای اعلا در آن بافته میشوند و گفته میشود این لباس در طراز فلان دوخته شده است و همچنین جامهای است که برای سلطان بافته شد. و به مجاز دربارۀ چهرۀ زیبا گفته میشود او در طراز خدا ساخته شده است. وقتی که ناصر خسرو جهانگرد ایرانی در قرن پنجم هجری از مصر دیدن کرد، دربارۀ هنر بافندگی سخن شگفت آوری به میان راند و گفت : قصب رنگارنگ در شهر تنیس بافته میشود و قصب جامههای نازک و نرمی از جنس کتان است و قصبی مفرد آن است. ناصر خسرو همچنین یادآور شد که عمامهها و لباسهای زنانه در تنیس بافته میشوند تا برای وی از آن جا جامهای بخرند، اما سالها گذشت و راهی برای خریدن لباس نیافتند 463.
با یادآور شدن مصر که ناصر خسرو در دورۀ فاطمیان از آن دیدن کرد، میگوییم: برخی از سبکهای اسلامی در مصر و شام از سبکهای هنری ایرانی تأثیر پذیرفتهاند که سبک فاطمی بیشترین تأثرپذیری را داشته است. چرا که تزیینات کنده کاری شده بر کارهای هنری چوبی فاطمیان و نقاشیهای گیاهان و حیوانات بر سفالهای جلادار و دیگر کارهای هنری فاطمیان، همگی از اصول هنر ایرانیان متأثر بودند 464.
میتوان گفت که عربها هنر ساخت شلوارها را از ایرانیان فرا گرفتند. چرا که سروال معرّب شلوار است و این کلمه از دو بخش تشکیل میشود، شل به معنای ران و وار که افادۀ تشبیه میکند. بنابراین معنای اصلی آن شبیه ران است.
چیزی که نشان میدهد عربها پیش از ارتباط با ایرانیان پوشیدن شلوار را بلد نبودند، سخن ابوهلال عسکری است که در سخن دربارۀ ضرب المثل « من شر ما ألقاك أهلك » میگوید : قطبه بن قتاده برای عمر که به او فرمان داده بود تا در دورترین سرزمین اعراب و نزدیک ترین سرزمین ایران فرود آید، نامهای نوشت که مرزبان با پانصد سوار به جنگ وی آمد و قطبه او را شکست داد و عربها سلاح وکالاهایی به غنیمت گرفتند. همچنین یکی از مردان عرب شلوارهایی گرفت اما نتوانست آنها را بپوشد از این رو آنها را پرت کرد و گفت : خداوند تو را خوار سازد که اگر خیری در تو بود صاحبت تو را رها نمیکرد و این سخن وی ضرب المثل گشت سپس گفته شد « من شرٍّ ما ألقاك أهلك » به خاطر شرّی که در توست صاحبانت تو را دور انداختند.
سپس میان مردان و زنان ملتهای اسلامی به شکل عام و عربها به شکل خاص رایج شد تا آن جا که گفته شد : شایسته نیست که فرد آراستهای بی شلوار راه برود. مذهب فتوت465 و پوشیدن شلوار شرطی از شرایط آن قرار گرفتن، از جمله چیزهایی بود که پوشیدن شلوار را رایج ساخت. پس از انتشار مذهب فتوت در جهان عرب و اسلام به ندرت فردی از مردم یافت میشد که شلواری از هر جنس که باشد، نپوشد. از این رو شلوار یکی از لباسهای ضروری مردمی شد 466.
با یادآور شدن فتوت میگوییم : مفهوم آنها در اصل اخلاقی است و همانا جمع شدن صفات خیر همانند گشاده دستی و دلیری و مهمان نوازی در انسان است که صوفیان آن را ایثار نامیدند و مظهری اجتماعی و مذهبی گردید که عادتها و اصول خود را دارد و شلوار لباس برجستۀ اهل فتوت بود 467.
ایرانیان از زمان ساسانیان در پیش گام بودن در هنر بافندگی شهرت زیادی داشتند و صنعت بافندگی پس از فتح عربی شکوفا شد و شیراز و سوسه با پارچههای حریر فاخر خود معروف شدند. سبک ساسانی سبک رایج در صنعت آن بود که تزیینات و سنتهای قدیم خود را حفظ نمود و عربها فاتح چیز جدیدی بدان نیفزودند. همچنین ولایتهای ایرانی در زمان مأمون منسوجات زیادی را به عنوان مالیات ارزشمندی روانۀ بغداد ساختند. همچنان که ابن ماهان والی خراسان زیباترین منسوجات ایرانیان را در ضمن جزیه، برای هارون الرشید فرستاد 468.
بنابراین نتیجه میگیریم که صنعت گران عرب باید از صنعت گران ایرانی هنرهایی را برگرفته و آموخته باشند و این صنعت سنتی اصیل ایرانی سبب شد تا عربها با زیباترین و با شکوهترین جامهها بخرامند و با مظهری از مظاهر تمدن آشنا شوند که در دورههای پیشین با آن آشنایی نداشتند.
اما در هنر موسیقی، میان ایرانیان و عربها پیوند محکمی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این هنر نزد ساسانیان شکوفا شد و به پیشرفت چشم گیری دست یافت. ایرانیان در دین و دنیای خود به موسیقی اهمیت میدادند و کسی که از تاریخ آنان مطالعهای داشته باشد یا اندکی از ادبیات آنان را بداند، دلایل متعددی برای آن خواهد یافت 469.
ما نمیتوانیم وجود این هنر نزد عربها دورۀ جاهلی را انکار کنیم، اما چیزی که تردیدی در آن نیست این است که آنان همانند هنرهای دیگر به استثنای هنر سخنوری، در این هنر ابتدایی بودند. عربها جاهلی هنری موسیقایی در خواندن اشعارشان داشتند اما این هنر با هنر موسیقی پس از اسلام آنان تفاوتی اساسی داشت. فارابی به آهنگهایی که به آهنگهای جاهلی معروفند اشاره نموده است و بعید نیست آن چه را که فارابی بدان اشاره نمود باقیماندۀ آهنگهای قدیمی از عربها پیش از اسلام باشد. به هر حال از این نتیجه میگیریم که عربها در این هنر نمیتوانند به مرتبۀ ایرانیان رسیده باشند و در نهایت شایسته است که بازماندگان از پیشگامان این هنر بیاموزند و در کارهای بزرگ از آنان سرمشق بگیرند و این امر در هنر موسیقی و نغمه سرایی میان عربها

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع شعر فارسی، هنر ایران، خلیج فارس، معماری سنتی Next Entries منابع مقاله با موضوع کلیله و دمنه، تاریخ ادبیات، تاریخ ادبی، زین العابدین