منابع مقاله با موضوع حقوق بشر، سازمان ملل، ساختار قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

اجرا و ارزيابي برنامه ملي تضمين شود:
ـ حضور كثرت‌گرايانه جامعه (از جمله سازمان‌هاي غيردولتي)؛
ـ شفافيت عملكردها؛
ـ پاسخگويي عمومي؛
ـ مشاركت دموكراتيك.
كليه اقدامات دولتي بايد استقلال و خودمختاري سازمان‌هاي مختلف را در اجراي برنامه ملي محترم شمارند.
2ـ اصول فعاليت‌هاي آموزشي
كليه فعاليت‌هاي آموزشي كه براساس برنامه ملي انجام مي‌شود بايد به شكوفا شدن موارد زير منتهي گردد:
ـ احترام و ارزش قائل شدن به تفاوت‌ها و مخالفت با تبعيض بر مبناي نژاد، اصالت ملي يا قومي، جنس، مذهب، سن، شرايط اجتماعي، فيزيكي يا رواني، زبان، وضعيت جنسي و غيره؛
ـ گفتار و رفتار غير تبعيض آميز؛
ـ احترام و ارزش قائل شدن براي تنوع عقايد؛
ـ تعليم و ياددهي مشاركتي؛
ـ تبديل هنجارهاي حقوق بشري به رفتارهايي در زندگي روزانه؛
ـ آموزش تخصصي مربيان؛
ـ توسعه و تقويت ظرفيت‌هاي ملي و تخصص براي اجراي مؤثر برنامه.108

مبحث پنجم: آثار جهاني شدن حقوق بشر
بند اول: آثار مثبت جهاني شدن بر حقوق بشر
استدلال اكثر صاحب نظران خوش‌بين به جهاني شدن براي خقوق بشر اين است كه با نزديكي و اتحاد ملت‌هاي شمال و جنوب، فاصله عقب ماندگي ملل جنوب كم‌تر شده، شرايط بهتر رشد و توسعه آن‌ها را به دنبال مي‌آورد و مثال مي‌زنند همان‌گونه كه اتحاد دول آلمان، باعث شد قسمت عقب مانده از توان مالي و تكنيكي قسمت پيشرفته كمك بگيرد و عقب ماندگي‌ها را از بين ببرد، جهاني شدن نيز چنين نقشي را بازي خواهد كرد.
در واقع جهاني شدن، فرصتي را براي مديران جهان سوم پديد مي‌آورد تا بسياري از مشكلات ريشه‌اي خود (اقتصادي، اجتماعي، سياسي و…) را حل نمايند. آمار موجود تجارت جهاني نيز مؤيد اين ادعا است. بدين صورت كه در جريان فعلي جهاني شدن تمام ملت‌هاي جهان، سهم مبادلات تجاري آن‌ها افزايش يافته، از جمله سهم ملت‌هاي جهان سوم از 33 درصد در دهه 80 به 43 درصد در سال 1996 ارتقاء يافته و اين رقم در سال 2000 به 50 درصد رسيده است.109
بنابراين در جريان جهاني شدن، تمام ملت‌هاي شمال و جنوب سهم بيش‌تري از درآمد جهاني كسب مي‌نمايند و حقوق بشر در كل بهبود مي‌يابد.
عده‌اي معتقدند فرهنگ جهاني يعني آگاهي جهاني، بدين معني كه تمام ملل از رسانه‌هاي مشابه و يكسان آموزش مشابه كسب مي‌نمايند كه اين مسأله به معني سلطه تك فرهنگي نبوده بلكه شكست تك فرهنگي مي‌باشد. بنابراين حاصل اين روند، برابري حق آموزش و تعليم و تربيت براي ميل شمال و جنوب است.
در جهان‌گرايي سياسي نيز ملت‌ها درصددند يك جامعه مدني جهاني شكل دهند تا مشکلات آن‌ها مانند امنيت جهاني، حقوق بشر، دموكراسي، تروريسم بين‌المللي، آلودگي محيط زيست و … را حل نمايند. بنابراين مي‌توان گفت در چنين فضايي برابري حقوق سياسي، مدني و شهروندي حاصل مي‌شود. از بعد ديگر در جهاني شدن، ملل جنوب امكانات برابر جهت نشر خرده فرهنگي براي حفظ خود پيدا مي‌كنند، يعني حق برابري آزادي بيان و عقيده را به همراه دارد به عبارت ديگر جهاني شدن، كثرت را در درون وحدت (برابري ملت‌ها) پديد مي‌آورد كه باعث مي‌شود بگويم: “جهاني بينديش و محلي عمل كن.”
بدين ترتيب مي‌توان گفت در روند جهاني شدن، حقوق بشر ضعيف فعلي دول جنوب مانند حق آموزش، بهداشت، تغذيه، اشتغال، حقوق زنان و حقوق كودكان در كل به دنبال اين تحول بهبود يافته و نيز وضع اقتصادي، اجتماعي و سياسي آن‌ها را ارتقاء خواهد يافت. بخصوص در اكثر كشورهاي جنوب كه ساختار قدرت و روابط آن بيش‌تر شكل مردسالاري دارد و حداقل حقوق اقتصادي، سياسي و اجتماعي براي زنان مطرح است، جهاني شدن اين نابرابري را برهم زده، ساختارهاي ملي- محلي قدرت را تغيير داده و حقوق تعريف شده مردسالارانه را متحول كرده و حقوق بشر برابر زن و مرد را به دنبال مي‌آورد.
بند دوم: آثار منفي جهاني شدن بر حقوق بشر
مخالفان جهاني شدن معتقدند كه جهاني شدن در حقيقت تكميل كننده همان استعمار قديم و جديد مي‌باشد كه با ظاهري منطقي و زيبا تبليغ مي‌شود كه چنين پديده‌اي به سلطه محدود و عميق‌تر دول شمال بر دول جنوب منجر شده و در نهايت همين حداقل حقوق بشر موجود دولت‌هاي جنوب را به نابودي مي‌كشد. صاحب‌نظران مخالف جهاني شدن با نگرش منفي معتقدند اين روند منجر به جابجايي بيش‌تر ثروت دولت‌هاي جنوب به شمال مي‌گردد كه تبعيضات اقتصادي، اجتماعي، بي‌ثباتي و ضعف بيش‌تر حقوق بشر دول جنوب را به همراه آورده و روند استعمار قديم و جديد را تكميل مي‌نمايد. منير سفيق، صاحبنظر عرب در روزنامه الشرق‌الاوسط مي‌گويد: “جهاني شدن جنوب را به نابودي فرهنگي، هويتي مي‌كشاند و سرمايه و ثروت آن‌ها را به دول شمالي مي‌فرستد.”110
باتوجه به اين مطالب، مي‌توان به آثار منفي جهاني شدن بر حقوق بشر، به شرح ذيل اشاره كرد:
الف) جهاني شدن فقير را فقير‌تر و غني را غني‌‌تر مي‌كند (خصوصاً ً‌در دول جنوب)
ب) ملت‌هاي مختلف خصوصاً در جنوب با بحران‌هاي مالي جهاني بيش‌تري كه نتيجه وحدت بازارهاي مالي بورس جهاني است رو به رو خواهند شد، مانند بحران مكزيك در سال 1994 يا بحران مالي جنوب شرق آسيا در سال 1997 كه در اين ميان دولت‌هاي جنوب بيش‌تر ضرر كردند.
ج) پيامدهاي اجتماعي، اقتصادي ناشي از اصلاحات ساختار اقتصادي مورد نظر بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول، تشديد بيكاري، گسترش فقر و كاهش دستمزد را به دنبال خواهد داشت كه ملل جنوب بيش‌تر متأثر خواهد شد.
د) تسلط فرهنگ غرب و حذف خرد و فرهنگ باعث لطمه خوردن به حق آزادي عقيده، بيان و مذهب خواهد شد.
هـ) جهاني شدن، سلطه عميق‌‌تر شمال بر منابع و درآمدهاي جنوب رو به دنبال خواهد آورد.
و) جابجايي ثروت و نيروي كار از جنوب به شمال و جابجايي اطلاعات و فرهنگ از شمال به جنوب تبعيض و نابرابري حقوق بشر از ابعاد ثروت فرهنگ و توسعه را به دنبال مي‌آورد.
مخالفان جهاني شدن معتقدند با جهاني شدن صنعت و كشاورزي، مدل جنوب بيش از پيش به دست كمپاني‌هاي بين‌المللي خواهند افتاد كه به دليل صرفه اقتصادي، بيش‌تر به سوي استخدام دختران جوان و زنان مجرد رو آورده و آن‌ها را بيش‌تر به كار مي‌گيرد. چون زنان كم‌تر از مردان هزينه دستمزد دارند و زنان مجرد به مراتب با دستمزد كم‌تري راضي مي‌شوند. به دنبال جهاني شدن و به دليل با اهميت شدن نقش زنان در اقتصاد جهاني، آن‌ها را با اين خطر رو به رو مي‌كند كه داراي مشاغل و درآمدهاي بي‌ثبات و غير قابل اطمينان شوند و درنتيجه به سوي كارهاي حاشيه‌اي توليد سوق داده شده و زندگي‌شان با بي‌ثباتي و عدم اطمينان از تأمين اقتصادي- اجتماعي روبه رو شود. زيرا مسأله ازدواج به تأخير افتاده و اقتصادي مردسالاري نيز به هم مي‌خورد. در جوامع جنوب كه مردسالاري عمدتاً در اقتصادي خانواده حاكم بوده و به حاكميت زن‌سالاري اقتصادي تبديل شده و زنان نقض اصلي درآمدزا در خانواده را به عهده خواهند گرفت كه از اين لحاظ باعث ارتقاء سطح زن در فعاليت اجتماعي مي‌گردد ولي از آن جايي كه براي مردان حاشيه‌اي شدن در درآمد قابل تحمل نيست، آن‌ها مجبور به مهاجرت بين‌المللي مي‌شوند تا بتوانند شغل و كار پيدا نمايند كه به تدريج به ثبات خانواده لطمه وارد شده و آن را تضعيف مي‌نمايد.
عكس‌العمل‌هاي دول جنوب نسبت به جهاني شدن، كه غربي شدن و مدرن شدن را به دنيا مي‌آورد، مختلف است.
زنان و مردان شروع به بحث و جدال در مورد ارزش‌هاي جديد مي‌نمايند. در چنين روزي نقش خانه‌دار بودن، مادر بودن، همسر بودن و داشتن فرزند براي زنان به يك ارزش منفي تبديل خواهد شد كه به كانون خانواده و ثبات آن لطمات زيادي وارد مي‌نمايد.
بدين ترتيب مي‌توان آثار منفي جهاني شدن را بر حقوق بشر در دولت‌هاي جنوب بر كانون خانواده اين چنين برشمرد:
الف) آثار منفي حقوق بشر بر روي زنان از بر هم خوردن ارزش‌ها كه ناشي آزادتر شدن روابط زن و مرد خواهد بود، منجر به تاخير ازدواج، مجرد زندگي كردن زن، بي‌اهميت شدن ازدواج، افزايش طلاق و ابزاري شدن زن خواهد بود.
ب) آثار منفي حقوق بشر به روي كودكان، پيدايش فرزندان نامشروع و كودكان بي‌سرپرست و به تبع در اين جوامع كودكان سربار بوجود خواهد آمد.
ج) آثار منفي بر حقوق اجتماعي- اقتصادي دول جنوب، همچنين آثار منفي بر روي حقوق كارگر، تشديد بيكاري، جابجايي و مهاجرت كارگران مرد به كشورهاي شمال، ‌ضعف حقوق كار، دستمزد و تأمين اجتماعي و.. را مي‌توان در نظر گرفت.111

بخش دوم:

موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر

بي‌ترديد، سازمان ملل تلاش‌هاي فراواني در زمينه توجه به مسائل حقوق بشر، حفظ و ارتقاي حقوق و آزادي‌هاي اساسي افراد انساني و در نهايت جهاني شدن حقوق بشر به عمل آورده است.
در اين راستا، قريب به يكصد سند، اعلاميه، كنوانسيون و ميثاق در زمينه ابعاد مختلف حقوق انساني، از سوي ملل تصويب شده است. هر سال، در مباحث عمومي و سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك و كميسيون حقوق بشر در ژنو، بحث حقوق بشر يكي از مباحث عمده بين‌المللي را تشكيل مي‌دهد. نمايندگان و گزارشگران ويژه، گزارش‌هاي خود را از وضعيت حقوق بشر در كشورها و در زمينه‌هاي مختلف به اركان مزبور ارائه مي‌دهند.
در فصول مختلف نيز، كميسيون‌ها، كميته‌ها و گروه‌هاي كاري متعددي در زمينه موضوعات گوناگون مربوط به حقوق بشر، تشكيل مي‌گردد و ضمن بررسي وضعيت حقوق بشر در برخي از كشورها و ملاحظه گزارش‌هاي آن‌ها تفسيرها و نظرهاي مختلف مفاهيم حقوق بشر و معيارهاي پذيرفته شده سازمان ملل در زمينه حقوق بشر ارائه مي‌گردد.
كوشش‌هاي ديگري نيز از سوي مجمع عمومي و ارگان‌هاي مختلف سازمان ملل به عمل مي‌آيد كه معيارهاي بين‌المللي حقوق بشر به مرحله اجرا و عمل درآيد. نمايندگان ويژه، گزارشگران ويژه، گروه‌هاي كاري و ارگان‌هاي ناشي از معاهدات حقوق بشري، امروزه اهميت زيادي به توسعه روش‌هايي براي پيشرفت اجراي حقوق بشر مي‌دهند.
آموزش حقوق بشر و ايجاد فرهنگ حقوق بشري، در بلندمدت، عنصر اساسي ارتقاء، احترام و رعايت حقوق بشر محسوب مي‌شود. همه افراد و گروه‌ها و مردم بايد از حقوقي كه مي‌توانند داشته باشند و مكانيزمي كه براي حفظ و حمايت از آن وجود دارد مطلع باشند. در فعاليت‌هاي آموزشي بايد توجه خاص به كساني معطوف شود كه در اجراي حقوق بشر، مؤثرند. مانند قضات، مقامات رسمي دولتي، اعضاي پليس و نيروهاي مسلح و نيز معلمين مدارس به خاطر نقشي كه در تربيت نسل آينده دارند. تشويق براي تشكيل نهادهاي ملي و منطقه‌اي حقوق بشري كه در كنفرانس جهاني حقوق بشر وين مورد تأكيد قرار گرفته و تشكيل اين‌گونه مؤسسات در برخي مناطق و كشورها، از جمله گام‌هاي مثبتي است كه در جهت رعايت حقوق بشر از سوي سازمان ملل برداشته شده است.112
در واقع، همه فعاليت‌هايي كه سازمان ملل متحد در زمينه جهاني شدن حقوق بشر انجام داده، اما همچنان جهاني شدن حقوق بشر با در مرحله اجرا چالش‌ها و موانعي روبروست.
امروزه در مجموع شايد بتوان موانع و مشكلات جهاني شدن حقوق بشر را به چهار دسته تقسيم نمود: موانع فرهنگي، موانع اقتصادي، موانع سياسي، موانع حقوقي
با توجه به اين‌که موضوع پايان نامه اينجانب بررسي موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر مي‌باشد لذا در مقدمه ابتدا به طور مختصر به موانع فرهنگي، اقتصادي و سياسي جهاني شدن حقوق بشر اشاره مي‌شود و سپس در اين بخش به طور مفصل به موانع حقوقي پرداخته مي‌شود.
موانع فرهنگي: كنوانسيون‌هاي بسياري در زمينه حقوق بشر به تصويب رسيده‌اند و بسياري از دولت‌ها نيز به آن‌ها پيوسته‌اند ولي برخي از دولت‌ها ادعا مي‌كنند كه اين كنوانسيون‌ها بدون توجه به فرهنگ و مذهب بسياري از كشورها و تنها براساس فرهنگ و مذهب غربي تدوين شده است. اين دولت‌ها با طرح بحث نسبيت فرهنگي، چندين استدلال مي‌كنند كه باتوجه به تفاوت فرهنگي كه با غرب دارند، مي‌توانند برخي از اين قواعد را اجرا كنند و برخي ديگر را كه با فرهنگ كشور آن‌ها

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع حقوق بشر، سازمان ملل، حقوق زنان Next Entries منابع مقاله با موضوع حقوق بشر، سازمان ملل، منشور ملل متحد